سفر ناخدای سینمای ایران
22 مهر 1404، 19:24
درگذشت ناصر تقوایی، فیلمساز برجسته و مؤلف سینمای ایران، پایانی است بر عمر یکی از صداهای عمیق و اندیشمند هنر هفتم. او از آن دسته هنرمندانی بود که سینما را نه صرفاً وسیلهای برای روایت و سرگرمی، بلکه ابزاری برای اندیشیدن، احساسکردن و شناخت انسان ایرانی میدانست. متولد آبادان بود و اقلیم جنوب با گرما، رطوبت، باد و دریا، در تاروپود آثارش جاری است. تقوایی در تمام دوران کاریاش از جغرافیای زادگاهش فاصله نگرفت و آن را از پس قاب تصویر، به جهانی انسانی و شاعرانه تبدیل کرد؛ جهانی که در آن دریا و خاک و انسان، سه عنصر جداییناپذیرند.
در آثار تقوایی، واقعگرایی با نگاهی شاعرانه و انسانگرایانه در هم تنیده است. او از زندگی روزمره مردم جنوب، استعارهای جهانی از رنج، امید و جستوجوی رهایی ساخت. فیلمهایی چون «آرامش در حضور دیگران»، «نفرین»، «داییجان ناپلئون» و شاهکار فراموشنشدنیاش «ناخدا خورشید»، نمونههایی روشن از این نگاهاند. در آرامش در حضور دیگران، تضاد میان سنت و مدرنیته با ظرافتی روانشناختی روایت میشود؛ در نفرین، طبیعت و سرنوشت انسان در قالبی تمثیلی به هم میرسند. در ناخدا خورشید، اقتباسی درخشان از رمان «داشتن و نداشتن» ارنست همینگوی، به زبانی ایرانی و بومی تبدیل میشود. تقوایی در این فیلم با بهرهگیری از لهجهها، نور جنوب و سکوتهای معنادار، نوعی سینمای اقلیمی و درعینحال جهانی آفرید. سریال جاودانه «داییجان ناپلئون» نیز نقطهای ویژه در کارنامه اوست؛ روایتی طنزآمیز و درعینحال تلخ از جامعهای گرفتار سوءظن و خیالپردازی سیاسی. این اثر نهتنها یکی از بهترین اقتباسهای تاریخ تلویزیون ایران است، بلکه نشاندهنده تسلط تقوایی بر زبان ادبیات، دیالوگنویسی و ساختار دراماتیک است. سبک شخصی ناصر تقوایی در ترکیب تصویر، صدا و سکوت، او را در میان مؤلفان سینمای ایران قرار داده است. او به جزئیات اهمیت میداد؛ هر نگاه، هر مکث و هر نور در آثارش حامل معنا بود. ریتم آرام فیلمهایش به مخاطب مجال تأمل میداد و گفتوگوهای دقیق و طبیعیاش، ریشه در شناخت عمیق او از مردم و زبان فارسی داشت.
تقوایی هنرمندی خودآموخته بود، اما تسلطش بر ادبیات، فلسفه و تاریخ هنر از بسیاری از تحصیلکردگان سینما فراتر میرفت. او باور داشت کارگردان باید ابتدا جهان را بفهمد و سپس آن را تصویر کند. شاید به همین دلیل، در سالهای پایانی عمر، ترجیح داد سکوت کند تا تکرار نشود. این سکوت اما خالی نبود؛ در عمق آن تأمل و رنج یک روشنفکر اصیل نهفته بود. با رفتن ناصر تقوایی، سینمای ایران نه فقط فیلمسازی بزرگ، بلکه وجدان هنرمندانهای را از دست داد که به تصویر، معنا و هویت بخشید. او از جنوب ایران، جهانی ساخت که مرز نمیشناخت؛ جهانی آکنده از انسان، رنج، زیبایی و حقیقت.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
روایت چگونه امکان تجربه روزگار نیامده را فراهم میکند؟
انسان، پناهنده داستان است
در فراسوی رودخانه
چطور اصفهان در حضور و بیحضور زایندهرود شهر دیگری است؟
نگاهی به کتاب «دو زن» نوشته «آلبرتو موراویا»
میوههای تلخ جنگ
حفاظت از محیطزیست با ممنوعیت پیش نمیرود
میان آنچه به ما داده شده و آنچه میتوانیم از آن بسازیم
جهانی که انتخابمان نبوده است
«آلبلاغ»؛ روایتی از یک حادثه و پرسشهایی که هنوز بیپاسخ ماندهاند
از مدیریت بحران تا حکمرانی پیشگیرانه
تأملی بر چالشهای هماهنگی نهادی در مدیریت مسائل سرزمینی ایران
تصویر بوعلیسینا چگونه از روایتهای تاریخی به قالی ایرانی راه پیدا کرد؟
ســرای بوعلــــــــی
وقتی آسمان بسته میشود، چرا زمین ایران آماده نیست؟
از واقعگرایی سخت تا عملگرایی انعطافپذیر
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید