درباره نمایش «من» ساخته «مصطفی هرآئینی»
ملولم و انسانم آرزوست…
16 شهریور 1404، 17:14
«من» داستان درگیری درونی انسان مدرن است. انسانی که حالا منزوی شده و در پی یافتن خود است. برای همین است که موجودی بهنام «منِ من» را ساخته و پرداخته است. انسانِ انزواگزینشدهای که گرفتار در ملالت زندگی شده است و در پی انتزاعیشدن عرصههای مختلف اجتماع انسانی و فراگیری انزوای ناگزیر و خودخواسته سوژه مدرن بشری، میخواهد به درون خویشتنِ خویش پناه ببرد و از مواجهه با دیگران اجتناب کند تا از مخمصه بحران هویت رهایی یابد. بههمیندلیل هم تصمیم میگیرد خودش را صدا کند، برای آغاز یک زندگی تماماً مشترک که از هر لحاظ یعنی ظاهر، کردار، اخلاق، تفکر و حتی جزئیترین کنشها و اعمالشان شبیه یکدیگر هستند؛ از آشنایی و کشف، عشق و دلدادگی، اختلاف و دلزدگی و درنهایت تنفر و نابودی در ۹ پرده.
نمایش «من» با نویسندگی و کارگردانی مصطفی هرآئینی، تهیهکنندگی «علیرضا شایسته» و بازیگری «ایمان صیادبرهانی» و «سپندار اعلم»، روایت همین درونیّت است که هم منظری فلسفی دارد و هم روانکاوانه. اجرایی که خودتنهاانگاریاش بیش از آنکه ناظر به امر هستیشناسیِ اجتماعی و تأثیر مؤلفهها و عناصری چون سیاست، دین، جنسیت، طبقه، الهیات، اخلاق، تاریخ و جغرافیا باشد، حول روانشناسی و فلسفه میچرخد.
درنتیجه اگرچه میتوان گفت دو شخصیت نمایش یعنی «من» و «منِ من» یک فرد واحد هستند، اما میتوان آن را بهمثابه یک زندگی مشترک دید. این مهم دو زاویه نگاه دارد؛ دریچهای که وقتی مخلوق در برابر خالق خود قرار میگیرد و میکوشد نابودش کند تا بتواند زندگی آرامتری داشته باشد و جنبه دیگر، تلاش برای از میان برداشتن «من» است. بههرروی چنانکه کارل گوستاو یونگ و زیگموند فروید هم عقیده دارند، همه ما در تمام زندگی یک «منِ من» یا منِ درونی داریم که با آن گفتوگو میکنیم؛ گاهی آزارمان میدهد، وقتی مانع انجام کارهایمان میشود و حتی بعضی هم به ما انگیزه میدهد، اما باید باید نابودش کنیم تا به آسایش برسیم. اما آنچه در این نمایش رقم میخورد نه مرگ همزمان هردو که سیطرهپذیری و لاجرم مرگ «من» یعنی ایگو است، چنانکه در این نمایش، «من» به واکاوی نهاد (اید)، خود (ایگو) و فراخود (سوپرایگو) در رابطه با یک زندگی مشترک میپردازد. سه عنصری که در تعامل با یکدیگر رفتارهای پیچیده انسان را شکل و جهت میدهند.
نمایشِ ۸۵دقیقهایِ «من» که در دوره تازه اجرای خود پس از زمستان سال گذشته، تا بیستم شهریور، هرشب ساعت ۲۱:۱۰ در تماشاخانه کاخ هنر بهنشانی خیابان انقلاب، حافظ، خیابان نوفللوشاتو، خیابان رازی، نبش کوچه زند وکیل، شماره ۵۰ روی صحنه است، افزونبر نمایشنامه فوقالعادهای که دارد، از بازیهای درخشانی هم بهره میبرد و گویا شش ماه تمرین صرف دیالوگها، حرکتها و رقصهای مشترک و همزمان «من» و «منِ من» شده است تا چنین از آب درآمده است. پس اگر نمایش را دیدید و جذبتان کرد، خواندن متن نمایشنامه را که بهمن ۱۴۰۳ به چاپ دوم رسید و از سوی انتشارات نودا در ۷۲ صفحه نشر یافته است، از دست ندهید.
عکس:پرتو جغتایی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
روایت چگونه امکان تجربه آیندههای نیامده را فراهم میکند؟
انسان، پناهنده داستان است
در فراسوی رودخانه
چطور اصفهان در حضور و بیحضور زایندهرود شهر دیگری است؟
نگاهی به کتاب «دو زن» نوشته «آلبرتو موراویا»
میوههای تلخ جنگ
حفاظت از محیطزیست با ممنوعیت پیش نمیرود
میان آنچه به ما داده شده و آنچه میتوانیم از آن بسازیم
جهانی که انتخابمان نبوده است
«آلبلاغ»؛ روایتی از یک حادثه و پرسشهایی که هنوز بیپاسخ ماندهاند
از مدیریت بحران تا حکمرانی پیشگیرانه
تأملی بر چالشهای هماهنگی نهادی در مدیریت مسائل سرزمینی ایران
تصویر بوعلیسینا چگونه از روایتهای تاریخی به قالی ایرانی راه پیدا کرد؟
ســرای بوعلــــــــی
وقتی آسمان بسته میشود، چرا زمین ایران آماده نیست؟
از واقعگرایی سخت تا عملگرایی انعطافپذیر
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید