نگاهی به کتاب «پس از نفت و انرژی خورشیدی»

رؤیای خورشیدی و کابوس نابرابری





رؤیای خورشیدی و کابوس نابرابری

۲۱ آبان ۱۴۰۴، ۱۸:۲۰

جامعه‌شناسی انرژی تجدید‌پذیر، شاخه‌ای میان‌رشته‌ای از تخصص‌های محیط‌زیست و مطالعات انرژی است که به بررسی ابعاد اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادیِ گذار به انرژی‌های پاک می‌پردازد. درواقع، این شاخه جدید از علم جامعه‌شناسی سعی دارد به این درک برسد که چرا و چگونه جوامع به‌سمت انرژی‌های تجدیدپذیر حرکت می‌کنند (یا مقاومت نشان می‌دهند) و چه پیامد‌هایی این تغییر برای مردم، نهادها و ساختار‌های قدرت دارد. این علم و بررسی میان‌رشته‌ای بین صنعت و جامعه، به‌دنبال پیداکردن دلایل جامعه‌شناسانه پذیرش و یا عدم پذیرش فناوری‌های تجدیدپذیر است. همچنین، بررسی می‌کند چه مدل اقتصادی و سیاسی می‌تواند پذیرای گذار به‌سمت انرژی‌های تجدیدپذیر باشد. 

در میان تجدید‌پذیرها، انرژی خورشیدی نیازمند نوعی از بررسی سختگیرانه‌تر است. دقیقاً به این دلیل که رسیدن به این انرژی در ظاهر مسیر مشخصی دارد. موفقیت در زمینه استفاده بهینه از انرژی بی‌نهایت خورشید، یک موفقیت «فناورانه» است. اما با وجود اینکه مهندسان، فناوران، بازرگانان فلزهای کمیاب، سازندگان پنل‌های خورشیدی و قانونگذاران، این مسیر سهل و ممتنع می‌بینند، چرا رسیدن به آن با بن‌بست‌هایی مواجه است؟ چرا به این نتیجه رسیده‌ایم که ذهن مهندسی و حتی حقوقی قادر به پاسخگویی به موانع رسیدن به این انرژی نیست؟ برای شناخت انرژی خورشیدی، نیازمند تدوین «جامعه‌شناسی تجدید‌پذیرها» هستیم. 

ما ناچاریم قبول کنیم جامعه‌ای که در حال گذار از وابستگی از سوخت فسیلی به نوع جدیدی از انرژی است، نیاز دارد خود را بازتعریف کند؛ زیرا مدل اقتصادی، سیاسی، روابط اجتماعی و روابط بین‌الملل در این جامعه متفاوت خواهد بود. یکی از تأکیدات مطالعات فرهنگی نفت بر آن است که نشان دهد فرهنگ و سیاست جوامعی که با انرژی وابسته به سوخت‌های‌‌کربنی شکل گرفته‌اند، وابسته به خواص متمایز زغال‌سنگ و نفت هستند و فرهنگ و سیاست وابسته به تجدید‌پذیرها بی‌شک متفاوت از سوخت فسیلی خواهد بود. روی آوردن به انرژی تجدیدپذیر یک خواست جمعی است. این خواست، نیاز به بر‌اندازی نظمی دارد که ناشی از نوع سوخت و انرژی است که ما اکنون استفاده می‌کنیم؛ نظمی که همراه با بی‌عدالتی است.

ازاین‌رو، تجدید‌پذیری چون انرژی خورشیدی، نیاز به روابط، مواد و زیرساخت‌های متفاوت دارد. وجه مادی انرژی خورشیدی به ما یادآوری می‌کند آنچه اهمیت دارد، تنها منبع انرژی و سوخت فسیلی نیست، بلکه روابطی است که به‌واسطه و توسط آنها می‌سازیم و پیش می‌بریم. «وقتی این مواد از عمق زمین بیرون کشیده می‌شوند، هیچ خشونتی ندارند. این ایدئولوژی و سیاست انسان‌ها است که سازوکار خشونت را در آنها زنده می‌کند. وقتی لوله‌ها نفت را به‌سمت مسیرهای مصرف می‌برند، این مسیر نفت را تبدیل به اسحله‌ای علیه انسان‌ها، آب، طبیعت و جهان می‌کند… . بنابراین، داستان مربوط به انرژی خورشیدی محدود به توانایی خورشید در تبدیل شدن به منبع انرژی نیست.»  

پس شاید به‌جای تمرکز بر روی خورشید، که بی‌نهایت در دسترس است، باید اسم آن را انرژی مس، آلومینیوم و نقره بنامیم و به سیاست‌های وابسته به تولید، توزیع، نصب و خریداری این مواد اولیه دقت کنیم. 

علاوه‌براین، توجه به این نکته ضروری است که، انرژی خورشیدی نه‌تنها به زیرساختی با مواد اولیه خاص نیاز دارد، بلکه باید سیستم اقتصادی جدید براساس نوع جدیدی از انرژی پایه‌ریزی کند. به بیانی دیگر، مشخص کردن سیستم اقتصادی از ضرورت‌های تشکیل زیرساخت درست برای انرژی خورشیدی است. ژرژ باتای، یکی از اقتصاددانان مطرح حوزه انرژی، معتقد است اصل و ذات ثروت ما در زندگی ناشی از تابش خورشید است. نوعی انرژی که چشمداشتی به بازگشت پخش‌کننده ثروت ندارد. او معتقد است اقتصاد وابسته به خورشید باید شکلی از «اقتصاد عمومی» باشد؛ زیرا «انرژی خورشیدی ضد الگوی انرژی‌های دیگر است، که متکی بر هزینه‌کرد سخاوتمندانه است و نه احتکار.» 

معتقدم شخصیت سخاوتمند این انرژی به ما یادآوری می‌کند انرژی خورشیدی نوعی انرژی مردمی است. به همین دلیل، این انرژی در بده‌بستان‌ها و فرمول‌های پیچیده مالکیت دولتی جای نمی‌گیرد. نمی‌تواند مانند نفت، به‌شکل یک منبع مالی بی‌انتها برای دولت عمل کند و برعکس، محلی، مردمی، کوچک و قابل‌انتقال در ساختاری غیرپیچیده است. قرار نیست هزینه‌های حکومت‌ها را تأمین کند و قرار نیست در اکسل‌های پیچیده مالی، خریدوفروش شود. نگاه سودرسانی در فرم بزرگ و کشوری، با ماهیت انرژی خورشیدی تقابل شدید دارد. زیرا خورشید منبعی پایان‌ناپذیر از انرژی است که متعلق به تکه‌ای خاص از زمین نیست. این انرژی آزاد است و باید به‌طور مساوی در دسترس باشد. 

نکته بسیار مهم این است که نگاه غیرسوداگرانه به انرژی خورشیدی، می‌تواند به چرخه محیط‌زیست، تجارت پایدار، فرهنگ و سازمان‌های دموکراتیک و ضدجنگ و ضدکشورگشایی کمک کند. همچنین، می‌تواند ارزش‌افزوده بسیار زیادی در بلندمدت داشته باشد. دقیقاً این نکته است که دولتی‌شدن انرژی خورشیدی در تضاد با این اهداف است؛ زیرا دولت به‌طور سنتی و کلاسیک، نگاه سوداگرانه به انرژی خورشیدی دارد، همان‌طورکه تا امروز از سوخت فسیلی و ثروت ملی به‌عنوان منبع درآمد استفاده کوتاه‌مدت کرده است. 

در اینجا دوگانگی رابطه ما با این انرژی مشخص می‌شود و این دوگانگی دقیقاً همانجا است که این انرژی را تبدیل به مسئله‌ای پیچده‌ کرده‌ است که نیازمند مطالعه جامعه‌شناختی است. از یک طرف، خورشید منبعی از انرژی بی‌انتها است و از طرفی دیگر، دریافت و تبدیل آن نیازمند روابطی پیچیده با ساختار استخراج و بهره‌برداری شبه‌استعماری هستند.

معتقدم جامعه‌شناسی انرژی تجدید‌پذیر به ما یادآوری می‌کند درصورتی‌که رابطه انرژی خورشیدی و نظام سیاسی به‌درستی برنامه‌ریزی و شکل‌دهی نشود، ممکن است به «آخرالزمانی سبز» برسیم. آخرالزمانی انباشته از پنل‌های خورشیدی ازکارافتاده، زباله‌های غیرقابل‌استفاده انواع تجدید‌پذیر‌ها و زمین‌هایی که دیگر سبز نیستند، بلکه پوشیده از دیوارهای انرژی خورشیدی بی انتها هستند. 

متأسفانه پیش‌بینی جامعه‌شناسان حوزه انرژی این است که گذار به انرژی خورشیدی، به‌هم‌ریخته، ناقص و همراه با نابرابری خواهد بود. اگر بخواهیم از خوش‌بینی ساده‌لوحانه خود بکاهیم و دقیق‌تر به این انرژی نگاه کنیم، چند نکته را باید در نظر بگیریم. به‌نظر می‌رسد کسانی که تنها به فکر خرید پنل خورشیدی، دریافت وام یا تهیه زمین برای استقرار پنل‌ها هستند، این نکات را نمی‌دانند، یا عمداً نادیده می‌گیرند: 

۱- یک نوع واحد از انرژی خورشیدی وجود ندارد. انرژی‌های خورشیدی متعددی وجود دارند و ارتباط متفاوت با این انرژی، مربوط به منبع ساطع‌کننده آن نیست، بلکه مربوط به جایگاه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی ما برای دریافت این انرژی است. 

۲- شخصیت آن با توضیح آن «صفر» معروف که این روزها مد شده است، اشتباه گرفته می‌شود. Zero Carbon در مورد انرژی خورشیدی هم گفته می‌شود، که این یک توهم است. این صفر معروف، به این معنا است که این انرژی پیامد‌های زیست‌محیطی ندارد، درصورتی‌که این ادعا درست نیست. 

۳- این دیدگاه که انرژی خورشیدی، یک منبع انرژی با سرعت بسیار بالا، ارزان و بی‌نهایت، مرزکشی روشن و بنگاه‌های تولیدی مشخص است، می‌تواند نوع جدیدی از برده‌داری، استعمار و سرمایه‌داری صنعتی را بازتعریف کند. 

۴- حق مالکیت، خریدوفروش و کنترل اقتصادی این انرژی، دلالی‌های با فساد مالی بالا را به‌همراه خواهد داشت. 

به همین دلایل روشن، برای درک انرژی خورشیدی، به همان میزان که نیاز به مهندسین برق و انرژی و متخصصین مسائل مالی داریم، به اقتصاد‌دان و جامعه‌شناس نیز نیازمندیم. 

روی کردن به خورشید و در آغوش‌گرفتن انرژی خورشیدی، با امید همراه است. امید برای آینده‌ای که انرژی بی‌نهایت خورشید را دریافت کنیم و بدون آنکه نیاز به دخالت و واسطه‌گری چیزی داشته باشیم، از حضور آن در زندگی لذت ببریم. امید برای آینده‌ای که «تمدن بشری»‌‌ای که به وابسته به نور خورشیدِ مدفون‌شده در زیر خاک به‌شکل سوخت‌های فسیلی است، به  پایان برسد. امید برای آینده‌ای برابر و منصفانه برای انسان‌ها و دیگر موجودات. امید داریم بتوانیم بر این گردباد خراب‌کننده سیاره زمین، و مرگ و انقضایی که در افق قابل‌رؤیت است، غلبه کنیم. 

کتاب «پس از نفت و انرژی خورشیدی» نوشته «گروه تحقیقات مطالعات فرهنگی نفت» ترجمه رؤیا خوشنویس، توسط نشر شیرازه منتشر شده است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق