در باب آلودگی هوای استان‌های شمالی ایران

که مازندران شهر ما یاد باد





که مازندران شهر ما یاد باد

۲۶ آبان ۱۴۰۴، ۱۸:۴۸

این روزها آلودگی هوای استان‌های شمالی به بحث ثابت محافل، شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌ها تبدیل شده است. از آن طرف، تکذیب و تأییدهای مسئولان همچنان ادامه دارد. شاید ابوالقاسم فردوسی شعر «که مازندران شهر ما یاد باد / همیشه بر و بومش آباد باد» را می‌سرود، در مخیله‌اش هم نمی‌گنجید که آن رودهای خروشان، رقص آهوان و خوش‌گواری هوا و پرنگاری زمین و… روزگاری به دردهای بی‌درمان ریزگرد و شیرابه زباله و غارت چو‌های جنگلی که همگی ساخته و پرداخته دست بشر ضد طبیعت است، مبتلا شود.

اگر روند تخریب منابع‌طبیعی و محیط‌‌زیست را مرور کنیم، شاید تصویر کمی روشن‌تر شود:

۱- سال‌هاست که مافیا و غیرمافیا کمر به نابودی جنگل‌های شمال بسته‌اند. غارت جنگل‌های ارزشمند هیرکانی به بهانه‌های مختلف، از راهسازی و معادن گرفته تا ساخت مراکز تفریحی و سد و… با سرعت ادامه دارد. مضحک‌تر اینکه بخش زیادی از عرصه‌های جنگلی سال‌هاست بین برخی دامداران تقسیم شده، هر کسی سهم خود را حصارکشی کرده و هرطور دلش بخواهد با ملک فرضی خود رفتار می‌کند. از طرف دیگر، فقر روزافزون، بیکاری و نبود اشتغال و عدم توسعه اکوتوریسم و همچنین گرانی این روزهای قیمت چوب باعث شده است تخریب جنگل شتاب بیشتری بگیرد. قاچاق چوب جنگل به یکی از منابع درآمدی جوانان بیکار بومی بدل شده است.

۲- طبق اعلام مرکز پژوهش‌ها، سه استان شمالی روزانه حدود پنج هزار و ۶۰۰ تن زباله تولید می‌کنند؛ رقمی که حدود ۱۰ درصد کل زباله تولیدی کشور است. این استان‌ها شش درصد جمعیت کشور را دارا هستند و طی همه این سال‌ها، مسئولان با ساخت کوه‌های زباله در دل جنگل‌ها و کنار رودخانه‌ها و راه انداختن دریاچه شیرابه و آلودگی آب‌های زیرزمینی تنها صورت‌مسئله را بزرگ‌تر کرده‌اند. نبود آموزش تفکیک از مبدأ، ضعف شدید در خرید و ورود ماشین‌آلات مدرن و بی‌توجهی به تبدیل پسماند به انرژی و کمپوست، این موضوع را به ابرمعضل استان تبدیل کرده است.

۳- به‌دلیل نبود نظارت مؤثر، عدم اجرای قانون و چندمتولی بودن مدیریت منابع‌طبیعی، بسیاری از بستر رودخانه‌ها به تصرف زمین‌داران و برخی روستاییان درآمده است. ویلاسازی و ساخت‌وسازهای غیرمجاز در حریم رودخانه‌ها همچنان با شدت ادامه دارد، بدون اینکه برخورد جدی صورت گیرد. تجاوز به بستر رودخانه‌ها پیامدهای خطرناکی به‌دنبال دارد؛ نمونه آن سیل عظیمی است که در سال‌های گذشته شرق استان، به‌ویژه در شهرستان نکا، رخ داد و بخش زیادی از آن ناشی از اشغال غیرقانونی بستر رودخانه‌ها بود. این حادثه نشان داد بی‌توجهی به قوانین و مقررات منابع‌طبیعی می‌تواند خسارات جانی و مالی قابل‌توجهی به‌همراه داشته باشد.

۴- دریای زیبای مازندران نیز در مسیر تبدیل‌شدن به کانون جدید گردوغبار قرار گرفته است. پسروی آب خزر سال‌هاست ادامه دارد، اما تاآنجاکه می‌دانیم تاکنون هیچ اقدام بین‌المللی مؤثر برای مهار این بحران در راه، انجام نشده است.

۵- یکی از اصلی‌ترین کانون‌های تولید گردوغبار، عملکرد نادرست و مخرب معادن شن و ماسه است. کافی است از جاده هراز عبور کنید تا فعالیت ده‌ها معدن و سنگ‌شکن را ببینید که بی‌رحمانه کوه‌ها را می‌بلعند و سیمای طبیعت را تغییر می‌دهند. همین معادن امروز به یکی از بزرگ‌ترین منابع تولید ریزگرد تبدیل شده‌اند.

۶- بسیار دردآور است که در این روزگار سخت بحران آب و خالی شدن سفره‌های آب زیرزمینی، تحت عنوان اشتغال خانگی، مجوز پرورش ماهی آب سرد خانگی صادر می‌شود. این چاه‌های آب، که به‌صورت ۲۴ساعته مشغول برداشت هستند، آب ذخایر زیرزمینی را به‌سرعت خالی می‌کنند و آینده منابع آبی استان را به خطر می‌اندازند. چنین اقداماتی مخرب و تهدیدکننده پایداری محیط‌زیست است. 

مواردی که گفته شد، تنها بخش‌هایی از معضل بی‌پایان این استان شمالی است. وقتی این موارد را کنار هم می‌گذاریم: جنگل‌هایی که به تاراج می‌رود، شیرابه روان زباله که نفس جنگل‌های هیرکانی را به شماره انداخته، رودخانه‌هایی که حریمشان تصرف شده، دریایی که هر سال چند قدم عقب می‌نشیند و معادنی که بی‌رحمانه خاک و هوا را می‌بلعند، تنها یک سؤال بزرگ باقی می‌ماند:

مسئولان استانی و نمایندگان مجلس دقیقاً کجا ایستاده‌اند؟ کلاً فلسفه این‌همه بودجه‌های استانی و مدیر و کارمند و کارشناس و… چیست؟ در برابر این حجم از تخریب، سکوت و بی‌عملی چه معنایی دارد؟

استانی که با سرعت نگران‌کننده‌ای به‌سمت بحران‌های غیرقابل‌بازگشت می‌رود، آیا اصلاً در اولویت تصمیم‌گیری‌های مسئولان کشوری قرار گرفته است؟

آیا واقعاً وقت آن نرسیده که مسئولان توضیح دهند در قبال این‌همه معضل، چه کرده‌اند و چه خواهند کرد؟ و مهم‌تر از آن آیا هنوز فرصتی برای نجات این سرزمین سبز باقی مانده است؟

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق