در حاشیه توسعه پایدار و اشتغال پایدار





در حاشیه توسعه پایدار و اشتغال پایدار

۲۰ آذر ۱۴۰۳، ۱۱:۴۷

سال‌ها پیش، شاید ۱۷- ۱۸ سال قبل، پیرمرد کوچک جثه‌ای با صدای حزین و کشدار در کوچه فریاد می‌زد «چاقویی. چاقو تیز می‌کنم.» بچه‌ها دستگاه کوچک برقی او را دوست داشتند و از پنجره او را صدا و چاقوها را به‌شکل خطرناکی جمع می‌کردند و می‌رفتند. اگر تابستان بود یک بطری آب خنک هم برایش می‌بردند. چند سال بعد پیرمرد با عصا می‌آمد و وسایلش را در یک چرخ کهنه خرید با خودش می‌کشید و بعد از کرونا هم اصلاً نیامد. بعد از او دیگر صدای چاقو تیزکنی در کوچه شنیده نشد. حالا شغل‌های دوره‌گرد مثل «گل باغچه»، «لحاف‌دوزی»، «پاروی برف»، وانتی‌های «پارچه‌فروش» و آقای بلوری قسطی در بسیاری از شهرهای بزرگ وجود ندارند. هم‌نسل‌های من به یاد دارند که «شغل و کار» هویت و جوهر مرد به حساب می‌آمد و جمله «کار عار نیست» هم رایج بود.
ماشینیزه‌شدن و صنعتی‌شدن جوامع، نوع شغل‌ها را تغییر داد و کسب‌وکارهای کوچک خانوادگی و محلی را به حاشیه راند و با انفجار جمعیتی به‌دلایل مختلف شغل، یکی از مهمترین معضلات جامعه مدرن امروزی شد. البته برخی شغل‌های جدید هم به‌وجود آمده است. در شهرستان ما حدود ۶۰ سال قبل پیرمردی درشت استخوان با سر و موی سفید، مغازه آهنگری تاریک و دودزده‌ای داشت. هیچ‌وقت داخل آن مغازه را ندیدم. صدای کوره و شعله سرخ در انتهای آن دالان وهم‌انگیز بود. کاوه آهنگر نام با مسمای آن پیرمرد بود. غروب‌ها پیرمرد‌ها روی سکوی جلو مغازه به گفت‌وگو می‌نشستند و چای با کشمش می‌خوردند.
وقتی دبیرستان بودم پدرم با اندوه گفت کاوه دیگر توان آهنگری ندارد. چوپان، آبیار، چلنگر، آسیابان، پنبه‌زن و … بسیاری شغل‌ها برچیده شدند. کارخانجات صنعتی و فروشگاه‌های بزرگ جای آنان را گرفت. طبقات جدید با ثروت زیاد یا فقر زیاد هم شکل گرفتند.
امروزه میزان اشتغال یکی از شاخص‌های مهم سلامت جامعه است. خانواده‌های زیادی در رنج و تنگدستی ناشی از بیکاری به‌سر می‌برند. رقابت ناسالم برای تصدی بسیاری مشاغل هر روز شدیدتر می‌شود. سنجه‌های ضد اخلاقی مثل پارتی، رانت و نزدیکی به پایگاه قدرت یا ثروت، حقوق بسیاری را پایمال می‌کند و ضد ارزش‌های جامعه در حول محور اشتغال باعث سرخوردگی، مهاجرت، افسردگی، اعتیاد و گاه خودکشی جوانان می‌شود.
رواج «نارضایتی از وضعیت اشتغال و بیکاری داوطلبانه» هر روز بیشتر می‌شود و شغل کاذب و بیکاری پنهان، درد مشترک بسیاری از جوانان تحصیلکرده است. اشتغال پایدار و مناسبشان و کرامت انسان که چرخ زندگی را آبرومندانه بچرخاند، لازمه توسعه پایدار است.
صنعتی شدن جوامع افزایش آلودگی هوا، آب، تغییراقلیم، جابه‌جایی جمعیت و… را به‌دنبال داشته است. در خانواده گسترده خودم شاهد توقع زیادی، بیجا و خودفریبی جوانان هستم. آشنایی با دانشگاه و گرفتن «مدرک» در رشته‌های کم‌کاربرد و بدون تخصص باعث می‌شود جوان به‌سمت رؤیاپردازی و خیالبافی و تنبلی برود و با کمترین مهارت و زحمت تقاضای شغل پردرآمد کند.
ما پدر و مادر‌های دهه چهل هم بی‌تقصیر نیستیم. مسئولیت اجتماعی خود را به‌درستی نمی‌دانیم و رعایت نمی‌کنیم.
چند تن از دوستان برادرزاده‌ام بعد از دانشگاه مزرعه برداشت بیت‌کوین راه‌اندازی کردند و به‌واسطه مصرف بالای برق با ضرر کار خود را جمع کردند. برخی به‌دنبال استخراج طلا از مادربرد سخت‌افزار کامپیوترهای قدیمی پرداختند. اما درآمد آن، پول تو جیبی هم نمی‌شد. به‌جز تعداد کمی که با تلاش زیاد و حمایت خانواده به شغل مورد علاقه خود رسیدند، اغلب سردرگم و حیران هستند و از این شاخه به آن شاخه نومیدانه در تلاش‌‌اند.
جامعه توسعه‌یافته، افکار و ابزار توسعه‌یافته می‌طلبد. در شرایطی که بسیاری از کسب‌‍وکارهای کوچک به‌خصوص در حوزه تولید محکوم به شکست هستند، از جوان زیر سی سال نمی‌توان انتظار داشت که به توسعه پایدار فکر کند و در کارآفرینی به مسئولیت اجتماعی و حفاظت از محیط‌زیست پایبند باشد.
چند زن جوان تحصیلکرده می‌شناسید که ناخن‌کار، فروشنده، کارمند استارتاپ یا مربی مهد کودک یا پرستار کودک در خانه هستند؟ قطعاً همه ما افرادی را در اطرافمان داریم که به نوآوری و ایجاد ارزش «تولید» یا خدمات فکر می‌کنند. دختر همکار من بعد از تلاش و تحصیل و دوره آموزش کارآفرینی در ترکیه نهایتاً نمایندگی بیمه تأسیس کرد که به‌دلیل فراوانی اینگونه خدمات در کلانشهرها از پس هزینه‌ها برنیامد و درنهایت مدیر داخلی و حسابدار یک آرایشگاه شد. هیچ شغلی را قضاوت نمی‌کنم، اما تناسب شغل با علایق و تجربه و انتظارات فرد را در نظر می‌گیرم. سوق دادن و مجبور کردن افراد در مشاغلی خارج از علاقه و تخصص همان بیکاری داوطلبانه است.
نمی‌شود در این سطرهای مختصر به محدودیت‌ها و فشار اجتماعی و ناامنی روانی و سقوط اعتماد اجتماعی پرداخت. رویکرد «کارآفرینی»، ایجاد «سود» است، اما شهروند تولیدکننده را مصرف‌کننده «هوشیار» می‌تواند وادار به تولید محصول سازگار با محیط‌زیست کند. البته اگر توان مالی شهروندان به آنان اجازه دهد که به کیفیت، سلامت، حفظ محیط‌زیست و در آخر رعایت مسئولیت اجتماعی فکر کنند.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *