بیست‌ونهمین اجلاس اعضای کنوانسیون تغییراقلیم سازمان ملل، بازتابی از واقعیت روی زمین است

کاپ ۲۹؛ نمایش آشفتگی یا امید؟

اجلاس باکو نشان داد تغییراقلیم نه‌تنها نیازمند فناوری بلکه مستلزم رهبری و همکاری جهانی برای مدیریت تنش‌ها و پیچیدگی‌هاست





کاپ ۲۹؛ نمایش آشفتگی یا امید؟

۳۰ آبان ۱۴۰۳، ۱۶:۱۱

اگر بخواهم بیست‌ونهمین اجلاس کنوانسیون تغییراقلیم (کاپ ۲۹) در باکو را در یک کلمه خلاصه کنم، آن کلمه «آنتروپی» یا همان آشفتگی خواهد بود. این مفهوم که از ترمودینامیک وام گرفته شده است، تعادل ظریف بین نظم و بی‌نظمی را توصیف می‌کند؛ اصلی که بر سیستم‌های طبیعی و انسانی حاکم است. یک اکوسیستم هیچ‌گاه ساکن و بی‌حرکت نیست، چیزی که مذاکرات اقلیمی هم بسیار شبیه به آن است. یعنی دائماً در حال تکامل است، خود را با شرایط تطبیق می‌دهد و دوباره پیکربندی خود را می‌کند. یک اجلاس هم به‌شکلی ارگانیک و البته عجیب و غریب مانند یک اکوسیستم درست همین کار را می‌کند؛ چراکه اجلاسی شبیه به کاپ ۲۹ نیز یک گردهمایی آشفته از صداها، علایق و دیدگاه‌های مختلف است که درعین‌حال یکپارچه هم هست.

دالان‌های بی‌پایان اجلاس مملو از تقریباً ۶۰ هزار نفر شرکت‌کننده است که هرکدام راه خود را به‌سوی مقاصدی ازپیش‌تعیین‌شده، اما با نتایج نامشخص طی می‌کنند: یک میز مذاکره، یک میزگرد یا یک گفت‌وگوی عمیق در مورد آیندهٔ اقلیم جهان. در این دنیای کوچک جهانی که در آن دولت‌ها، کسب‌وکارها، سازمان‌های غیردولتی و دانشگاهیان همگرا شده‌اند، تأثیر متقابل منافع هرگز پایدار نیست؛ اما بااین‌حال چرخ‌های سیستم دائماً در حرکت هستند.

ساعت (و پاهای من) می‌تواند گویای وسعت این گردهمایی باشد. در طول مدتی که در اینجا هستم، بیش از ۲۵ هزار قدم در روز، یعنی تقریباً نیمی از تعداد قدم‌های دوندگان ماراتن، راه رفته‌ام و در تلاش برای همگام‌شدن با جریان‌های شتاب‌زده و بی‌وقفه انسان‌ها بوده‌ام.

 

پیچ‌وخم انتقال انرژی: پیچیدگی و وابستگی متقابل

انگشت گذاشتن روی بیش از یک هزار و ۷۰۰ نماینده از بخش‌های نفت و گاز که در کاپ ۲۹ شرکت می‌کنند، آسان است، اما نقش آنها در انتقال انرژی کاملاً حیاتی است. پس از کاپ ۲۸، حتی غول‌هایی مانند «اکسون موبیل» (ExxonMobil) و «شل» (Shell) نیز اذعان کردند که آیندهٔ آنها به تنوع‌بخشیدن به سبد محصولات خود و انتقال به مدل‌های تجاری پایدارتر بستگی دارد. بااین‌حال، بازار کنونی برای سودآوری انرژی پاک به‌اندازهٔ نفت و گاز طراحی نشده است. مسائل پیچیدهٔ سیستمی موانعی را برای گذار رقابتی ایجاد می‌کند.

با وجود پیشرفت انرژی‌های تجدیدپذیر، مشکلات زیرساختی و پیچیدگی‌های سیستمی، مانعی جدی در مسیر گذار به انرژی‌های پاک ایجاد کرده‌اند

هزینهٔ انرژی خورشیدی از سال ۲۰۱۰ تاکنون ۸۸ درصد و باد خشکی (توربین‌های بادی که در خشکی‌ها نصب می‌شوند) ۶۸ درصد کاهش یافته است. درحالی‌که این امر به تقویت صنایع کلیدی مانند وسایل نقلیهٔ الکتریکی و صفحات خورشیدی کمک کرده است، انرژی پاک هنوز تا خودکفایی فاصله دارد. موفقیت آن به تعامل بسیار پیچیده‌تری بین صنعت، دولت‌ها و زیرساخت‌ها بستگی دارد.

 

به‌عنوان مثال، در اسپانیا، انرژی‌های تجدیدپذیر ۶۱.۵ درصد از ظرفیت نصب‌شده را با ۷۸ هزار و ۹۶۸ مگاوات تولید تشکیل می‌دهند، اما واقعیت آشکار این است که ۱۳۰ گیگاوات پروژهٔ تولید برق تجدیدپذیر در انتظار اتصال به شبکهٔ برق است، ولی آمادگی برای رسیدگی به این موضوع هنوز وجود ندارد.

زیرساخت‌های قدیمی و فرایندهای اداری آهسته، گلوگاهی ایجاد می‌کنند که از اقتصادی‌شدن انرژی پاک جلوگیری می‌کند، سودآوری آن را تضعیف می‌کند و جذب سرمایه برای آن را کند می‌کند. پیچیدگی‌ها به همین‌جا ختم نمی‌شود؛ پیشرفت‌های بیشتری برای ذخیره‌سازی انرژی و مدیریت داده‌ها و همچنین در ساخت شبکه‌های توزیع بهینه به‌شدت مورد نیاز است.

 

انرژی‌های تجدیدپذیر در مقابل تنوع‌زیستی؟

یک عنصر متناقض در مبارزات اقلیمی وجود دارد. همان‌طور که به‌سمت کربن‌زدایی پیش می‌رویم، برخی از پروژه‌های تجدیدپذیر تأثیر بسیار مضری بر محیط زیست دارند و دقیقاً یک چالش مهم دیگر در جهان را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند؛ بازیابی تنوع‌زیستی.

یک عنصر متناقض در مبارزات اقلیمی وجود دارد. همان‌طور که به‌سمت کربن‌زدایی پیش می‌رویم، برخی از پروژه‌های تجدیدپذیر تأثیر بسیار مضری بر محیط‌زیست دارند و دقیقاً یک چالش مهم دیگر در جهان را تحت‌تأثیر قرار می‌دهند؛ بازیابی تنوع‌زیستی

«ماسترازگو کلاستر» (Maestrazgo Cluster) در کاستلون اسپانیا که پیش‌بینی نصب بیش از ۱۲۵ توربین بادی را در شبکهٔ مناطق حفاظت‌شدهٔ «نیچر ۲۰۰۰» (Natura 2000، شبکه‌ای از دوهزار منطقهٔ تحت حفاظت در اروپا) را انجام داده است، یکی از نمونه‌های بارز این درگیری‌هاست. مقاومت مردم محلی که اغلب مخالفت خود را با تابلویی با حروف NIMBY (مخفف عبارت Not In My Back Yard! به‌معنای «در حیاط خلوت من نه!») نشان می‌دهند، نه‌تنها یک موضوع زیبایی‌شناختی یا سرزمینی است بلکه نگرانی‌های عمیق‌تری در مورد حفظ اکوسیستم‌های منحصربه‌فرد را در خود جای می‌دهد. آنها نگرانند که ممکن است این اکوسیستم‌ها برای همیشه از بین بروند.

ازآنجاکه صنایع عموماً در حال دست‌وپنجه نرم کردن با رقبای خود هستند، خطرات [دربارهٔ آیندهٔ تأمین انرژی] برای خود کشورها بیشتر می‌شود. چین و هند در حال پیشروی در رقابت فناوری هستند. بنابراین، عقب‌ماندن می‌تواند منجر به فاجعهٔ اقتصادی شود. این همان دلیلی است که چهره‌هایی مانند «دارن وودز» (Darren Woods)، مدیرعامل اکسون موبیل، «دونالد ترامپ» را تشویق می‌کنند تا به مذاکرات اقلیمی بپیوندد. آنها این‌کار را نه از روی نوع‌دوستی، بلکه به‌عنوان یک ضرورت استراتژیک انجام می‌دهند.

چهره‌هایی مانند مدیرعامل «اکسون موبیل»، ترامپ را تشویق می‌کنند تا به مذاکرات اقلیمی بپیوندد. آنها این‌کار را نه از روی نوع‌دوستی بلکه به‌عنوان یک ضرورت استراتژیک انجام می‌دهند

انتقال انرژی [گذار از انرژی‌های فسیلی به انرژی‌های تجدیدپذیر] به چیزی بیش از سرمایه‌گذاری در انرژی‌های تجدیدپذیر نیاز دارد. همچنین به‌معنای طراحی سیستمی است که بتواند شبکه‌های کارآمد، فرآیندهای ساده، سیاست‌های عمومی پایدار، تلاش‌ها برای حفاظت تنوع‌زیستی و نیازهای جوامع محلی را ترکیب کند. نادیده‌گرفتن هر یک از این عناصر نه‌تنها انتقال را بیشتر به‌تأخیر می‌اندازد، بلکه ما را در معرض بحران‌های محیط‌زیستی و اجتماعی تازه‌ای قرار می‌دهد. هیچ راه‌ آسانی برای حل این مشکلات پیچیده وجود ندارد.

 بهای نجات کره زمین

ما هنوز منتظر «عدد تعهد» جادویی هستیم؛ عددی که کشورهای توسعه‌یافته تصمیم می‌گیرند به کشورهای درحال‌توسعه برای تأمین مالی گذار اقلیمی خود [تغییر روش‌های صنعتی برای جلوگیری از افزایش بیشتر دمای عمومی زمین] اختصاص دهند.

چرا این مهم است؟ زیرا بسیاری از این کشورها فاقد منابع لازم برای اجرای پروژه‌های انرژی‌های تجدیدپذیر و تطبیق زیرساخت‌های خود برای کاهش تغییراقلیم هستند. بااین‌حال، این بودجه فقط یک موضوع خیریه نیست. همچنین، راهی برای اطمینان از این است که همهٔ کشورها، صرف‌نظر از منابع خود، می‌توانند در مبارزه با تغییراقلیم مشارکت کنند.

 

از این نظر، مادهٔ ۶.۴ توافقنامهٔ پاریس گامی به‌سوی یک سیستم منظم‌تر با تعیین چارچوبی جهانی برای تجارت اعتبار کربن، تحت نظارت سازمان ملل است. هدف آن جلوگیری از شمارش مضاعف و تقلب و همچنین بازگرداندن اعتماد به بازاری است که در سال ۲۰۲۳ پس از رسوایی‌های متعدد به ۷۲۳ میلیون دلار کاهش یافت.

براساس این سیستم، کشورها می‌توانند اعتبارات کربن تولیدشده توسط پروژه‌ها را در هر نقطه از جهان مبادله کنند و درآمدی برای تأمین مالیِ گذار خود ایجاد کنند. این، جایگزین «مکانیسم توسعهٔ پاک» (CDM یا Clean Development Mechanism) سابق است که تحت «پروتکل کیوتو» ایجاد شده بود و به‌دنبال ایجاد قوانین روشنی برای جلوگیری از تقلب و شمارش مضاعف انتشار است.

 

درسی که آشفتگی به ما می‌دهد

کاپ ۲۹ یک درس روشن ارائه می‌دهد: در ذات چالش اقلیمی، تنش و پیچیدگی وجود دارد. گذار انرژی، سیستمی دائماً در حال تغییر با نیروهای متضاد است که باید متعادل شود؛ درست چیزی شبیه به [آنچه که در ترمودینامیک] آنتروپی نامیده می‌شود.

حل این معما به چیزی بیش‌ از صرف بودجه و پیشرفت‌های فناوری نیاز دارد. این امر مستلزم رهبری جسورانه، همکاری بین‌المللی و توانایی هدایت سیستمی است که در آن تنش‌ها -کربن‌زدایی در مقابل حفاظت، کارایی در مقابل عدالت اقلیمی- باید به‌دقت مدیریت و متعادل شوند.

 

انرژی نیروی محرکهٔ این فرایند، نه‌تنها در مفهوم فیزیکی، بلکه در حوزهٔ سیاسی و اجتماعی است. سؤال این است که آیا می‌توانیم هرج‌ومرج کاپ ۲۹ را به‌سوی آینده‌ای پایدارتر و منظم‌تر هدایت کنیم؟ آنتروپی ممکن است یک چالش باشد، اما همچنین یک فرصت است؛ یادآوری این نکته است که فضایی برای ساختن چیزی خارق‌العاده، حتی در درون بی‌نظمی وجود دارد.

متن اصلی این مقاله با عنوان Climate entropy: reflections on the ground from COP29 روز ۲۹ آبان‌ماه در «کانورسیشن» (The conversation) منتشر شده است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *