چه کسی خاطرههای ما را ثبت میکند؟
6 تیر 1404، 21:01
۱۲ روز عجیب گذشت. روزهایی که هیچکداممان انتظارش را نداشتیم. جنگ مانند بختکی شوم آمد و رفت. چه برایمان بهجای مانده است؟ پیروزی؟ شکست؟ ترس؟ خاطرات ملتهب و ویرانههایی که شاید در گوشهوکنار شهرهای مورد حمله باقی مانده است؟ نه! جنگ برای هر کداممان با شمایلی دیگرگونه از دیگری تصویر شد. درست شبیه زندگی که در هیچ لحظه و برای هیچ دو کس، شبیه هم نیست. حالا تصویر ما را قرار است چه کسی ثبت کند؟ روزنامهها؟ تلویزیون؟ تاریخ؟ نگاه کنیم که ما هیچوقت هیچکجای تاریخ آنطورکه خودمان خودمان را دیدیم، ثبت نشدهایم. تاریخ پر از درج حوادث است؛ جنگهای بزرگ و کوچک، کاخها و قصرهای سلطنتی، آثار هنری فاخر و برجسته که کمتر از آن مردم عادی بودند. ما فقط خودمان حافظان خاطرات خودمان هستیم. حتی روزنامهها و رسانهها هم میان همهمه پرازدهام خبرها نمیتوانند همه آنچه را که ما دیدیم و در ذهن ما حک شده است، با همه تلاشهای خبرنگاران میدانی، ثبت و ضبط کند. زندگی ما و همه آنچه بر ما رفته است، خیلی زود به رخدادهایی کلی بدل میشود که جزئیاتی از ما در آن وجود ندارد.
زندگی همه ما ارزش ثبت و ضبط و بایگانی دارد. همه آنچه از بیمها و امیدها، دل پریشانی و خیالآسودگی، اندوه و شادی و هر آنچه در قاموس احساس آدمی است که طی سالهای عمرمان تجربه کردهایم، ارزشمندتر از آن چیزی است که حتی تاریخ از ما و عصر ما خواهد نوشت. دستبهکار شویم. روزهایمان را بنویسیم و ترسیم کنیم. روزهایی که هرگز دوباره نخواهد آمد؛ چراکه اساس عمر بر گذری بیبازگشت است. تجربه زیسته هر کدام از ما، بنمایه جامعه فرداست، نهفقط آنچه در تحلیلهای کلان حوادث میآید. بازخوانی خاطرات بعد از سالها گاهی نشانمان میدهد که در روزگار رفته چه رؤیاهایی که در سر نداشتیم و حالا به دست فراموشی سپرده شده است. میتوانیم همهچیز را از میان انبوه سطور نوشته با دستخط خودمان مرور کنیم و بهخاطر بیاوریم. برای من نوشتن خاطرات زنده نگهداشتن رؤیاها و امیدهایم است. امیدهایمان را چه کسی جز خودمان زنده نگه میدارد؟ دستبهکار شویم. ما که قرار نیست شاهنامه بنویسیم. اما حماسه زندگی هر کدام از ما مردم عادی هزارهزار بار ارزش ثبت دارد. حماسه خودتان را ثبت کنید. هیچکس جز خود ما پاسدار خاطراتمان نیست.
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
نگاهی به رمان «آخر دنیا» نوشته «جنی ارپنبک»؛ روایتی از زندگیهایی که میتوانستند اتفاق بیفتند
اگر میشد زندگی را از نو نوشت
تمامقد به احترام شهدای دانشآموز میناب و لامرد
ای داغ، از قلب پریشانم چه میخواهی
پشت روایت «روستای گمشده»
صلح از جایی آغاز میشود که «دیگری» را به رسمیت بشناسیم
نورپردازی بناهای مسکونی؛ از نمایش اجتماعی تا هزینههای پنهان انرژی و شهری
پیامدهای یک هشدار جهانی برای ایران
روایت چگونه امکان تجربه روزگار نیامده را فراهم میکند؟
انسان، پناهنده داستان است
در فراسوی رودخانه
چطور اصفهان در حضور و بیحضور زایندهرود شهر دیگری است؟
نگاهی به کتاب «دو زن» نوشته «آلبرتو موراویا»
میوههای تلخ جنگ
حفاظت از محیطزیست با ممنوعیت پیش نمیرود
وب گردی
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز
- شناسنامه دار بودن ظروف صنعتی چه نقشی در مدیریت مسئولانه آن ها دارد؟
- قیمت بلیط اتوبوس به مرزهای غربی کشور مشخص شد
- کمک به تأمین مالی یا واردات داروی ELAHERE برای بیماران مقاوم به شیمیدرمانی در سرطان تخمدان
- آیا با کپی مدارک می توان سوار قطار شد؟ بیشتر
بیشترین نظر کاربران
در روزهای جنگ، جامعه را تنها نگذاریم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید