چرا انتظار داشتیم حفاظت از «یوزپلنگ آسیایی» موفق شود؟





چرا انتظار داشتیم حفاظت از «یوزپلنگ آسیایی» موفق شود؟

۱۱ آذر ۱۴۰۴، ۱۸:۱۸

چندی پیش در یک کارگاه تخصصی، گفت‌وگو به یوزپلنگ آسیایی و پروژه بین‌المللی حفاظت از آن کشیده شد. یکی از شرکت‌کنندگان پرسید: «آیا قبول دارید پروژه یوز شکست مطلق بوده و پول‌هایش حیف‌و‌میل شده است؟» پاسخ من ساده بود؛ «شکست یا موفقیت را با کدام شاخص تعریف می‌کنی؟» اما این پرسش به‌ظاهر ساده رهایم نکرد.

قرار نیست از این پروژه دفاع کنم یا محکومش کنم؛ داده‌های لازم در اختیار من نیست و اصولاً ارزیابی یک پروژه ملی-بین‌المللی در این مقیاس، نه در صلاحیت من به‌عنوان یک فرد است و نه در توان یک نفر به‌تنهایی. اما می‌توانم پرسش دیگری مطرح کنم؛ چرا اساساً انتظار داشتیم این پروژه باید موفق می‌شد؟

برای نزدیک‌شدن به این پرسش، چند شاخص کلیدی را مبنا می‌گیرم: بودجه، اراده سیاسی، مشارکت نهادی و امکانات. سپس این شاخص‌ها را با نمونه‌های موفق جهانی مقایسه می‌کنم.

پروژه بین‌المللی یوز از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۷ در دو فاز اجرا شد. در فاز نخست، حدود ۷۰۰ هزار دلار از سوی «برنامه عمران ملل متحد (UNDP)» تأمین شد و در مجموع دو فاز، حدود ۱.۶ میلیون دلار از سوی UNDP برای حفاظت از یوز در ایران هزینه شد. طبق تفاهم‌نامه، دولت ایران، جدا از بودجه سالانه سازمان حفاظت محیط‌زیست، باید همین مقدار را به‌صورت هم‌تراز تأمین می‌کرد. این اتفاق هرگز رخ نداد، یا حداقل بخش قابل‌توجهی از تعهدات عملی نشد. همین یک واقعیت کافی است تا نشان دهد حفاظت از این گونه در سطح سیاسی و ملی در اولویت نبود و با برنامه‌های توسعه‌ای کشور هم‌راستا تلقی نمی‌شد. 

پیامدهای این شکاف امروز برای همه روشن است. بااین‌حال، در افکار عمومی تصور می‌شود ۱.۶ میلیون دلار در ۱۶ سال بودجه زیادی است. مقایسه ساده با پروژه‌های مشابه جهانی نشان می‌دهد چرا این تصور دقیق نیست.

صندوق جهانی حیات‌وحش و شرکا در سال ۲۰۲۴ برنامه‌ای برای تأمین یک میلیارد دلار برای حفاظت از ببر در ۱۳ کشور ارائه کردند. در مورد «ببر آمور» سال‌ها همکاری رسمی و عملی سطح بالای سیاسی میان دولت‌های روسیه و چین جریان داشته است؛ از ایجاد مناطق حفاظت‌شده مشترک تا مداخله مستقیم مقامات ارشد.

در مورد شیر کوهی فلوریدا، تنها در سال ۲۰۲۵ دولت فدرال آمریکا ۶.۱ میلیون دلار برای احداث زیرگذرهای حیات‌وحش در مسیر تردد این گونه اختصاص داد. این رقم فقط برای یک بخش از پروژه است؛ آن را مقایسه کنید با سال‌ها جدل برای تأمین بودجه‌ای کوچک‌تر برای ایمن‌سازی بخشی از جاده «امام‌رضا» در زیستگاه یوز.

در مورد لینکس ایبریایی، یکی از موفق‌ترین پروژه‌های احیای حیات‌وحش جهان، در پروژه «Lynxconnect ۲۰۲۰–۲۰۲۵» بودجه کل ۱۸.۷ میلیون یورو بود که بیش از ۶۰ درصد (حدود ۱۱.۳۷ میلیون یورو) را اتحادیه اروپا پرداخت کرد. دولت‌های اسپانیا و پرتغال نیز مابقی را از محل منابع ملی، مدیریت ذخیره‌گاه‌های طبیعی و مالیات اختصاصی تأمین کردند. هم‌زمان مراکز تکثیر، تیم‌های پژوهشی، برنامه‌های آموزشی و زیرساخت‌های میدانی پشتیبانی شدند.

در مورد گرگ قرمز تنها در دسامبر ۲۰۲۴ وزارت حمل‌ونقل آمریکا ۲۵ میلیون دلار برای ایجاد زیرگذرهای حیات‌وحش در منطقه احیای این گونه تصویب کرد. این تنها یکی از حمایت‌های فدرال برای این پروژه است.

پروژه‌های موفق دیگر مانند پاندا، پلنگ آمور، شاهین پرگرین و موارد مشابه نیز بدون حمایت جدی دولت‌ها، سرمایه‌گذاری‌های چندده تا چندصد میلیون دلاری، همکاری دانشگاه‌ها، مشارکت جامعه محلی و پشتیبانی سیاسی سطح بالا امکان‌پذیر نبودند.

حال به ایران برگردیم. زیستگاه بالقوه یوز در کشور شش میلیون هکتار برآورد شده است؛ وسعتی زیاد، دشوار و با چالش‌های امنیتی و توسعه‌ای متعدد. در چنین مقیاسی، پروژه‌ای با بودجه ۱.۶ میلیون دلاری و مشارکت دولتی نامتوازن قرار بود در برابر پروژه‌هایی رقابت کند که بودجه‌شان ده‌ها تا صدها برابر بیشتر است و پشتوانه سیاسی‌شان در سطح عالی‌ترین مقامات دولتی قرار دارد؟

اگر در نظر بگیریم که حفاظت مؤثر از یک گوشتخوار بزرگ با نیازهای خاص و ویژه نیازمند منابع مالی پایدار، ساختار نهادی کارآمد، اراده سیاسی، ظرفیت تخصصی، مشارکت جامعه محلی و کنترل توسعه و زیرساخت‌های مخرب است، آنگاه پرسش مهم‌تر شکل می‌گیرد؛ چرا انتظار داشتیم یوزپلنگ نجات پیدا کند؟ 

در کشوری که بخش قابل‌توجهی از تعهدات مالی‌اش را اجرا نکرد، تصمیمات توسعه‌ای‌اش با زیستگاه یوز هم‌راستا نبود، زیربناهای حمل‌ونقل بدون تمهیدات ایمنی در دل زیستگاه احداث شد و موضوع حفاظت از یوز در سطح سیاستگذاری ملی اولویت محسوب نمی‌شد، موفقیت چنین پروژه‌ای بیشتر شبیه انتظار معجزه بود تا خروجی یک برنامه واقعی.

و بعد از گذشتن بیشتر از دو دهه پرسش اصلی همچنان پابرجاست؛ در تمام این سال‌ها، جز اراده تعدادی اندک در «سازمان حفاظت محیط‌زیست» و گروهی از حفاظتگران، کدام یک از ذی‌نفعان بزرگ کشور از دولت تا بخش‌های توسعه‌ای، از بخش خصوصی تا نهادهای منطقه‌ای، به‌شکل جدی و عملگرایانه خواستار حفظ یوز بوده‌اند؟ اگر پاسخ برای شما روشن است، نتیجه هم لاجرم مشخص خواهد بود. 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زمـانی بـرای نـزیستـن

زمـانی بـرای نـزیستـن