راه پر فرازونشیب ثبت آثار تاریخی ایران در فهرست جهانی یونسکو چگونه طی شد؟

شکوه بی‌مرز

از تخت‌جمشید و چغازنبیل تا غارهای پیشاتاریخ خرم‌آباد





شکوه بی‌مرز

۸ اسفند ۱۴۰۴، ۱۶:۳۳

|پیام ما| بعد از تجربه موفق مشارکت جهانی برای نجات معبد باستانی مصر در جریان ساخت سد بلند اسوان؛ که به بزرگترین نجات باستان‌شناسی جهان مشهور شد؛ یونسکو در سال ۱۹۷۲ کنوانسیون حفاظت از میراث جهانی را در هفدهمین نشست خود در پاریس تصویب کرد. کنوانسیونی که تا امروز بالغ‌بر ۱۹۰ کشور به آن متعهد شده‌اند و خود را ملزم به حفاظت از میراث جهانی می‌دانند. ایران جزو اولین کشورهایی بود که به این کنوانسیون پیوست؛ در روز هفتم اسفند ۱۳۵۳(در ۲۶ فوریه ۱۹۷۵). کنوانسیونی که چند سال بعد کمیته‌ای برای ثبت آثار تاریخی کشورها در فهرستی جهانی با نام کمیته میراث جهانی تشکیل داد که نخستین رئیس آن «فیروز باقرزاده» بود. این کمیته در نشست سالانه خود، به بررسی پرونده‌های مربوط به آثار تاریخی کشورها می‌پردازد و با رأی اعضا با ثبت این آثار در فهرست جهانی موافقت یا مخالفت می‌کند. نزدیک به یک سال از انقلاب ۵۷ گذشته بود و ایران هنوز درگیر التهاب بود که «شهریار عدل»، باستان‌شناس جوان ایرانی، راهی مصر شد. قرار بود این مأموریت به «فیروز باقرزاده» که تا پیش از سال ۵۷ رئیس کمیته میراث جهانی یونسکو بود، سپرده شود؛ اما اقداماتی غرض‌ورزانه از سوی برخی افراد، باعث شد شهریار عدل به‌تنهایی این مأموریت را انجام دهد. او چهارم آبان ۱۳۵۸ به قاهره رفت و در سومین نشست کمیته میراث جهانی یونسکو حاضر شد. دستاورد او از این سفر در آن روزها که میراث‌فرهنگی آخرین چیزی بود که مسئولان و مردم به آن فکر می‌کردند، ثبت سه اثر شاخص ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو بود. «چغازنبیل»، «نقش‌جهان» و «تخت‌جمشید»؛ در آن سال جهانی شدند و بعد‌ازآن، با شروع جنگ، این روند تا سال‌ها متوقف ماند.

پس از انقلاب مصر در سال ۱۹۵۲، دولت «جمال عبدالناصر» پروژه‌ای را آغاز کرد که قرار بود چهره اقتصاد کشور را تغییر دهد: ساخت سد بلند اسوان، موضوعی که خیلی زود تبدیل به نبردی میان توسعه مدرن و حافظه فرهنگی شد. با آبگیری سد، بخش بزرگی از منطقه «نوبه» زیر آب می‌رفت؛ نوبه منطقه‌ای باستانی در شمال‌شرق آفریقا و در امتداد رود نیل است که بخش‌هایی از جنوب مصر و شمال سودان را شامل می‌شود. با ساخت و آبگیری سد، بیش از صد هزار نفر مجبور به کوچ می‌شدند و ده‌ها معبد باستانی، از جمله مجموعه باشکوه «ابوسیمبل»، در معرض نابودی قرار می‌گرفتند.

با پیشروی پروژه سد و در پی درخواست دوستداران میراث‌فرهنگی مصر و سودان «ویتورینو ورونزه»، مدیرکل وقت یونسکو، کمپین بین‌المللی نجات آثار نوبه را تشکیل و در مورد تهدید سد هشدار داد و اعلام کرد این تهدید «بحرانی برای تمام بشریت» است. اولین بار بود که یک نهاد بین‌المللی، حفاظت از یک اثر تاریخی را مسئله‌ای جهانی می‌دانست. فراخوان یونسکو نتیجه داد. بیش از ۵۰ کشور در کمپین شرکت کردند. دولت‌ها بودجه و تجهیزات فرستادند، رسانه‌ها اطلاع‌رسانی کردند و حتی در مدارس برای نجات معابد، سکه جمع‌آوری شد. هزینه نهایی پروژه حدود ۸۰ میلیون دلار برآورد شد که نزدیک به نیمی از آن از سوی جامعه جهانی تأمین شد. ۲۲ اثر تاریخی باید جابه‌جا می‌شد، اما بزرگ‌ترین چالش، معبد عظیم ابوسمبل (Abu Simbel) بود؛ بنایی که سه هزار سال پیش با یک مختصات خاص هندسی و نجومی در دل کوه تراشیده شده بود.

طرح‌های مختلفی بررسی شد راه‌حل نهایی آسان نبود: معابد باید به بلوک‌هایی قابل‌حمل تقسیم و به ارتفاعی بالاتر منتقل و در دل کوهی مصنوعی با همان شمایل صخره اصلی بازسازی می‌شدند. در سال ۱۹۶۳، عملیات آغاز شد و پنج سال بعد در فوریه ۱۹۶۸، عملیات نجات به پایان رسید و ابوسمبل حفظ شد.

کمپین نجات نوبه نشان داد میراث‌فرهنگی می‌تواند فراتر از مرزهای ملی معنا پیدا کند. اگر ۵۰ کشور برای جابه‌جایی یک معبد در مصر هزینه می‌کنند، یعنی مفهوم «میراث مشترک بشریت» در حال شکل‌گیری است. همین تجربه، یونسکو را به‌سمت تدوین چارچوبی حقوقی برای حفاظت بین‌المللی سوق داد. همین شد که در ۱۶ نوامبر ۱۹۷۲، کنوانسیون حفاظت از میراث‌فرهنگی و طبیعی جهان در پاریس تصویب شد؛ سندی که برای نخستین بار حفاظت از آثار دارای «ارزش جهانی برجسته» را به تعهدی رسمی و بین‌المللی تبدیل کرد.


فراز و فرودهای ثبت جهانی

۲۵ آبان ۱۳۵۱ (۱۶ نوامبر ۱۹۷۱) یونسکو کنوانسیون حفاظت از میراث جهانی در هفدهمین نشست خود در پاریس تصویب کرد. ایران سه سال بعد به این کنوانسیون پیوست و نقش پررنگی در اداره کمیته متشکل ذیل این کنوانسیون داشت و «فیروز باقرزاده» اولین رئیس کمیته میراث جهانی بود.

روایت ثبت آثار تاریخی ایران در فهرست میراث جهانی، تنها یک اقدام افتخارآمیز برای معرفی این آثار نیست؛ مسئولیتی است که نسلی از مدیران و باستان‌شناسانی که این اقدام را پایه‌گذاری و پیگیری کردند، خوب با آن آشنا بودند. فیروز باقرزاده در سال‌های پیش از انقلاب ریاست مرکز باستان‌شناسی ایران را برعهده داشت و پرونده‌های ثبت اولین آثار تاریخی ایران را تهیه کرد. اما حوادث ۵۷ همه‌چیز را به محاق برد. کسی در آن روزها به میراث‌فرهنگی فکر نمی‌کرد. در بهار ۱۳۵۸ «پرویز ورجاوند»، قائم‌مقام وزیر فرهنگ و هنر، به باقرزاده و چند باستان‌شناس دیگر پیشنهاد داد موضوع کنوانسیون حفاظت از میراث یونسکو را که ایران سال‌ها قبل به آن متعهد شده بود، پیگیری کنند و اقدامات مربوط به ثبت آثار را انجام دهند. اما فضای سیاسی آن سال‌ها کار را دشوار کرد. نشست سالانه یونسکو قرار بود آبان‌ماه در مصر برگزار شود؛ مصری که به‌زعم انقلابیون مقر ساواک شده بود و روابط ایران و مصر رو به تاریکی می‌گذاشت. فیروز باقرزاده و «محمدباقر آیت‌الله‌زاده شیرازی» به‌دلیل فشارها و برچسب‌هایی که به آنها زده شد، از سفر به مصر بازماندند.

مرحوم «شهریار عدل» در گفت‌وگویی درباره این اتفاق گفته است: «اوایل انقلاب مهم‌ترین کار در زمینه میراث‌فرهنگی ثبت تخت‌جمشید و چغازنبیل و مجموعه نقش‌جهان اصفهان در فهرست میراث جهانی بود. البته از نظر اداری، کارهای این ثبت و تدوین پرونده قبل از انقلاب انجام شده بود. پرونده‌ها زمانی که آقای باقرزاده رئیس باستان‌شناسی بودند، آماده شده بود. بعد از انقلاب قرار بود دکتر باقرزاده و مهندس شیرازی و من پرونده‌ها را برای ثبت به اجلاس یونسکو که آن سال در مصر برگزار می‌شد، ببریم. متأسفانه بعضی از بدخواهان نامه‌ای نوشتند که در آن آقای باقرزاده را عامل سازمان امنیت معرفی کردند؛ که البته چون بعضی مسئولان دولت موقت ما را می‌شناختند و می‌دانستند ما این‌کاره نیستیم، تلاش نویسندگان نامه به جایی نرسید. اما درنهایت شرایط طوری پیش رفت که ویزا برای آقای باقرزاده و شیرازی صادر نشد و فقط من توانستم ویزا بگیرم و بروم و این آثار را ثبت کنم.»

با شروع جنگ ایران و عراق، روند ثبت آثار در فهرست یونسکو متوقف شد و ماند. کسی پیگیر مسئله ثبت نبود. در جریان جنگ ایران و عراق و با حمله عراق به شهر تاریخی اصفهان که یک اثر جهانی ایران در آن قرار داشت، یونسکو واکنش نشان داد. نماینده یونسکو برای بررسی وضعیت و تهیه گزارش به ایران آمد. عراق با راکت‌هایش مسجد عتیق اصفهان را هدف قرار داده بود. در خوزستان و در نزدیکی چغازنبیل هم آثار بسیاری تخریب شده بود. همان روزها بود که سازمان میراث‌فرهنگی شکل گرفت. اما هنوز پرونده ثبتی برای میراث جهانی ایران آماده نشده بود؛ تا سال ۲۰۰۳ که تخت‌سلیمان توانست چهارمین اثر ایران در فهرست جهانی باشد.

 پنجمین اثر جهانی ایران اما پس از یک حادثه تلخ در فهرست یونسکو ثبت شد. بعد از آنکه زمین در صبح پنجم دی ۱۳۸۲ در آن ۱۲ ثانیه مرگبار بر خود لرزید، از شهر و ارگ بم تلی خاک باقی ماند. همین شد که چند ماه در تیرماه ۱۳۸۳ یونسکو منظر فرهنگی و ارگ بم را به‌عنوان میراث در خطر در فهرست جهانی ثبت کرد. ثبت جهانی بم، بعد از آن حادثه مرگبار که جهان را متأثر کرده بود، توانست متخصصان بسیاری را در حوزه باستان‌شناسی و مرمت راهی ایران کند. همکاری با دانشگاه‌های مختلف در سال‌های ابتدایی بازسازی ارگ بم را به پروژه‌ای موفق تبدیل کرد. شهریار عدل در تمام این مدت در چادری در کنار این مجموعه به پژوهش مشغول بود و پرونده ثبت ارگ را هم او تدوین کرده بود.

بعد از آن، ثبت در فهرست جهانی دیگر تبدیل به یک رویه شد. ایران هر سال یک اثر را به فهرست اضافه می‌کرد. از پاسارگاد تا سلطانیه و از بیستون تا دیرهای ارامنه در آذربایجان. حالا ایران توانسته ۲۹ پرونده را با موفقیت در فهرست جهانی یونسکو به ثبت برساند که جز آثار نامبرده، شامل سازه‌های آبی شوشتر، بازار تاریخی تبریز، آرامگاه شیخ صفی‌الدین اردبیلی، باغ ایرانی، مسجدجامع اصفهان، برج گنبد قابوس، کاخ گلستان، شهر سوخته، منظر فرهنگی میمند، شوش، قنات ایرانی، شهر تاریخی یزد، منظر باستان‌شناسی ساسانی منطقه فارس، راه‌آهن سراسری، منظر فرهنگی هورامان، کاروانسرای ایرانی، هگمتانه و محوطه‌های پیشاتاریخی دره خرم‌آباد است. علاوه‌بر این آثار تاریخی و باستانی، ایران دو اثر طبیعی را هم در این فهرست جهانی ثبت کرده است که شامل بیابان لوت و جنگل‌های هیرکانی است.

بعد از آنکه یونسکو به اعمال محدودیت‌هایی برای ثبت و سهمیه‌بندی در این موضوع رو آورد، پرونده‌های زنجیره‌ای، سیاستی بود که ایران برای ثبت آثار تاریخی در فهرست یونسکو در پیش گرفت: باغ ایرانی، قنات ایرانی، کاروانسرای ایرانی و چشم‌انداز باستان‌شناسی فارس از جمله این پرونده‌ها بودند. هرچند پرونده‌های زنجیره‌ای اقدامی هوشمندانه برای کشوری بود که آثار تاریخی متعددی در گستره پهناورش دارد، اما مسئله مدیریت این آثار در تمام سال‌هایی که از ثبت آنها می‌گذرد، چالشی حل‌ناشدنی و مداوم بوده و هنوز تدبیری برای آن اندیشیده نشده است. بسیاری از این آثار جهانی حتی حریم مصوب ندارند و همچنان در معرض تهدیدات مختلف‌اند.


افتخاری پرمسئولیت

راهی که با ثبت چغازنبیل، تخت‌جمشید و میدان نقش‌جهان آغاز شد، امروز به فهرستی رسیده که ۲۹ اثر فرهنگی و طبیعی ایران را در بر می‌گیرد؛ این مسیر، از التهاب سال‌های نخست انقلاب و توقف دوران جنگ گذر کرد و دوباره به روزهای جنگ رسید. با تمام فراز و نشیب‌هایش و با تمام نقدهایی که به بخش‌های مختلف آن از نگاه کارشناسان وارد است، راهی پرافتخار و درعین‌حال پرمسئولیت است. ثبت جهانی هر اثر برای ایران بی‌تردید یک افتخار ملی و تأییدی است بر غنای تاریخی سرزمینی که لایه‌های متعددی از تمدن را در خود جای داده است. اما این عنوان، صرفاً یک لوح یا امتیاز یا بلند شدن فهرست نیست. هر اثر ثبت‌شده، تعهدی حقوقی و بین‌المللی به‌همراه دارد: حفاظت از اصالت، تعیین حریم، مدیریت پایدار، جلوگیری از تخریب‌ توسط پروژه‌های توسعه‌ای و عمرانی و پاسداری از میراثی است که «ارزش برجسته جهانی» دارد.

تجربه‌هایی مانند ثبت «بم» پس از زلزله یا واکنش یونسکو به آسیب‌های جنگ یا واکنش گسترده‌ای که با ساخت برج جهان‌نما در حریم منظری میدان نقش‌جهان شکل گرفت و ورود یونسکو به این موضوع و توقف پروژه، نشان داد که این سازوکار جهانی می‌تواند در بزنگاه‌ها پشتوانه‌ای مؤثر در موضوع حفاظت و نجات باشد. اما درعین‌حال، چالش مدیریت، کمبود بودجه، نبود حریم مصوب برای برخی آثار و فشار توسعه شهری، واقعیتی است که بسیاری از این آثار با آن روبه‌رو هستند. آخرین مورد آن تجاوز به حریم مجموعه جهانی گلستان در پایتخت بود که فعلاً متوقف مانده است، اما کسی نمی‌داند چه سرنوشتی خواهد داشت.

ثبت یک اثر در فهرست میراث جهانی آغاز مسئولیتی است که باید هر روز و در هر تصمیم عمرانی، اقتصادی و سیاسی یادآوری شود. کنوانسیون ۱۹۷۲ از کشورها می‌خواهد حافظی شایسته برای سرمایه‌های مشترک بشری باشند. سرمایه‌ای که اگر آسیب ببیند، نه‌تنها یک ملت، بلکه بخشی از حافظه جهان آسیب خواهد دید.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

گنج‌یابی در سایه جنگ

گنج‌یابی در سایه جنگ