روز جهانی آموزش و چراغ‌های خاموش اینترنت





روز جهانی آموزش و چراغ‌های خاموش اینترنت

۷ بهمن ۱۴۰۴، ۱۸:۴۱

 آموزش در معنای بنیادین خود صرفاً انتقال دانش یا پر کردن ساعات رسمی مدرسه نیست؛ بلکه فرایندی پایدار و اجتماعی است که هدف آن پرورش توان اندیشیدن، یادگیری مداوم، مسئولیت‌پذیری و مشارکت فعال در زندگی جمعی است. آموزش زمانی معنا پیدا می‌کند که با برنامه‌ریزی‌های هدفمند، دسترسی برابر  و امکان حضور و مشارکت واقعی دانش‌آموزان و معلمان را فراهم کند. در غیاب این مؤلفه‌ها، حتی اگر آموزش به‌ظاهر ادامه داشته باشد، کارکرد اصلی خود را از دست می‌دهد و به تجربه‌ای حداقلی، ناپایدار و بی‌اثر تقلیل می‌یابد.

«روز جهانی آموزش» (مصادف با ۲۴ ژانویه و برابر با چهارم بهمن) بزرگداشت این باور است که هیچ تغییری بدون آگاهی پایدار نمی‌ماند، هیچ آینده‌ای بدون یادگیری ساخته نمی‌شود و هیچ صلحی بدون پرورش اندیشه‌های آزاد و مسئول شکل نمی‌گیرد؛ باور به اینکه آموزش نیرویی زنده است که انسان را به خویشتن، به دیگری و به جهانی انسانی‌تر پیوند می‌دهد. روز جهانی آموزش، بزرگداشت راهی است که آموزش برای آگاهی، تحول، توسعه و صلح پیش روی انسان می‌گشاید.

در این روزها، هم‌زمان با گرامیداشت «روز جهانی آموزش» و برنامه‌ریزی کشورها برای شعار امسال با محوریت «قدرت جوانان در آموزش مشارکتی»، در ایران نهاد رسمی آموزش همچنان در کش‌وقوس تعطیلی‌های پرشمار، آموزش‌های آنلاین ناپایدار و قطع ‌و ‌وصل‌های مداوم دست‌وپا می‌زند؛ شرایطی که نه‌تنها فرصت مشارکت معنادار را از دانش‌آموزان می‌گیرد، بلکه آموزش را از نقش اصلی خود در پرورش آگاهی، خلاقیت و مسئولیت‌پذیری اجتماعی دور می‌کند.

شاید روز جهانی آموزش، بیش از هر چیز، زمانی برای یک بازاندیشی صادقانه باشد؛ آیا سیاستگذاران، آموزش را صرفاً به‌عنوان برنامه‌ای سیاسی می‌بینند یا واقعاً باور دارند آموزش حق هر کودک، سرمایه‌ای برای آینده‌ای مشترک و نیرویی زنده برای تغییر اجتماعی است؟

ماه دی با کمترین روزهای حضور دانش‌آموزان، رکورد جدیدی در تعطیلی مدارس ثبت کرد و روند تعطیلی در ماه بهمن نیز ادامه یافته است. استاندارد ساعات آموزشی برای مقطع ابتدایی در جهان بین ۹۰۰ تا هزار ساعت است و در ایران این ساعات آموزشی کمتر از ۶۰۰ ساعت تخمین زده شده است و با توجه به بحران‌هایی که یکی بعد از دیگری از راه می‌رسند و تعطیلی‌های پیش‌بینی‌نشده در طول سال تحصیلی این عدد از ۶۰۰ ساعت هم پایین‌تر می‌رود. اما مسئولان حوزه‌ آموزش در روزهای قطع  اینترنت با صدای رسا می‌گویند آموزش تعطیل نشده، بلکه آنلاین شده است! بنابر گفته‌های نماینده مجلس، «از ۱۶ میلیون دانش‌آموز شاید به زحمت دو سه میلیون نفر بتوانند به‌خوبی از سیستم شبکه شاد بهره ببرند. یکی از عمده دلایل این نقص این است که ما زیرساخت‌های سخت‌افزاری سرور‌ها را نداریم» اینجاست که باید از آموزش‌وپرورش پرسید عدالت آموزشی کجاست؟ چه کردید و چه می‌خواهید بکنید؟ آیا این اینترنت بی‌نفس قرار است به آموزش ازنفس‌افتاده جان ببخشد؟ و ما چگونه با این وضع انتظار آموزش باکیفیت را داریم؟ چرا انتظار داریم این آموزش به یادگیری و تغییر منجر شود؟ امروز آموزش عمومی بیش از آنکه حاصل برنامه‌ریزی بلندمدت باشد، نتیجه‌ تصمیم‌های کوتاه‌مدت و واکنش‌های فوری به بحران‌هاست. تعطیلی‌های مکرر، آموزش آنلاین ناپایدار، زیرساخت‌های ناقص و اصرار بر یادگیری با روش‌های حافظه‌محور و بی‌توجهی به شیوه‌های نوین و مشارکتی آموزش نشان می‌دهد سال‌ها سرمایه‌گذاری هدفمند و برنامه‌ریزی مدون در آموزش انجام نشده است. آموزش که قرار بود موتور آگاهی، عدالت و توسعه باشد، به برنامه‌ای حداقلی و فرسوده بدل شده است؛ جایی که کیفیت، مشارکت و یادگیری واقعی قربانی کم‌توجهی و مدیریت روزمره می‌شود.

عادت به بحران‌ها و راه‌حل‌های مقطعی، نادیده گرفتن صدای کارشناسان، دانش‌آموزان و معلمان و تلاش برای پوشش ضعف‌ها با شعارهایی مانند «آموزش تعطیل‌ نشده، آنلاین‌ شده» تنها وضعیت را پیچیده‌تر کرده و آنچه ما شاهدش هستیم، این است که آموزش عمومی بی‌رمق و بی‌جان روزها را سپری می‌کند.

در گیرودار بحران‌های ریز و درشت کشور، روز جهانی آموزش یک هشدار برای مسئولان و سیاستگذاران است. هشدار به بازگرداندن آموزش به جایگاه یک حق عمومی، تضمین دسترسی برابر و ساختن نظامی که به‌جای عادت به تعطیلی، بر پایداری، کیفیت و مشارکت تکیه کند. بی‌توجهی به وضعیت وخیم آموزش، به‌معنای چشم‌پوشی از آینده‌ای است که هر روز، آرام و بی‌صدا، در هاله‌ای از تاریکی فرو می‌رود.

راهکارها روشن‌اند؛ برنامه‌ریزی آموزشی، به‌ویژه در شرایط بحرانی، امری صرفاً اداری یا سیاسی نیست، بلکه نیازمند بهره‌گیری از دانش میان‌رشته‌ای متخصصان آموزش، روان‌شناسی تربیتی، برنامه‌ریزی درسی، فناوری آموزشی و مدیریت بحران است.

با توجه به شرایط وخیم و انباشته‌شدن بحران‌ها، این برنامه‌ریزی نمی‌تواند فرایندی بلندمدت و فرسایشی داشته باشد، بلکه باید به‌صورت فوری، اضطراری و اورژانسی طراحی و اجرا شود؛ برنامه‌ای که برپایه شواهد علمی، تجربه‌های موفق جهانی و شناخت دقیق از واقعیت‌های اجتماعی و آموزشی کشور شکل گرفته باشد. نادیده گرفتن دانش کارشناسان کارآزموده در چنین شرایطی، به‌معنای تداوم تصمیم‌های آزمون‌وخطا و تعمیق بحران آموزشی است.

در کنار این ضرورت، تقویت زیرساخت‌های سخت‌افزاری و نرم‌افزاری شبکه‌های آموزشی و تضمین دسترسی همگانی به اینترنت باکیفیت، بازگشت به آموزش حضوری پایدار و ایمن برای همه دانش‌آموزان، مشارکت فعال معلمان، دانش‌آموزان و خانواده‌ها در تصمیم‌گیری‌های آموزشی و نظارت دقیق بر تحقق عدالت آموزشی و جلوگیری از تعمیق شکاف‌های منطقه‌ای، اجتماعی و اقتصادی، مجموعه اقداماتی است که بدون آنها نمی‌توان از آموزش باکیفیت، یادگیری مؤثر و آینده‌ای روشن سخن گفت.

 

اینها فقط توصیه نیست؛ یک مطالبه همگانی غیر قابل چشم‌پوشی است. مطالعات یونسکو نشان می‌دهد هر سال محرومیت از آموزش مؤثر، نه‌تنها فرصت‌های فردی را از بین می‌برد، بلکه هزینه‌های بلندمدت سنگینی به دولت‌ها و جامعه تحمیل می‌کند؛ هزینه‌هایی که جبران آنها به‌مراتب دشوارتر از سرمایه‌گذاری پیشگیرانه در آموزش است. در چنین شرایطی، مطالبه روشن است؛ آموزش را نمی‌توان معلق، حداقلی یا نمایشی اداره کرد. تا زمانی که این کاستی‌ها جبران نشود، نه می‌توان انتظار آموزش باکیفیت داشت، نه امیدی به توسعه و تحول بست و نه به آینده‌ای روشن برای ایران دل خوش کرد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق