روایت همسران محیطبانان شهید از بلندترین شب سال در گفتوگو با «پیام ما»
شب چله سیاهپوشان
نسترن منصورینژاد: عزادارم. تا وقتی قاتل را دستگیر نکنند، لباس سیاهم را بیرون نمیآورم، نه یلدا دارم و نه جشن دیگر
۳۰ آذر ۱۴۰۴، ۱۶:۲۲
لباس سیاهش را در نیاورده و یلدا برایش معنایی ندارد. از ۱۳ خرداد که «هدایتالله دیدهبان» جان عزیزش را در منطقه حفاظتشده خائیز از دست داد، تا امروز، «نسترن منصورینژاد» رخت سیاه پوشیده است. میگوید تا وقتی قاتل دستگیر نشود، نمیخواهد نه جشنی داشته باشد و نه یلدا! «نازنین عباسی» همسر محیطبان «یاسر مصدق»، میخواهد همه تلاشش را بکند تا فرزندانش در این شب از جای خالی پدرشان رنج نبینند. «اکرم عطاری»، همسر محیطبان «محمود شهمردای» هم یلدا بر سر مزار همسرش میرود تا شب بلند سال را کنار او باشد.
زندگی برای نسترن منصورینژاد تبدیل به یک کوچه بنبست شده، روزهای اول می گفتند تا قبل از خاکسپاری، قاتل را دستگیر میکنیم، بعد اعلام کردند تا چهلم نشده این کار انجام میشود. نزدیک هفت ماه گذشته است و پیگیریهای نسترن به هیچجا نرسیده، او هر روز درهای ادارت و سازمانهای این کوچک بنبست را میزند، کسی دری نمیگشاید و امکان خروج هم نیست. «میگویند برخی نیروهای بومی از او حمایت میکنند و همین باعث شده دستگیر نشود.»
منصورینژاد کفش آهنین به پا کرده، هر روز از این اداره به آن اداره، سازمان یا دادگاه میرود. نتیجه این ۲۰۰ و چند روز دوندگی اما فقط دو کلمه بوده، «پیگیری میکنیم.» حرف و حدیث هم زیاد است، اینکه متهم به قتل، آشنایان زیادی دارد و در جامعهای که قوم و قبیله مهم است، گیر افتادنش دشوار میشود. «مگر عبدالمالک ریگی است؟ انگار نه انگار که هدایت مأمور دولت بوده و در لباس خدمت شهیدش کردهاند.»
یلداست و در این بلندترین شب سال خانوادهها دور هم جمع میشوند. سال قبل نسترن، هدایت و خانواده نسترن این شب را در ویلای خواهر نسترن بودند، میگفتند، میخندیدند و خوش بودند. «یلدای امسال نبودنش را خیلی حس میکنم.»
حدود هفت ماه از آن عصر که هدایت از خانه بیرون زد، میگذرد. نسترن نمیداند شکایتش را کجا ببرد که بالاخره به یک پیگیری مؤثر برسد و وعده خالی نشوند. «عزادارم. تا وقتی قاتل را دستگیر نکنند، لباس سیاهم را بیرون نمیآورم، نه یلدا دارم و نه جشن دیگر.»
در غیاب هدایتالله دیدهبان، نسترن تصمیم گرفت تنها در خانه بماند، با یاد یلدای سال قبل و سالهای پیش از آن. بااینحال شنبه، ۲۸ آذر، از دو ادارهکل حفاظت محیطزیست خوزستان و کهگیلویهوبویراحمد با نسترن منصورینژاد تماس گرفتند و گفتند چند نفر از مدیران استانی برای تنها نماندن او، ساعاتی را در کنارش خواهند بود. «تنها شدهام و این تنهایی پر نمیشود.»
برای یلدا سر مزار میرویم
اکرم عطاری همسر محیطبان محمود شهمرادی است. این محیطبان چهارشنبه، ۱۵ مرداد در درگیری با شکارچیان غیرمجاز در منطقه سولگرد به شهادت رسید. از آن تاریخ تا امروز این پرونده هم در حال پیگیری است. با اینهمه هنوز مشکل بیمه و حقوق خانواده شهمرادی درست نشده و با کمک خانواده گذران زندگی میکنند.
اکرم، محمود و فرزندانشان تا همین یلدای سال قبل، یا خانه پدر و مادر محمود و یا نزد پدر و مادر اکرم میرفتند. یلدای ۱۴۰۳ را خانه پدر اکرم بودند. اما یلدای امسال شرایط نسبت به سال قبل زمین تا آسمان فرق کرده، پدر اکرم فوت شده و همسرش در درگیری با شکارچی غیرمجاز به شهادت رسیده است. «یلدا را سر مزار میرویم و کنار شهمرادی میمانیم».
از ادارهکل حفاظت محیطزیست گلستان یا سایر مسئولان محیطزیست، تا زمان نگارش این گزارش، تماسی با خانواده شهمرادی برای این شب گرفته نشده بود. او هنوز امیدوار است، هم به این تماس و هم پیگیری مسئولان برای حل شدن حقوق و بیمه همسرش. اینکه در مقابل حجم انبوه مشکلات تنها نباشد و محیطزیست هوایش را داشته باشد. «مسئولان در حال پیگیری هستند.»
در خانه میمانیم
عصر روز شنبه، ۶ اردیبهشت، بود که محیطبان یاسر مصدق با شلیک گلولهای در منطقه «کویلر» پارک ملی گلستان به شهادت رسید. از آن زمان، همسرش نازنین عباسی، دو نقش بهعهده گرفته؛ مادر و پدر برای دو فرزندشان! بچهها بهواسطه شغل محیطبانی پدر عادت داشتند دیر به دیر او را ببینند، اما حالا این ندیدن دائمی شده و نازنین باید شرایط جدید را مدیریت کند. «بچهها را با خودم بیرون میبرم، تلاش میکنم وقتشان را پر کنم تا کمتر به فکر تنهایی و نبودن پدرشان بیفتند.»
نازنین معتقد است مادر باید در این وضعیت نقش حمایتگری خود را ایفا کند، صبور باشد و بچهها از او صبوری را یاد بگیرند. او این صبوری را در قبال پرونده همسرش هم به خرج میدهد. «فعلاً در جریان است و به گنبد ارجاع شده، میگویند روال عادی را طی میکند.»
یاسر و نازنین و دو فرزندشان عادت داشتند برای مراسم یلدا خانه مادر یاسر بروند، سال قبل هم به روال سال قبل دورهمی خانوادگی سادهای داشتند که امسال از دست رفته است. «فعلاً برنامهای نداریم و در خانه میمانیم.»
تا زمان نگارش این گزارش هنوز نه مسئولی از ادارهکل حفاظت محیطزیست گلستان و نه سایر مدیران با خانواده مصدق هم تماس نگرفتهاند و برنامهای برای دیدار از آنها در بلندترین شب سال وجود ندارد. نازنین اما امیدوار است و صبور. «شاید تماس بگیرند.»
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
فناوریهای نوین و همکاریهای منطقهای در نقشه راه تالابهای ایران
«پارک ملی صیدوا» بهشت پلنگ ایرانی و مرال در سمنان
افتتاح بزرگترین باغ موزه گیاهان دارویی کشور در البرز
رئیس اداره حفاظت تالابهای محیطزیست گلستان:
تالاب آلاگل همچنان در تنش آبی است
هشدار رئیس سازمان هواشناسی:
تنش آبی در تهران و مشهد محسوس است
تخریب گسترده اراضی توسط برخی معادن/چالش پسماندهای صنعتی در ساوه و زرندیه استان مرکزی
چگونه حال دریاچه ارومیه «خوب» خواهد ماند؟
جانی دوباره بر پیکره تالاب قوریگل
پسماندهایی که هنـــــوز میجنگند
کارشناسان نسبت به پیامد تخریبی و آلودگی پایدار پسماندهای جنگی در منابع آبوخاک هشدار دادند
شبیخون نخالههای جنگی
وب گردی
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی
- موارد استفاده و کاربردهای فلز پلاتین بیشتر
بیشترین نظر کاربران
حضور پلنگ ایرانی در ارتفاعات رودبار تأیید شد؛+ فیلم
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید