تلاش مردمی برای احیای تالابی در مرکز فلات ایران که در شب بخارا روایت شد

احیای «گاوخونی» مطالبه مردمی

رضا خلیلی ورزنه: در سال‌های اخیر اهالی ورزنه با خشکیدن زاینده‌رود و گاوخونی ورشکسته شده‌اند، آنها نه صنعت دارند، نه کشاورزی، نه دامداری و نه توان مهاجرت





احیای «گاوخونی» مطالبه مردمی

۲۴ آبان ۱۴۰۴، ۱۷:۰۸

«‌زاینده‌رود را زنده می‌خواهیم، زاینده‌رود را همیشه می‌خواهیم، زاینده‌رود را کامل می‌خواهیم؛ از سرچشمه تا گاوخونی!» بخش آخر یعنی احیای تالاب «گاوخونی» مطالبه جدی مردم شهرستان «ورزنه» است. فعالان محیط‌زیست، کشاورزان،‌ کارشناسان،‌ هنرمندان‌ و... همه دست به دست هم‌ داده‌اند تا تالاب را زنده کنند. نهصدوهشتمین شب از مجموعه‌شب‌های مجله بخارا که با همکاری دانشکده جغرافیای دانشگاه تهران با عنوان شب «تالاب گاوخونی» برگزار شد،‌ شرحی بود از این تلاش جمعی.

«علی دهباشی»، سردبیر فصلنامه بخارا گفت: «تالاب بین‌المللی گاوخونی یکی از مهم‌ترین پهنه‌های آبی فلات مرکزی ایران در پایاب رودخانه زاینده‌رود است که سال ۱۳۴۵ کنوانسیون جهانی رامسر به ثبت رسید. این تالاب با وسعت ۴۷ هزار هکتار در جنوب‌شرقی حوضه آبریز زاینده‌رود و در فاصله ۱۴۰ کیلومتری جنوب‌شرقی اصفهان و ۳۰ کیلومتری شهر ورزنه قرار دارد.»


حفظ گاوخونی، حفاظت از تمدن و طبیعت

«رضا خلیلی ورزنه»، فعال محیط‌زیست، به بررسی تاریخ و نگاه باستان‌شناسی به تالاب گاوخونی پرداخت: «حوضه آبریز گاوخونی از چند زیرحوضه تشکیل شده است؛ زیرحوضه اصلی و شماره یک رودخانه عظیم زاینده‌رود است و ۴۵۰ کیلومتر مسیر را از کوه‌های بختیاری تا گاوخونی طی می‌کند.»

به‌گفته خلیلی، این تالاب در میانه مثلث طلایی توریست ایران یعنی استان‌های اصفهان، یزد و فارس واقع شده است: «یکی از جاذبه‌های ژئوتوریسمی‌ گاوخونی قلعه هزارساله «قورتان» است که در کنار زاینده‌رود قرار دارد و دومین ارگ بزرگ ایران به شمار می‌آید. در ادامه به شهر تاریخی ورزنه و پس از آن، به آب‌بند «شاخ‌کنار» می‌رسیم. در محدوده شرقی هم قلعه تاریخی خرگوشی و غار گاوخونی و در قسمت غرب ارگ بزرگ واقع شده‌اند. در محدوده غربی هم آثار تمدن آتشکد‌ه‌ای را در روستای دستجرد می‌توانیم مشاهده کنیم.»

رودخانه‌ها مادر تمدن‌ها هستند و زاینده‌رود هم این‌گونه است. این کنشگر محیط‌زیست‌ گفت: «براساس نظریه‌های باستان‌شناسی، تمدن‌ها در پایاب رودخانه شکل می‌گیرند که در شهر اصفهان اوج آن را مشاهده می‌کنیم. در این منطقه اسکلتی به‌شکل جنینی دفن‌شده کشف کرده‌اند که نشان از قدمت و کهن بودن آن دارد. آثار تمدنی دیگر آثار سنگی مربوط به سه هزار سال قبل می‌رسد که نشان می‌دهد در این منطقه تجارت سنگ رواج داشته است.»

به‌گفته او، در سال‌های اخیر اهالی ورزنه با خشکیدن زاینده‌رود و گاوخونی ورشکسته شده‌اند، آنها نه صنعت دارند، نه کشاورزی، نه دامداری و نه توان مهاجرت. او افزود: «می‌توانیم تعریف‌های جدیدی برای معیشت جایگزین داشته باشیم که یکی از آنها اکوتوریسم است. در سال‌های ۹۵ و ۹۶ اولین بار در ایران شاهد سفر تعداد زیادی توریست خارجی به ورزنه بودیم،‌ به‌طوری‌که ۲۰ هزار گردشگر اروپایی در دو سال از این منطقه بازدید کردند.»


سه تیپ زیستگاه، ظرفیتی برای اکوتوریسم

«امین اخوت»، راهنمای تخصصی پرنده‌نگری، درباره اهمیت پرندگان و تنوع‌زیستی و گردشگری تالاب گاوخونی گفت: «تنوع‌زیستی تالاب گاوخونی از دو جنبه قابل‌بررسی است؛ یکی از جنبه موقعیت جغرافیایی تالاب و دیگری از جنبه تنوع تیپ زیستگاهی! این تالاب معدود نمونه‌هایی با سه تیپ زیستگاه مختلف است؛ درخت‌زار و بوته‌زار، بیابان و نیمه‌بیابان.»

او با اشاره به اینکه یکی از گونه‌های ارزشمندی که چند سال پیش به‌صورت اتفاقی وارد تالاب شد،‌ پلیکان خاکستری است، افزود: «حواصیل ارغوانی از گونه‌های جذاب منطقه به حساب می‌‌آید. در زیستگاه بیابانی و نیمه‌بیابانی هم گونه‌هایی مثل چکاوک هدهدی حضور دارد که مقیم منطقه است. «پری شاه‌رخ» هم که فصل بهار و تابستان مهمان کشور ما می‌شود، در این منطقه زیست می‌کند. از دیگر گونه‌ها می‌توان به بوتیمار کوچک و آبچلیک خالدار پا سبز اشاره کرد که از گونه‌های جذاب برای پرنده‌نگرها هستند.»

او درباره تنوع جانوران منطقه با جذابیت گردشگری که عموماً شامل پستانداران، پرندگان و خزندگان می‌شوند، گفت: «در محدوده تالاب ۱۸ گونه پستاندار شناسایی شده که شامل گونه‌های نظیر شغال طلایی، گرگ خاکستری، خارپشت دوش بلند، کفتار، گراز، خرگوش صحرایی، جربیل بزرگ، روباه شنی و… است. در گذشته هم گله‌های آهو و گور ایرانی و … را داشتیم که متأسفانه امروز اثری از آنها نیست. ۱۴ گونه خزنده از جمله بزمجه و گکوی دم‌پخ را که از گونه‌های جذاب برای تورهای خزنده‌نگری هستند، در این منطقه شاهدیم. گکوی عنکبوتی، افعی شاخدار ایرانی، لاکپشت مهمیزدار، اسکینگ مارشکل پاکوتاه و گونه‌های دیگر از دیگر موجودات تالاب گاوخونی به شمار می‌آیند.»


تلاش جمعی برای احیای «آفانیوس»

«فرشته عالمشاه»، عضو انجمن «بوم سبز کویر»، درباره ماهی «آفانیوس» تالاب گاوخونی و فعالیت‌های فرهنگی در حفظ این گونه گفت: «زیستگاه این گونه به‌شدت در خطر انقراض، ضلع شرقی زاینده‌رود و تالاب گاوخونی است. بااین‌حال، این روزها به‌دلیل خشکی تالاب گاوخونی،‌ آفانیوس، زیستگاهش را به‌طور کامل از دست داده و فقط در حوزه غربی تالاب در چشمه‌ها و قنوات منطقه جرقویه زندگی می‌کند. این ماهی یک سرباز بیولوژیک برای شهر اصفهان و حوزه تالاب گاوخونی است؛ چراکه از لارو و حشراتی مثل پشه آنوفل تغذیه و بیماری‌هایی مثل مالاریا را کنترل می‌کند. به‌علاوه آفانیوس منبع مهم تغذیه پرندگان است که برای مهاجرت به تالاب گاوخونی می‌آیند.»

او با اشاره به اینکه این ماهی کوچک نمادی از زیست‌بوم چندمیلیون‌ساله تالاب است،‌ افزود: «با نابودی زیستگاه جمعیت بزرگی از این ماهی‌ها از دست رفته‌اند. یکی دیگر از تهدیداتی که وجود دارد، رهاسازی گونه‌های غیربومی‌است که حیات‌ آفانیوس را با چالش مواجه کرده است.»

عالمشاه درباره فعالیت‌های انجام‌شده در حوزه آگاهی‌رسانی در این منطقه گفت: «سال ۹۸ متوجه شدیم آفانیوس در خطر انقراض است. بعد از یک سال دوندگی جهت گرفتن مصوبه و کمک اساتیدی که این ماهی را ثبت جهانی کرده بودند، تأیید شد که این ماهی در منطقه ما هنوز وجود دارد و از آن زمان به‌طور جدی شروع به کار کردیم. پس از چهار سال فعالیت، یک پویش شکل دادیم و از همه کمک خواستیم تا این ماهی را هر روز بیشتر از پیش معرفی کنیم.»

او درباره فعالیت‌های انجمن «بوم سبز کویر» را در سه بخش دسته‌بندی و اضافه کرد: «اولین آنها شامل آموزش مردمی می‌شد‌ که بسیار مثبت و تأثیرگذار بود. ما در مدارس شروع به کار و آموزش و در کنار آن با کشاورزها و مسئولین صحبت کردیم. دومین کار به آگاهی‌رسانی عمومی برمی‌گشت که برای آن بنرهای شهری زدیم. سومین مورد حفاظت فیزیکی با بهسازی زیستگاه‌ها بود.»

به‌گفته عالمشاه، برای اینکه باید این ماهی را با وضعیت طبیعی خودش به آن جمعیت استاندارد برسانیم که نیازمند احیای زیستگاه است. او می‌افزاید: «ما با کشاورزان صحبت و میراب‌ها را مجاب کردیم تا تمام بخش‌های مختلف را به‌شکل سنتی لایروبی کنند. آنها هم متوجه شدند منافعشان در گرو وجود این ماهی در آب چشمه‌ها و قنوات است. تیم‌هایی از بچه‌های منطقه به‌نام تیم سفیران تشکیل داده‌ایم که در مدارس به بچه‌ها آموزش می‌دهند. هدایایی را برای بچه‌ها در نظر گرفتیم و مسابقات برگزار کردیم.»

او توضیح داد: «در مدارس منطقه تورهای آموزشی و علمی‌ برگزار کردیم. کارت‌پستال‌هایی از کار بچه‌ها ساختیم. یک خانه کوچک کاهگلی هم در شهر حسن‌آباد جرقویه اجاره و خانه آفانیوس را تأسیس کردیم که خانه بچه‌هاست. همایشی را برگزار کردیم و از جامعه علمی‌ و متخصصان خیلی خوبی که در کنار ما هستند و به ما مشورت می‌دهند، کمک گرفتیم تا در فضای مجازی برای آموزش مردم منطقه تلاش کنیم. با ایجاد اشتغال خانگی برای مردم چه در بحث گردشگری و صنایع‌دستی تلاش کردیم برای وجود ماهی و حفاظت از این ماهی ارزش‌آفرینی کنیم و صندوق شکل‌گرفته درباره ماهی‌ها را توانمند کنیم.»

عالمشاه ادامه داد: «به‌علاوه نویسنده‌ها و هنرمندان را هم در کنار خودمان داریم. درواقع ما هر روز تلاش می‌کنیم تا به مردم یادآوری کنیم این ماهی چقدر ارزشمند است و باید به زیستگاه خودش برگردد.»

 یکی دیگر از فعالیت‌هایی انجام‌شده بحث پایش سلامت مردم منطقه حوزه تالاب گاوخونی است. عالمشاه گفت: «خشکی تالاب گاوخونی نه‌تنها اکوسیستم منطقه را به خطر انداخته، بلکه کانون بزرگ ریزگرد برای کل کشور است. فلزات سنگین در منطقه درصد خیلی بزرگی را دارند که جان مردم را به خطر انداخته‌اند. جز این، آبروی بین‌المللی ما در این منطقه به خطر افتاده است. به‌دلیل اینکه پرندگان مهاجری که به تالاب می‌آیند و می‌خواهند تغذیه داشته باشند و استراحتی در میانه راه کنند و مسیر را ادامه دهند، در این منطقه تلف می‌شوند.»


زاینده‌رود را همیشه، زنده و کامل می‌‌خواهیم

«فرهاد امینی»، کارشناس تالاب، سخنرانی خود را به شرح فعالیت ۱۰ساله برای احیای گاوخونی اختصاص داد: «سال ۱۳۹۴ حرکت منسجم و هدفمندی برای احیای تالاب گاوخونی آغاز شد. این حرکت برای احیای یک اکوسیستم بود که واجد اهمیت جهانی و همچنین برای پاسخ به یک مطالبه مردمی ‌بود؛‌ زاینده‌رود را زنده می‌خواهیم، زاینده‌رود را همیشه می‌خواهیم، زاینده‌رود را کامل می‌خواهیم؛ از سرچشمه تا گاوخونی!»

او با اشاره به اینکه برای تدوین برنامه مدیریت زیست گروه تالاب گاوخونی از الگوی دفتر حفاظت از تالاب‌های ایران بهره‌گرفته شد،‌ افزود: «رویکرد این برنامه مشارکتی بود و با صرف چهار هزار و ۵۰۰ نفر کار کارشناسی طی ۱۲ کارگاه به نتیجه رسید. خروجی برنامه اجزای مختلفی داشت که مهمترین آنها شامل جداول راهبردی می‌شد. رویکرد محیط‌زیست این بود که وضعیت حوضه و تالاب را شفاف‌سازی کند، اما دو بهانه عمده از طرف شرکت منطقه‌ای وزارت نیرو وجود داشت؛ اینکه اگر ما آب را رها کنیم، کشاورزان اجازه نمی‌دهند این آب به تالاب گاوخونی برسد،‌ ضمن اینکه سهم حقابه مشخص نیست.»

به‌گفته امینی، برای حل ابهام دوم، تحقیقی به‌عنوان تعیین نیاز آبی تالاب گاوخونی و رودخانه زاینده‌رود در دستورکار محیط‌زیست کل اصفهان قرار گرفت که شامل تحقیقی توسط دانشگاه صنعتی اصفهان و دانشگاه شهرکرد بهطور مشترک بود. 

او اضافه کرد: «نتیجه نشان داد حقابه تالاب ۱۷۶ میلیون مترمکعب در سال است؛ یعنی ۵.۵ مترمکعب در ثانیه. در راستای شفاف‌سازی یک ایستگاه هیدرومتری در ورودی تالاب ساخته شد تا حجم آب اختصاصی مشخص باشد. اما در حدود ۱۵ سالی که آب در بستر رودخانه در شرق اصفهان جاری نبود، رودخانه به نیزار و درخت‌زار تبدیل شد. برای چاره‌جویی در این زمینه اداره‌کل محیط‌زیست اقدام به لایروبی در مسیر مقطعی کرد. حمایت و همکاری متقابل بین اداره‌کل محیط‌زیست، جامعه محلی و کشاورزان سبب شد به‌طور خودجوش تأسیسات برداشت غیرمجاز را جمع‌آوری شوند.»

او با بیان اینکه شهر ورزنه با تلاش و پیگیری زیاد به‌عنوان شهر تالابی به ثبت کنوانسیون رامسر رسید، افزود: «با توجه به عدم تمکین وزارت نیرو آب منطقه در تخصیص حقابه بعد از پیگیری‌های بسیار بالاخره در سال ۱۴۰۲ اداره‌کل محیط‌زیست شکایتی را علیه آب منطقه‌ای اصفهان و شرکت مدیریت منابع ایران طرح کرد. هرچند هنوز هم گاوخونی با مصائب زیاد دست‌وپنجه نرم می‌کند.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *