چرا گونههای مختلف جانوری از زمین محو میشوند؟
انقراض ششم و خالی شدن حیات
امروزه، نرخ انقراض گونهها تقریباً ۲۰ برابر بیشتر از نرخ طبیعی انقراض پسزمینه است و طبق پیشبینیها ممکن است ۱۰ یا ۲۰ برابر دیگر نیز افزایش یابد
۲۰ فروردین ۱۴۰۴، ۱۷:۳۸
در قرنهای اخیر شاهد افزایش شدید جمعیت انسانی و تشدید تأثیرات با منشأ انسانی بر اکوسیستمها و جوامع طبیعی هستیم. همین موضوع سبب شده است نرخ انقراض گونهها تقریباً ۲۰ برابر بیشتر از نرخ طبیعی انقراض پسزمینه باشد. طبق پیشبینیها ممکن است این رقم ۱۰ یا ۲۰ برابر دیگر نیز افزایش یابد. اگر این پیشبینیها تحقق یابند، نرخهای انقراض پیشبینیشده قطعاً قابلمقایسه با نرخهای انقراض در دورانهای انقراض جمعی گذشته خواهند بود.
انقراض پایان حیات یا بقای یک گروه زیستی (تاکسون: گونه-جنس-خانواده…) با مرگ آخرین عضو آن است. یک تاکسون حتی اگر ظرفیت تولیدمثل و احیای خود را از دست بدهد، ممکن است پیش از مرگ آخرین عضو خود بهطور کارکردی منقرض یا نابود شود. در طی روند تکاملی، گونهها از طریق فرایند گونهزایی بهوجود میآیند -جایی که انواع جدیدی از موجودات زمانی بهوجود میآیند و شکوفا میشوند که بتوانند یک زیستگاه اکولوژیکی را پیدا و از آن بهرهبرداری کنند- و گونهها زمانی منقرض میشوند که دیگر نتوانند در شرایط در حال تغییر یا در برابر رقابت برتر زنده بمانند (انقراض پسزمینهای/ background). رابطه بین حیوانات و زیستگاههای اکولوژیکی (آشیانهای بومشناختی) آنها بهصورت قطعی و ثابت ایجاد شده است و یک گونه معمولاً در عرض ۱۰ میلیون سال پس از اولین ظهورش منقرض میشود؛ اگرچه برخی گونهها، که به آنها فسیلهای زنده گفته میشود، با تغییرات ریختشناختی کم یا بدون تغییر برای صدها میلیون سال زنده میمانند.
لازم به تأکید است که انقراض، بهجای اینکه چیزی ذاتاً بد باشد، پدیدهای رایج و ضروری برای تکامل است؛ زیرا نرخهای تنوع امری ناشی از تعادل بین نرخهای پیدایش گونهها (تکامل گونه) و ناپدید شدن (انقراض) آنها است. انقراض زمانی رخ میدهد که گونهها بهدلیل نیروهای محیطی مانند تکهتکه شدن زیستگاه، تغییرات آبوهوایی، بلایای طبیعی، بهرهبرداری بیشازحد توسط انسانها و آلودگی یا بهدلیل تغییرات تکاملی در اعضای خود (همخونی ژنتیکی، باروری ضعیف، کاهش تعداد جمعیت) کاهش یافته و از بین بروند.
انقراض، بخشی طبیعی از فرایند تکامل است که اجازه میدهد تا تغییر گونهها در زمین اتفاق بیفتد. گاهی اوقات وقتی گونههای جدید از طریق انتخاب طبیعی شکل میگیرند، گونههای قدیمی بهدلیل رقابت یا تغییرات زیستگاه از بین میروند. در یک بیان کلی، گونهها بهدلایل طبیعی از بین میروند. دانشمندان میتوانند از طریق سوابق فسیلی بهطور تقریبی تخمین بزنند که حضور یا بقای یک گونه بهطور میانگین از زمان پیدایش تا انقراض آن چه مدت طول میکشد. بهعنوان مثال، پستانداران بهطور میانگین دارای طول عمر گونهای برابر با یک میلیون سال هستند، اگرچه برخی از گونههای پستاندار بیش از ۱۰ میلیون سال وجود داشتهاند.
در یک طبقهبندی کلی انقراضهای طبیعی را به دو شکل دورهای یا اپیزودیک و پسزمینهای میتوان تقسیمبندی کرد که در زمینه این بحث، مهم است که بین انقراض زمینهای و انقراضهای دورهای تمایز قائل شویم. انقراض زمینهای یک فرآیند طبیعی است که وابسته به عوامل بومشناختی و زیستزمینشناختی (biogeographical) است. (رقابت، شکار، بیماریها، از دست دادن زیستگاه، تغییراقلیم، پراکنش، تغییرات محدوده و غیره که تحت حاکمیت انتخاب طبیعی رخ میدهد.) این نوع انقراض بهطور مداوم گونهزایی را در طی ایجاد الگوهای خالص فضایی-زمانی تنوع زیستی متعادل میکند. مثال بارز انقراضهای اپیزودیک نیز انقراضهای جمعی و یا نمونههای کوچکتر در فواصل آنها هستند. انقراض اپیزودیک بهطور قابلتوجهی از انقراض پسزمینه فراتر میرود و بهصورت غیرمنتظرهای زمانی که یک نیروی عمده باعث یک انفجار یا بروز ناگهانی انقراض میشود، رخ میدهد. بااینحال، باید تأکید کرد که همه رویدادهای انقراض اپیزودیک واجد شرایط انقراضهای جمعی نیستند.
در تاریخ حیات بر روی سیاره زمین، حداقل پنج انقراض جمعی یا دورهای رخ داده است و چهار مورد از آنها در ۳۵۰ میلیون سال گذشته رخ داده که در آن بسیاری از گونهها در یک دوره نسبتاً کوتاه از زمان زمینشناسی ناپدید شدهاند
در تاریخ حیات بر روی سیاره زمین، حداقل پنج انقراض جمعی یا دورهای رخ داده است و چهار مورد از آنها در ۳۵۰ میلیون سال گذشته رخ داده که در آن بسیاری از گونهها در یک دوره نسبتاً کوتاه از زمان زمینشناسی ناپدید شدهاند. تصور بر این است که یک رویداد انفجاری عظیم که مقادیر زیادی از ذرات ریز تا درشت آتشفشانی(تفرا) را به جو آزاد کرده، بهعنوان یکی از علل محتمل «رویداد انقراض پرمین-تریاس» حدود ۲۵۰ میلیون سال پیش باشد که برآورد میشود ۹۰ درصد از گونههای آن زمان را از بین برده و بیشترین انقراض حشرات در آن به وقوع پیوسته است. رویداد انقراض کرتاسه-پالئوژن ۶۶ میلیون سال پیش، در پایان دوره کرتاسه رخ داد و بهخاطر نابودی دایناسورهای غیرپرنده، در کنار بسیاری دیگر از گونهها، شهرت دارد.
نرخ انقراض پسزمینه یا نرخ انقراض طبیعی، به تعداد گونههایی اشاره دارد که انتظار میرود در یک دوره زمانی براساس عوامل غیربشری (غیرانسانی) منقرض شوند. نرخ انقراض پسزمینه معمولاً برای یک طبقهبندی خاص و در یک دوره زمانی مشخص اندازهگیری میشود. یک معیار رایج برای اندازهگیری یا بیان نرخهای انقراض، تعداد انقراضها بهازای هر یک میلیون گونه در سال (E/MSY) است. بهعنوان مثال، مدت زمان متوسط بقا گونههای پستانداران حدود ۱۰ میلیون سال برآورد میشود و بنابراین، نرخ انقراض زمینهای آنها 1 E/MSY است، به این معنی که یک انقراض بهازای هر یک میلیون گونه در هر سال یا یک انقراض بهازای هر هزار گونه در هر قرن اتفاق میافتد. در مورد بیمهرگان دریایی که مدت زمان متوسط بقای گونههای آنها صد میلیون سال است، نرخ انقراض زمینهای ۰.۱ E/MSY است. اکثر گروههای طبقهبندیشده دارای مدت زمان میانهای یا متوسط هستند. بنابراین، نرخهای انقراض زمینهای برای اکثر گروههای حیوانی بین ۰.۱ و ۱ E/MSY نوسان دارد. بر این منوال و با احتساب شش هزار و ۷۳۶ گونه پستاندار توصیفشده، در حال حاضر نرخ انقراض زمینهای برای پستانداران و پرندگان بهترتیب حدود ۱۴۹ و ۹ خواهد بود. از سال ۱۵۰۰ تا کنون (۵۲۵ سال گذشته) حدود ۱۱۶ گونه پستاندار و ۱۸۸ گونه پرنده منقرض یا بهاحتمال منقرض شدهاند که نشاندهنده وضعیت موجود انقراض گونهها در عصر حاضر یا انسان دوره (Anthropocene) بهعنوان سرآغاز تأثیر عمده فعالیتهای انسان بر اکوسیستم و ساختار زمینشناختی زمین است.
باتوجهبه مطالبی که بهصورت مقدمه بیان شد و معرفی روند طبیعی انقراض و مفهوم آن، حال شاید بتوان در مورد وضعیت حاضر و کنونی گونهها و شدت و چرایی انقراض آنها اندکی صحبت کرد. مقایسه روندهای انقراض کنونی با نرخ پسزمینه و طبیعی انقراض گونهها ناخودآگاه اتفاقات انقراضهای جمعی را تداعی میکند و به همین خاطر است که در ادبیات حفاظت عصر انسان در مقایسه با پنج انقراض تاریخ زمین بهعنوان رخداد انقراض ششم مطرح میشود. ویژگی بارز قرنهای اخیر افزایش شدید جمعیت انسانی و تشدید تأثیرات با منشأ انسانی بر اکوسیستمها و جوامع طبیعی است. امروزه، نرخ انقراض گونهها تقریباً ۲۰ برابر بیشتر از نرخ طبیعی انقراض پسزمینه است و طبق پیشبینیها ممکن است ۱۰ یا ۲۰ برابر دیگر نیز افزایش یابد. اگر این پیشبینیها تحقق یابند، نرخهای انقراض پیشبینیشده قطعاً قابلمقایسه با نرخهای انقراض در دورانهای انقراض جمعی گذشته خواهند بود.
اما در تصویر کشیدن اینکه در عصر حاضر چه اتفاقاتی میافتد که منجر به انقراض گونهها میشود؟ چنانچه روند انقراض را به یک چرخه تشبیه کنیم، این چرخه را چنین میتوان توصیف یا تشریح کرد که: نیازهای جوامع انسانی بهعنوان عامل محرکه و اثرات ناشی از فعالیتهای انسان برای تأمین نیازهای خود بهعنوان عوامل مسبب یا باعثشونده منجر به ایجاد و بروز عوامل تهدیدکننده عمده شامل تخریب و تغییر و تبدیل زیستگاهها، برداشت بیشازحد، معرفی گونههای غیربومی، شیوع بیماریها و تغییراقلیم شده است. این عوامل و بهخصوص اثرات تجمعی آنها در حالی عمل میکنند و تأثیر میگذارند که جمعیتهای اغلب گونهها در طی دههها یا سدههای اخیر تکهتکه و کوچک شدهاند. تأثیر عوامل بر جمعیتهای کوچکشده گونهها منجر به درونآمیزی و از بین رفتن تنوع ژنتیکی از طریق رانش ژنتیکی میشود و در اثر آن، گونهها توان بقا یا سازگاری خود با شرایط در حال تغییر را از دست میدهند. چنین جمعیتهایی وقتی در معرض تغییرات شدید محیطی، وقایع و بلایای طبیعی، تغییرات احتمالی جمعیتی و کاهش تعدا قرار میگیرند، طبیعتاً باز کوچکتر و جداافتادهتر (ایزوله) میشوند. چنین جمعیتی در بازگشت به اول چرخه نسبت به تأثیرات عوامل تهدیدکننده و تأثیرات تجمعی آنها بهمراتب آسیبپذیرتر است و بهراحتی در گرداب انقراض میافتد که امکان خروج از این شرایط بسیار چالشبرانگیز و حتی گاه غیرممکن است. نگاه و تأملی گذرا بر گونههایی نظیر یوزپلنگ آسیایی، فیلها، کوسهها، گوشتخواران و علفخواران بزرگجثه، پرندگان مهاجر، گونههای اندمیک و خزندگان و دوزیستان با پراکنش محدود و زیستگاههای آنها و برنامههای مدیریتی و حفاظتی جاری و در حال انجام در سطوح ملی، منطقهای و جهانی تصوری روشنتر از وضعیت موجود را میتواند ارائه دهد. فهرست سرخ اتحادیه جهانی حفاظت و روند افزایشی آن و اضافه شدن تعداد گونههای در معرض تهدید در طبقات مختلف در معرض تهدید آن تصویری شفاف از وضعیت موجود انقراض گونهها را ارائه میکند. براساس همین فهرست و در یک مثال کوتاه، ۴۴ درصد مرجانها، ۴۱ درصد دوزیستان، ۳۷ درصد کوسهها، ۲۶ درصد پستانداران، ۲۱ درصد خزندگان در معرض تهدید انقراض هستند و این ارقام و اعداد مدام در حال رشد است. تکبهتک گونههای در معرض تهدید و حتی جمعیتهای آنها نیازمند برنامههای مدیریتی و حفاظتی کارآمد و اصولی هستند و علاوهبرآن بهشدت نیازمند توقف سیر صعودی تعداد گونههای در معرض تهدید هستیم.
حفاظت نیز بهمانند زیستشناسی و شاخههای آن یک علم است و بدون داشتن دانش، شناخت و تجربه کافی از آن امکان اجرای موفقیتآمیز آن نیز میسر نیست
طبیعتاً در مواجهه با چنین شرایط پیچیده و بغرنج، کنترل، مدیریت و یا حتی توقف عوامل تهدیدکننده و اثرات آنها مستلزم داشتن شناخت و آگاهی کافی و همهجانبه، همکاری و همیاری تمامی گروه ذینفعان، داشتن ابزارهای علمی، فنی و اجرائی/تجهیزاتی، داشتن برنامه هماهنگ در سطوح ملی و بینالمللی، جریانسازی حفاظت و آموزش و اطلاعرسانی در تمامی سطوح جامعه، تبیین و اجرای برنامههای استفاده پایدار بهمعنای واقعی آن، پرهیز از جزیرهای عمل کردن و شاید در رأس همه این موارد مدیریت کارامد، منسجم، صحیح و اصولی است. به هر حال پرداختن به شرایط موجود جهانی و ملی در رابطه با مقابله و کنترل انقراض در چارچوب موارد اخیر در این مختصر میسر نیست، ولی امید است با روشنتر کردن مقوله انقراض و تشریح دلایل و چگونگی آن شاید بتوان نسبت به حفاظت از گونههای ارزشمند و زیستگاههای آنها مؤثر واقع شد. آنچه مسلم است در مقیاسهای محلی، ملی و منطقه ای میتوان تأثیرگذارتر بود و این تاثیرات را بهعنوان الگوی مناسبی از موفقیت در حفاظت تسری داد، ولی مهمترین شرط لازم و کافی آن ضمن داشتن درک صحیح و درست، مدیریت کارآمد است. بدیهی است حفاظت نیز بهمانند زیستشناسی و شاخههای آن یک علم است و بدون داشتن دانش، شناخت و تجربه کافی از آن امکان اجرای موفقیتآمیز آن نیز میسر نیست.
پایان کلام اینکه در یک بیان صریح و منصفانه، عامل تشدید انقراض گونهها در عصر حاضر ما انسانها هستیم و تا زمانی که تصمیم به تغییر رویه و روند یا سبک زندگی خود و نحوه تأثیرگذاری بر طبیعت نگرفتهایم، شرایط نهتنها بهتر نخواهد شد بلکه مشکلات پیچیدهتر و حادتر نیز خواهد شد و باید هر چندوقت یکبار منتظر شنیدن خبر انقراض گونهها و نابودی یا فروپاشی زیستگاههای آنها باشیم.
برچسب ها:
اکوسیستم، انقراض ششم، بلایای طبیعی، پرندگان مهاجر، تغییراقلیم، تنوع زیستی، زیستگاهها، یوزپلنگ
نظر کاربران
دیدگاهتان را بنویسید
مطالب مرتبط
سنجابهای قاچاق بازار تهران به زاگرس برگشتند
زایش دوباره گوزن زرد ایرانی در ایلام
واکنش شرکت پایانههای نفتی ایران به گزارشهای منتشر شده
ادعای آلودگی نفتی در جزیره خارک تکذیب شد
تقویت توان لجستیکی و حمایتی در سازمان حفاظت محیطزیست
نوسازی ناوگان عملیاتی محیطزیست؛ ۱۰۰ خودروی جدید با وجود شرایط جنگی به استانها تحویل شد
کاهش قنوات فعال در استان مرکزی؛
میراث کهن مدیریت آب در مسیر زوال
بازگشت تدریجی «شبح جنگل» به زیستگاه طبیعی کنیا
کشف چهارمین لاشه فوک خزری در میانکاله
روز جهانی پرندگان مهاجر؛
یادآوری اهمیت حفاظت از مسیرهای پروازی و زیستگاههای طبیعی
مهاجرت بزرگترین دوزیست ایران از جنگلهای هیرکانی به پناهگاه حیاتوحش لوندویل
نجات کوهنورد نهاوندی
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
حضور پلنگ ایرانی در ارتفاعات رودبار تأیید شد؛+ فیلم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




ناشناس
سلام ؛ اولین فردی که این تفکر مسخرهرا شایع کرده نماینده چند قصبه و روستا هست که فکر میکنه دو تا روستا را بکنه یک روستا. باید بزارنش نابغه نوابغ.!! ابر شهری مثل تهران که اگه بخوای از شرق بری غرب یا شمال شهر به جنوب آن باید نماز شکسته بخونی و ممکنه در روزه هایت هم مشکل پیش بیاد میخوان کل ادارات و...را منتقل کنن. خدائی نباید بهچنین فردی آفتابه لوله طلا هدیه بدن.!!!!