راهی برای بازگشایی موزه «صبا»
۳۰ آذر ۱۴۰۴، ۱۶:۴۷
در سالهای راهاندازی موزه «صبا» از نزدیک شاهد بودم چه اتفاقاتی آنجا افتاد تا به ثمر برسد. شاید بتوان گفت جزو اولین تجربههای خانهموزهها در شهر تهران بود. موزه صبا برای راهاندازی مجدد نیاز به بازنگری و توجه در نکاتی دارد که در ادامه با اتکا به تجربه ۱۵ساله خود در موزه موسیقی ایران بیان میکنم.
در مورد راهاندازی یا بهطورکلی افتتاح موزهها، دو نکته اساسی و زیرساختی مورد توجه است؛ موضوعات سختافزاری و موضوعات نرمافزاری.
اصولاً در کشور ما بحثها پیرامون موضوعات سختافزاری شکل میگیرد؛ اینکه هزینه مرمت یا بازسازی بنای مورد نظر چقدر است، هزینههای مربوط به جمعآوری آثار یا اشیا چقدر میشود، حقوق پرسنل از چه طریقی باید تأمین شود و… . ازآنجاکه موضوعی کاملاً عینی، از جنس عدد و رقم است و مدیران ما معمولاً در پی حسابوکتاب این امور هستند، پیوندهای نرمافزاری و فرهنگی را در نظر نمیگیرند.
همانطورکه در گزارش «پیام ما» با عنوان «موزه یا قتلگاه سازهای صبا؟» هم اشاره شده بود، معاونت امور هنری در پی تخصیص بودجه برای راهاندازی مجدد موزه صبا بودند که اتفاقاً بهعقیده من، این بخش راحت ماجراست که ناموفق هم بوده است.
موضوعات نرمافزاری بهمعنای نحوه تعامل موزه با مخاطبان خود است. سؤال اساسی اینجاست؛ حال اگر موزهای با هزینههای کم یا زیاد ساخته شده، این موزه چطور باید مخاطبان خود را دستهبندی و پذیرای آنان باشد؟
بهعقیده من، مخاطبان موزهها نهتنها مردم و علاقهمندان عمومی، بلکه صاحبنظران، پژوهشگران و دانشجویان حوزه تخصصی آن موزه هستند. استفاده از ظرفیتهای علمی، انسانی، نمایشگاهها و رویدادهای دائمی و موقت در موزه باعث گردش افکار و پویایی در حوزه فرهنگ میشود که متأسفانه در حوزه مدیریت دولتی فرهنگ، کمتر لطفی به این قسمت میشود.
بهعنوان مثال، بعد از تعطیلشدن مغازهها و انبارهای خیابان ظهیرالاسلام پس از یک روز پرکار و طاقتفرسا، صدای موسیقی ویولن استاد صبا طنینانداز عصر آن خیابان باشد، حضور هنرمندان و پژوهشگران عرصه موسیقی و بوی قهوه و چای، آرامبخش تلاطمهای روزانه اهل محله شود و صدای گفتوگوی مردمی را بشنوید که در پی یافتن ردپای تهران قدیم در منزل استاد صبا گرد آمدهاند.
اگر بتوانیم مدیری را بر سر این کار بیاوریم که بتواند ارتباط نرمافزار و سختافزار را برقرار کند یا به تعبیری سیستم عامل صحیح این فرایند باشد، آنوقت هم بودجه هست، هم استقبال.
بهعقیده من، هنر مرحوم «علی مرادخانی» در مورد موزه صبا و موزه موسیقی ایران برقرای همین دو عنصر اساسی بود.
کمااینکه شاهد این هستیم که بعد از او هر دو موزه بهنحوی ارتباط خود را با جهان پیرامون از دست دادند.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
دخالتهای پرورشی عامل تعیینکننده سرنوشت جنگلها
از گاوآهن فولادی تا کشاورزی دقیق
خاک که زنده بماند
صنایعدستی میتواند زمین را نجات دهد
مردم از چه چیزی میترسند؟ جنگ یا آینده؟
پوستاندازی مد پایدار زیر فشار
فعالان صنایعدستی و میراث فرهنگی سمنان با فروش و تخریب مجتمع نمدمالی مخالفاند
چکش بر نمدِ خاطـــــــــره
گزارش «پیام ما» از «گردشگری تاریک» و بدون متولی زیرزمینی در ایران
نسلی که دنبال سایهها میرود
پارک پردیســـــــــان را دریابیم
میزبانی ایرانی از کاروانسرا تا بومگردی
وب گردی
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه بیشتر
بیشترین نظر کاربران
شهــرکُــشــــــی |پیام ما
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید