مرکز پژوهش‌های مجلس پس از بررسی چرایی کاهش تراز بزرگترین دریاچه جهان اعلام کرد

خزر تشنه تصمیم‌های بزرگ

طی ۱۰ سال اخیر، تراز آب خزر روندی کاهشی داشته و بیش از ۲ متر افت کرده است





خزر تشنه تصمیم‌های بزرگ

۲۰ مرداد ۱۴۰۴، ۱۷:۳۷

|پیام ما| مرکز پژوهش‌های مجلس در گزارش نظارتی جدید به «بررسی آثار محیط‌زیستی روند کاهشی تراز سطح آب دریای خزر» پرداخته است. در این گزارش که اسفندماه سال گذشته تدوین آن آغاز شد، ابعاد مختلف و چرایی کاهش تراز این دریاچه شمالی بررسی و از مسئولان خواسته شد با تسریع در تدوین یک راهبرد منسجم درباره وضعیت حقوقی دریای خزر، مواضع خود را در حوزه‌هایی نظیر حدود، بهره‌برداری از منابع، امنیت دریایی، حفاظت ‌محیط‌زیستی و کشتیرانی، به‌صورت شفاف و یکپارچه تعیین کنند. همچنین، سیاست ملی در بخش‌های کشاورزی و صنعتی براساس این گزارش باید به‌گونه‌ای تنظیم شوند که با اهداف حفاظت از دریای خزر کاهش فشار بر منابع آب سازگار باشند و در بخش بین‌اللملی هم کانال‌های ارتباطی و مذاکرات مستمر بین کشورهای حاشیه خزر ایجاد شود تا بتوان از شرایط بحرانی کنونی گذر کرد.

دریای خزر، بزرگترین دریاچه بسته جهان، در دهه اخیر با کاهش چشمگیر سطح آب مواجه شده است. این پدیده، ترکیبی از عوامل انسانی و طبیعی‌ از جمله سدسازی گسترده روی رودخانه ولگا (تأمین‌کننده اصلی آب خزر)، برداشت بی‌رویه از منابع آب‌ و تغییراقلیم است. کاهش سطح آب که از دهه ۱۹۳۰ آغاز شده و در سال‌های اخیر شدت یافته است، پیامدهای محیط‌زیستی، اقتصادی و اجتماعی گسترده‌ای در سطح منطقه‌ای و جهانی به‌همراه دارد. این پیامدها شامل: تغییر خطوط ساحلی، کاهش تنوع‌زیستی، خشک‌شدن تالاب‌های حیاتی، تهدید زیستگاه‌های ماهیان خاویاری و فک خزری‌ و افزایش احتمال وقوع طوفان‌های‌ گردوغبار است. از نظر اقتصادی، این بحران معیشت جوامع محلی را تهدید می‌کند، به فعالیت‌های نفت و گاز آسیب می‌زند و تجارت بین‌المللی‌ را مختل می‌کند. همچنین، کاهش مناطق مناسب برای تخم‌ریزی ماهیان خاویاری جمعیت ‌آنها را تهدید می‌کند. از جمله پیامدهای این اتفاق هم افزایش تنش‌ بین کشورهای حاشیه‌ به‌دلیل منابع آبی و زمین‌های جدید آشکارشده و‌ جابه‌جایی احتمالی جوامع ساحلی است.

مطالعات روی نوسان سطح آب دریای خزر نشان می‌دهد این دریاچه، در طول قرن ۲۰ و اوایل قرن ۲۱، نوسانات قابل‌توجهی را تجربه کرده است. تغییر تراز آب، یکی از ویژگی‌های بارز دریای خزر است که ناشی از عدم تعادل بین میزان آب ورودی از طریق رودخانه‌ها، بارش مستقیم بر سطح دریا و تغذیه از منابع آب زیرزمینی و خروجی آن است.

دردهه‌های ۱۹۳۰ و ۱۹۴۰ کاهش تدریجی سطح آب آغاز شد و این روند تا دهه ۱۹۵۰ ادامه یافت، اگرچه سرعت کاهش در دهه ۱۹۶۰ و ۱۹۷۰ ثابت ماند و در حدود ۲۷.۵- متر از سطح دریاهای آزاد قرار داشت.

پس از سال ۱۹۹۵، روند کاهش تراز آب مجدداً آغاز شد و از سال ۲۰۰۶ این روند نزولی شدت بیشتری پیدا کرد. در مجموع، تراز آب حدود ۲.۲ متر کاهش یافت. درسال ۲۰۲۳ تراز آب به کمترین مقدار خود در قرن اخیر رسید و در حدود ۲۸.۷- متر قرار گرفت. این کاهش ناشی از افزایش دمای تبخیر، تغییر رژیم بادها که منجر به خروج بیشتر رطوبت از دریا می‌شود‌ و کاهش ورودی آب‌ به‌دلیل تغییر الگوهای بارش و تأثیرات انسانی بود.

براساس داده‌های اندازه‌گیری‌شده، تراز آب دریای خزر طی ۱۵۰ سال گذشته حدود سه متر نوسان داشته است. بالاترین تراز ثبت‌شده در این بازه در سال ۱۳۷۳ (۱۹۹۴ میلادی) رخ داده است که در دوره‌ای بیست‌ساله سطح آب حدود ۳.۲ متر افزایش یافت. در مقابل، طی ۱۰ سال اخیر، تراز آب روندی کاهشی داشته و بیش از دو متر افت کرده است. 

این درحالی‌است که دریای خزر همراه با دریای سیاه، دریای مدیترانه و دریاچه آرال، از بقایای اقیانوس کهن پاراتتیس هستند که بر اثر کوه‌زایی و جدا شدن از آب‌های آزاد، به دریاچه‌های بسته تبدیل شده‌اند‌. به‌دلیل این جدایی، تراز آب دریای خزر به‌طور کامل تحت‌تأثیر شرایط اقلیمی ورودی-خروجی آب درون حوضه خود قرار دارد. ازاین‌رو، تغییرات دمایی، میزان بارندگی، الگوی جریانات آب و تأثیرات انسانی، همگی می‌توانند نقش مهمی در نوسانات سطح آب ایفا کنند. 


ساخت سدها روی ولگا جریان آب را مختل کرد
 

اولین منبع ورودی آب به دریای خزر، رودخانه‌های ولگا، اورال، ترک، سوالک، سمور، کورا و سفیدرود هستند، اما ولگا حدود ۸۰ درصد آب ورودی به دریا را تأمین می‌کنند.  دومین منبع، بارش مستقیم بر سطح دریا است که سهمی حدود ۱۸ درصدی از آب ورودی را شامل می‌شود و سومین منبع، ورود آب‌های‌ زیرزمینی با سهمی در حدود ۲ درصد است و کمترین میزان تأمین آب را برعهده دارد. 

عامل بعدی افزایش دمای جهانی، تغییر الگوهای بارندگی‌ تبخیر بیشتر آب از سطح دریاست. الگوهای بارندگی برای دریای خزر به‌طور قابل‌توجهی تغییر کرده است. تبخیر دریایی، تحت‌تأثیر دمای هوا و سطح دریا، جهت و سرعت باد‌، از جمله غلبه نسبی تأثیرات از اقیانوس‌های اطلس شمالی و آرام است که بر جهت باد و دمای هوا تأثیر می‌گذارد.

عامل مؤثر دیگر بر نوسانات آب این دریاچه، فعالیت‌های انسانی است. فعالیت‌های انسانی تأثیر قابل‌توجهی بر سطح آب دریای خزر داشته‌اند. یک مثال قابل‌توجه، کاهش تخلیه از رودخانه‌های دریای خزر است. صنعتی‌سازی توسط اتحاد جماهیر شوروی در دهه ۱۹۳۰ نقش مهمی در شکل‌دهی وضعیت این پهنه آبی ایفا کرد. برای حفظ عملکرد صنایع برقابی، مخازن متعددی روی رودخانه‌های ورودی ساخته شد. در این‌ دوره بود که سطح دریای خزر شروع به کاهش کرد. ساخت سد روی رودخانه ولگا در دهه ۱۹۵۰، جریان آب را به این پهنه آبی مختل کرد و میزان آب ورودی به دریا را کاهش داد. اما لازم است بدانیم که آسیب‌های انسانی ناشی از جریان‌های رودخانه‌ای فراتر از کاهش سطح آب است، زیرا این رودخانه‌ها و همچنین دریای خزر را به‌شدت آلوده می‌کنند‌. 

از سوی دیگر، دریای خزر در منطقه‌ای زلزله‌خیز واقع شده است و فعالیت‌های تکتونیکی (زمین‌ساختی) می‌توانند بر نوسانات سطح آب آن تأثیرگذار باشند. وقوع زلزله‌های بزرگ عمدتاً باعث ایجاد امواج سونامی و تغییرات موضعی در تراز آب می‌شود که معمولاً موقتی است و به حالت عادی بازمی‌گردد. بااین‌حال، در موارد خاص، جابه‌جایی پوسته زمین و تغییر شکل حوضه دریا ممکن است تغییرات دائمی در عمق و ظرفیت آن ایجاد کند که بر تراز کلی آب اثرگذار باشد.


کانال‌ ارتباطی بین کشورهای حاشیه خزر ضروری است

کاهش سطح آب، پیامدهای گسترده‌ای بر محیط‌زیست (تغییرات خط ساحلی، تأثیر بر تالاب‌ها و گونه‌های جانوری) و اقتصاد (فعالیت‌های شیلات، حمل‌ونقل و گردشگری و جوامع محلی کشورهای ساحلی) دارد. 

علاوه‌براین، همان‌طورکه در گزارش به تفصیل شرح داده شد، این پدیده تأثیرات فرامنطقه‌ای و حتی جهانی بر آب‌وهوا و چرخه‌های زیست زمین‌‌شناسی و تجارت بین‌المللی دارد. بنابراین، مقابله مؤثر با کاهش سطح آب دریای خزر نیازمند رویکردی جامع و چندجانبه در سطح بین‌المللی است. ازاین‌رو، پیشنهاد می‌شود جمهوری اسلامی ایران با تسریع در تدوین یک راهبرد ملی منسجم درباره وضعیت حقوقی دریای خزر، مواضع خود را در حوزه‌هایی نظیر حدود، بهره‌برداری از منابع، امنیت دریایی، حفاظت ‌محیط‌زیستی و کشتیرانی، به‌صورت شفاف و یکپارچه تعیین کند. این راهبرد که باید با مشارکت نهادهای کلیدی همچون وزارت امور خارجه، وزارت نفت، سازمان حفاظت محیط‌زیست و مراکز علمی-پژوهشی تدوین شود، می‌تواند مبنای واحدی برای مذاکرات دیپلماتیک و دفاع از حقوق ایران در عرصه منطقه‌ای و بین‌المللی فراهم آورد و از پراکندگی و ضعف انسجام در اتخاذ تصمیمات راهبردی جلوگیری کند. همچنین، با توجه به کاهش سریع سطح آب دریای خزر و تهدید اکوسیستم‌ها، این راهبرد باید جنبه‌های مدیریت جامع منابع آب، حفاظت اکوسیستم‌های ساحلی و زیستگاه‌های بومی را نیز شامل شود و سازوکارهای همکاری منطقه‌ای میان کشورهای حاشیه برای کاهش برداشت بی‌رویه آب و حفاظت از تنوع‌زیستی را تقویت کند. 

همچنین، سیاست‌های ملی در بخش‌های کشاورزی و صنعتی باید به‌گونه‌ای تنظیم شوند که با اهداف حفاظت از دریا خزر کاهش فشار بر منابع آب سازگار باشند. ترویج کشاورزی پایدار، استفاده از فناوری‌های کم‌آب‌بر و کاهش آلودگی‌ از جمله این موارد است. برای تحقق این هدف، توصیه می‌شود فناوری‌های نوین نمک‌زدایی و مدیریت پساب با حداقل اثرات محیط‌زیستی به‌کار گرفته شوند و برنامه‌های پایش مستمر کیفیت آب و شوری اجرا شود. همچنین، سرمایه‌گذاری در توسعه فناوری‌های دوستدار محیط‌زیست و آموزش کشاورزان و صنایع برای بهبود مدیریت مصرف آب و کاهش آلودگی باید دستورکار قرار گیرد.

در گام سوم نیز برای حل اختلافات و هماهنگی در اجرای برنامه‌های مشترک، باید کانال‌های ارتباطی و مذاکرات مستمر بین کشورهای حاشیه خزر ایجاد شود. کشورهای حاشیه باید با در نظر گرفتن شرایط ژئوپلیتیکی و محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها، مشارکت هدفمند و فعال در سازمان‌های بین‌المللی مرتبط با مدیریت منابع آب، محیط‌زیست و تغییراقلیم را دنبال کنند. این مشارکت‌ها باید با تحلیل جامع از منافع ملی و ظرفیت‌های موجود انجام گیرد و به‌نحوی طراحی شود که بدون ایجاد تعهدات الزام‌آور، امکان بهره‌گیری از ظرفیت‌های فنی، مشورتی و همکاری‌های منطقه‌ای و بین‌المللی برای حل بحران خزر فراهم شود. افزون‌براین، ایجاد مرکز مشترک پایش محیط‌زیست دریای خزر با همکاری کشورهای حاشیه‌ای و تبادل داده‌های علمی و ماهواره‌ای، از جمله راهکارهای کلیدی برای بهبود تصمیم‌گیری و پیشگیری از پیامدهای  محیط‌زیستی ناشی از کاهش سطح آب است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *