بایگانی مطالب : میراث

تاق‌بستان در تله تله‌کابین

عمر پروژه از دو دهه هم گذشته و گویی قرار نیست سایه تهدید آن از سر نقوش برجسته بی‌نظیر باقیمانده از عصر ساسانیان کم شود. همچنان، مدیران شهری چشم به دشت کاهو و محوطه‌های پیش‌ازتاریخی دارند که قرنها در همسایگی تاق‌بستان آرام گرفته‌اند. پروژه تله‌کابین کرمانشاه به گواه بنری که در نزدیکی این اثر نصب شده، باز هم از سر گرفته شده است و به‌رغم مخالفت صریح میراث‌فرهنگی، از سوی مجریان پروژه و مدیران شهری و استانی در حال پیگیری است. «بیژن کلهرنیا»، پژوهشگر حوزه معماری و شهرسازی، معتقد است اجرای این پروژه از هر زاویه‌ای که بررسی شود، توجیه منطقی و علمی ندارد. اجرای آن نام این اثر کم‌نظیر جهانی را برای همیشه از فهرست میراث جهانی حذف می‌کند اما این تنها آسیبی نیست که این پروژه به کرمانشاه و تاق‌بستان می‌زند. نگاه کوتاه‌مدت مدیران می‌تواند معامله سنگینی برای مردم کرمانشاه رقم بزند. معامله‌ دوسرباختی که در آن اجرای پروژه‌ای که به‌زعم کارشناسان شهرسازی در دنیا دیگر مورد توجه نیست، به حفظ و جهانی شدن اثری ارزشمند و منحصربه‌فرد ارجحیت دارد.
تاق‌بستان در تله تله‌کابین

«کوچه» فقط یک فستیوال هنری نیست

بافت‌های تاریخی ایران، گنجینه‌ای از هویت فرهنگی و تمدنی‌اند که در طول تاریخ، روایتگر سبک زندگی، باورها و ارزش‌های جوامع شهری بوده‌اند. این کوچه‌ها و بناهای کهن، با وجود معماری چشم‌نواز و داستان‌های پنهان در دل خشت‌هایشان، امروزه بیش از هر زمان دیگری در معرض فراموشی و تخریب قرار گرفته‌اند. تغییر الگوهای زندگی شهری، مهاجرت جمعیت بومی و عدم توجه کافی به نیازهای روزمره این محلات، بسیاری از آنها را به فضاهایی متروک و بی‌روح تبدیل کرده است. در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که چگونه می‌توان به این بافت‌های ارزشمند حیات دوباره بخشید؟
«کوچه» فقط یک فستیوال هنری نیست

این کوچه بن‌بست نیست

| پیام ما | کوچه به‌اندازه نامش و تمام آدم‌‌هایی که برگزارش می‌کنند، ساده و صمیمی است و گویی متعلق به همه ماست. حتی اگر تا به حال پای‌مان به کافه حاج رئیس و کوچه‌های باصفا و ساده بوشهر باز نشده باشد، خودمان را اهل «کوچه» می‌دانیم. کسی نمی‌تواند کوچه را تعطیل کند. این را حتی آنها که تمام تلاششان را کردند هم می‌دانند. دیروز که خبر لغو فستیوال به‌صورت رسمی و از سوی معاون امور هنری وزارت ارشاد اعلام شد، موضوع در سطح وزرای چند وزارتخانه دنبال شد و در نهایت سخنگو و اعضای دولت پزشکیان هم نسبت به خبر واکنش نشان دادند. اما موضوع کوچه جایی به اوج رسید که مسافرانی که قرار داشتند در بوشهر دور هم جمع شوند و موسیقی بشنوند و با شادی‌هایشان غم و تلخی روزگار را بی‌اعتبار کنند، گفتند: «فستیوال باشد یا نباشد، ما به بوشهر می‌رویم» و همین همدلی یعنی کوچه باید برقرار بماند.
این کوچه بن‌بست نیست

قنات‌ها زنده شوند، زمین جان می‌گیرد

| پیام ما | اینکه در تمام نشست‌های تخصصی مسئله فرونشست و تهدید آثار تاریخی پای ثابت سخنان کارشناسان و هشدارهای آنان شده، موضوع نگران‌کننده‌ای است و نشان از بحرانی جدی دارد که اگر از کنارش عبور کنیم، ضربه‌ای مهلک ما را بیدار خواهد کرد و بیداری دیرهنگام ثمری جز حسرت ندارد. در نشست‌های متعددی که با حضور کارشناسان حوزه میراث فرهنگی در هفته اخیر و به‌بهانه روز جهانی بناها و محوطه‌های تاریخی برگزار شد، خبرهای نگران‌کننده‌ای درباره وضعیت بناهای تاریخی در معرض فرونشست مطرح شد. هرچند در این میان خبری هم به گوش رسید، اما هنوز جزئیات آن منتشر نشده است. «حمید پورمحمدی»، رئیس سازمان برنامه‌‌و‌بودجه، در نشستی که با وزیر میراث‌فرهنگی و معاونان این وزارتخانه داشت از «آغاز طرح ملی پایش فرونشست در محدوده بناهای تاریخی» خبر داده است. باید دید این پایش و بررسی از چه زمانی آغاز می‌شود و قرار است با تکیه بر اطلاعات آن چه اقدامی از سوی وزارت میراث‌فرهنگی انجام شود. باید منتظر ماند و دید تا چه اندازه در حل بحران فرونشست به دانش بومی و میراث گذشتگان توجه می‌شود. پیشکسوتان میراث فرهنگی معتقدند توجه به دانش گذشتگان از جمله احیای قنات‌ها تا حد زیادی راهگشاست.
قنات‌ها زنده شوند، زمین جان می‌گیرد

اعتراف، انتقاد یا شعار؟

|پیام ما| یک مناسبت دیگر از سر میراث فرهنگی ایران گذشت و بزرگداشت و سخنرانی و برنامه و نشست هم به‌بهانه آن برگزار شد. سخنانی گفته شد و نقدهایی مطرح شد؛ گاهی تکراری، گاهی هم مناسب تیتر یک خبرگزاری‌ها، گاهی نقدی محافظه‌کارانه یا جسورانه، و گاهی وعده‌ای که گوینده هم به تحققش امیدی ندارد. اما آنچه در پس تمام این اتفاقات حقیقتی عریان را به نمایش می‌گذارد، وضعیت بناها و محوطه‌های تاریخی است که همچنان بدون هیچ تغییر مثبتی قرار است به حال خود رها شوند و شاید ماندن در وضعیت فعلی و تشدید نشدن بحران‌های موجود در آنها بهترین اتفاقی باشد که برای این محوطه‌‎ها و بناها می‌افتد. نگاهی به اظهارات و واکنش‌ها و نقدهای مطرح‌شده در این چندروز در نشست‌های مختلف و کنار هم گذاشتن سخنان و کارنامه عملکرد دستگاه‌ها و انجمن‌ها و شوراهای تخصصی نشان می‌دهد قرار نیست کسی در روال و روند مدیریتش تغییری ایجاد کند. قرار نیست محوطه‌ها و بناهای تاریخی و در نگاهی جامع‌تر، میراث فرهنگی ایران شاهد تغییری مثبت در حوزه مدیریت باشد.
اعتراف، انتقاد یا شعار؟

بلندمرتبه‌سازی؛ کابوس جدید بافت تاریخی شیراز

|پیام ما| تصاویر منتشرشده از بافت تاریخی شیراز خبر از اجرای پروژه ساختمانی بزرگ‌مقیاسی در محدوده ثبت‌ملی‌شده این بافت می‌دهد. پروژه‌ای که هنوز جزئیات آن مشخص نیست، اما در تخلف صورت‌گرفته در آن تردیدی نیست. روز پنجشنبه انجمن صنفی مرمتگران آثار تاریخی استان فارس از فعالیت تاورکرین و ماشین‌آلات سنگین در بافت تاریخی شیراز، مرز ممنوعه مداخلات عمرانی، خبر دادند. گویا بعد از جولان لودرها حالا نوبت به خودنمایی جرثقیل‌ها در آسمان بافت تاریخی شیراز رسیده است. براساس گزارشی که خبرگزاری ایسنا به‌نقل از این انجمن منتشر کرد، هم‌زمان با روز جهانی محوطه‌ها و بناهای تاریخی، انجمن صنفی مرمت استان فارس در قالب بیانیه‌ای درباره تحرکات تازه‌ای که در بافت تاریخی شیراز مشاهده شده و همچنین، خطراتی که مجموعه ثبت‌شده این بافت را تهدید می‌کند، هشدار داده است. حال باید دید متولیان حفاظت از این اثر ملی چه توجیهی برای جولان جرثقیل‌ها در آسمان این شهر دارند.
بلندمرتبه‌سازی؛ کابوس جدید بافت تاریخی شیراز

آینده چگونه حافظ گذشته می‌شود

|پیام ما| شناخت گذشته بیش از هر زمان دیگری با کمک ابزارهای آینده ممکن شده است. هوش مصنوعی و فناوری‌های نوین، دیگر فقط ابزارهای تخصصی برای حوزه‌های خاص نیستند؛ آنها سال‌هاست که به کمک تاریخ و میراث فرهنگی آمده‌اند. از ربات‌های راهنمای موزه گرفته تا الگوریتم‌هایی که کیفیت کاوش‌های باستان‌شناسی را دگرگون کرده‌اند، از آرشیوهای دیجیتال گرفته تا تکنیک‌های مستندسازی و رمزگشایی داده‌های تاریخی، همه در خدمت حفظ، معرفی و بازآفرینی میراث فرهنگی هستند. اما در کشوری چون ایران، با گنجینه‌ای غنی از تاریخ و تمدن، نه‌تنها بهره‌ای از این فناوری‌ها گرفته نمی‌شود که حتی ابتدایی‌ترین اصول حفاظت و معرفی آثار تاریخی نیز نادیده گرفته می‌شود. روز جهانی محوطه‌ها و بناهای تاریخی، بهانه‌ای‌ست برای مرور وضعیت میراث فرهنگی در جهانی که به‌سرعت در حال تحول است؛ جهانی که از ابزارهای نوین برای شناخت بهتر ریشه‌ها و روایت دقیق‌تر گذشته‌اش بهره می‌برد. نگاه به وضعیت امروز میراث فرهنگی ایران، تصویری نگران‌کننده ترسیم می‌کند: فرونشست زمین، آرام و بی‌صدا، آثار ارزشمند تاریخی را تهدید می‌کند؛ بسیاری از بناها و محوطه‌های تاریخی زیر سایه‌ بی‌توجهی و نبود برنامه‌های اصولی، روزبه‌روز فرسوده‌تر می‌شوند. نبود ساختارهای مشخص برای مستندسازی و اطلاع‌رسانی، نه‌تنها پژوهشگران و علاقه‌مندان را از دسترسی به اطلاعات پایه محروم کرده که راه معرفی و آشنایی بیشتر با میراث تاریخی برای عموم مردم را مسدود کرده است. نگاه‌های محدودکننده به داده‌هایی که می‌توانند بستری برای شناخت بهتر میراث باشند هم این شکاف را عمیق‌تر کرده است. فاصله‌ ما از استانداردهای جهانی، روزبه‌روز بیشتر می‌شود. درحالی‌که بسیاری از ابزارها در دسترس‌اند، اما آنچه جای خالی‌اش بیش از هر چیز احساس می‌شود، اراده‌ای جدی برای استفاده‌ درست از این ظرفیت‌ها در مسیر حفاظت، معرفی و آگاهی‌بخشی پیرامون میراث فرهنگی است.
آینده چگونه حافظ گذشته می‌شود

نوروز سرد صنایع‌دستی در داغی دلار

نوروز همواره یکی از اصلی‌ترین فصل‌های فروش برای فعالان صنایع‌دستی در سراسر کشور بوده است. اما نوروز ۱۴۰۴ با آنچه انتظار می‌رفت، فاصله‌ای چشمگیر داشت. با وجود افزایش چشمگیر سفرهای نوروزی، بسیاری از هنرمندان و فروشندگان باسابقه صنایع‌دستی که به‌شکل ثابت در فروشگاه‌های دائمی خود فعالیت می‌کنند، از کاهش محسوس فروش در مقایسه با سال‌های قبل خبر می‌دهند. آنها می‌گویند مشتری هست، اما خرید نیست. گزارش حاضر حاصل گفت‌وگو با شش نفر از هنرمندان و فروشندگان باسابقه صنایع‌دستی در رسته‌های متنوع از نقاط مختلف کشور است. گفت‌وگوهایی که پرده از دغدغه‌هایی مشترک و ساختاری برمی‌دارد؛ از نبود حمایت اصولی گرفته تا سیاستگذاری‌هایی که در عمل به زیان فعالان ثابت این حوزه تمام شده است.
نوروز سرد صنایع‌دستی در داغی دلار

حل معمای آپادانا

|پیام ما| «رومن گیرشمن» کاخ آپادانا در شوش را «گوهر تابناک معماری هخامنشی» توصیف کرده است. کاخی به‌یادگارمانده از داریوش بزرگ که در طوفان حوادث تاریخ بارها طعم غارت و ویرانی را چشید و آسیب دید، اما به‌جا ماند تا روایتگر تاریخ باشد. دمورگان، دیولافوآ و گیرشمن و باستان‌شناسان بسیاری تلاش‌هایی برای حل معمای آن کردند و هریک بخشی از آن را از خاک بیرون کشیدند و داستان و تاریخش را ثبت کردند. حالا اما پس از سال‌ها، بخش دیگری از ماجرای آپادانا برای باستان‌شناسان روشن شده است. معدنی که سنگ‌های این کاخ را تأمین کرده، توسط پژوهشگران کشف شد؛ کشفی که به تعبیر رئیس پژوهشگاه میراث‌فرهنگی و گردشگری یکی از مهمترین اکتشافات باستان‌شناسی در خاورمیانه در سال‌های اخیر است و علاوه‌بر اینکه یک معمای تاریخی دوهزارساله را حل می‌کند، می‌تواند معادل کشف معدن مرمر در آتن برای ساخت پارتنون در تاریخ معماری جهان باشد.
حل معمای آپادانا

بیمه ضرورتی مغفول در بناهای تاریخی

|پیام ما| مرکز پژوهش‌های مجلس در اظهارنظری کارشناسانه درباره لایحه اصلاح قانون حمایت از مرمت و احیای بافت‌های تاریخی-فرهنگی، این لایحه را مورد نقد قرار داده و پیشنهادهایی برای بهبود آن ارائه کرده است. یکی از مهمترین مواردی که این گزارش بر آن تأکید دارد، موضوع مردمی‌سازی حفاظت از این بافت‌ها و همچنین تأمین منابع مالی پایدار برای این حفاظت است. اما نکته قابل‌توجه در این گزارش تأکیدی است که بر موضوع بیمه بناهای تاریخی شده است. مسئله‌ای که بارها از سوی ناظران و کنشگران مطرح شده، اما موانع متعدد باعث کنار گذاشتن آن شده است. این گزارش اما راهکارهایی برای رفع این موانع ارائه کرده است که می‌تواند راهگشا باشد؛ هرچند موانع دیگر از جمله عدم تمایل شرکت‌های بیمه به این مقوله به‌دلایل مختلف، همچنان بر قوت خود باقی است.
بیمه ضرورتی مغفول در بناهای تاریخی