«رحیم ملکنیا»، عضو هیئتعلمی دانشگاه لرستان، از دوگانگیهای متخصص و غیرمتخصص در مدیریت جنگل و راهکارهای مشارکتی برای حفاظت از جنگلها میگوید
هیرکانی-زاگرس؛ دو روایت از یک بحران
مفهوم جنگل برای جامعه جنگلداری در ایران تا جایی کاهش یافته است که اگر نتوانیم از جنگلها چوب برداشت کنیم دیگر جنگل برای آنها مفهومی ندارد
۱۹ بهمن ۱۴۰۳، ۲۱:۱۴
|پیام ما| زمزمههای اجرای دستورالعمل برداشت درختان شکسته و افتاده از جنگلهای شمال صدایی چندان بلند در فضای منابع طبیعی کشور داشت که باقی بحثها در حوزه جنگل، آبخیزداری و... را به حاشیه برد. در هفتههای اخیر کمپینی که در مخالفت با برداشت شکسته و افتاده شکل گرفت، بیش از ۵۰ هزار امضا جمعآوری کرد. در مقابل موافقان اجرای دستورالعمل هم با نگارش نامههایی به مسئولان، خواستار اجرای آن شدند. درنهایت، در دوگانه موافقان برداشت درختان شکسته و افتاده، مخالفان برداشت توانستند حرف خود را به کرسی بنشانند، بهطوریکه «علی تیموری»، رئیس سازمان منابع طبیعی، در نشستی در کافهکارزار از تعلیق اجرای این دستورالعمل خبر داد تا بحثهای بیشتری پیرامون آن انجام شود. فارغ از اینکه این برداشت انجام شود یا خیر، این دوگانهسازی چه تبعاتی بر مدیریت جنگلها دارد و برای حل آن چه باید کرد؟ «رحیم ملکنیا»، عضو هیئتعلمی دانشگاه لرستان، از جمله کسانی است که در سالهای اخیر به این تقابلها و دوگانهسازیها انتقادهایی را وارد دانسته و مطالبی را هم در این زمینه منتشر کرده است. او بهتازگی در یک سخنرانی با عنوان «مدیریت جنگلها؛ از سیاستگذاری مشارکتی تا برنامهریزی فنی» که به همت انجمن علمی دانشجویی دانشگاه تربیت مدرس برگزار شده بود، ضمن انتقاد دوباره از رهاشدگی زاگرس در مقابل هیرکانی، تلاش کرد در شکل کلان به دو مقوله سیاستگذاری و برنامهریزی در حوزه جنگل بپردازد.
«در این ارائه قصد ندارم مطلب جدیدی را مطرح کنم، بلکه هدف اصلی من جمعبندی موضوعات مرتبط با مدیریت جنگل است تا فضایی برای گفتوگو ایجاد شود و بتوانیم از این بحثها در جهت بهبود جنگلداری کشور استفاده کنیم.» این جمله آغازین رحیم ملکنیا در سخنرانیاش با عنوان «مدیریت جنگلها؛ از سیاستگذاری مشارکتی تا برنامهریزی فنی» بود. او در ادامه با بیان اینکه محور اصلی سخنان او بررسی دوگانگیای است که پس از توقف بهرهبرداری از جنگلهای شمال شکل گرفت، میافزاید: ما با دوگانه متخصص و غیرمتخصص و اینکه چه کسی حق دارد یا صاحب حق نیست که درباره مدیریت جنگلها اظهارنظر کند و چه کسی میتواند برای جنگلها نسخه بپیچد و راهحل ارائه دهد؟ مواجهیم. درعینحال، مدیریت بحثهای تخصصی و کنشگری عمدتاً در مورد جنگلهای شمال مطرح میشود، درحالیکه جنگلهای زاگرس کمتر مورد توجه قرار میگیرند، این پرسش همواره مطرح است که آیا جنگلهای زاگرس در حوزه تخصصی و کنشگری ما فراموش شدهاند؟
جایگاه متخصصان و غیرمتخصصان در مدیریت جنگلها کجاست؟ در چه بخشهایی متخصصان نظر میدهند و در چه حوزههایی حق اظهارنظر به غیرمتخصصان داده میشود؟ در ساختار برنامهریزی جنگل، توقعات جامعه و خواست عمومی در چه جایگاهی قرار دارد؟ آیا کنشگران میتوانند بر مدیریت جنگل تأثیر بگذارند؟ چرا رویکردهای کنشگری و تخصصی نسبت به جنگلهای شمال و زاگرس متفاوت است؟ آیا کنشگری را میتوان نوعی از مشارکت در مدیریت جنگل دانست؟ چه مدلهایی از مشارکت در مدیریت جنگل وجود دارد و کدامیک قابلاجراست؟ بهگفته این عضو هیئتعلمی دانشگاه لرستان، باید به این پرسشها پاسخ دهیم. او اضافه میکند: برای ورود به این بحث، ابتدا باید نگاهی به ساختار سلسلهمراتبی برنامهریزی جنگل داشته باشیم. این ساختار شامل سه سطح استراتژیک (راهبردی)، راهکاری (فنی) و عملیاتی است. بهعلاوه در کنار این سطوح، دو مفهوم سیاست جنگل و برنامههای ملی جنگل نیز وجود دارند که نقش مهمی در مدیریت جنگلها ایفا میکنند. نادیده گرفتن این دو مفهوم، ریشه بسیاری از بحثوجدلهای کنونی است.
ملکنیا با اشاره به اینکه سازمان فائو، سیاست جنگل را بهعنوان توافقی بین دولت و ذینفعان مختلف تعریف میکند که در اثر چانهزنی و گفتوگو حاصل میشود، میگوید: در این سیاستگذاری، دولت و متخصصان بههمراه سایر ذینفعان در تعامل با یکدیگر هستند و نتیجه این تعامل، تعیین سیاستهای جنگلی است.
ویژگیهای کلیدی یک سیاست جنگلی موفق از نظر این استاد دانشگاه تدوین استراتژیهای ملی جنگلداری، تعیین چارچوبهای نهادی و قانونی، ارائه راهکارهای مشارکتی برای درگیر کردن گروههای مختلف ذینفع، تمرکز بر مدیریت پایدار جنگل، تعهد به حفاظت و احیای جنگلها و به رسمیت شناختن ارزشها و مزایای چندگانه جنگلها است. او همچنین مدیریت پایدار جنگل را مدیریتی میداند که علاوهبر حفظ سلامت جنگل و تنوع زیستی، به کارکردهای حفاظتی، حمایتی و تولیدی جنگل نیز توجه میکند و در کنار ملاحظات زیستمحیطی، ابعاد اقتصادی و اجتماعی را نیز مدنظر قرار میدهد.
بهگفته ملکنیا، سیاست جنگل و برنامهریزی استراتژیک جنگل، مفاهیمی هستند که برخی منابع آنها را معادل یکدیگر در نظر میگیرند. اما درحقیقت، استراتژی جنگل، اقدامات و برنامههایی است که برای تحقق اهداف و آرمانهای سیاست جنگل تدوین میشود. او میافزاید: برنامهریزی جنگل باید بهصورت دورهای مورد ارزیابی و بازنگری قرار گیرد تا باتوجهبه تجربیات علمی و عملی بهروز شود.
آیا موضوع تعارض منافع و اختلاف دیدگاهها درباره جنگلها، تنها مختص ایران است؟ پاسخ این استاد جنگل به این پرسش منفی است و دراینباره میگوید: در کشورهایی که سابقه طولانیتری در جنگلداری دارند نیز چنین چالشهایی وجود دارد. بهعنوان مثال، در آلمان نیز تقاضاهای اجتماعی در مورد جنگلها، تضادهایی میان گروههای مختلف ایجاد کرده است. در کنار این مسئله، سیاستهای بینالمللی و افزایش آگاهی نسبت به موضوعاتی مانند تغییراقلیم و حفظ تنوع زیستی، باعث شده است مدلهای سنتی مدیریت جنگل کارایی خود را از دست بدهند و نیاز به سیاستگذاری مشارکتی و رویکردهای جدید بیشازپیش احساس شود که این مسئله باعث ایجاد چالشهایی در مدیریت جنگل شده است.
زمانی که از مشارکت در مدیریت جنگل صحبت میکنیم به چه معناست؟ ملکنیا در این باره بیان میکند: مشارکت تنها مفهوم سادهای که سازمان جنگلها به آن اعتقاد دارد، و استفاده از ذینفعان یا مردم محلی که بیشتر معطوف به نیروی کار هستند، نیست. بلکه راهکارهای مشارکتی در سطوح مختلف از تدوین سیاستها تا اجرا و نظارت مطرح میشود. درواقع، ما ناگزیر هستیم که از راهکارهای مشارکتی برای سیاستگذاری استفاده کنیم. در این راهکارهای مشارکتی، نیاز داریم گروهها یا افراد مختلف در این برنامهها شرکت کنند. نحوه شرکت این گروهها و افراد و چگونگی انتخاب آنها، یکی از مباحثی است که بسیار جای سؤال دارد و به بحثهای زیادی دامن میزند. روشهای مختلفی برای شناسایی این افراد وجود دارد و خود این مفهوم و مسائل دیگری که در این حوزه مطرح است، چالشیترین قسمتهای برنامهریزی مشارکتی جنگل را میسازد، یا شاید چالش اصلی در سیاستگذاری و برنامهریزی جنگل همین مسئله ذینفعها و چگونگی دخالت دادن نظرات آنهاست.
بهگفته این استاد جنگل وقتی بخواهیم در سیاستگذاریهای جنگل یا تدوین برنامههای ملی جنگل مشارکتدهندگان را در نظر بگیریم، باید ذینفعها را مورد توجه قرار دهیم. او میافزاید: ما میتوانیم ذینفعها را براساس دو ویژگی اصلی، یعنی اثرگذاری و اثرپذیری، تقسیمبندی کنیم. این دستهبندی به این صورت است که مشخص میکند چه کسانی بیشترین تأثیر را از اعمال یک سیاست یا مدیریت جنگل میپذیرند و چه کسانی بیشترین تأثیر را بر سیاستگذاریها و مدیریت دارند. براساس این دو ویژگی، میتوان ذینفعها را در چهار گروه مختلف دستهبندی کنیم. او میگوید: گروه اول اثرگذاری و اثرپذیری بالا بر سیاستگذاری جنگل دارند؛ این گروه بیشترین تأثیر را از سیاستهای جنگل میپذیرند و به همین دلیل، باید در تمام مراحل تصمیمگیری حضور داشته باشند. گروه دوم اثرگذاری بالا بر سیاستگذاری جنگل دارند، اما اثرپذیریشان بهطور مستقیم ممکن است از جنگلها اندک باشد. گروه سوم اثرگذاری و اثرپذیری مستقیم پایینی دارند و شامل عموم مردم هستند که تنها باید از نتایج و روند سیاستهای جنگل مطلع شده است و دیدگاههای آنها توسط سیاستگذار در تدوین سیاستهای جنگل مورد توجه قرار گیرد. گروه چهارم اثرپذیری بالا و اثرگذاری کم دارند، در این گروه جوامع و استفادهکنندگان محلی از منابع جنگلی قرار میگیرند که نیازهایشان باید در چارچوب سیاستهای جنگل برآورده شود. این گروه بهطور معمول در سیاستگذاری بالا به پایین مورد بیتوجهی قرار میگیرند.
از نظر این مدرس دانشگاه مهمترین چالش، لحاظ کردن دیدگاه گروه دوم است که بیشترین تأثیر را بر سیاستها دارند، اما ممکن است مدیریت جنگل تأثیر مستقیمی بر زندگی و معیشت آنها نداشته باشد. اینجا است که دوگانگی متخصص و غیرمتخصص شکل میگیرد. او اضافه میکند: متخصصان نتواستهاند این گروه را راضی کنند و از تضاد میان آنها و ساختار مدیریت جنگلها جلوگیری کنند. درحالیکه ما باید بپذیریم افراد غیرمتخصص که بهصورت فعالان بخش جنگل یا رسانهها فعالیت میکنند نیز ذینفع هستند و توقعات و خواستههای آنها برای اولویتبندی اهداف و کارکردهای جنگلداری اهمیت زیادی دارد.
در فرایند مشارکت، دو سطح مختلف برای فعالیت وجود دارد؛ یکی، در سطح سیاستگذاری که باید دیدگاههای مختلف ذینفعان در آن دخالت داده شود و دیگری، در سطح فنی که اختصاص به متخصصان دارد و برنامههای عملیاتی تدوین میشود. ملکنیا با بیان این مطلب اضافه میکند: ما بهدلیل نداشتن ساختار برنامهریزی سلسلهمراتبی، نتوانستهایم این دو موضوع را در نظر بگیریم. درواقع، سطح اول که تدوین اولویتها و اهداف مدیریت جنگل است، صرفاً نیاز به حضور متخصصین ندارد. عدم استفاده از ساختار سلسلهمراتبی مدیریت باعث شده است ما نتوانیم مرزی را مشخصی تعیین کنیم که از آن نقطه بحث فنی آغاز میشود. اگر من بهعنوان یک شهروند انتظار داشته باشم جنگلهای شمال تحت حفاظت قرار بگیرند، این یک موضوع فنی محسوب نمیشود بلکه توقع یا اولویت من از کارکردهای متنوع جنگلهای شمال است. در این زمینه، یک کارشناس متخصص میتواند با من گفتوگو کند، اطلاعات لازم را ارائه دهد و درنهایت، هر دو طرف به نتیجهای برسیم که بیشترین منفعت عمومی را ایجاد کند. اما در موضوعات تخصصی مانند اقتصاد جنگل، جنگلشناسی، بهرهبرداری و بیومتری جنگل، متخصصان هستند که باید تصمیمگیری کنند. در جنگلهای هیرکانی که سابقه مدیریت طولانیتری نسبت به زاگرس دارند، این مسئله همواره مغفول مانده است. دلیل این امر آن است که مباحث غیرفنی که از حوزه جنگلداری نشئت نمیگیرند، برای بسیاری از متخصصان به چشم موضوعات حاشیهای و کماهمیت دیده شدهاند. درحالیکه، فراتر از دانش فنی جنگلداری، مباحثی وجود دارند که برای موفقیت در مدیریت جنگل به آنها نیاز داریم. یکی از این مباحث، مطالعات مربوط به ذینفعان و تأثیر آنها بر تصمیمگیریهای مرتبط با جنگل است.
او یکی از مشکلات کنشگران را اولویتبندی اشتباهی در فعالیتهایشان میداند که باعث شده است بر موضوعاتی تمرکز کنند که خود محصول مشکلات عمیقتر و ساختاریتر هستند. ملکنیا میافزاید: بهعنوان مثال، در بحث اخیر درباره درختان شکسته و افتاده، این مسئله بهخودیخود نتیجه بیبرنامگی در جنگلهای شمال است. حتی اگر این مشکل حل شود، چالش اصلی که فقدان برنامهریزی اصولی برای جنگلهاست، همچنان پابرجا خواهد ماند. همچنین، در فعالیتهای کنشگران و متخصصان، مناطق رویشی مهم غیر از شمال تقریباً نادیده گرفته شدهاند. تمام تمرکز پژوهشها و کنشگریها معطوف به جنگلهای شمال است؛ زیرا سازمان جنگلها در دهههای اخیر صرفاً برای شمال طرح تهیه کرده است. دانشگاهها نیز عمدتاً مطالعات خود را بر جنگلهای شمال متمرکز کردهاند. درنتیجه، سایر رویشگاههای کشور هنوز بهطور جامع مطالعه نشدهاند، و روشهای مدیریت و برنامهریزی مناسب برای آنها تدوین نشده است.
او با اشاره به اینکه گفتوگو میان گروههای مختلف، از جمله برخی متخصصان و کنشگران، برای دستیابی به بیشترین منفعت عمومی ضروری است، اضافه میکند: این دو گروه که در موضوع جنگلهای هیرکانی در تقابل با یکدیگر قرار گرفتهاند، چارهای جز گفتوگو ندارند. در این فرایند، طرفین باید مذاکره کنند و درنهایت، به نقطهای مشترک برسند که بیشترین نفع عمومی را در بر داشته باشد. این نقطه مشترک ممکن است با دیدگاه اولیه هر دو طرف فاصله داشته باشد، اما بدون شک به پایداری و مدیریت اصولی جنگل نزدیکتر خواهد بود.
جنگلداری برداشت چوب نیست
«احمد بیرانوند»، کارشناس جنگل، در این نشست با بیان اینکه در حال حاضر بین متخصصان اختلاف دیدگاهها بهشدت بالا است؛ بهشکلی که دو نفر از متخصصان که همکار هم هستند، دیدگاههای بسیار متفاوتی دارند، میگوید: ازاینرو، باید ابتدا یک تحلیل جامع از این دیدگاهها در جامعه متخصصان انجام دهیم و سپس به سراغ دیگر گروهها برویم و ببینیم که چگونه میتوانیم نظرات آنها را در تصمیمگیریها لحاظ کنیم. اینکه بخواهیم اختلاف دیدگاههای اساسی میان متخصصان را به این سمت ببریم که رسانهها یا سازمانهای مردمنهاد جریانها را هدایت میکنند، بهنظرم درست نیست و باید درباره آن تأمل کنیم.
او پرداختن به کمبودهای پژوهشی درباره این اختلافنظرها را ضروری میداند و میافزاید: من کاملاً با دکتر ملکنیا موافقم که تعریفی که ما از جنگل داریم، تغییر کرده است. تا پیشازاین جنگلهای هیرکانی در نظر گرفته میشدند، اما متأسفانه اکنون جنگل به بخشهایی تبدیل شده است که تنها درختان شکسته و افتاده از آن برداشت میشود. این تغییر تعریف جنگل بسیار مشکلساز است و نشان میدهد سطح دانش و نگرش ما به جنگلداری به حداقل رسیده است. مفهوم جنگل برای جامعه جنگلداری ما تا جایی کاهش یافته که اگر نتوانیم از جنگلها چوب برداشت کنیم، دیگر جنگل برای آنها مفهومی ندارد. در این ۵۰-۶۰ سال گذشته که جنگلداری در دانشگاهها تدریس میشود، عمدتاً تمرکز روی برداشت چوب بوده است. موضوع بعدی که باید به آن توجه کنیم، مشارکت است. مشارکت در چهار سطح مختلف سیاستگذاری، برنامهریزی، اجرا و سطح پایش و ارزیابی است و اگر اعتقاد داریم که مشارکت مهم است، باید در تمام این چهار سطح به آن پرداخته شود.
برچسب ها:
احیای جنگل، اقتصاد، تغییراقلیم، تنوع زیستی، جنگلهای زاگرس، جنگلهای هیرکانی، درختان شکسته، سازمانهای مردمنهاد، مدیریت جنگل، منابع جنگلی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
باران میبــــارد، خشکسالی میماند
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید