استفاده مخفیانه از دیکلوفناک برای درمان تب‌برفکی دام‌ها، پرندگان شکاری ایران را تهدید می‌کند

فاجعه در کمین کرکس‌ها





فاجعه در کمین کرکس‌ها

۳۰ آبان ۱۴۰۴، ۱۸:۳۰

در اوج اپیدمی تب‌برفکی، برخی برای درمان دام‌ها به استفاده از دیکلوفناکِ انسانی روی آورده‌اند؛ دارویی که جمعیت کرکس‌های هند را تا مرز نابودی برد و چنین تجربه‌ای استفاده دامپزشکی از آن را از سال‌ها پیش ممنوع کرده است. ورود دوباره دیکلوفناک به چرخه درمان دام‌ها، در شرایطی است که بیشتر دامداری‌های سنتی و نیمه‌سنتی کشور که در مناطق طبیعی و نزدیک به زیستگاه‌ها قرار دارند، لاشه‌ها را در طبیعت رها یا به‌شکلی غیراستاندارد معدوم می‌کنند که در دسترس کرکس‌هاست. این وضع همه پرندگان شکاری ایران را در معرض خطر انقراض قرار داده است.

کرکس‌ها پرندگانی بسیار مفید برای طبیعت هستند. سیستم گوارش خارق‌العاده آنها قادر به هضم انواع میکروارگانیسم‌هاست. درحقیقت، کرکس‌ها با خوردن لاشه حیوانات مانع پراکنش بسیاری از بیماری‌ها در طبیعت می‌شوند. در سال‌های اخیر به‌علت عواملی چون کم‌شدن طعمه، تخریب زیستگاه‌ها، برق‌گرفتگی، برخورد با خطوط انتقال نیرو و مهم‌تر از همه مسمومیت، به‌ویژه با مصرف داروی دیکلوفناک در دامداری‌ها، حیات این پرندگان مفید و ارزشمند در جهان به خطر افتاده است.

از دید اکولوژیک، ازدست‌رفتن یک گونه می‌تواند اثرات عمیق و جبران‌ناپذیری بر محیط‌زیست، حیات‌وحش و نهایتاً سلامت عمومی و اقتصاد جامعه ایجاد کند. استفاده دامپزشکی از مشتقات دیکلوفناک به‌عنوان داروی ضدالتهاب غیراسترویدی سبب کاهش شدید جمعیت گونه‌های کرکس شده و بسیاری از آنها را به پرتگاه انقراض نزدیک کرده است. 

استفاده از دیکلوفناک به‌عنوان داروی ضددرد در دام‌های اهلی باعث شد این ماده به‌طور ناخواسته هنگام تغذیه پرندگان لاشه‌خوار از لاشه دام‌های درمان‌شده با این دارو وارد بدن آنها شود و به نارسایی کلیوی و مرگ در هزاران فرد از این گونه‌های ارزشمند بینجامد. درحقیقت، استفاده از این دارو در فارماکوپه دامپزشکی فاجعه‌ای بسیار بزرگ برای سازمان جهانی دامپزشکی محسوب می‌شود؛ چراکه قبل از ورود این دارو به فارماکوپه رسمی دامپزشکی و استفاده گسترده از آن در درمان دام‌ها اثرات سمی آن بر روی گونه‌های غیرهدف به‌اندازه کافی ارزیابی نشده بود. 

این دارو که به‌طور گسترده در نقش داروی ضددرد و ضدالتهاب در علم پزشکی (خصوصاً مصارف انسانی) استفاده می‌شود. در دهه ۱۹۹۰ در هند و پاکستان وارد فهرست داروهای دامپزشکی شد و به‌طور گسترده برای درمان درد و التهاب در دام‌ها به کار رفت. ازآنجاکه خطرات محیط‌زیستی آن پیش از تأیید برای مصرف دامپزشکی ارزیابی نشده بود، خطر سمی‌بودن آن برای گونه‌های حیات‌وحش، به‌ویژه جمعیت پرندگان شکاری، ناشناخته بود.

این رخداد در اوایل سال ۲۰۰۰ به‌شکل حیرت‌آوری اثرات خود را نشان داد، به‌طوری‌که جمعیت برخی گونه‌ها بیش از ۹۰ درصد کاهش یافت و به‌طور میانگین، جمعیت پرندگان شکاری و لاشه‌خوارانی که از این لاشه‌ها تغذیه می‌کردند، بین ۹۱ تا ۹۸ درصد افت جمعیت را تجربه کردند. این رویداد، یکی از بزرگ‌ترین و فاجعه‌بارترین کاهش‌های جمعیتی در میان گونه‌های پرندگان شکاری در تاریخ به شمار می‌آید و نمونه روشنی از پیامدهای پیش‌بینی‌نشده معرفی یک محصول دارویی جدید برای یک اکوسیستم است که سبب نابودی هزاران هزار کرکس شد.

تأثیر اکولوژیک چنین حادثه‌ای برای جوامع انسانی نیز ویرانگر بود. ناپدید‌شدن کرکس‌ها پیامدهای عمیق و گسترده‌ای بر اکوسیستم داشت. با کاهش جمعیت کرکس‌ها و دیگر پرندگان لاشه‌خوار، که توانایی بالایی در پاکسازی سریع لاشه‌ها و نقشی کلیدی در جلوگیری از انتشار عوامل بیماری‌زا و محدود کردن منابع غذایی برای سایر حیوانات لاشه‌خوار، مخصوصاً سگ‌های ولگرد دارند، حفره‌ای بزرگ در چرخه زیستی ایجاد شد. این خلأ باعث شد منابع غذایی فراوانی برای جانوران دیگر، مانند سگ‌های ولگرد، افزایش یابد و رشد جمعیت آنها به‌سرعت بالا رود. پیامدهای این تغییر، موجی از مشکلات محیط‌زیستی و بهداشتی زنجیره‌وار را در پی داشت.

با کاهش جمعیت کرکس‌ها و دیگر پرندگان لاشه‌خوار جمعیت سگ‌های بلاصاحب به‌صورت باورنکردنی افزایش یافت. برخلاف کرکس‌ها که به‌لحاظ تکاملی برای مصرف لاشه سازگار شده‌اند و قادرند بخش اعظم لاشه‌ها را پاکسازی کنند، سگ‌ها توانایی محدودی در تجزیه بقایای پوست و استخوان دام‌های مرده دارند. این امر باعث می‌شود باقیمانده لاشه‌ها محیط مناسبی برای رشد و انتقال باکتری‌ها و سایر پاتوژن‌ها فراهم کنند. کاهش جمعیت کرکس‌ها باعث شد بقایای آلوده لاشه‌ها برای مدت طولانی‌تری در محیط باقی بماند و سبب تکثیر عوامل عفونی از جمله بیماری‌های ویروسی و باکتریایی شود. 

در کنار آن، افزایش قابل‌توجه سگ‌های بلاصاحب در مناطق روستایی و حومه شهرها از دیگر پیامدهای این رویداد بود. در ادامه، بیماری هاری افزایش یافت و در ادامه سرایت این بیماری از سگ‌ها به دیگر جانوران و انسان، دردسرهای بی‌شماری برای جوامع انسانی به بار آورد که هزینه‌های غیرقابل‌تصوری برای دولت و مردم هند در بر داشت. 

تحقیقات اخیر درباره پیامدهای اجتماعی ناشی از فروپاشی گونه‌های پرندگان لاشه‌‌خوار نشان می‌دهد کاهش جمعیت کرکس‌ها به‌طور غیرمستقیم باعث مرگ سالیانه بیش از صدهزار انسان در شبه‌جزیره هند شد. متعاقب آن، افزایش جمعیت سگ‌های بلاصاحب و شیوع بیماری هاری، بیش از ۶۹ میلیارد دلار خسارت اقتصادی، به‌دلیل مرگ‌ومیر زودرس در انسان‌ها و کاهش جمعیت دامی این کشور، به بار آورد. 

درنهایت، تمامی این عوامل منجر به افزایش فشارهای بین‌المللی بر هند، نپال و پاکستان برای ممنوعیت استفاده از دیکلوفناک در بخش دامپزشکی شد. در سال ۲۰۰۶ استفاده دامپزشکی از این دارو توسط دولت‌های این سه کشور ممنوع شد و برنامه‌های حفاظتی، پرورش در اسارت و معرفی مجدد کرکس‌ها به زیستگاه برای نجات جمعیت باقیمانده کرکس‌ها آغاز شد. اگرچه برخی شواهد حاکی از بهبود جمعیت کرکس‌ها در شبه‌جزیره هند است، اما با توجه به نرخ پایین تولیدمثل این پرندگان، مسیر احیای اکولوژیکی این گونه‌ها بسیار طولانی است و جمعیت آنها همچنان در معرض تهدیدات جدی قرار دارد.

ایران در زمستان سال ۱۳۹۳ به الحاقیه حفاظت از پرندگان شکاری کنوانسیون حفاظت گونه‌های مهاجر (CMS) پیوست و به‌عنوان پنجاه‌و‌یکمین عضو این پیمان به جامعه جهانی معرفی شد. در ادامه، در سال ۱۳۹۴ طی مکاتبات دفتر حیات‌وحش سازمان محیط‌زیست با سازمان دامپزشکی، کشور ایران به‌عنوان یکی از پیشگامان منطقه، ممنوعیت واردات، تولید و مصرف داروی دیکلوفناک برای مصارف دامپزشکی را اعلام کرد که تحسین بسیاری مراجع بین‌المللی را به‌دنبال داشت. درحقیقت، این موفقیت همکاری چندجانبه‌ای میان بخش غیردولتی ایران، سازمان‌های دولتی و نهادهای حفاظت بین‌المللی به شمار می‌رفت که در نوع خود کم‌نظیر بود.  

اما متأسفانه خبر می‌رسد با شروع اپیدمی جدید تب‌برفکی در جمعیت دامی کشور در سال جاری، به‌رغم وجود ممنوعیت استفاده از داروی دیکلوفناک در تمامی امور درمانی دامپزشکی، تعدادی از دامپزشکان فعال در این حوزه برای درمان دام‌های بیمار از فرم انسانی این دارو (شیاف و فرم تزریقی) استفاده می‌کنند. این درحالی‌است که در اکثر دامداری‌های نیمه‌سنتی و سنتی کشور، ساختار مناسبی برای دفن بهداشتی لاشه‌ها و یا امعا و احشای آنها وجود ندارد. بسیاری از این دامداری‌ها در مناطق طبیعی و نزدیک به زیستگاه کرکس‌ها و دیگر پرندگان شکاری ایران واقع شده‌اند. درنتیجه ممکن است بسیاری از لاشه‌ها در طبیعت رها ‌شوند یا به‌صورت غیر‌استاندارد معدوم شوند و به‌گونه‌ای در دسترس کرکس‌ها و سایر گونه‌های پرندگان شکاری قرار ‌گیرند. 

باید توجه داشت کشتار غیر‌اصولی و خارج از کشتارگاه‌ها کماکان در برخی نقاط کشور به‌دلایل مختلف دیده می‌شود و باقیمانده داروی دیکلوفناک موجود در این لاشه‌ها و یا امعا و احشای دام‌های ذبح‌شده یا حتی تلف‌شده، می‌تواند خطرات جدی و کشنده‌ای برای جمعیت کرکس‌های ایران به‌همراه داشته باشد و کابوس انقراض کرکس‌ها و عواقب بعدی آن را برایمان بازآفرینی کند. 

مدیریت نکردن صحیح سگ‌های ولگرد و بدون صاحب در کنار نبود شفافیت نهادهای متولی در کنترل حضور این حیوانات در عرصه‌های طبیعی، نگرانی ایجاد‌شده را دوچندان می‌کند. بی‌اطلاعی بسیار دامپزشکان از علت ممنوعیت استفاده از داروی دیکلوفناک در کنار سودجویی برخی فرصت‌طلبان را نیز می‌توان به فهرست نگرانی‌ها در مورد فاجعه‌ای قریب‌الوقوع افزود. با توجه به دردسترس‌بودن داروهای ضد‌التهاب و ضددرد غیراستروئیدی کم‌خطرتر با کارایی بیشتر یا مشابه از جمله ملوکسی‌کام و تولفانامیک‌اسید با کاربرد دامپزشکی، استفاده از داروهایی انسانی همچون دیکلوفناک به‌هیچ‌عنوان قابل‌توجیه نیست. متولیان امر باید با نظارت بیشتر بر چرخه دارویی، امکان استفاده از این داروها را برای دامپرورها غیرممکن کنند یا حتی‌المقدور به حداقل برسانند.

متأسفانه به‌نظر می‌رسد در کشاکش ناملایمات اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و محیط‌زیستی در حال ازدست‌دادن اندک فرصت‌های باقیمانده برای نجات بخش بزرگی از تنوع‌زیستی کشورمان هستیم.

نسل‌های فردا عملکرد امروز ما را به قضاوت خواهند نشست؛ باشد که شرمنده نباشیم.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

احمد مهدوی

در این خصوص، در کنفرانس UNEP-CMS Preventing poisoning (تولدو، اسپانیا، ۲۰۱۷) سخنرانی کردم.

خالوئی

درودبرشما
ممنونیم اگر از متن سخنرانی تون ماهم بهره ببریم

احمد مهدوی

https://www.cbd.int/api/v2013/documents/FED4C78D-44A8-7109-A700-34F63193622E/attachments/212789/Uot(2).pdf
Loss of biodiversity in
Iranian Mountains
(Mountains under pressure)
با سلام، صحبت من در مورد اثرات سموم با تاکید روی سموم آفت کش روی حیات وحش و بخصوص روی پرندگان بوده.
با تشکر: دکتر احمد مهدوی، IranTox, Pesticide Toxicologist, University of Tehran, University of Guelph, and UC Berkeley.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *