بایگانی مطالب : میراث
سنگقبرها هم میمیرند!
در سرزمینی که سنگها به زبان میآیند، سکوتِ گورستانها گاه رساتر از تمام فریادهای تاریخ است. سنگ مزارها، این طومارهای فراموششده، نهفقط نشانهای از مرگ، بلکه سندی از زیستناند؛ تکههایی از حافظه یک ملت که بر جان صخرهها حک شدهاند. اما چه تلخ که امروز این حافظه به فراموشی سپردهشده، زیر خروارها غفلت، خاکستر بیتوجهی و آوار توسعهگرایی بیریشه مدفون میشود. در حاشیه شهرها، زیر آسفالت خیابانهایی که هر روز از کنارشان عبور میکنیم، نهتنها استخوانها، که ردپای تاریخ، زبان، هنر و خردهفرهنگهایی آرام گرفتهاند که هیچگاه بهدرستی خوانده نشدند. قاچاق بیوقفه سنگ مزارها، حذف بیسروصدای نمادهای هنری و جایگزینی خطوط هویتی با نشانههای بیمعنا، همه و همه نشانههای یک فاجعهاند؛ فاجعهای که در آن، سندها میمیرند و حافظه تاریخی ایران، بیآنکه کسی خبر شود، دفن میشود. در این میان، روایت عکاس و مستندنگاری چون «مهدی تمیزی» گویی تلنگری است بر این غفلت بزرگ؛ او که سالهاست میان سنگهای فراموششده قدم میزند، واژهها را از دل سنگها بیرون میکشد، جنایت خاموش تاریخ را ثبت میکند و از مرثیهای سخن میگوید که با چشم، نه، با دل باید خواند. سخنان او در نشست «مزار بهمثابه سند» به مناسبت هفته اسناد ملی و میراث مکتوب، روایتی است از اسناد بیصدا، گنجینههایی در معرض فراموشی و تاریخی که اگر نجنبیم، بیبرگ و بینام خواهد ماند. در ادامه، متن کامل سخنان او را بخوانید؛ روایتی بیپرده از واقعیتهایی که شاید فردا دیگر برای شنیدنشان خیلی دیر باشد.
موزه آب ناگهان موزه قرآن میشود
| پیام ما | خبر شوکآور بود و ناگهانی، موزه ملی قرآن از چهارراه سپه به سعدآباد منتقل میشود. ایندرحالی است که انتقال یک موزه به صورت ضربالعجل در هیچ دستورالعمل جهانی وجود ندارد اما گویا در وزارت میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی همهچیز امکانپذیر است. پیگیریهای «پیام ما» نشان میدهد که بعد از تعطیلات نوروز امسال، موضوع انتقال موزه قرآن به سعدآباد پشت درهای بسته مطرح و بهرغم مخالفت و مقاومت مسئولان موزه آب، تصویب و به آنها ابلاغ شده است. بر اساس این ابلاغیه باید ساختمان موزه آب تخلیه و تحویل مدیران جدید شود. ارائه توجیه منطقی برای تعطیلی موزهای پژوهشی که بیش از سی سال از عمر آن میگذرد، به دلیل جابجایی یک موزه از همسایگی پردیس حکومتی به همسایگی تشریفات ریاستجمهوری، کار آسانی نیست. نه مساحت و فضای موزه آب تناسبی با محل فعلی موزه قرآن دارد و نه مجموعه سعدآباد تجانسی با فعالیت این موزه دارد. اما تصمیم ابلاغ شده است. «پیام ما» از ساعات اولیه این موضوع آن را پیگیری کرد و خبرنگار آن راهی موزه سعدآباد شد اما دیگر خبری از فروش بلیت موزه آب نبود. درهای موزه بسته بود و اصرار او برای وارد شدن به موزه در نهایت منجر به این شد که دقایقی در موزه را باز کنند تا با چشمهای خود ببیند که افرادی تابلوهای موزه آب را جمع میکنند. کارکنان موزه از این برخورد دستوری و ضربتی متعجب بودند و میگفتند: «شاید وزارتخانه اصلا خبر نداشته باشد! یعنی این تصمیم چه کسی است؟» هیچ مسئولی در وزارت میراث فرهنگی و مجموعه سعدآباد پاسخگو نیست. از مدیرکل موزهها بگیر تا معاون میراثفرهنگی و رییس مجموعه. برخی میگویند از این دست تصمیمات ناگهانی در زمان وزارت «رضا صالحیامیری» تازگی ندارد. دوستداران میراثفرهنگی باورشان نمیشود که امیدهایشان اینطور بهیکباره رنگ ببازد. تنها نکته شفاف در این ماجرا نامهای است که به امضا مسعود پزشکیان رسیده؛ اما هیچکس نمیداند که چه کسی و چرا خواهان چنین تصمیم و صدور چنین دستوری شده است؟ چطور ممکن است نخستین موزه قرآنی که در سطح بینالمللی شناخته شده، ساخت بنای آن از پیش از انقلاب آغاز و بعدها در زمان ریاستجمهوری هاشمی پیگیری و در نهایت در دوران ریاستجمهوری خاتمی با پیگیری «حسن حبیبی» افتتاح شده و در مقطعی در برابر ایدههای عجیب جابهجایی که مدیران احمدینژاد مطرح میکردند، مقاومت کرده، حالا در دولت پزشکیان دستور انتقال گرفته باشد؟ حالا دو گروه از این دستور ناگهانی حیرتزدهاند، مدیران موزه آب که نمیدانند باید با اموالشان چه کنند و عامل و دلیل برخوردهای ضربتی با آنها در یک محیط فرهنگی چه بوده است؟ گروه دوم بدنه کارشناسی موزه قرآن هستند که باور نمیکنند این موزه باید جابهجا شود. موزهای که از ابتدا با ایده پستمدرن و کاربری موزه قرآن تجهیز و طراحی شده است. تا پیش از تاسیس این موزه، قرآن بهعنوان کتاب مقدس مسلمانان موزه مستقل و تخصصی نداشت در حالی که کتب مقدس همه ادیان صاحب موزه بودند. علاوه بر این موزه ملی قرآن در شیوه اداره نیز وجه تمایزی با دیگر موزهها دارد، این موزه از نخستین موزههای هیاتامنایی و مستقل ایران است که با امضای «سید محمد خاتمی» آغاز به کار کرد و ریاست هیئت امنای آن به عهده «احمد مسجدجامعی» بود.
شیراز ویترینی شکسته
اصفهان اگر ویترین هنر و معماری ایران است، فارس و شیراز ویترین تاریخ و گنجینه تمدنی ایران است. اصفهان برخلاف مشکلات متعددی که در حوزه فرونشست زمین و تهدید شكوه معماری دوره اسلامی و صفوی دارد، اما آنچنان شبیه به فارس و شیراز در ماههای گذشته در سرخط خبرها قرار نگرفته است. حساسیتها در ماههای گذشته بهدلیل قدمت تمدنی آثار تاریخی استان فارس و اتفاقات مرتبط با شهر شیراز بر این نقطه از كشور بالا بود. دلیل آنهم وجود آثار تاریخی بسیار ارزشمند در استان فارس و شهر شیراز است. آثاری مثل تختجمشید، پاسارگاد، نقشرستم و بافت تاریخی شیراز با تهدیداتی مواجه هستند. از جمله بتنریزی برای احداث سازههای تجاری در حریم درجه یک تختجمشید بهبهانه احداث سرویسهای بهداشتی در مهرماه سال ۱۴۰۳، تخریب گسترده بخشی از كوه رحمت برای برداشت سنگهای این كوه با هدف آسفالتریزی در خیابانهای مرودشت در شهریورماه سال ۱۴۰۳، و موارد دیگر تنها بخشی از اتفاقاتی بود که آثار استان فارس در یک سال اخیر از سر گذراندند. اما آنچه در ماههای اخیر سروصدای بیشتری به راه انداخت، حفر تونل مترو خط دو شیراز در حریم آرامگاه حافظ بود؛ حریمی که بهگفته كارشناسان روی گورستانی یکهزارساله با آثار معماری تاریخی قرار دارد و این گورستان، بهگفته برخی ناظران میراث فرهنگی، چنان گسترده بوده است كه مزار حافظ بخشی از آن بود.
از نمایش تبلیغاتی تا واقعیت صادراتی
صنایعدستی ایران یکی از اصیلترین و ارزشمندترین جلوههای فرهنگ و تمدن ایرانی است. ریشههای این هنر کهن در دل تاریخ هزارانساله ایران زمین تنیده شده و هر رشته آن روایتگر بخشی از سبک زندگی، باورها، اقلیم و ذوق هنری مردمانی است که در گوشهگوشه این سرزمین زیست میکنند. از قالیبافی خراسان تا گلیم کرمان، از خاتم شیراز تا میناکاری اصفهان، هر اثر صنایعدستی گویای پیوند عمیق ایرانیان با زیبایی، مهارت و معناست. با وجود چنین ظرفیت شگفتانگیزی، این هنر-صنعت در دهههای اخیر با چالشهای متعددی روبهرو بوده است. هنرمندانی که عمر خود را صرف حفظ و توسعه این میراث گرانبها کردهاند، اغلب در تنگنای معیشتی، نبود بیمه، کاهش حمایتهای دولتی، ناتوانی در بازاریابی و صادرات و افت کیفیت برگزاری نمایشگاهها، در انزوا و فراموشی قرار گرفتهاند. از سویی دیگر، سیاستگذاریهای کلان در این حوزه با ناپایداری، سردرگمی و نداشتن چشمانداز بلندمدت همراه است و موجب شده بسیاری از ظرفیتهای بالقوه صنایعدستی کشور بالفعل نشود. در دل کارگاههای کوچک، خانههای قدیمی و دستان پینهبسته هنرمندان، هنوز صدای نفسهای آخر این گنجینه کهن شنیده میشود. دغدغه و مطالبه واقعی هنرمندان صنایعدستی چیزی جز دیدن و شنیده شدن رنجی که برای زنده نگهداشتن هنرشان متحمل میشوند، نیست. احیای این هنر، تنها وظیفهای فرهنگی نیست، بلکه مسیری برای توسعه پایدار، عدالت اقتصادی و هویتسازی ملی است.
نئاندرتالها در کُناخرس کرمانشاه دیده شدند
مدعیان بلاتکلیف آرامگاه «رازی»
از قرن چهارم هجری تا همین چند سال پیش مزار رازی یک راز تاریخی بود. در کتابها گمانههایی درباره آن مطرح میشد، اما همه تنها حدسهایی بود که استناد چندانی به تاریخ نداشت. مطالعات پژوهشگران اما در اواخر دهه نود گمانه جدیتری را مطرح کرد مبنیبر اینکه با توجه به قرارگیری بیمارستان قدیم ری در محدوده روستای فیروزآباد و ثبت اسنادی درباره طبابت رازی در این بیمارستان و موارد دیگر، احتمال فراوانی وجود دارد که او را در نزدیکی امامزاده این روستا که گورستان قدیمی این منطقه بوده، به خاک سپرده باشند. همان روزها سخن از ساخت یک بنای آرامگاهی در فیروزآباد و تأسیس بنیادی بهنام رازی مطرح شد. قرار بود برای طراحی این بنا فراخوانی ملی داده شود و بودجه خاصی برای آن در نظر گرفته شود. حالا چندسالی از آن وعدهها و حرفها گذشته. زمین سه هکتاری که قرار بود محل ساخت یادمان باشد، مدعیانی پیدا کرده و شورای روستا را مجبور به محصور کردن محدوده زمین کرده است. دولت سیزدهم دستور مسکوت ماندن طرح ساخت آن را داد و تا به امروز هم این طرح مسکوت مانده است. محلیها روی این طرح حساب باز کردهاند و برخی مسئولان محلی نیز پیگیر این طرح هستند، اما سالهاست که طرح همچنان معطل مانده است.
هیروشیمای فرهنـگی
| پیام ما | افسانهای که حالا تبدیل به یک کابوس شده، راهی که این افسانه تا کابوس شدن طی کرده، از میان داستانها گذشته تا امروز که دیگر نمیتوان با رؤیا و افسانه همنشینش کرد، حالا دیگر غارت است و تاراج، تخریب هویت یک سرزمین است؛ آنچه در سکوتی سنگین و تلخ در جریان است. سکوتی منفعلانه و انفعالی آگاهانه از سوی آنان که قرار بود حافظان این میراث باشند، اما امروز نقش دیگری پذیرفتهاند. روزی نیست که خبر دستگیری حفار غیرمجاز از گوشهای از کشور در میان خبرها نباشد، آمارها میگوید سالانه ۵۰۰ نفر به جرم حفاری غیرقانونی بازداشت میشوند. گستره تخریبها اما چیز دیگری میگوید؛ تاراج بهمراتب وسیعتر از آن است که آمارها نقل میکنند. با این وضعیت چه باید کرد؟ بخشی از تشکلهای فعال در حوزه تاریخ و باستانشناسی، در نشستی هماندیشانه که قرار است مستمر و ادامهدار باشد، تلاش کردند بخشی از زوایای این معضل ریشهدار را واکاوی کنند؛ تا شاید راهی برای نجات از این زخم عمیق که پیکر میراث فرهنگی ایران را تهدید میکند، پیدا کنند. البته «حامد وحدتینسب»، رئیس انجمن علمی باستانشناسی ایران، معتقد است نخستین گام برای حل این معضل مسدود کردن صفحات مجازی کسانی است که اقدام به تبلیغ گنجیابی میکنند. اما همین کار هم تابهحال از سوی مقامات مربوطه صورت نگرفته است.
زخمهای پنهان یک شهرِ جهانی
اصفهان را شهر هنر و تاریخ میدانند؛ شهری که از دل تاریخ صفوی تا به امروز، همواره چون نگینی بر پهنهٔ تمدن ایرانی درخشیده است. اما امروز، در آستانهٔ هفتهٔ فرهنگی اصفهان، پرسشهایی جدی پیرامون وضعیت میراثفرهنگی و بناهای تاریخی این شهر مطرح است: چه به سر این گنجینهٔ عظیم آمده؟ آیا سازوکارهای حفاظت، معرفی و مستندسازی از میراث اصفهان با حجم تهدیدها و فراموشیهای امروز همخوان است؟ و مهمتر از آن، روایت اصفهان امروز در چشم نسل فردا چگونه شکل خواهد گرفت؟ در سالهای اخیر، فرسایش کالبدی بسیاری از بناهای تاریخی، گسست روایتهای فرهنگی و غفلت از ظرفیتهای مستندنگاری، موجب نگرانی فعالان حوزهٔ میراثفرهنگی شده است. اصفهان، باآنهمه عظمت در حافظهٔ جهانی، گویی در محاصرهٔ فراموشی، بیتوجهی و سوءتعبیر از معنای واقعی میراث گرفتار آمده؛ حالآنکه شهرهای تاریخی بدون روایت دقیق، مستند و مسئولانه، بهسرعت از حافظهٔ زنده به موزهای خاموش بدل میشوند. به همین مناسبت، و در آغاز هفتهای که قرار است فرصتی برای بازاندیشی در هویت فرهنگی اصفهان باشد، به سراغ سه صاحبنظر برجسته در حوزههای عکاسی مستند، باستانشناسی و بافت و بناهای تاریخی رفتهایم. این گزارش، روایتی چندصدایی از نگاهی انتقادی و درعینحال دغدغهمند به شهری است که همچنان میراثش نفس میکشد؛ اگر بخواهیم آن را ببینیم، بشنویم و حفظ کنیم.
دادخواهی پارینهسنگیها
حدود ۲۵ سال است که در حوزه باستانشناسی دوران پارینهسنگی، با تمرکز بر منطقه زاگرس، فعالیت پژوهشی انجام میدهد. دوران کارشناسی ارشد، دکتری و پسادکترای خود را با مطالعه در منطقه کرمانشاه به انجام رسانده و به همین دلیل، تجربه و شناخت عمیقی از دوره پارینهسنگی پیشازتاریخ در این منطقه دارد. «سامان حیدری گوران» باستانشناس و پژوهشگر ارشد پیشازتاریخ دانشگاه کلن نظر خود را در مورد احداث تلهکابین در محدوده تاقبستان کرمانشاه در قالب این یادداشت در اختیار «پیام ما» گذاشته است.
دانش تاریخی، حلقه مفقوده مقابله با فرونشست
رئیس پژوهشگاه میراثفرهنگی و گردشگری خبر داد:
