طرحی برای بازگشایی دبیرخانه‌ نوروز





طرحی برای بازگشایی دبیرخانه‌ نوروز

۵ دی ۱۴۰۴، ۱۷:۵۷

همان‌طورکه آگاه هستید کشورهای منطقه (بخشِ آسیاییِ آنچه به نادرستی خاورمیانه می‌نامیم، در کنار کشورهای منطقه‌های قفقاز، آسیای میانه و شمال شبه‌قاره‌ هند که شامل پاکستان هم می‌شود و نیز کشور افغانستان) از تاریخ و فرهنگ طولانی مشترکی برخوردارند؛ تا جایی که برای بخش قابل‌توجهی از تاریخ تمدن بشری (برای بیش از یک هزاره) یک کشور، با حدّ و مرزهای مشخص که بارها در اسطوره و ادب نشانه‌گذاری و در روابط بین‌الملل بر آن تأکید شده و نیز فرمانروایی‌ای یگانه، دانسته می‌شدند.

 

باز همان‌طورکه می‌دانید زندگی مشترک و همراهی مردمان در فراز و فرودهای تاریخ به ساخت فرهنگ مشترک خواهد انجامید که در تعاملات انسانی امری دیریاب، ارزشمند، هویت‌ساز و اوج اعتلای زیست بشری است؛ به‌ویژه اگر این فرهنگ صلح‌جو و به فکر نفع دیگری در کنار سود خویش (بازرگان)، مهربان، پذیرای ویژگی‌های خوب دیگران و آبادگر باشد.

بخشی بزرگ از ارزشمندی این فرهنگ به مشترک بودن آن میان مردمان مختلف، با دین‌ها و مذهب‌ها، زبان‌ها و گویش‌ها و نیز تیره‌ها و تبارهای گوناگون است و اصولاً این کنار هم قرار گرفتن مردمان مختلف است که سبب چنان تعامل و مدارایی می‌شود. 

اکنون مدتی است شوربختانه بخشی از این فرهنگ مشترک، که میراث ناملموس باشد، در اثر رقابت‌های ثبت جهانی، که شوربختانه کشور مادر و وارث این فرهنگ، یعنی ایران نیز ناآگاهانه به آن دامن می‌زند، در حال خُرد شدن و بدل شدن به چیزی خلاف ذات هم‌بسته‌ساز خودش است.

این میراث اگر در شکل سبک‌های محلی یا شخصیت‌های بزرگ دوران‌ساز، همچون ارثیه‌ای که میان فرزندان پخش می‌شود، پراکنده شود، نه‌تنها کسی سود نخواهد برد بلکه از رقابت برآمده از آن و ایجاد خرده‌هویت‌های رقیب همه‌ مردمان این سرزمین‌ها آسیب خواهند دید. چراکه فرهنگ مشترک، مانند زیست‌بوم، قابل‌تجزیه نیست (نتیجه‌ نگاه‌های محلی به زیست‌بوم را در کل منطقه شاهد هستیم)؛ وگرنه بی‌معنی خواهد شد همچنان که اگر یک کاسه‌ تاریخی ارزشمند را بشکنیم و هر قطعه‌اش را به کسی بدهیم، آن خرده‌ها هیچ‌گاه ارزشی درخور نخواهند داشت.

ادامه یافتن این روند، به تقویت هویت‌های کوچکی منجر می‌شد که تصویری یکپارچه از یگانگی تاریخ و فرهنگ مردمان منطقه ندارند (چه در قالب ایران‌شهر، که یگانگی باستانی این مردمان را رقم می‌زند و آثار تاریخی‌اش در جای‌جای این گستره در دسترس است، و چه فرهنگ اسلامی، که یگانگی دوران میانه از تاریخ این سرزمین‌ها را در بر می‌گیرد)، همدیگر را همچون موردهای بسیاری از جنگ‌های منطقه‌ای (مانند مورد جمهوری آذربایجان-ارمنستان، یا جنگ‌های مذهبی) دشمن خواهند دید (شاید در اوایل کار رقیب ببینند، اما ادامه‌ روند و آموزش دیدن نسل‌های بعدی با چنین نگاه‌هایی درنهایت کار را، دیر یا زود، به دشمنی خواهد کشاند)؛ تا آنکه در برابر گسترش فرهنگ اروپایی، که همیشه در اندیشه‌ تسلط بر جهان و به‌ویژه این منطقه بود و اکنون زیر نام «جهانی‌سازی» در حال رسیدن به آن رؤیاست، به‌راحتی تمدن ارزشمند برآمده از تجربه‌ زیسته‌ کهن‌ترین شهروندان جهان را واگذار خواهند کرد؛ تمدنی که ما را به آن فرهنگ مشترک مداراجو و صلح‌خواه و آبادگر رسانده بود.

به‌باور ما، یک کار اصولی و مهم که در راستای حفظ این فرهنگ مشترک که از دست دادنش ممکن است ما را به زوال تمدنی بکشاند، می‌توان انجام داد تلاش برای گفت‌وگو کردن و هماهنگی با نهادهای مرتبط با ثبت جهانی در کشورهای این منطقه درباره یکپارچگی میراث ناملموس است. 

ازآنجاکه برخی از کشورهای نوپدید منطقه، به‌دلیل تلاش برای هویت‌سازی، ممکن است با نام کهن دوران یکپارچگی این منطقه، یعنی کشور ایران که به جهت اشتباه نشدن با ایران سیاسی کنونی آن را ایران‌زمین می‌نامیم، مخالفت داشته باشند، بهره بردن از نام مهم‌ترین میراث ناملموس مشترک، یعنی نوروز را که آشکارا نام و تاریخش، برخلاف تمام تلاش‌هایی که برای فروکاستن آن به میراثی قومیتی بر دست جریان‌های هویت‌ساز شده است، آینه تمام‌نمای نام اصلی است برای دبیرخانه‌ مورد اشاره مناسب می‌دانیم.

شوربختانه شنیده‌ایم دبیرخانه‌ نوروز، که در پی ثبت جهانی نوروز شکل گرفته بود، مدت‌هاست با نادانی کامل در آن وزارتخانه تعطیل شده است. ازاین‌رو، پیشنهاد می‌کنیم که آن دبیرخانه دوباره فعال شود تا ضمن از سرگیری فعالیت‌های گذشته و پیگیری پژوهش بر روی انبوه خرده‌فرهنگ‌های نوروزی یا رسوم وابسته به آن، بخشی مدیریتی از آن پیگیر رابطه با نهادهای مرتبط با ثبت جهانی در کشورهای منطقه شود. این کار اگر با بردباری و دانش همراه شود و افرادی کاردان آن را بر دست گیرند، حتی اگر نتواند در کوتاه‌مدت همه‌ این نهادها را گرد بیاورد، در درازمدت و با نشان دادن صداقت در کار و نگاه علمی در پژوهش‌ها چنان خواهد کرد. 

هدف از این گرد هم آوردن نهادها ایجاد هماهنگی در ثبت جهانی میراث ناملموس است تا هم خردمندانه، که نشانه‌ تمدن غنی ماست، این رقابت‌ها را به هم‌گرایی تبدیل کنیم و این تصویر ناخوشایند اختلاف فرهنگی را از اذهان جهانی پاک کنیم و هم از اتلاف توان محدود خود در پژوهش روی انبوه میراثی که داریم، بکاهیم. طبیعی است در چنین شرایطی بر روی موضوع‌های اصلی سنت‌ها و میراث ناملموس تأکید خواهیم داشت و رویه‌های محلی و سبک‌های بومی را در زیرمجموعه‌ی موضوع اصلی خواهیم گنجانید تا بشود در زمانی کمتر شماری بیشتر از این میراث و سنت‌‌های ارزشمند را شناسایی و ثبت کنیم و مانع ازمیان‌رفتن‌شان شویم. باز آشکار است که اگر کشوری در زمینه‌ای احساس کند داشته‌ای را از دست می‌دهد، به‌جایش در انبوهی از داشته‌های دیگران، که درواقع داشته‌ مشترک همه‌ ماست، سهیم خواهد شد.

دبیرخانه‌ نوروز در راستای چنین هدف ارجمند و بزرگی باید پیگیر پیوستن کشورهایی از منطقه که هنوز به پرونده‌ ثبت جهانی نوروز نپیوسته‌اند، نیز باشد تا مبادا سهم فرهنگی بخشی از مردمان این گستره‌ هم‌فرهنگ نادیده گرفته شود. 

وقتی در گذر چندین سال و با پشتیبانی وزارتخانه و دولت‌ها از چنین نهاد تخصصی ارزشمندی، چنین سازوکاری نهادینه شد، طبیعتاً می‌توان طرح‌های دیگری را هم در راستای نزدیکی و پیوند بیشتر مردمان منطقه ارائه داد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق