بایگانی مطالب : میراث
نمایش بدون متن در ویترین
کتابسازی، آفت پنهان
پس از برگزاری ۳۶ دوره از نمایشگاه کتاب، اکنون این رویداد فرهنگی جایگاهی دلخواه برای همه کسانی شده است که با کتاب و نشر آن پیوند دارند. هرساله تازهترین عنوانها، در نمایشگاه بهدست دوستداران کتاب میرسد و آگاهی از آنچه در گذر یک سال چاپ و پخش شده است، در این میعادگاه فرهنگی بهدست میآید. ازاینرو، شاید برگزاری نمایشگاه کتاب را بتوان مهمترین رویداد فرهنگی دانست که با صنعت نشر ایران پیوند دارد. همواره و هرساله نیز شمار بازدیدکنندگان از نمایشگاه فزونی میگیرد و خواستاران کتاب را، که شمارشان البته بسیار نیست، بهسوی خود میکشد. اما نباید شمار این بازدیدکنندگان را سنجهای برای دلبستگی ایرانیان برای خواندن کتاب دانست؛ زیرا شوربختانه بازدیدکنندگان بسیاری هستند که تنها برای سرگرمی و گذران وقت راهی نمایشگاه میشوند! این را از شمارگان و تیراژ پایین کتاب در ایران میتوان گمان بُرد. هنوز برای آنکه عادت پسندیده کتابخوانی در میان مردم آنگونه گسترش پیدا کند که همسنگ با دیرینگی تمدن و فرهنگ ما باشد، راهی دراز در پیش است.
شکست قاچاقچیان در تختجمشید
گامهای بیاجازه، شبانه به حریم تاریخ نفوذ کرده بودند. نیروهای یگان حفاظت گوشبهزنگ بودند و کتیبهای ارزشمند، مدتی بود زیر ذرهبینشان بود. نشانهها و اخباری به گوششان رسیده بود که عدهای در پی سرقت کتیبهاند. آن شب بالاخره آمدند. آسوده در حال حفاری بودند که نیروهای یگان حفاظت مرودشت به محل نزدیک و با پرتاب سنگهایی از سوی حفاران روبهرو شدند. درگیری آغاز شد. یکی از نیروها مجروح شد و نزاع بالا گرفت، دو طرف حالا گلاویز شده بودند. مأمور یگان دستبندش را بیرون کشید تا خاطی را بازداشت کند، اما کاردی تیز، عمیق به رگ دستش نشست تا حفاران بتوانند از مهلکه جان به در برند، او اما با وجود زخم عمیق تیغ، آن فرد را رها نکرد. پنج ضربه چاقو، مأمور یگان حفاظت میراث را راهی بیمارستان کرد. همکارش هم که با پرتاب سنگ آسیب دیده بود، همراه او شد. کتیبه عجالتاً در امان مانده و ضارب بازداشت شده است. به دستور دادستان نه وثیقه و نه ضمانت برای آزادیاش پذیرفته نشد و همچنان، در بازداشت بهسر میبرد تا تعیینتکلیف شود. دشت مرودشت و کوهستانهای اطراف آن و بسیاری از مناطق این سرزمین همچنان جولانگاه حفاران غیرمجاز است. آنها در امنیتی عجیب در سایه ضعف قوانین، بیپروا به فعالیت مشغولند و با جسارتی گستاخانه به روی حافظان تاریخ این سرزمین تیغ میکشند.
بیکاری ۲۰۰ هزار بافنده فرش
|پیام ما| رئیس مجمع نمایندگان آذربایجانشرقی با بیان اینکه کاهش صادرات فرش دستباف، بیکاری ۲۰۰ هزار بافنده استان و تعطیلی ۴۰۰ کارگاه و یکهزار و ۲۰۰ مغازه فروش فرش را در پی داشته است، گفت: «این موضوع باید در بالاترین سطح مطرح و برای رفع موانع و احیای جایگاه گذشته فرش تبریز برنامهریزی شود.»
باید از حریم تاریخی تاقبستان مراقبت کرد
درحالیکه پروژه تلهکابین تاقبستان پس از دو دهه بلاتکلیفی دوباره توسط شهرداری به جریان افتاده است، «فضلالله رنجبر»، نماینده مردم کرمانشاه، از تلاش برای ایجاد تفاهم میان شهرداری، میراث فرهنگی و فعالان محیطزیست خبر داد. بهگفته این نماینده مجلس، اجرای بخشهایی از پروژه در گذشته و اختلافنظر بر سر احداث آن، سبب توقف پروژه شده و اکنون توافق اولیه برای ارجاع موضوع به یک گروه پژوهشی شکل گرفته است. رنجبر با تأکید بر اینکه حفظ حریم تاریخی تاقبستان اولویت اصلی است، خواستار گفتوگو و اطلاعرسانی شفاف شد و تأکید کرد اگر پروژه بدون رعایت ملاحظات میراثی اجرا شود، ممکن است به روند ثبت جهانی تاقبستان لطمه وارد شود. او درعینحال تأکید کرد با نگاه وحدتآفرین و گفتوگو میان ذینفعان، میتوان به راهحلی رسید که هم منافع فرهنگی حفظ شود و هم امکان اجرای پروژه فراهم شود.
جهان علیه گنجیابی
|پیام ما| مسئله حفاظت آثار تاریخی تنها به یک جغرافیا و کشور خاص محدود نمیشود. یکی از مهمترین دغدغهها بین تصمیمگیران و سیاستگزاران کشورهایی که دارای نشانهای تمدنی و آثار شاخص تاریخی هستند، حفاظت از این آثار و تحویل آنها به نسلهای بعدی است. مسئله حفاریهای غیرمجاز بهعنوان یکی از اصلیترین تهدیدات در این حوزه، سالها است که در قوانین و سیاستهای کشورها دیده شده است و راههایی برای مقابله با آن وجود دارد. آمارهای یونسکو از ثبت ۳ هزار سایت میراث جهانی تا سال ۲۰۲۳ حکایت دارند، اما زنگ خطر آنجاست که نزدیک به یکچهارم این گنجینههای فرهنگی در سراسر جهان در معرض تخریب و نابودی قرار دارند. ایران نیز که وارث تمدنی هزارانساله است، در سالهای اخیر با رشد نگرانکننده جرائم مرتبط با حفاری غیرمجاز مواجه بوده و همین مسئله ضرورت بازنگری در قوانین، سازوکارهای نظارتی و بهرهگیری از تجربه کشورهای موفق را دوچندان کرده است. استفاده از تجربیات جهانی میتواند تا حدودی امکانات و راهکارهای موجود را برای مدیران و تصمیمگیران و قانونگذاران کشور تبیین کند. با همین رویکرد مرکز پژوهشهای مجلس هفته گذشته گزارشی منتشر کرد با عنوان: «رویکردهای مواجهه با حفاری غیرمجاز برای کاوش آثار تاریخی فرهنگی» و در آن با بررسی تطبیقی کشورهای منتخب قوانین و راهکارهای مواجهه با این معضل جهانی را بررسی کرد. این گزارش همچنین برای مدیریت این بحران که هر روز عمیقتر میشود هم پیشنهاداتی ارائه کرده است.
معاون مجموعه سعدآباد سرپرست موزه آب میشود
قائممقام وزیر میراثفرهنگی اعلام کرد:
اماننامهای برای خانه پدر طالقانی
|پیام ما| شخصیتهای تاریخی، در کتابها چهرههای ثابتی دارند، با خصوصیاتی مشخص که نقشهایی را در مسیر تاریخ بهعهده گرفتهاند. عکسها هم گاهی یک روایت را تکرار میکنند و گاهی سعی میکنند از زاویه متفاوتی آدمها را ببینند. اما اگر اسامی را در شهر و بین مردم دنبال کنی، میتوانی از کتابهای تاریخ و تمام داستانهایشان عبور کنی و روایتهای جدیدی بشنوی، روایتهایی شنیدنی از آدمهایی که در تاریخ یک شهر نقش ایفا کردهاند. دنبال کردن قصه آدمها در شهر ماجرای دلچسبی است. حال اگر این آدمها مردان و زنان تاریخ باشند، روایتشان شنیدنیتر میشود و قصهشان پرماجراتر و دامنه اثرگذاریشان بر اتفاقات گستردهتر. «محمود طالقانی» یکی از همان آدمهاست؛ از آنها که میشود در تهران سرنخ روایتش را گرفت و به داستانهای شنیدنی رسید. حال اگر این مسیر را با فرزندان او طی کنی و آنها از خاطرات شخصیشان بگویند، روایتهایی را میشنوی که کمتر میتوان در کتابهای تاریخ ردشان را گرفت. این گزارش نقل غیرخطی همین روایت است، در جمعهروزی در بهاری که میگذرد و در همین تهران شلوغ و پر از داستان و ماجرا.
پیوند ناگسستنی «خلیجفارس» با کنوانسیونهای محیطزیستی
| پیام ما| «جزیرهای کوچک با سواحل شنی و صخرهای در دریا، واقع در بخش شمال مرکزی خلیجفارس، که با صخرههای مرجانی بسیار ارزشمندی احاطه شده است.» این تعریفی است که در کنوانسیون رامسر درباره «شیدور» آمده است. تنها در این سند نیست که «فارس» کنار «خلیج» جا خوش کرده. در بسیاری از اسناد بینالمللی محیطزیست، درباره این منطقه از اسم «خلیجفارس» استفاده شده است، البته از آنسو تلاش برای کمرنگ کردن این اسم هم کم نبوده و تلاش بسیاری شده تا عبارتهای دیگری جایگزین شود. تلاشهایی که تاکنون موفقیتآمیز نبودهاند.
رؤیای یک تحریف
«من پارسیام و از پارس، مصر را فتح و امر کردم این کانال را بکنند و از «پی رو» (رود نیل) که در مصر جاری است تا دریایی که از پارس میآید (خلیج فارس) این کانال حفر شد؛ چنانکه فرمان داده بودم و کشتیها بهوسیله این راه آبی از مصر بهسوی سرزمین پارس روان شدند، چنانکه اراده من بود.» همان زمان که داریوششاه هخامنشی دستور ساخت آبراه سوئز را صادر کرد، این متن بر تن سنگ نقش بست تا قدمت نام «دریای پارس» تا امروز بماند و روشن باشد. حالا اما این تاریخ چند دههای که است که در حال تحریف است.
