دوگانه ذهنیت و واقعیت؛ وقتی تصویر جای داده را می‌گیرد





دوگانه ذهنیت و واقعیت؛ وقتی تصویر جای داده را می‌گیرد

۱۰ آبان ۱۴۰۴، ۱۸:۵۴

در سال‌های اخیر، با گسترش استفاده از دوربین‌های دیجیتال و تله‌ای، سیلی از تصاویر خیره‌کننده از حیات‌وحش ایران منتشر شده است؛ از پلنگی که در ستیغ کوه‌ها که از برابر لنز می‌گذرد تا گله‌ای از قوچ‌و‌میش در دامنه کوه و گاه تصویری از یوزپلنگی که در دشت‌های خشک سمنان دیده می‌شود. این تصاویر زیبا، امیدبخش‌اند و بدون تردید در برانگیختن علاقه عمومی به طبیعت نقش مؤثری دارند.

اما پرسش جدی این است: آیا این تصاویر واقعاً بازتابی از وضعیت حیات‌وحش‌اند؟ یا فقط نشانه‌ای از «دیدنِ» چیزی هستند که در آستانه ناپدیدی است؟

واقعیت این است که میان «تصویرِ حیات» و «واقعیتِ زیستی» فاصله‌ای تعیین‌کننده وجود دارد. عکسی از یک گونه، هر قدر هم نادر و هیجان‌انگیز باشد، تا زمانی که در چارچوب یک طرح نظام‌مند و قابل‌تکرار گرفته نشده باشد، تنها یک مشاهده منفرد (anecdotal observation) است. چنین تصویری اطلاعاتی درباره اندازه جمعیت، نسبت جنسی، نرخ بقا، پراکنش یا تغییرات زمانی ارائه نمی‌دهد.

در پژوهش‌های علمی، داده‌های تصویری تنها وقتی معنا دارند که در قالب طراحی نمونه‌گیری مشخص و همراه با داده‌های تلاش (effort) جمع‌آوری شوند؛ مانند مدل‌های occupancy یا distance sampling که از نسبت میان تعداد ثبت‌ها و احتمال مشاهده، برای برآورد تراکم یا حضور گونه استفاده می‌کنند. بدون این طراحی، داده‌ها پراکنده و غیر قابل‌مقایسه‌اند و تصویر دقیقی از وضعیت جمعیت به دست نمی‌دهند.

بااین‌حال، در ایران و برخی کشورها، گاهی مقامات رسمی یا حتی کارشناسان با استناد به چند تصویر از گونه‌های شاخص، به این نتیجه می‌رسند که «اوضاع خوب است». این یک خطای شناختی شناخته‌شده است: سوگیری ناشی از مشاهده (bias of visibility) یعنی ما فقط براساس آنچه دیده‌ایم قضاوت می‌کنیم، نه آنچه پنهان مانده است. در اکولوژی، مشاهده‌پذیری الزاماً به‌معنای فراوانی بالاتر نیست؛ گاه برعکس، گونه‌ای که به‌دلیل فشار زیستگاهی در محدوده‌های کوچک‌تری متمرکز شده، بیشتر به چشم می‌آید.

مشکل از آنجا آغاز می‌شود که این مشاهدات منفرد، جای داده‌های سیستماتیک را می‌گیرند. تصویرِ یک پلنگ به‌معنای حضور پایدار او نیست، همان‌طورکه دیدن چند یوز در دوربین‌ها، نشانگر بازگشت جمعیت نیست. آنچه ما می‌بینیم «واقعیت مشاهده» است، نه «واقعیت اکولوژیک». 

البته این به‌معنای بی‌اهمیت بودن عکاسی از حیات‌وحش نیست؛ در سطح عمومی، این تصاویر اغلب تنها نقطه اتصال مردم با طبیعت‌اند و می‌توانند همدلی و حمایت اجتماعی ایجاد کنند. اما در سطح سیاستگذاری و تصمیم‌سازی، جای داده‌های علمی را نباید بگیرند. انتظار آن است که متولیان رسمی حفاظت، این تصاویر را در کنار داده‌های آماری و گزارش‌های تحلیلی منتشر کنند، نه به‌جای آنها.

زیبایی تصویر را نمی‌توان انکار کرد، اما حفاظت مؤثر بر شواهد تکرارپذیر استوار است، نه بر لحظات اتفاقی. اگر به‌جای داده، به تصویر دل ببندیم، خطر آن می‌رود که طبیعت را زیباتر از آنچه در واقع هست، ببینیم؛ درست تا روزی که دیگر چیزی برای دیدن باقی نماند.

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن