مروری بر رویدادهای محیط‌زیستی در سال ۱۴۰۴

سال بیم، امید و سوگ





سال بیم، امید و سوگ

۲۶ اسفند ۱۴۰۴، ۲۰:۰۲

تجربه دو جنگ که هنوز یکی از آنها به پایان نرسیده و چشم‌اندازی هم برای پایان آن نیست، آتش‌سوزی‌های گسترده در جنگل‌های شمال و زاگرس، شهادت سه محیطبان پارک ملی گلستان، شهادت چهار فعال محیط‌زیست در آتش‌سوزی‌های زاگرس، ممنوعیت ورود به مناطق برای کارشناسان حیات‌وحش، نرسیدن حقابه به تالاب‌ها، آلودگی هوا در بسیاری از استان‌ها، افشا شدن فیش حقوقی مدیران سازمان منابع.طبیعی و حمله به جنگلبانان توسط قاچاقچیان چوب تنها بخشی از اتفاقات حوزه محیط‌زیست و منابع‌طبیعی در سال ۱۴۰۴ بود. سالی که طبیعت ایران فشار بی‌سابقه‌ای را تحمل کرد و خسارت‌ها بیش از این می‌شد، اگر حافظانش دست از تلاش می‌کشیدند.

سال ۱۴۰۴ سالی پر از اتفاق در حوزه محیط‌زیست بود. تنها دو جنگ را در یک سال داشتیم که هنوز دومی به اتمام نرسیده است. در جنگ دوازده‌روزه در خرداد و تیر شاهد تخریب گسترده در برخی مناطق بودیم. پس از این جنگ سازمان حفاظت محیط‌زیست بیانیه‌ای درباره تبعات محیط‌زیستی آن صادر و نام استان‌های فارس، ایلام، کرمانشاه، اصفهان، خوزستان، همدان، لرستان، کهگیلویه‌وبویراحمد و گیلان را به‌عنوان استان‌هایی که به‌لحاظ محیط‌زیستی آسیب دیده‌اند، ذکر کرد؛ هر چند در این فهرست جای تهران خالی بود. در جنگ فعلی هنوز پیامدهای محیط‌زیستی مشخص نیست، اما براساس گفته‌های رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست تا ۲۲ اسفند حملات هوایی به ۱۲ ساختمان اداری و حفاظتی محیط‌زیست در ۹ استان کشور (استان‌های آذربایجان‌شرقی، آذربایجان‌غربی، اصفهان، تهران، البرز، کردستان، کرمانشاه، لرستان و مرکزی) خساراتی وارد کرده است. در این مدت همچنین تعدادی از خودروهای عملیاتی و حفاظتی محیطبانان نیز آسیب دیده‌اند. البته فراتر از مناطق در حوزه محیط‌زیست انسانی هم این جنگ تبعات گسترده‌ای دارد. یکی از آنها حمله به انبارهای نفت تهران بود که موجی از آلودگی‌های سمی را در شهر منتشر کرد و سلامت و زندگی ساکنان تهران را به خطر انداخت.

شهادت سه محیطبان
در اولین روزهای اردیبهشت محیطبان «کاظم (یاسر) مصدق» در درگیری با متخلفان به شهادت رسید. یک ماه بعد در منطقه حفاظت‌شده خاییز در خوزستان متخلفان کمین کردند و «هدایت‌الله دیده‌بان» محیطبان را به شهادت رساندند. هنوز جامعه محیط‌زیست سوگوار این دو محیطبان بود که در مردادماه خبر رسید «محمود شهمرادی» دیگر محیطبان پارک ملی گلستان هم در منطقه سولگرد به شهادت رسیده است. پرونده سال ۱۴۰۴ در حالی بسته می‌شود که هنوز پرونده دلایل کشته شدن محیطبانان به‌شهادت‌رسیده باز است. مسئولان برای جلوگیری از چنین فجایعی تنها بحث هوشمندسازی مناطق را مطرح کرده‌اند؛ راهکاری که کارشناسان آن را کافی نمی‌دانند. از سوی دیگر، شیفت‌بندی‌های انجام‌شده محیطبانان هم به خالی شدن بیشتر مناطق منجر شد و درنهایت احتمال آسیب به حفاظتگران حیات‌وحش را افزایش داد. قرق‌ها که قرار بود سپرهای دفاعی مناطق چهارگانه باشند، معطل مانده‌اند و درنهایت سازمان حفاظت محیط‌زیست اعلام کرد پروانه‌ای صادر نخواهد شد. در این شرایط اقتصادی و با تعداد اندک نیروی محیطبان، کارشناسان هشدار بارها هشدار داده‌اند همین اندک سرمایه طبیعی کشور نیز از دست می‌رود، مگر اینکه سازمان حفاظت محیط‌زیست برنامه‌ای مشخص و قابل‌اجرا برای حفاظت داشته باشد.

زاگرس سوخت، حافظانش هم
در این سال هم مشابه سال‌های گذشته عرصه‌های زاگرس طعمه حریق شد و متأسفانه چهار نفر نیز در این حریق.ها جان باختند. کشته شدن «حمید مرادی»، «چیاکو یوسفی‌نژاد»، «خبات امینی» در کردستان و «کاووس مرادی» در استان فارس موجی از اندوه را به‌همراه داشت. مسئولان دولتی برای مقابله با این فجایع هنوز برنامه مشخصی ندارند. حفاظت مشارکتی در زاگرس که بارها و بارها برای آن همایش برگزار شده و مسئولان درباره‌اش صحبت کرده‌اند، همچنان برای کارشناسان مبهم است. آنها بارها از این رویه انتقاد کرده و پرسیده‌اند بالاخره چه زمانی قرار است زاگرس و حفاظت از آن در اولویت قرار گیرد؟
فراتر از زاگرس حریق‌های دیگر را هم در این سال در عرصه‌های جنگلی داشتیم. پرسروصداترین آنها «الیت» در مازندران بود. حریق در این محدوده باعث واکنش‌های گسترده در شبکه‌های اجتماعی شد و فعالان محیط.زیست از سراسر ایران برای اطفای آن به چالوس رفتند. درنهایت آتش خاموش شد، اما انتقاد از دو سازمان محیط‌زیست و منابع.طبیعی برای کم‌کاری از مهار به‌موقع این آتش‌سوزی برجا ماند. اندکی پس از الیت در «ارسباران» هم شاهد آتش‌سوزی‌های متعدد بودیم که خوشبختانه آنها هم مهار شدند. در منطقه حفاظت‌شده «هماگ» در استان هرمزگان نیز شاهد آتش‌سوزی در سال ۱۴۰۴ بودیم که خوشبختانه در این منطقه محیط‌زیست و سایر ارگان‌ها به‌موقع پای کار آمدند و آتش را خاموش کردند.

سال سخت فعالان محیط.زیست
سال ۱۴۰۴ سال آسانی برای کارشناسان حیات‌وحش و حفاظتگران نبود. بسیاری از آنها با مسئله ممنوعیت در ورود به برخی مناطق مواجه شدند، هر چند برخی محدودیت از پیش پای برخی که سال قبل دچار مشکل شده بودند، برداشته شد. در این سال همچنان شاهد بودیم که کارشناسان آزادشده محیط‌زیست نتوانستند در مناطق فعالیت کنند. حتی «مهدی تیموری»، رئیس سابق پارک ملی گلستان، هم در این سال نتوانست عهده‌دار مسئولیت مدیریتی در یکی از مناطق باشد. به‌این‌ترتیب، با تمام امیدهایی که بسیاری برای حل مشکلات وجود داشت، در این سال بهبودها بسیار کمتر از انتظار بود و جامعه محیط‌زیست را راضی نکرد.

آلودگی هوا، از شمال تا جنوب
آلودگی هوای شمال از همان ماه‌های ابتدایی سال ۱۴۰۴ شروع شد و در پاییز به اوج خود رسید. در این سال همچنان خوزستان درگیر مسئله آلودگی هوا بود و مردم این استان ناچار بودند با مصائب آن دست‌وپنجه نرم کنند. درحالی‌که صنایع و پتروشیمی‌ها مدام از سبز بودن و رعایت ملاحظات محیط‌زیستی می‌گفتند، مردم در این استان هر روز می‌دیدند که کیفیت هوای شهرشان از مرز آلوده گذشته و ناچارند در همین شرایط زندگی کنند. این موضوع هم متأسفانه چندان مورد توجه بخش محیط‌زیست انسانی سازمان حفاظت محیط‌زیست قرار نگرفت.

خشکیدن تالاب‌ها
آب به «هامون» نرسید، «بختگان» اوضاعش بدتر شد، «ارومیه» به لطف باران زنده است، بسیاری از تالاب‌های کوچک خشکیدند، «صالحیه» بدون آب ماند و… . این وضعیت تالاب‌ها در سال ۱۴۰۴ است. «هورالعظیم» هم در این سال بارها آتش گرفت و در کنار صنایع و پتروشیمی‌ها باعث آلودگی بیشتر شهرهای خوزستان شد.

فیش‌های نجومی در مقابل زخمی‌شدن جنگلبانان و حافظان زاگرس
با دشوار شدن وضعیت اقتصادی، دست‌اندازی به جنگل‌ها در سال ۱۴۰۴ و در کنار آن درگیری بین جنگلبانان و متخلفان بیشتر شد. در یکی از درگیری‌ها «فضل‌الله اسماعیلی»، جنگلبان شمالی، زخمی شد. در حادثه‌ای دیگر در روستای کوپیچ سفلی «آراس سلامی» و «محمد سلامی» زخمی شدند. در کنار این اخبار، در شبکه‌های مجازی فیش حقوقی مدیران سازمان منابع‌طبیعی منتشر شد که نشان می‌داد برخی مدیران آن حقوق‌های نجومی دریافت می‌کنند؛ موضوعی که انتقاد گسترده‌ای در بین جنگلبانان و جامعه محیط‌زیست شکل داد.

خرس پردیسان، پادزهر سیه مار، اجل معلق
گم شدن توله‌خرس پردیسان هم در سال ۱۴۰۴ نظر بسیاری را به خود جلب کرد و پوشش گسترده‌ای در رسانه‌ها داشت. این درحالی‌است که خبر تولید پادزهر برای سیه مار در سیستان‌و‌بلوچستان که هر ساله باعث مرگ برخی ساکنان در سیستان‌وبلوچستان و هرمزگان می‌شد، عملاً بدون واکنش ماند. موضوع دیگری که در این سال داشتیم، استقاده از یک «مار» در سریال تلویزیونی «اجل معلق» بود. این موضوع گرچه مسئله جدیدی نیست، اما نشان می‌دهد همچنان دستورالعمل شفافی برای بهره‌گیری و حضور حیات‌وحش در فیلم و سریال‌های ایرانی وجود ندارد.

خرس و خرما، گوزن زرد
در کنار اخبار ناراحت‌کننده در این سال ما شاهد رویدادهای برای حفاظت از یک گونه هم بودیم، نمونه‌اش «خرس و خرما» که با استقبال گسترده‌ای مواجه شد. به‌علاوه، رویدادی هم درباره گوزن زرد داشتیم که این برنامه چندروزه هم مخاطبان زیادی را به خود جذب کرد. این رویدادها نشان می‌دادند برای جامعه‌ای که درگیر مسائل مختلف اقتصادی است، همچنان حفاظت از گونه‌ها اهمیت دارد.

جوایز جهانی
در سال ۱۴۰۴ ایران دو جایزه جهانی از طرف اتحادیه جهانی حفاظت دریافت کرد. اولین آنها درباره محیطبانان بود و دومین مورد به روایت موفق برتر اختصاص داشت که داستان حفاظت در پارک ملی گلستان برنده آن شد. این جوایز گرچه ارزشمندند، اما تکرار نشدن تجربه پارک ملی گلستان و سرنوشت رئیس آن نشان می‌دهد دست ما برای روایت‌های برتر در سال‌های آتی بسیار خالی است.

مرگ جین گودال
خبر درگذشت «جین گودال» در ایران بسیار مورد توجه قرار گرفت. بسیاری از حفاظتگران به آن توجه نشان دادند و درباره او نوشتند. آنچه در این نوشته‌ها مورد توجه بود، به مسئله امید برمی‌گشت و امیدواری جین گودال به آینده بهتر. «امید» کلمه‌ای است که این روزها بیش از هر روز دیگر به آن نیاز داریم، در میانه جنگ و بمباران. البته جدا از جین گودال در این سال ما محیطبانانی را هم به‌واسطه بیماری یا کهولت سن از دست دادیم، «عمو نصیر عزیزخانی»، محیطبان پیشکسوت پارک ملی گلستان، یکی از آنها بود.

سال بیم و امید
سال ۱۴۰۴ به پایان خود نزدیک می‌شود؛ سالی پر از اتفاقات و حوادث در حوزه محیط‌زیست؛ سال جنگ، سال امید، سال بیم، سال اضطراب، سال ناامیدی، سال سوگ، سال خوشی‌های مقطعی. پرونده این سال را در حالی می‌بندیم که در حین نگارش این گزارش گاه صدای پدافند به گوش می‌رسد، گاه صدای انفجار و هم‌زمان صدای خانه‌تکانی همسایه بالایی و کشیده شدن مبل‌ها بر سقف خانه. می‌دانیم درنهایت زندگی برنده است؛ حتی اگر ما قربانی این جنگ باشیم یا قربانی آلودگی یا چیز دیگر. می‌دانیم یک وظیفه داریم و آن حفاظت از ایران و طبیعت آن است. می‌دانیم روزگار بهتری برای این سرزمین خواهد رسید. ما همه اینها را می‌دانیم و در هجوم این‌همه ترس‌های شبانگاهی که خواب را از ما می‌گیرد، به فرداها فکر می‌کنیم و به اینکه چه کنیم تا ایران و زیستمندانش آینده بهتری داشته باشند. دوستی در ابتدای یادداشت خود نقل قولی از «محمدعلی فروغی (ذکاءالملک)» آورده بود: «هر گاه احساس کردم وظیفه‌ام سنگین‌تر از توانم است، به یاد آوردم که خدمت به ایران، نه انتخاب من، بلکه سرنوشتی است که تاریخ به دوشم نهاده است.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *