نگاهی به فیلم لبخند مونالیزا
تعارض زن قهرمان و قربانی
۴ مهر ۱۴۰۴، ۱۷:۵۳
فیلم «لبخند مونالیزا» (Mona Lisa Smile) به کارگردانی «مایک نیوول» در ظاهر یک درام آموزشی ساده است، اما در لایههای پنهانتر، بازنمایی جدالی میان سنت و مدرنیته در جامعه آمریکا دهه پنجاه میلادی را پیش روی ما میگذارد. کالج «ولسلی» در این فیلم تنها یک فضای آموزشی نیست، بلکه استعارهای از جامعهای است که با ظاهری منظم و زیبا، زنان را به اطاعت از نقشهای ازپیشتعریفشده وامیدارد. در این میان شخصیت «کاترین واتسون» با بازی درخشان «جولیا رابرتز»، بهعنوان استاد تاریخ هنر، صدای نسلی تازه است که میخواهد زنان را بهسوی اتکا به خود، خودباوری و حق انتخاب سوق دهد؛ انتخابی فراتر از ازدواج زودهنگام و ایفای نقش سنتی همسر و خانهدار. او با بهرهگیری از قدرت آموزش و گفتوگو، تلاش میکند دانشجویانش را بهسمت شکستن تابوهای ریشهدار و کشف هویت فردی سوق دهد و درست همین مواجهه مستقیم با کلیشهها و ارزشهای جاافتاده قلب تپنده روایت فیلم را شکل میدهد.
نیوول در کارگردانی با دکوپاژی کلاسیک و حسابشده، نظم و انضباط جامعه را در قابهای متقارن و میزانسنهای منظم بازآفرینی میکند؛ اما در پس همین نظم ایستا، حرکتهای نرم دوربین و تغییر ریتم تدوین بهتدریج ترکهایی در دیوار سنت را نشان میدهد. به بیان دیگر، زبان بصری فیلم همان چیزی را بازتاب میدهد که شخصیت اصلی در سطح گفتار دنبال میکند: امکان گریز از چارچوب. این سبک کارگردانی، بدون توسل به اغراق و ملودرام، پیام اثر را در جزئیترین لحظات به تماشاگر منتقل میسازد. قدرت فیلم تنها در روایت و کارگردانیاش خلاصه نمیشود؛ بازیهای بازیگران نقش مهمی در جان بخشیدن به این ایدهها دارند. «جولیا رابرتز» با کاریزمای خاص خود، کاترین را به معلمی بدل میکند که میان سختگیری آکادمیک و عطوفت انسانی تعادل برقرار کرده است. «کرستن دانست» در نقش «بتی وارن»، چهره زنی را به نمایش میگذارد که همزمان مطیع و معترض است و درنهایت قربانی تناقضهای جامعه میشود، درحالیکه «مگی گیلنهال» با جسارت و بیپروایی خود تصویری از زنی متفاوت و آزادیخواه ارائه میدهد. این تضاد در بازیها بازتاب همان جدال ایدئولوژیک فیلم است که در سطح محتوایی بر سر هویت و جایگاه زن جریان دارد.
اگرچه برخی منتقدان فیلم را بهدلیل پیشبینیپذیری و کلیشهای بودن برخی شخصیتها مورد انتقاد قرار دادهاند، اما ارزش آن در پیام اجتماعی و فمینیستیاش نهفته است؛ پیامی که با زبانی ساده اما تأثیرگذار از طریق دیالوگها و روابط میان شخصیتها جاری میشود. طراحی لباس و صحنه با بازآفرینی دقیق دهه ۵۰، نهتنها بر جذابیت بصری فیلم میافزاید بلکه تضاد میان ظاهر آراسته و زندگی درونی پرتناقض زنان را برجسته میسازد. درنهایت این فیلم پرسشی بنیادین را مطرح میکند؛ آیا زنان حق دارند سرنوشت خود را برگزینند؟ پاسخی که فیلم در سطح محتوا و فرم ارائه میدهد، چیزی جز تأکید بر خودباوری، شکستن تابوها و حق انتخاب فردی نیست و همین است که آن را به اثری ماندگار و الهامبخش بدل میسازد، حتی اگر روایتش ساده بهنظر برسد.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
تأملی بر ممنوعیت آفرود در طبیعت ایران
قانون یا فرهنگ؟ یک دوگانه نادرست
تأملی درباره کودکان، رسانه و جهانِ در حال تغییر
بچههایمان، بچه امروزند، نه گذشته
استادیم؛ حقوقمان در دست بررسی است
یادی از تلاشگران بینامونشان کشاورزی پایدار
بهبهانه صدسالگی« اسکندر فیروز»
مرکز آموزشی و پژوهشی کنوانسیون رامسر در مرکز و غرب آسیا را احیا کنیم!
«رهروان امید» در فرهنگسرای نیاوران روی صحنه میرود
چه کسی چالش را تحمـــل میکند؟
یک سال دور یک میز؛ به احترام محیطزیست ایران
تو یکـــــی نِهای هزاری، تو چراغِ خود برافروز
رسانه و کنشگــــــری محیطزیست
سرانجام، روزنامهنگاری محیطزیست
وب گردی
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟
- درخواست لغو بسته شدن فرودگاه پیام
- مطالبه شفافیت در دانشگاه علوم پزشکی ایران
- خطاهای پنهان در ترجمه مدرک تحصیلی که پرونده اپلای را با تاخیر مواجه میکند
- درخواست توقف پروژه باملند برای حفاظت از درختان و طبیعت شهر لاهیجان
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405 بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ژئوتوریسم؛ ثروتی که هنوز جدی نگرفتهایم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید