«شیدور»، خانه‌ای که دیگر نیست





«شیدور»، خانه‌ای  که دیگر نیست

۱۳ مرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۵۶

چهار سال تابستان‌هایم را به شیدور بردم. با یک دوربین، یک دفترچه و حلقه‌های فلزی کوچک، لانه‌به‌لانه می‌رفتیم، جوجه‌ها را می‌شمردیم، بال‌هایشان را اندازه می‌گرفتیم و حلقه‌گذاری می‌کردیم تا روزی، جایی، رد پرنده‌ای که از همین جزیره پر کشیده، دوباره پیدا شود. شیدور برای من هیچ‌وقت فقط یک نقطه روی نقشه نبود؛ صدای بال‌زدن هزاران پرنده در سکوت غروب بود.

حالا همان جزیره، در محاصره لکه‌های سیاه نفت است.

بر اساس اعلام معاون محیط‌زیست دریایی و تالاب‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست، پس از هدف قرار گرفتن پالایشگاه لاوان در جریان جنگ اخیر، آلودگی نفتی حاصل از آن به شیدور رسیده و یکی از ارزشمندترین زیستگاه‌های دریایی کشور را تهدید می‌کند؛ آسیبی که در کنار نشت نفت در تنگه هرمز و آلودگی ۲۴۰ کیلومتری سواحل بندرعباس، تصویر گسترده‌تری از فاجعه زیست‌محیطی جنگ در جنوب کشور ترسیم می‌کند. مقام‌های محیط‌زیستی خودشان تأکید دارند که به‌دلیل شرایط جنگی، هنوز امکان اعزام تیم کارشناسی برای مستندسازی دقیق خسارت‌ها فراهم نشده است؛ یعنی حتی نمی‌دانیم چقدر از آنچه من در آن لانه‌ها شمرده بودم، امروز زنده مانده است.

دو کشور، دو تجربه، یک درس

این تصویر، برای جهان تازه نیست. جنگ خلیج‌فارس در سال ۱۹۹۱ یکی از بزرگ‌ترین نشت‌های نفتی تاریخ را رقم زد؛ بین چهار تا ده میلیون بشکه نفت وارد خلیج‌فارس شد که به دومین نشت نفتی بزرگ تاریخ بدل شد. در آن زمان هم، مثل امروزِ شیدور، پاک‌سازی سواحل به‌کندی و ناقص انجام شد و اولین بررسی‌ها در سال ۱۹۹۳ اعلام کردند این نشت اثر بلندمدتی نخواهد داشت، اما مطالعات بعدی نشان دادند آسیب به رسوبات ساحلی و اکوسیستم‌های دریایی همچنان ادامه دارد. نکته مهم اما راهی بود که عربستان سعودی، با کمک نهادهای بین‌المللی، در پیش گرفت: از پاییز ۱۹۹۱ یک تیم علمی بین‌المللی و میان‌رشته‌ای، حدود ۲۰۰ کیلومتر از ساحل شمال جبیل را مطالعه کرد و نتیجه آن پژوهش‌ها، شکل‌گیری برنامه‌ای میلیارددلاری برای پاک‌سازی خاک‌های آلوده و در نهایت گیاه‌کاری دوباره مناطق آسیب‌دیده بود. از دل یک فاجعه، یک پناهگاه حیات‌وحش دائمی متولد شد.
لبنان تجربه دیگری را پیش چشم گذاشت. در جنگ سال ۲۰۰۶، بمباران نیروگاه جیه باعث نشت حدود پانزده هزار تن نفت به دریای مدیترانه شد و بیش از صد کیلومتر از سواحل لبنان را آلوده کرد، درست در فصلی که ساحل، محل تخم‌گذاری لاک‌پشت‌های دریایی در خطر انقراض بود. کمک‌های بین‌المللی به‌دلیل ادامه جنگ با تأخیر رسید، اما آنچه فاجعه را مهار کرد، مشارکت مردمی بود: فعالان محلی و سازمان‌های مردم‌نهاد، با وجود منابع محدود، خودشان دست‌به‌کار پاک‌سازی سواحل شدند و داوطلبانی مثل اعضای «جنوبی‌های سبز» روزهای پیاپی برای نجات لانه‌های لاک‌پشت به ساحل می‌رفتند.

جنگ فقط ساختمان و جان انسان را نمی‌گیرد؛ حافظه یک زیستگاه را هم پاک می‌کند. من در شیدور دیدم که یک جوجه تازه از تخم درآمده چقدر شکننده است؛ حالا همان جوجه، اگر زنده مانده باشد، در آبی به دنیا آمده که دیگر آب نیست.

آنچه باید کرد، از دل همین دو تجربه جهانی روشن است: نخست، مستندسازی فوری و مستقل از خسارت‌ها، پیش از آنکه شواهد زیر موج‌ها گم شوند. دوم، تشکیل یک ائتلاف علمیِ فراملی، همان‌طور که در جبیل رخ داد، برای پایش بلندمدت بازگشت زیستگاه. سوم، به‌رسمیت‌شناختن نقش فعالان محلی و سازمان‌های مردم‌نهاد، نه به‌عنوان تماشاگر، بلکه به‌عنوان بازوی اجرایی پاک‌سازی. همان چیزی که در لبنان جان بسیاری از لاک‌پشت‌ها را نجات داد.

و در نهایت، تعریف شیدور را نه به‌عنوان یک خط در گزارش خسارت، بلکه باید به‌عنوان یک تعهد بلندمدت «جایی که باید دوباره پرستوهای دریایی در آن لانه کنند» شمرد.

 

ردپای سه گربه در آشیانه پرستوهای «شیدور»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *