چشمان بیدار الگوریتم‌ها بر زخم‌های زمین

«نظارت معکوس»، سلاح نوین محیط‌زیست





«نظارت معکوس»، سلاح نوین محیط‌زیست

۴ آذر ۱۴۰۴، ۱۸:۴۳

در غبار غلیظ آلاینده‌هایی که نفس شهرها را بریده و در سکوت سیاه و دودآلود جنگل الیت، همواره یک پرسش تلخ وجود دارد؛ «چرا دیر فهمیدیم؟» تاریخ تخریب محیط‌زیست، تاریخ پنهان‌کاری است. قطع درختان جنگل‌های هیرکانی معمولاً در خفا رخ می‌دهد و تخلیه پساب‌های صنعتی در رودخانه‌ها، شبانه و دور از چشم ناظران انجام می‌شود. اما اگر چشمانی داشته باشیم که هرگز نمی‌خوابند و می‌توانند از آسمان، کوچک‌ترین تغییر رنگ در برگی را رصد کنند، چه؟

چند ماه پیش که کتاب «تقاطع هوش مصنوعی و روزنامه‌نگاری» را ترجمه می‌کردم، با مفهومی مواجه شدم که برایم نه‌فقط یک اصطلاح فنی، بلکه بارقه‌ای از امید برای آینده‌ کنشگری محیط‌زیست در ایران بود: مفهوم «نظارت معکوس[۱]» چنان‌که «سانتوش کومار بیسوال» و «آناند جی. کولکارنی» دو نویسنده‌ هندی این کتاب می‌نویسند، در پارادایم سنتی، ما با «نظارت[۲]» از بالا به پایین مواجه‌ایم؛ جایی که حکومت‌ها و شرکت‌‌های بزرگ، ما شهروندان را رصد می‌کنند. اما این کتاب، فصلی نو پیش روی ما می‌گشاید؛ جایی که فناوری، دوربین را می‌چرخاند.

«نظارت معکوس» به‌معنای استفاده شهروندان و روزنامه‌نگاران مستقل از فناوری‌های هوشمند برای پایش قدرتمندان است. در بستر محیط‌زیست، این یعنی مسلح شدن «روزنامه‌نگاری توسعه» به هوش مصنوعی.

بیسوال و کولکارنی در این کتاب به ما نشان می‌دهند هوش مصنوعی دیگر در انحصار غول‌های فناوری نیست. امروز، یک کنشگر محیط‌زیست یا یک روزنامه‌نگار محلی در زاگرس یا چالوس، می‌تواند با دسترسی به تصاویر ماهواره‌ای رایگان (مانند سنتینل یا لندست) و بهره‌گیری از الگوریتم‌های تحلیل تصویر مبتنی‌بر هوش مصنوعی، تغییرات پوشش گیاهی را نه در بازه ۱۰ساله، بلکه به‌صورت هفتگی پایش کند. هوش مصنوعی می‌تواند الگوهای نامحسوس خشکیدگی را که چشم انسان به‌طبع نمی‌تواند آن را ببیند، بشناسد و پیش از آنکه تبری بر تنه درختی بنشیند یا آتشی جنگلی را ببلعد، هشدار دهد.

کتاب تأکید می‌کند قدرت هوش مصنوعی در «کشف الگوها در داده‌های کلان» است. فرض کنید حجم عظیمی از داده‌های مربوط به کیفیت آب، دمای خاک و میزان انتشار گازهای گلخانه‌ای کارخانه‌ها در دسترس باشد. تحلیل دستی این داده‌ها سال‌ها زمان می‌برد، اما الگوریتم‌ها در کسری از ثانیه می‌توانند تناقض میان «سبزشویی[۳]» شرکت‌ها و «واقعیت میدانی» را آشکار کنند. این همان نقطه‌ای است که روزنامه‌نگاری محیط‌زیست از حالت «واکنشی» (گزارش پس از وقوع فاجعه) به وضعیت «پیشگیرانه» و «نظارتی» تغییر ماهیت می‌دهد.

بااین‌حال، ترجمه این اثر یادم داد که نباید دچار خوش‌بینی خام‌دستانه شد؛ چون فناوری هوش مصنوعی شمشیری دولبه است. پس یک داور بی‌طرف نیست، بلکه آینه‌ای بزرگ‌نما در برابر ماست و می‌تواند هم دانش ما و هم تعصبات پنهان ما را با وضوحی بی‌رحمانه بازتاب ‌دهد. درواقع، همان فناوری که می‌تواند به ما در افشای تخریبگران محیط‌زیست کمک کند، می‌تواند برای تولید «جعل عمیق[۴]» و ساختن گزارش‌های تصویری دروغین از پروژه‌های عمرانی مخرب نیز به کار رود.

بنابراین، پیام اصلی کتاب برای مخاطبان روزنامه «پیام ما» و دغدغه‌مندان محیط‌زیست روشن است: در عصر هوش مصنوعی، دفاع از محیط‌زیست تنها با کاشتن نهال ممکن نیست؛ ما به «سواد الگوریتمی» هم نیازمندیم. ما به نسلی از روزنامه‌نگاران و شهروند-خبرنگارانی نیاز داریم که بتوانند زبان ماشین را بفهمند و از آن برای بازخواست کسانی استفاده کنند که ردپای کربنشان آینده‌ ما را سیاه کرده است.

کتاب «‌تقاطع هوش مصنوعی و روزنامه‌نگاری»، نقشه‌ راهی است برای درک این میدان نبرد جدید. این اثر به ما می‌گوید چگونه می‌توانیم از جایگاه تماشاچیان نگران نابودی زمین، به ناظران هوشمند و مجهزی تبدیل شویم که با ابزار «داده» و «الگوریتم»، شفافیت را به تاریکخانه‌های تخریب محیط‌زیست تحمیل می‌کنند. ترجمه این کتاب می‌تواند به مدافعان محیط‌زیست کمک کند از این ابزار مفهومی و تکنیکی در جهت منافع طبیعت استفاده کنند.

 [۱] Sousveillance

[۲] Surveillance

[۳]  سبزشویی (Greenwashing) تلاشی فریبکارانه برای پنهان کردن عملکرد مخرب یک سازمان پشت نقابی از تبلیغات و ادعاهای دروغین زیست‌محیطی است تا خود را دوستدار طبیعت جا بزند.

[۴] Deepfake

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق