محیط‌‌ایست؛ اسم رمز تاراج محیط‌زیست





محیط‌‌ایست؛ اسم رمز تاراج محیط‌زیست

۳۰ آذر ۱۴۰۴، ۱۵:۵۹

محیط‌زیست ایران، این روزها بیش از هر زمان دیگری خسته، رنجور و زخم‌خورده است؛ زخمی که در آستانه‌ سفرهای استانی دولت، بیش‌ازپیش سر باز می‌کند؛ زخمی از انباشت برخی تصمیم‌های شتاب‌زده، پروژه‌های بی‌پیوست محیط‌زیستی و فشارهایی که توسعه را تنها در قالب عدد و آمار می‌بیند، نه در متن زندگی انسان و طبیعت.

در چنین شرایطی، «نه گفتن» سازمان حفاظت محیط‌زیست نه یک رفتار سلبی یا مانع‌تراشانه، بلکه آخرین سنگر عقلانیت، مسئولیت‌پذیری و حق نسل‌های آینده است.

بارها پیش آمده که سازمان حفاظت محیط‌زیست در برابر زیاده‌خواهی‌های صنعت و معدن، پروژه‌های عمرانی فاقد ارزیابی اثرات محیط‌زیستی یا درخواست‌هایی که صرفاً با منطق قدرت و نفوذ سیاسی مطرح شده‌اند، ایستادگی کرده و «نه» گفته است. اما این «نه» همیشه به مذاق برخی خوش نیامده. از همین‌جا بود که تعبیر نادرست و تقلیل‌گرایانه‌ای شکل گرفت: «سازمان محیط ایست، نه محیط‌زیست». گویی وظیفه‌ این سازمان فقط ایستادن در برابر توسعه است، نه حفاظت از بستر حیات.

این درحالی‌است که پرسش اصلی باید چیز دیگری باشد: آیا توسعه‌ای که به‌بهای نابودی منابع آب، تخریب زیستگاه‌ها، آلودگی هوا و خاک و تهدید سلامت مردم پیش می‌رود، اساساً توسعه است؟ یا صرفاً انتقال هزینه‌ها به آینده‌ای نزدیک که دیگر توان جبران ندارد؟ سازمان حفاظت محیط‌زیست، برخلاف این برچسب‌ها، تنها نهادی است که موظف است این پرسش‌ها را بلند و شفاف مطرح کند؛ حتی اگر خوشایند نباشد.

درخواست‌هایی که از سوی برخی نمایندگان مجلس، استانداران یا مدیران اجرایی مطرح می‌شود، گاه نه از سر ناآگاهی، بلکه از سر تقدم دادن منافع کوتاه‌مدت بر مصالح بلندمدت است. نمونه‌های عینی آن کم نیست؛ از پروژه تله‌کابین ناهارخوران گرگان که در دل یکی از حساس‌ترین عرصه‌های جنگلی شمال کشور مطرح شده و این روزها هم‌زمان با سفر رئیس‌جمهور به استان گلستان، زمزمه‌هایی درباره تلاش برخی جریان‌ها برای گنجاندن آن در برنامه‌ها و مصوبات سفر به گوش می‌رسد، تا ده‌ها پروژه‌ معدن‌کاوی و جاده‌کشی و سدسازی در دل بکرترین مناطق طبیبی ایران مانند احداث سد ماندگان که با وجود هشدارهای کارشناسی درباره تبعات اکولوژیک، همچنان با فشارهای سیاسی برای اجرا روبه‌روست.

در این میان، انتظار افکار عمومی روشن است: مردم می‌خواهند بدانند چه کسی از حق تنفس، آب سالم، خاک زنده و آینده فرزندانشان دفاع می‌کند؟ اگر سازمان حفاظت محیط‌زیست هم در این بزنگاه‌ها عقب‌نشینی کند، چه نهادی باقی می‌ماند که زبان طبیعت بی‌صدا باشد؟

محیط‌زیست ایران دیگر تاب آزمون و خطای بیشتر را ندارد. تالاب‌هایی که خشک شده‌اند، جنگل‌هایی که کوچک‌تر شده‌اند، گونه‌هایی که بی‌صدا حذف شده‌اند و شهرهایی که نفس کشیدن در آنها به یک چالش روزمره تبدیل شده، همه نشانه‌های یک هشدار جدی‌اند و این وضعیت، محصول یک تصمیم یا یک دولت نیست؛ حاصل سال‌ها نادیده گرفتن «نه»های کارشناسی است.

افکار عمومی امروز، برخلاف گذشته، آگاه‌تر و مطالبه‌گرتر است. مردم دیگر محیط‌زیست را فقط منبع بهره‌برداری نمی‌دانند؛ آن را بستر زندگی، امنیت و سلامت خود می‌دانند. از همین رو انتظار دارند مسئولان، به‌ویژه در سازمان حفاظت محیط‌زیست، اولویت نخست خود را حفاظت بدانند، نه مصلحت‌سنجی‌های مقطعی. شفافیت در پاسخ، صراحت در موضع‌گیری و ایستادگی بر اصول علمی، کمترین انتظار جامعه از این نهاد است.

اگر قرار است به توسعه‌ای پایدار بیندیشیم، باید بپذیریم که «نه گفتن» به پروژه‌های مخرب، ضدتوسعه نیست؛ بلکه شرط توسعه‌ای است که دوام داشته باشد. سازمان حفاظت محیط‌زیست زمانی می‌تواند نقش واقعی خود را ایفا کند که بداند پشت این «نه»ها، افکار عمومی، رسانه‌های مسئول و ساختار حکمرانی ایستاده‌اند.

محیط‌زیست رنجور ایران، بیش از هر چیز، به شجاعت نیاز دارد؛ شجاعت گفتن حقیقت، حتی در بزنگاه‌هایی مانند سفرهای استانی و وعده‌های پرزرق‌وبرق توسعه‌ای که ممکن است آینده طبیعت را قربانی امروز کند.

امروز شاید برخی از این «نه»ها خوشایند نباشد، اما فردا، همین ایستادگی‌ها می‌تواند تنها دلیل باقی ماندن چیزی برای حفاظت باشد. 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن