کارشناسان از زاویه جامعه‌شناسی، انسان‌شناسی و پزشکی به موضوع رحم جایگزین پرداختند

«مادری» در سایه قرارداد

شیرین احمدنیا: باید میان حق انتخاب زنان، حق تشکیل خانواده و جلوگیری از کالایی‌شدن بدن انسان تعادل برقرار کرد میترا زندی: بزرگ‌ترین چالش این حوزه، نبود قانون جامع است خشایار بیگی: اگر قراردادهای رحم جایگزین در بستر نابرابری شکل بگیرند می‌توانند به کالایی‌شدن بدن انسان بینجامند





«مادری» در سایه قرارداد

۳ مرداد ۱۴۰۵، ۲۳:۵۷

با اینکه بیش از دو دهه از انجام رحم جایگزین در ایران می‌گذرد، این شیوه همچنان قانون جامعی ندارد. این خلأ، ابهام‌های حقوقی متعددی، از جمله ثبت هویت مادر در شناسنامه، را به همراه داشته و ضرورت حمایت از زنان حامل و سامان‌دهی این حوزه را پررنگ کرده است. از طرف دیگر، وقتی بدن زن به بخشی از یک قرارداد تبدیل می‌شود، این پرسش به میان می‌آید که مرز میان حق انتخاب، اجبار اقتصادی و کالایی‌شدن بدن کجاست؟ نشست «رحم جایگزین؛ از بارداری زیستی تا بارداری اجتماعی» با تمرکز بر این ابعاد و پرسش‌ها، این شیوه باروری را بررسی کرد.

نشست «رحم جایگزین؛ از بارداری زیستی تا بارداری اجتماعی» با سخنرانی خشایار بیگی، میترا زندی و شیرین احمدنیا و دبیری لادن نبوی، به همت گروه انسان‌شناسی پزشکی انجمن انسان‌شناسی ایران و با همکاری گروه جامعه‌شناسی پزشکی و سلامت انجمن جامعه‌شناسی ایران، به‌صورت مجازی برگزار شد. در این نشست، پدیده رحم جایگزین از منظر انسان‌شناسی، پزشکی و جامعه‌شناسی بررسی شد و سخنرانان کوشیدند ابعاد اجتماعی، فرهنگی و اخلاقی این شیوه باروری را، فراتر از رویکرد صرفاً پزشکی، واکاوی کنند.

پدیده‌ای فراتر از پزشکی

«لادن نبوی»، دانشجوی دکترای انسان‌شناسی، در ابتدای نشست یادآوری کرد که انسان‌شناسی، پیش از هر قضاوتی درباره یک پدیده، ما را دعوت می‌کند تا معنای آن را در بستر فرهنگی، اجتماعی و تاریخی‌اش بررسی کنیم. به گفته او، وقتی درباره رحم جایگزین صحبت می‌کنیم، باید پرسید بازیگران این عرصه چه کسانی هستند، چه روابط قدرتی پشت این فرایند وجود دارد و چه روایت‌هایی درباره آن ساخته می‌شود. از نگاه او، شاید رحم جایگزین در ابتدا موضوعی پزشکی به نظر برسد، اما علوم اجتماعی نشان می‌دهد هیچ پدیده پزشکی خارج از زمینه اجتماعی خود معنا پیدا نمی‌کند. بدن زن در این فرایند فقط محل رشد جنین نیست، بلکه فضایی برای گفت‌وگو درباره حقوق، مسئولیت‌ها، هویت و خویشاوندی است. در فناوری‌های کمک‌باروری، تنها بدن زن درگیر نیست؛ پزشکان، فناوری، قوانین، قراردادها، احساسات، سرمایه، اخلاق و دولت همگی در ساختن مفهومی به نام مادری نقش دارند.

قرارداد اجتماعی بدن

«خشایار بیگی»، دکترای انسان‌شناسی پزشکی از دانشگاه برکلی، با اشاره به اینکه اوکراین یکی از مراکز اصلی رحم جایگزین در جهان و گرجستان از ارزان‌ترین مقاصد ارائه این خدمات به شمار می‌رود، تأکید کرد که این پدیده را نمی‌توان صرفاً از منظر پزشکی بررسی کرد، بلکه ابعاد اقتصادی، حقوقی، سیاسی، فرهنگی و اخلاقی آن نیز باید مورد توجه قرار گیرد. او سپس با ارجاع به اندیشه‌های ژان‌ژاک روسو، به‌ویژه نظریه «قرارداد اجتماعی»، توضیح داد که مشروعیت هر قرارداد زمانی معنا پیدا می‌کند که در خدمت منفعت مشترک جامعه باشد، نه صرفاً تأمین منافع فردی. بیگی با تعمیم این دیدگاه به رحم جایگزین، معتقد بود اگر این قراردادها در بستر نابرابری‌های اجتماعی و اقتصادی شکل بگیرند، ممکن است به جای تأمین منفعت عمومی، به کالایی‌شدن بدن انسان و بازتولید نابرابری بینجامند.

بیگی در ادامه، با اشاره به دو فیلم ایرانی «تمشک» ساخته «سامان سالور» و «بی‌مادر» ساخته «مرتضی فاطمی»، گفت: «این آثار نشان می‌دهند که قراردادهای مبتنی بر منافع فردی، لزوماً به حل تعارض‌های انسانی و اخلاقی نمی‌انجامند و گاه خود منشأ بحران‌های تازه می‌شوند.» به اعتقاد او، هرچند فناوری‌های نوین امکان‌های جدیدی در حوزه باروری ایجاد کرده‌اند، اما پذیرش اجتماعی و اخلاقی این تحولات، فراتر از راه‌حل‌های صرفاً حقوقی و مبتنی بر بازار است.

چالش‌های پزشکی، حقوقی و اخلاقی رحم جایگزین

در ادامه این نشست، «میترا زندی»، دکترای پرستاری و استادتمام دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، از منظر تجربه‌های بالینی و پژوهشی به موضوع رحم جایگزین پرداخت. او ترجیح داد به جای «رحم اجاره‌ای» از اصطلاح «رحم جایگزین» استفاده شود، زیرا به باور او، این پدیده صرفاً یک رابطه اقتصادی نیست و تجربه‌های متنوعی را دربر می‌گیرد.

زندی گفت: «در تجربه پژوهشگاه رویان، رحم جایگزین به دو شکل انجام می‌شود؛ نوع تجاری که زن حامل در ازای دریافت هزینه، بارداری را می‌پذیرد و گاه دلالان بیشترین سود را از آن می‌برند، و دیگری نوع‌دوستانه که معمولاً میان اعضای خانواده رخ می‌دهد و زن حامل دستمزدی دریافت نمی‌کند؛ مانند مادری که برای دخترش یا خواهری که برای خواهرش باردار می‌شود.»

او توضیح داد: «رایج‌ترین شیوه، انتقال جنینی است که از تخمک و اسپرم والدین متقاضی در آزمایشگاه تشکیل می‌شود. در روشی دیگر، زن متقاضی علاوه بر رحم، تخمک مناسب نیز ندارد و از تخمک زن حامل استفاده می‌شود؛ در این حالت، بخشی از ویژگی‌های ژنتیکی کودک به زن حامل می‌رسد، هرچند این روش در ایران کمتر رایج است.»

به گفته او، بیشتر متقاضیان زنانی هستند که به‌صورت مادرزادی رحم ندارند، مانند مبتلایان به سندرم روکیتانسکی، یا به دلیل سرطان، بیماری‌های شدید، مشکلات قلبی و کلیوی یا سقط‌های مکرر، امکان تجربه بارداری موفق را از دست داده‌اند.

زندی از طرف دیگر به خانواده‌هایی که ملاحظات دینی دارند، اشاره کرد: «در پژوهشگاه رویان، مشاوره شرعی و ارجاع به مراجع انجام می‌شود، زیرا دیدگاه‌های فقهی درباره رحم جایگزین یکسان نیست و برخی مجتهدان آن را ممنوع می‌دانند. پرسش‌های مربوط به محرمیت و ارث نیز از مهم‌ترین دغدغه‌های این خانواده‌هاست.»

او در ادامه، مهم‌ترین چالش این حوزه را نبود قانون جامع دانست. به گفته او، با وجود آغاز تجربه رحم جایگزین در ایران از سال ۱۳۸۱، همچنان ابهام‌های حقوقی پابرجاست؛ از جمله ثبت نام مادر در شناسنامه کودک. او در این‌باره گفت: «در گذشته، گاهی با هماهنگی پزشک، زن حامل هنگام پذیرش به‌عنوان مادر معرفی می‌شد تا نام مادر اصلی در شناسنامه ثبت شود، اما این راهکار نیز مشکلات حقوقی ایجاد می‌کرد؛ از جمله در صورت فوت زن حامل هنگام زایمان. مراجعه به دادگاه و دریافت مجوز پیش از درمان نیز راه‌حلی ممکن، اما زمان‌بر و دشوار است.»

این استاد دانشگاه با اشاره به تجربه کشورهای مختلف، گفت سه رویکرد کلی در قبال رحم جایگزین وجود دارد؛ در برخی کشورها، از جمله آلمان، فرانسه و ایتالیا، این روش به‌طور کامل ممنوع است. در برخی دیگر، مانند انگلستان و هلند، فقط نوع تجاری ممنوع و شکل نوع‌دوستانه مجاز است. ایران نیز در کنار کشورهایی مانند اوکراین و تایلند، هر دو شیوه را پذیرفته، هرچند این حوزه همچنان با خلأهای قانونی روبه‌روست.

زندی در پایان بر ضرورت مشاوره پیش از اقدام تأکید کرد؛ مشاوره‌ای که از ارزیابی سلامت جسمی و روانی زن حامل آغاز می‌شود و آگاه‌سازی خانواده‌ها درباره پیامدهای حقوقی، عاطفی و اجتماعی این تصمیم، از جمله نحوه افشا یا پنهان کردن آن، را دربر می‌گیرد. به باور او، حمایت از زن حامل و جلوگیری از گسترش بازار غیررسمی رحم جایگزین باید بخشی از سیاست‌گذاری این حوزه باشد.

رحم جایگزین در تقاطع قدرت، جنسیت و نابرابری

اما بخش اصلی نشست با سخنان «شیرین احمدنیا»، رئیس انجمن جامعه‌شناسی ایران و مدیر گروه جامعه‌شناسی پزشکی و سلامت، شکل گرفت. او در سخنانش رحم جایگزین را پدیده‌ای در تقاطع قدرت، اقتصاد، حقوق، اخلاق و سیاست‌های جنسیتی بررسی کرد.

احمدنیا با ارجاع به اندیشه میشل فوکو درباره «بدن به مثابه عرصه قدرت و سیاست» گفت: «در جوامع جدید، قدرت تنها از مسیر زور و سرکوب اعمال نمی‌شود، بلکه از طریق مدیریت بدن‌ها و تنظیم حیات انسان‌ها نیز عمل می‌کند؛ فرایندی که فوکو آن را “زیست‌سیاست” می‌نامید. از این منظر، فناوری‌های تولیدمثل، مانند رحم جایگزین، علاوه بر کارکرد پزشکی، بدن زنان را در شبکه‌ای از برنامه‌ریزی، قانون‌گذاری و کنترل اجتماعی قرار می‌دهند.»
به گفته او، پرسش اساسی این است که چه کسانی بر این فناوری‌ها کنترل دارند و چه کسانی موضوع این کنترل قرار می‌گیرند؟ احمدنیا توضیح داد که در ایران، فرزندآوری همچنان بخش مهمی از تعریف اجتماعی ازدواج و نقش زن به شمار می‌رود. به همین دلیل، فناوری‌های کمک‌باروری از ابتدا با استقبال مواجه شدند، زیرا راهی برای حل مسئله ناباروری و حفظ خانواده‌هایی تلقی می‌شدند که نداشتن فرزند برایشان پیامدهای اجتماعی و خانوادگی داشت.
با این حال، احمدنیا تأکید کرد که نگاه جامعه‌شناختی نباید فقط به کارکرد آشکار یک پدیده محدود شود، بلکه باید پرسید این فناوری برای چه گروه‌هایی سودمند است و هزینه‌های جسمی، روانی و اجتماعی آن بر دوش چه کسانی قرار می‌گیرد.

او با طرح این پرسش از زنان حاضر که «چقدر حاضرند در برابر دریافت پول، رحم خود را در اختیار دیگری قرار دهند؟»، سویه دیگری از این پدیده را برجسته کرد و گفت برخی زنان ممکن است نه از سر انتخابی کاملاً آزاد، بلکه تحت فشارهای اقتصادی و اجتماعی وارد این فرایند شوند. احمدنیا با اشاره به نظریات فمینیستی درباره «سیاست بدن» گفت بدن زنان همواره در معرض قانون‌گذاری، نظارت و ارزش‌گذاری اجتماعی بوده است؛ از تنظیم خانواده و بارداری گرفته تا فناوری‌های کمک‌باروری. از این منظر، رحم جایگزین نیز جدا از این ساختارهای قدرت نیست.

این جامعه‌شناس در ادامه تأکید کرد که باید میان انتخاب فردی و انتخاب در شرایط نابرابر تفاوت قائل شد. به گفته او، اگر زنی در شرایط فقر، بیکاری یا برای پرداخت هزینه‌های زندگی و بدهی‌های خانواده وارد این فرایند شود، نمی‌توان این تصمیم را صرفاً محصول اراده فردی دانست.

او با اشاره به دیدگاه‌های مختلف فمینیستی گفت برخی فمینیست‌های رادیکال، رحم جایگزین را در امتداد ساختارهای تاریخی سلطه بر بدن زنان و نمونه‌ای از کالایی‌شدن ظرفیت تولیدمثل می‌دانند. در مقابل، فمینیست‌های لیبرال بر حق انتخاب زنان تأکید دارند و مسئله اصلی را تضمین رضایت آگاهانه، حمایت حقوقی و جلوگیری از سوءاستفاده می‌دانند. فمینیست‌های تقاطعی نیز یادآوری می‌کنند که تجربه زنان حامل یکسان نیست و عواملی مانند طبقه اجتماعی، وضعیت اقتصادی و شرایط فرهنگی بر آن اثر می‌گذارند.

احمدنیا با اشاره به دیدگاه «سیلویا فدریچی» درباره رابطه سرمایه‌داری و کار بازتولیدی زنان، این پرسش را مطرح کرد که آیا ظرفیت زیستی بدن زنان نیز به منبعی برای تولید ارزش اقتصادی و انباشت سرمایه تبدیل شده است؟ او گفت: «در ایران نیز کنشگران این بازار موقعیت‌های یکسانی ندارند؛ از یک سو، زنانی عمدتاً از طبقات فرودست قرار دارند که گاه با انگیزه‌های اقتصادی وارد این فرایند می‌شوند و از سوی دیگر، خانواده‌هایی با توان مالی بیشتر متقاضی استفاده از این روش هستند. در کنار این دو گروه، بخشی محدود نیز به شکل نوع‌دوستانه و معمولاً میان خویشاوندان نزدیک این کار را انجام می‌دهند.»

به گفته احمدنیا، رحم جایگزین مفهوم مادری را نیز دستخوش تغییر کرده است. در گذشته، مادری معمولاً در یک فرد خلاصه می‌شد؛ زنی که تخمک فراهم می‌کرد، باردار می‌شد و کودک را پرورش می‌داد. اما امروز این نقش‌ها می‌توانند میان افراد مختلف تقسیم شوند و پرسش‌های تازه‌ای درباره هویت مادری، پیوند عاطفی، مسئولیت اخلاقی و تعریف خانواده شکل بگیرد.

رئیس انجمن جامعه‌شناسی ایران تأکید کرد اگر قرار است رحم جایگزین در جامعه توسعه پیدا کند، نمی‌توان آن را تنها به قراردادهای خصوصی میان افراد واگذار کرد. در این راستا، «وجود قوانین شفاف، حمایت از زنان حامل، جلوگیری از بهره‌کشی اقتصادی، دسترسی برابر به خدمات درمانی و توجه به سلامت روان همه افراد درگیر، از الزامات این حوزه است.»

به گفته او، در جامعه باید میان سه ارزش بنیادین، یعنی آزادی انتخاب زنان، حق افراد برای تشکیل خانواده و جلوگیری از تبدیل بدن انسان به کالایی در بازار، تعادل برقرار شود.

احمدنیا در پایان، با تأکید بر تفاوت نگاه جامعه‌شناختی و پزشکی به ناباروری، گفت ارزش و هویت زنان نباید صرفاً در مادر شدن تعریف شود، بلکه باید در توانمندی‌ها، دستاوردهای فردی، مشارکت اجتماعی و نقش آنان در توسعه و تعالی جامعه نیز مورد توجه قرار گیرد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

مطالب مرتبط

مسئولیت با کیست؟

مسئولیت با کیست؟

شهرها در جست‌وجوی سایه

چالش جدید جهانی: تاب‌آوری در برابر گرما

شهرها در جست‌وجوی سایه

نقض حکم محکومیت ۱۱۹ میلیارد تومانی محیط‌زیست کهگیلویه و بویراحمد در پرونده یک واحد معدنی

نقض حکم محکومیت ۱۱۹ میلیارد تومانی محیط‌زیست کهگیلویه و بویراحمد در پرونده یک واحد معدنی

معافیت بوم‌گردی‌های البرز از هزینه پروانه ساختمانی

مشوقی برای توسعه گردشگری

معافیت بوم‌گردی‌های البرز از هزینه پروانه ساختمانی

پل طبیعت به مناسبت روز جهانی پیشگیری از غرق‌شدگی آبی می‌شود

پل طبیعت به مناسبت روز جهانی پیشگیری از غرق‌شدگی آبی می‌شود

رونق گردشگری و معیشت محلی در سایه بهبود شرایط دریاچه ارومیه

احیای دریاچه ارومیه و معیشت محلی

رونق گردشگری و معیشت محلی در سایه بهبود شرایط دریاچه ارومیه

دستگیری باند سازمان‌یافته شکار غیرمجاز حیات‌وحش در چهارمحال‌وبختیاری پس از درگیری مسلحانه

دستگیری باند شکار در سبزکوه

دستگیری باند سازمان‌یافته شکار غیرمجاز حیات‌وحش در چهارمحال‌وبختیاری پس از درگیری مسلحانه

اگر اسپانیــــا می‌باخت چه؟

اگر اسپانیــــا می‌باخت چه؟

معدن‌کاوی در «قزل‌قشلاق» زندگی را خشکاند

با وجود صدور دستور توقف از سوی دادستان تکاب در شهریور ۱۴۰۴، لودرهای معدن همچنان در حاشیه «قرمزتپه» و حریم زندان «برنجه» به کار خود ادامه می‌دهند

معدن‌کاوی در «قزل‌قشلاق» زندگی را خشکاند

دولت، مقروض به فروشندگان خرد

عرضه‌کنندگان اقلام کالابرگ از تأخیر در پرداخت مطالبات و کسری شدید نقدینگی خبر می‌دهند

دولت، مقروض به فروشندگان خرد