دوچرخه، ماشینی برای سفر به گذشته





دوچرخه، ماشینی برای سفر به گذشته

۲۶ آبان ۱۴۰۴، ۱۸:۰۱

وقتی «عبدالله امیدوار» در سال ۱۳۳۰ همراه «هوشنگ مودّت» نخستین سفرش را با دوچرخه آغاز کرد، از جاده‌های آسفالت و دود ماشین‌ها خبری نبود. آن روزها زمین آرام‌تر نفس می‌کشید. شاید اگر کسی به او می‌گفت در آینده، در میان تنوع وسایل نقلیه، باز هم افرادی هستند که داوطلبانه با دوچرخه به سفر بروند، تعجب می‌کرد. اما همین انتخاب «کند زیستن» در دنیای شتاب‌زده امروز معنای تازه‌ای یافته‌ است.

نقشه جغرافیای اتاقم مرا به همان رؤیای قدیمی کشاند. سفری ۷۰۰کیلومتری از کوه‌های زاگرس تا کرانه دریای جنوب، در امتداد جاده‌های پرپیچ‌و‌خم استان فارس. در نگاه اول، سفر با سرعت ۱۵ کیلومتر و ۱۰ ساعت رکاب‌زدن روزانه، چیزی میان دیوانگی و ریاضت جسمی به‌نظر می‌رسد، اما کافی است یک‌بار امتحانش کنید؛ احتمال اینکه از آن دل بکنید بسیار کم است. برای این سفر دوچرخه‌ام را سرویس، تیوب‌های قدیمی را پنچرگیری، زنجیر را روغن‌کاری و ترمزها را تنظیم کردم. در بررسی خورجین‌ها (چمدان دوچرخه‌سوار) متوجه سوراخ کوچکی شدم و خوشبختانه با چسب و وصله ترمیم شد. 

دوچرخه سفر را به زندگی بدل می‌کند؛ زندگی با سرعتی که بدن و طبیعت به هماهنگی می‌رسند. رکابزنی با طلوع خورشید آغاز می‌شود و پیش از تاریکی، برای اتراق مأوایی باید یافت. کمپینگ بخش جدایی‌ناپذیر چنین سفری است. کمپ در کنار یک پمپ بنزین یا دامنه کوه انتخاب مناسبی است. 

در این شیوه سفر، خبری از لاندری هتل، وان آب گرم و دستگاه خشک‌کن نیست. سفر با دوچرخه به تو یاد می‌دهد که چگونه با یک لیوان آب مسواک بزنی و با بطری کوچکی دوش بگیری. ازآنجاکه بدن، موتور حرکت با دوچرخه است، تغذیه اهمیت دوچندانی پیدا می‌کند. دانه‌های روغنی، قندهای طبیعی و پروتئین‌های ساده، رژیم غذایی ایام سفر هستند.  کشک خشک بهترین میان‌وعده در روزهای سفر با دوچرخه به‌حساب می‌آید. برای سفر پیش‌ رو، خشکبار و مغزها را در کیسه‌های زیپ‌دار بسته‌بندی کردم؛ حین سفر این کیسه‌ها به‌کار می‌آیند. دوچرخه‌سوار همیشه به دمای بدن خود متکی است. در سرما با سرعت بیشتر رکاب می‌زند تا افزایش جریان خون گرمش کند و در گرما، نسیمی کوچک حتی باد عبور یک تریلی نقش کولر را برایش دارد. 

ساق‌دست، اسکارف و ضدآفتاب را هم در خورجین گذاشتم. سطح بالای ویتامین دی خونم بی‌شک حاصل همین سفرهای بی‌سایه است. چراغ‌های شارژی جلو و عقب را آزمایش کردم. خوشحالم که سال‌های پیش چراغ شارژی گرفتم. با این وسیله از زباله‌ تجدیدناپذیر باتری هم خلاص شدم. انتخاب همین ابزارهای کوچک، بخشی از فلسفه سفر سبز است. با اتوبوس به نقطه شروع مسیر عازم شدم، اما درحقیقت از لحظه‌ای که پایم روی پدال رفت، سفر واقعی آغاز شد.

ای‌کاش آقای امیدوار بود و می‌دید سایکل‌توریست‌ها، انجمن و گروه متشکلی دارند. از طریق این انجمن با دوچرخه‌سوارانی که در مسیرم بودند، ارتباط گرفتم و همین عامل سبب شد نگرانی از ناآشنایی مسیر نداشته باشم. مشتاق دیدار و هم‌رکابی با آنان بودم؛ دوستانی ندیده که جهانی مشترک با هم داریم. 

می‌گویند سفر با دوچرخه پایدارترین شکل گردشگری است؛ چراکه ردپای کربنی آن به‌ازای هر کیلومتر فقط ۱۰ گرم است، اما در خودرو ردپای کربنی به‌ازای هر کیلومتر ۲۰ برابر دوچرخه است. این تفاوت عددی در مقیاس میلیون‌ها کیلومتر، شاید تنفس کوتاهی برای زمین باشد. افزون‌برآن، کمینه‌گرایی در سفر با دوچرخه، چرخه تولید زباله را کاهش می‌دهد؛ زیرا خبری از سیستم شوتینگ نیست. هر کس مسئول زباله خویش و ملزم به حمل آن تا اولین نقطه شهری است.

در روزهای سفر، مواد غذایی روزانه را از مغازه‌های کوچک بین‌راهی می‌خریم و خوراکی زیادی همراهمان نمی‌بریم. این خریدهای کوچک، فرصت گفت‌وگو با مردم محلی را فراهم می‌کند و کمکی هرچند اندک به اقتصاد آنان است. عصرها که خورشید فرو می‌نشیند، با برپایی چادر و روشن کردن گاز پیک‌نیک بساط شام را مهیا می‌کنیم. هر شب یک‌نفر مسئول آشپزی است. میز‌های ملون تورهای پرسروصدای طبیعت در این سفر جایی ندارد. بعد از شام سبک اما مقوی، خستگی روز در بدن ته‌نشین می‌شود و خوابی شیرین ما را در آغوش می‌کشد. خوابی که سفتی زمین و سنگی که زیر چادرت هست هم نمی‌تواند آن را بر هم زند. دوچرخه فقط وسیله‌ای برای جابه‌جایی نیست؛ وسیله‌ای‌ است که با آن به گذشته‌های دور زیست انسان در کره‌خاکی باز می‌گردید.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق