جنگل و مفهوم وطن
۳ آذر ۱۴۰۴، ۱۸:۱۸
هیرکانی، موزههای زنده تاریخ طبیعی جهان، سرمای سوزان عصر یخبندان را تاب آورد، اما در برابر شعله بیتدبیری و بیوطنی مسئولان زانو زد. آنچه در شمال ایران زبانه میکشد، تنها درختان را خاکستر نمیکند، بخشی از هویت سرزمینی ما را دود میکند. هیرکانی میسوزد و واکنش پس از مرگ سهراب دولت به این فاجعه، آنهم با فشار فعالان و رسانهها، این سؤال را در ذهن مردم تکرار میکند: مفهوم وطن در نگاه حاکمان ایران چگونه است!
این آتشسوزی و تعلل غیرقابلتوجیه در فرونشاندن آن، واقعیتی هولناک در شیوه حکمرانی کشور تداعی میکند. واقعیتی که نشان میدهد اولویتبندی خطرات در ذهن مسؤولین، فرسنگها با منافع ملی فاصله دارد. تأخیر در اعزام بالگرد و امکانات، آنهم برای خاموش کردن آتشی که سرمایه ملی را میبلعد، تنها یک بیکفایتی مدیریتی نیست؛ بلکه نشانهای از یک نگرش است. نگرشی که ایران را نه بهعنوان یک میهن (سرزمین مادری)، بلکه بهعنوان یک «منبع درآمد» میبیند. در این نگاه، هر چیزی که دلار نفتی تولید نکند، ارزش محافظت ندارد.
شاید بیرحمانه بهنظر برسد، اما رفتار سیستم اجرایی کشور تداعیکننده ذهنیت یک نیروی غیرایرانی است. مهمانی ناخوانده که میداند زمانش محدود است، پس استراتژی بهرهبرداری حداکثری و رهاسازی پوسته تهی را اجرا میکند. انگار که ایران را سرزمینی موقت میبینند که باید تا آخرین قطره شیرهاش را کشید و پوستهاش را رها کرد و رفت.
در این میان، مفهوم جنگ و دشمن نیز گنگ و نامفهوم است. حکومت همواره بر طبل دشمن خارجی میکوبد. اگر یک پهپاد بیگانه وارد آسمان شود، بحران ملی اعلام میشود؛ اما وقتی دشمن داخلی ناکارآمدی، هزاران هکتار از جنگلهای چندمیلیونساله را نابود میکند، آب از آب تکان نمیخورد. مگر تعریف جنگ چیست؟ آیا نابودی زیرساختهای حیاتی و محیطزیست یک کشور، کمتر از حمله نظامی است؟ اگر چه نیروهای مردمی دلبسته به این خاک، زیباترین فرزندان آفتاب و باد، که در خاموشکردن آتش با دست خالی، جان خود را فدا میکنند، در دستگاه بروکراسی کشور شهید محسوب نمیشوند، اما آتشی که هرساله به جان ایران میافتد، کمتر از آتش جنگ با دشمن خارجی نمیسوزاند.
بهنظر میرسد حاکمان ما، پیوند عاطفی و تاریخی خود را با این جغرافیا از دست دادهاند. آنها طوری مدیریت میکنند که انگار قرار نیست فرزندانشان در این خاک زندگی کنند. زندگی هم نمیکنند..!
هیرکانی میسوزد تا به ما یادآوری کند: برای کسانی که وطن را در بشکههای نفت خلاصه کردهاند، سوختن درختان بلوط و راش، نه یک فاجعه، که تنها یک آمار اداری است.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
ر
روایت زندگی در جوار دود مشعلها
«گچساران» و ثروتی که هر شب میسوزد
۶۰ سال پس از «سازمان جلب سیّاحان» و تحولی که در گردشگری ایجاد کرد
ایران؛ دروازه جهان
«برادران امیدوار» نمونه عالی همراهی قلم با قدم
در ظاهر پرآب و در واقعیت خشک
آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید!
در میزگرد تابآوری زیستمحیطی مؤسسه «رحمان» مطرح شد
تابآوری شعاری
سنجابهای قاچاق بازار تهران به زاگرس برگشتند
زایش دوباره گوزن زرد ایرانی در ایلام
واکنش شرکت پایانههای نفتی ایران به گزارشهای منتشر شده
ادعای آلودگی نفتی در جزیره خارک تکذیب شد
تقویت توان لجستیکی و حمایتی در سازمان حفاظت محیطزیست
نوسازی ناوگان عملیاتی محیطزیست؛ ۱۰۰ خودروی جدید با وجود شرایط جنگی به استانها تحویل شد
وب گردی
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک
- حضور فعال شرکت کرچنر سولار گروپ ایرانیان در نمایشگاه بینالمللی انرژیهای تجدیدپذیر
- جدیدترین تغییرات قیمت ارزهای دیجیتال و تحلیل رفتار بازار جهانی بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زندگی در تعلیق
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید