آینده ناتراز نیست؟





آینده ناتراز نیست؟

۵ آبان ۱۴۰۴، ۱۷:۰۷

واقع ماجرا این است که در همین چندروزی که از انتشار خبر انحلال بانک آینده و ادغام آن در بانک ملی می‌گذرد، آنقدر خبر، نظر، توییت و تحلیل در مورد ابهاماتش نوشته شده که نوشتن مطلبی جدید، هدر دادن کلمات به نظر می‌آید.

اما به‌عنوان یک روزنامه‌نگار از روزی که این خبر منتشر شده، علاوه‌بر اشتراک در داشتن همه آن ابهامات و سؤالات که در انواع و اقسام رسانه‌ها خواندید، یک نکته توجهم را جلب کرد؛ این بانک نامش «آینده» بود. حتماً بنیانگذاران بانک روزی لب به سخن می‌گشایند و از ایده‌هایشان برای تأسیس بانک و نام‌گذاری‌اش می‌گویند. البته اگر از ابتدا، راه‌اندازی بانک، راهی برای ساختن «دبی مال» تقلبی در تهران و فروختنش به مردم فلک‌زده شهر نبوده‌ باشد.

اما به‌واقع چرا بانکی با نام آینده دچار ناترازی می‌شود؟ فساد و بدهی از لای کاغذهای امور اداری بانک می‌چکد و وثیقه‌های گذاشته‌شده همه بلامحل از کار در می‌آیند و کارشناسان زبده بانک متوجه نمی‌شوند؟ نقد به عملکرد سیستم بانکی و پرسش از چرایی دو دهه ناترازی‌اش که عمری است برای خودش و در قامت این نوشته نیست. اما بگذارید بپرسم آیا آینده ما و کشورمان همین سرنوشت را نخواهد داشت؟ همین‌طور ناتراز در تراکم جمعیت نسبت به فضای قابل‌سکونت، ناترازی آب، برق، گاز و منابع، ناترازی واردات و صادرات با مصرف داخلی، ناترازی منابع با بدهی‌ها… و انواع و اقسام ناترازی‌ها که همین روزها گریبان زندگی همه ما را گرفته و تیرگی افقش از همین‌جا قابل‌لمس است.

وقتی از بانک یا مؤسسه یا هر مکانی با پسوند یا صفت آینده سخن می‌گوییم، بدیهی است سطحی از آینده‌نگری با محوریت توسعه پایدار، پیشرفت و جامعیت را مدنظر داشته باشیم. اگر غیر این باشد که بهتر است نام چنین جایی بانک گذشته و اکنون یا چیزی مشابه این باشد.

اما بانک آینده و اتفاقی که برایش رخ داده، آینه وضعیتی است که در آن گیر افتاده‌ایم. در برخی حوزه‌ها پیشرفت و رشد داریم؛ مانند برنامه موشکی، برنامه اتمی و…، درست مانند خود بانک آینده که بنای شیک و مدرن و بزرگ و پرطمطراقی مانند «ایران‌‌مال» را در غرب تهران علم کرده‌ است. اما آنقدر بدهکار است که نمی‌تواند خود را سرپا نگه دارد و مجبور و ملزم به انحلال می‌شود.

موقعیت امروز بانک آینده و ایران‌مال دست‌کمی از تلفیق اجاره‌نشین‌ها و مهمان مامان ساخته هنرمند بزرگ، «داریوش مهرجویی»، ندارد.  

اگر اخبار جدی در حوزه کم‌آبی و بی‌برقی، خشکسالی و فرونشست‌های زمین در پهنه گسترده‌ای از کشور را کنار فزونی بیماری‌ها، مغایرت برنامه‌های آموزشی با مدل‌های توسعه‌ای، فقر و تورم کمرشکن و بی‌انگیزگی مردم و موج‌های مهاجرت تحصیلکردگان و غیره بگذاریم، آیا این آینده از اکنون ناتراز نیست؟

آنچه اکنون به چشم می‌خورد، بیشتر نادیده‌گرفتن آنهاست که رفته‌اند و تنبیه آن‌ها که مانده‌اند و در همین مرز و بوم خانواده تشکیل داده و فرزندی را بزرگ‌ کرده‌اند و می‌خواهند گوشه‌ای از کار را در دست داشته‌ باشند تا بالاخره یک زندگی معمولی را در پهنه خاکی که دوستش دارند، تجربه کنند. اما هر روز افق محوتر و مسیر صعب‌العبور‌تر می‌شود.

بااین‌حال، همه می‌دانیم اگر برنامه‌ای دقیق در کشور وجود داشته‌ و اجرا شود،‌ «ناترازی» بانک آینده به تاریخ می‌پیوندد و به آینده ما و فرزندانمان کشیده نمی‌شود. اما این خوش‌بینی نیازمند برنامه و سعی و تلاش همه دارد که از مسیر کار مولد و با برنامه‌های جدی توسعه‌محور قابل‌دستیابی است؛ نه با رانت و فساد و سخن‌پراکنی.  

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق