سودای رستاخیز کتاب
۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱، ۱:۰۰
سیوسومین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران در حالی بعد از دو سال وقفه کار خود را آغاز کرده که امیدها برای افزایش سرانه مطالعاتی در کشور بهواسطه حمایت و سیاستهای تشویقی دولت سیزدهم، افزایش یافته است تا شاید سودای دلسوزان این عرصه برای رستاخیز دوباره کتاب و کتابخوانی محقق شود.
عمو حسن همزمان با ورود به مصلی تهران و پرت شدن الوان خورشید از دریچههای نمایشگاه مسقف کتاب به صورتش، یاد دورانی افتاد که قاضی حکم حبس و زندانش را برای داشتن کتاب «آینده در قلمرو اسلام» با کوباندن چکش بر روی میز دادگاه که نور ارسی از حیات کاخ دادگستری در آن قطعه قطعه میشد را اعلام کرد.
به یاد میآورد که در روزگاران نه چندان دور، کتاب و قلم به سان شمشیری بران، دل شب میدریدند و پیش میرفتند؛ کمتر جوان تحصیلکردهای بود که عاشق آثار نویسندهای نباشد؛ گویی که مطالعه و یافتن دنیای جدید از دل ورقهای کاهی چاپخانهها همچون نان شب از اهم واجبات است.
طنز تلخ ماجرا آنجایی است که در تاریخ این سرزمین حق خواندن و نوشتن مختص طبقات خاصی بود و اگر چه نظام کاستی در ایران حاکم نبود اما تا پیش از اسلام هر فردی نمیتوانست اقدام به یادگیری نوشتن و خواندن کند به گونهای که روایاتی از مشقت، یافتن کتاب کلیله و دمنه توسط فرستاده انوشیروان به هند در تاریخ کهن ایران بیان شده است.
داستان به دست آوردن این کتاب سترگ از سوی ایرانیان چنین است که انوشیروان ساسانی میشنود کتابی ارجمند در گنجینه هندوستان است، کتابی که همچون آب زندگانی، زندگی بخش است؛ از بزرگمهر، وزیر دانشمندش، میخواهد تا این کتاب را به دست آورد. بزرگمهر از برزویه پزشک که زبان سانسکریت میداند، میخواهد که به هندوستان سفر کرده و نسخهای از کتاب را بیاورد؛ اما نسخه ارزشمند آن در کتابخانه پادشاه هند است و امانت دادن آن برای کتابدار کتابخانه به بهای از دست دادن جانش است.
برزویه که دارایی فراوان همراه خود دارد تا به هر بهایی که هست این کتاب را برای انوشیروان ببرد، با پرداخت گنج و تاب آوردن سالی رنج، شبها کتاب را از خزانه دار به امانت میگیرد و رونویسی می کند و پگاه به خزانه باز میگرداند پس از یک سال، نسخه نویسی کتاب به پایان میرسد و این گنجینه را که خود از زبان سانسکریت به زبان پهلوی ترجمه میکند را به ارمغان میآورد؛ ولی این کتاب نیز طی سال ها فقط مختص اشراف و اعیان و بزرگان بود.
هر چند که با ظهور اسلام و برافراشته شدن تمدن جدید، علیالخصوص با سفارشهای متعدد رسول اکرم (ص) به کسب علم ،از میزان چنین رویهای کاسته شد اما این گونه نبود که به تمامی رو به اضمحلال رود به گونهای که حتی پادشاهان برای بقای قدرت خاندانشان توصیه به گرسنه و بیسواد نگه داشتن، عوامالناس میکردند.
این رویه از دوران ناصری و ظهور مکتب چاپ و فراگیری کتب، شکل دیگری به خود گرفت به گونهای که سانسور و مجازات حبس برای دوستداران اندیشه و آگاهی در نظر گرفته شد.
شگفتا که با وجود مشقتهایی این چنینی آمار فروش کتاب افزایش مییافت و کمتر محفلی بود که در آن از مباحث و کندوکاو در مورد اندیشهای خالی باشد و حتی سوسوی تیر چراغ برقهای شبانه کوچهها، مامن افراد برای رسم خواندن و نوشتن شده بود.در دوران پهلوی مجازات خواندن کتابهای ممنوعه به صورت علنی گستردهتر شد و حاکمیت با تمسک به زور و سانسور سعی کرد تا از گسترش آگاهی در جامعه جلوگیری کند به گونهای که فریدون هویدا در کتابش به خوبی به موضوع سانسور کتاب توسط ساواک اشاره کرده و میگوید که «سانسور گاه شامل کتابهایی میشد که قبلا چاپ شده بودند و یا از انتشار نمایشنامههایی مثل هملت و یا مکبث فقط به این دلیل جلوگیری میکرد که در آنها شاه یا شاهزادهای کشته میشد.»
شدیدترین سانسورها از سوی رژیم پهلوی طی سالهای ۱۳۴۲ تا ۱۳۵۷ اعمال شد که به باور کارشناسان، علت و نقطه عطف اصلی آغاز سانسور در این دوره را میتوان شروع موج جدیدی از اعتراضات و مخالفتهای عمومی به رهبری امام (ره) دانست که با اعتراض ایشان به لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی آغاز شد؛ در این دوره سانسور و یا ممنوعیت چاپ شامل محدودیت دسترسی نیز می شد؛ چنانچه در زندان اوین و کمیته زندانیان مطلقا از کتاب، نوشتافزار، روزنامه و مکاتبه با بیرون از زندان محروم بودند. فضای سانسور کتاب و آزادی بیان حتی در نمایش آرام سازی شاه در سال ۵۶ نیز تغییر چندانی نکرد؛ علیرغم شعار امیرعباس هویدا به اینکه «همه ما میخواهیم در مملکتی زندگی کنیم که در آن آزادی قلم وجود داشته باشد»، فضای سیاسی و فرهنگی کشور همچنان از محدودیت هایی برخوردار بود؛ چنانچه به گفته نخست وزیر «هر فکر و عقیده ای آزاد است مگر آنکه به حیات ملی ایران صدمه بزند.» و این «مگر آنکه» همیشه به نفع خاندان سلطنت تحریف میشد.
صدای اپراتور سیوسومین نمایشگاه بینالمللی کتاب تهران از بلندگوهای نصب شده در مصلی که غرفههای انتشارات را به شهروندان اعلام میکرد؛ پیرمرد را از خیالات دور جدا ساخت و به زمان حال کشاند و شگفتا که با وجود رشد روزافزون نهضت سوادآموزی در کشور که بر اساس آمارهای رسمی اعلام شده، درصد باسوادی از ۴۷.۵ درصد سال ۱۳۵۵ به ۹۰.۵ درصد در سال ۱۴۰۰ رسیده است، اما دیگر از شور و شوق جوانان برای خرید و خواندن کتاب، خبری نبود!
اینک سالها از ایام جوانی عمو حسن گذشته و گرد گذر دوران، محاسن سیاهش را به تودهای برف سفید تبدیل کرده بود و میدید که چگونه جوانان امروزی دیگر آن شوق و ذوق گذشته را ندارند و اغلب خودخواه و هوسران، با ظاهری آراسته، اوقاتشان را با گوشی ها و ورود به دنیای فضای مجازی، به بطالت میگذرانند.
پیرمرد به یاد داشت که در آن روزها، در دل جوانان آتش شوق زبانه می کشید به گونهای که با اشتیاق و عشق در راه طلب گام برمیداشتند تا بر اسرار جهان دست یابند ولی اینک کمال مطلوب بخش بزرگی از این قشر به شهوت پرستی مجازی و لذایذ کم عمق اینترنتی تبدیل شده بود! در آن روزها با احساسی عمیق و شکوهمند و والا به سوی طبیعت و زیباییهای معنوی کشیده میشدند و حالا جز تفریح و خوشگذرانی در صفحات مجازی و رفت و آمد با دوستان سبک سر، چیزی برای آنان اهمیت ندارد.
در آن روزها شخصیت افراد را به اخلاق و معنویات و خواندن و دانستن وابسته میدانستند ولی اینک شخصیت هر فردی را در سینه ناستبر تلفن همراهها میبینند!
به نظر پیرمرد این دگرگونی، دلایل روشنی دارد چرا که جوانان هم سن و سالش در آن روزها برای فهم حقایق به تفکر و تامل میپرداختند ولی اینک جوانان این دوره و زمانه برعکس، دنیا را از چشم دیگران مینگرند و هرچه دیگران در صفحات مجازی میگویند را بازگو میکنند.
عمو حسن بر این باور بود که رنج بردن و از راه درست به حق و حقیقت رسیدن کار هر فردی نیست و حالا بسیاری از جوانان این مرز و بوم نیز راه آسان را انتخاب کردهاند و به جای این که از توصیههای مشفقانه اخلاقی و معنوی دست نوشتههای اندیشمندان یاری بگیرند به فرونشاندن هوسهای نفسانی قناعت میکنند به گونهای که از روزی که صفحات مجازی و پستهای اینستاگرامی در این راه پست و هموار قدم گذاشتند، برای او کف زدند و چون جان شیرین او را در میان گرفتند.
در آن روزها که جوانان از حق و عدالت دفاع میکردند، آسایش بیدلیل توانگران و بدبختی طاقت سوز بینوایان را به باد انتقاد میگرفتند، ساواک آنان را دستگیر و زندانی میکرد و یا در خوشبیانهترین حالت، این افراد را دست میانداخت و آنان را فلسفهباف به جامعه معرفی میکرد! اما اینک که زمانه تغییر یافته، بسیاری از جوانان روایات مخدوش میبینند و میشنوند و برای تماشای نمایشهای مسخره به صفحات مجازی پناه میبردند و خوشمزگی میکنند!
چنین سقوط و انحطاط اخلاقی در عرصه کتاب و دانش به مخیله هیچ نظریه پرداز و پیشگویی نمیرسید به گونهای که در نمایشگاه کتاب نیز بیشتر از خرید کتب، تنقلات و خوراکیهای مختلف به فروش برسد و صفحات مجازی و تصاویر خویشانداز در این عرصه جولان داده و یکه تازی کنند.
عمو حسن با خود میاندیشید که ایراد کار چه بوده که جامعه جوان ایرانی با وجود حمایت گسترده حاکمیت و ارایه تسهیلات و یارانههای مختلف به این عرصه آنچنان که شایسته است در امر کتاب و کتابخوانی ورود جدی نداشتهاند و سالیانه میلیونها دلار برای ترویج فرهنگ کتابخوانی از بیتالمال هزینه میشود؟ به طور نمونه برای برگزاری سیودومین نمایشگاه کتاب حدودا ۳۰ میلیارد تومان هزینه شده بود که قطعا برای این دوره با توجه به گرانیهای رخ داده در همه حوزههای اقتصادی، هزینه برگزاری رقم بالاتری را تجربه میکند. منبع: ایرنا
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
بلاتکلیفی دانشآموزان در سایه جنگ
کنکوریها در انتظار یک تاریخ قطعی
به بهانه برگزاری دادگاه پژمان جمشیدی؛ چرا درک فرد آزاردیده از تجاوز و همراهی با او برای ما مشکل است؟
سمت درست تاریخ
گفتوگو با «سید فؤاد توحیدی»، پژوهشگر موسیقی نواحی درباره ریشههای جغرافیایی و فرهنگی نغمههای جنوب
نغمههایی که از دریا میآینــــــد
«محیطزیست از نگاه هنرمندان» منتشر شد
نگاهی به دغدغههای محیطزیستــی از دریچه تصاویر
در گفتوگو با «مهرداد زوارهمحمدی» معمار و پژوهشگر مطرح شد
خیابان؛ عرصه مشترک یا میدان تقابل؟
بنبست آموزش
دراما در زمینِ سوخته
سینمای ایران و لکنت در روایت بحرانهای اقلیمی
شهرکرد؛ از شهر ملی تا قطب جهانی نمد
بازگشت ناتمام به زندگی
پیشرفت گفتوگو زیر سایه بیاعتمادی
صلح یا تداوم جنگ؟
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بازگشت ناتمام به زندگی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید