خط قرمز فساد کجاست؟





خط قرمز فساد کجاست؟

۱۹ آبان ۱۴۰۴، ۱۸:۱۱

در دانشگاه، در درس «آلودگی‌های محیط‌زیست»، یاد می‌گرفتیم هر آلاینده‌ای حد مجازی دارد. مقدار مجاز ازون یا ذرات کوچک‌تر از ۲.۵ میکرون در هوا، یا میزان مجاز نیترات در آب. هدف این بود که به‌عنوان کارشناس بدانیم محدوده «سالم» چیست و خط قرمز «کشندگی» کجاست. استانداردها ممکن بود متفاوت باشند، اما در همه آنها یک اصل مشترک بود: شناختن مرز خطر. باید مراقب بود از حد مجاز عبور نکنیم.

میان همه آلاینده‌ها، «آزبست» استثنا بود. ماده‌ای چنان خطرناک که حد مجازش «صفر» تعریف شده؛ یعنی حتی ذره‌ای از آن نباید در محیط وجود داشته باشد. کوچک‌ترین تماسش با دستگاه تنفسی سرطان‌زاست.

به‌باور من، «فساد» هم چیزی شبیه آزبست است. فرقی ندارد در جعبه‌ای میوه باشد یا در یک اداره. اگر جلویش گرفته نشود، به‌تدریج همه‌چیز را آلوده می‌کند. هیچ میوه‌فروشی با دیدن یک گوجه گندیده در جعبه، صبر نمی‌کند تا شاید خودش خوب شود. اگر چشم ببندیم، تمام بار فاسد می‌شود.

فساد هم همین است؛ آرام، پنهان و پیوسته گسترش می‌یابد. برای همین باید همواره مراقب بود، اجزای سیستم را بازبینی کرد و درصورت مشاهده نشانه‌ای از فساد، همان لحظه اقدام کرد؛ چون فساد لزوماً از بیرون نمی‌آید، درون‌زا هم است. همان فردی که تا دیروز درستکار بود، ممکن است امروز گرفتارش شده باشد.

در تعریف بین‌المللی، فساد یا corruption یعنی «سوءاستفاده از قدرت یا اعتماد عمومی برای منفعت شخصی». این تعریف، صدها مصداق در محیط‌زیست ایران دارد. در این سال‌ها در همکاری با سازمان محیط‌زیست بارها دیدم مدیران نه‌تنها خطر فساد را درک نمی‌کنند، بلکه با حسن نیتی ساده‌انگارانه، به فاسدان جسارت بیشتری می‌دهند. وقتی فردی ببیند با وجود تخلف، دروغ یا تخریب نه‌تنها مجازات نمی‌شود بلکه موقعیتش حفظ می‌شود، طبیعی است که قدم‌های بعدی را با اعتمادبه‌نفس بیشتری بردارد.

در این میان مدیرانی هم بوده‌اند که آگاهانه تا آخرین لحظه از افراد فاسد دفاع کرده‌اند؛ گویی هزینه مقابله با فساد از تبعات آن بیشتر است. اما این نگاه، کوتاه‌بینانه است. میوه گندیده هرگز «سالم» نمی‌شود. چنین تساهلی تنها فساد را گستاخ‌تر و نیروهای سالم را سرخورده می‌کند. گویی دروغ گفتن و فریب‌دادن، همیشه نتیجه بهتری روی مدیران دارد.

در گفت‌وگو با دوستان، تحلیل‌های مختلفی شنیده‌ام: «فلانی نگران صندلی‌اش است» یا «خودش دستی در کار دارد». اما به تجربه دیده‌ام در دولت کنونی بسیاری از مدیران شخصاً فاسد نیستند؛ فقط میزان خطر را درست درک نمی‌کنند و قصد دارند با نگاهی پدرانه و مادرانه موضوع را مدیریت کنند. متأسفانه سیستم چنان بی‌حسشان کرده که باقی‌گذاشتن گوجه گندیده را نشانه «بزرگ‌منشی»، «مدیریت با حسن نیت» یا «جلوگیری از فروپاشی» می‌دانند.

اما هیچ سرطانی با گذر زمان، خودبه‌خود درمان نمی‌شود. هیچ فسادی با چشم‌پوشی متوقف نمی‌شود. همان‌طورکه آزبست را «کانی نامهربان» می‌نامند، فساد و مدافعانش نیز درنهایت برای کل سیستم و جامعه، آسیبی بزرگ خواهند بود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق