باغشهری که قربانی قانونهای کج و مدیریتهای کور شده است
با این دستفرمان خوانسار خشک میشود
۴ آبان ۱۴۰۴، ۱۸:۰۰
این روزها بازار روایت نابودی محیطزیست و مصادیق تخریب از گوشهوکنار سرزمین مادری داغ است؛ خشکی تالابها، رودخانهها، مراتع، سدها و کاهش ارتفاع و پهنای عرصههای جنگلی، جولان ریزگرد، فرونشست و ترکها و فروچالههای وحشتآور. این داغ و روایت سرخ کی تمام میشود؟ حد و مرز آبادانی و تخریب کجاست؟ علت ترویج این دامنه از تخریب چیست و توسط چه نهادهایی جریان دارد؟ راهحلها چگونه و چه زمانی به کار گرفته خواهد شد؟ همه شدهاند منتقد و چشمشان خیره در دستان منجیانی که خود مسبب این چالشها هستند. بیان حقیقی و نقادانه اشکالات و برجسته کردن نقاط ضعف و قوت نهادی و فرایندهای مختلف اجتماعی، اقتصادی، محیطزیستی تنها نیمی از مسیر حل مسئله است و نیم دیگر بیان راهحلهایی که عزمی ملموس برای کاربست میدانی آنها دیده نمیشود.
برای فهم وضعیت محیطزیستی دره خوانسار کافی است پس از چند سال اقامت در تهران و دیگر شهرها، این شهر بیایید و یا نرمافزار گوگل را باز کنید و به ۱۵ سال قبل برگردید. بهشتی از مراتع «بویین میاندشت» پیرامون دامنه غربی کوهسار «قبله» و «گلستانکوه» اطراف دره خوانسار را احاطه کرده بود و هماکنون خبری از این ثروت و دارایی نیست و این مراتع هوشمند و قیمتی به کشتزار بیرمق دیم تبدیل شده است. حوضه آبریز بالادست و شهر تاریخی خوانسار نیز از این قاعده نامیمون و گزند مخرب مستثنی نبوده است. خروج کامیونهای چوب از شهر، شنیده شدن صدای دلخراش ارههای برقی بهجای آوازخوانی پرندگان نادر، تغییر کاربریهای مرتعی به کشاورزی و کشاورزی به باغی و باغی به باغویلا تحتتأثیر قوانین ناکارآمد تغییر کاربری و خوشنشینی اندک سالاران، جریان پول و ثروت و چرخه دلالی از شهرها به مناطق خوش آبوهوا و دستنخورده و کاشته شدن تیرهای بتنی و فولادی در درون خاک حاصلخیزی که روزگاری تنور اقتصاد مردمان این دیار را داغ میکرد. چشمهسارهای نحیفی که خداوندگار آن را در دل طبیعت برای پرندگان و حیاتوحش گذاشته بود و اکنون از دسترس آنها خارج شده است. مراتع هوشمند و پر از سخاوت گیاهان دارویی که با ضرباهنگ جهادکشاورزی شخم و شیار و به زمینهای دیم و یا باغهایی تبدیل میشوند که عاقبتی جز خشکی و داغی بر دل مالکش نخواهد داشت. جادههای متعدد مرگ در دل طبیعت که در عمق کوهستان نفوذ کردهاند و حریم زیستمندان را دریده و دست قاچاقچیان را به ساقه انواع گیاهان دارویی نزدیک و تیر شکارچیان را برای دریدن گرده زیستمندان و حیاتوحش در حال انقراض مأنوس کرده است. باغهای تاریخی یکپارچه و کوچهباغهایی که یکی پس از دیگری گشاد میشوند و درختانش با دیوارهای سنگ و ملاتی عریض و طویل و ویلاهای بهظاهر زیبا جایگزین میشوند. مشابه این قصه پرغصه را در باغات قصرالدشت شیراز نیز میتوان دید. ساختمانهای بلندی که در گلوگاه تنفسی شهر بالا میروند و ریههای این دره زیبا را تنگ میکنند.
خوانسار زخمی سوءمدیریت است
ابنیههایی که با نمای رومی از دل فضای سبز خوانسار قارچگونه و سرطانی رشد میکنند، از سر و رویش بالا میروند و دامن سبزگونهاش را پاک و با فلز و بتن سرد و طرحهای بهظاهر زیبا و انسانساز جایگزین میکنند. دالان درختی منحصربهفردی که خنکای آن در تابستان گرمی ریهها را طراوت و زیبایی آن تعجب هر رهگذری را برمیانگیزد. چنارهایش یکییکی فریاد مرگ سر میدهند و چشمهسار خوانسار که با سوءمدیریت شهری و سکوت مجموعه انسانی و اثربخشی ضعیف مدعیالعموم و نهادهای مردمی و رسانه مستقل به خشکی نزدیک میشود.
خوانسار منطقهای حساس است؛ طاقت اینهمه تغییر را ندارد. خاکش محدود، آبرفتهایش کمعمق و منابع آبیاش کمبضاعت است و جغرافیای ویژه و تنوعزیستی منحصربهفردی دارد. در گذشته که صنعت زنبورداری و تولید عسل رونق داشت، بازار فروش گیاهان دارویی، تولید کتیرا و گزانگبین، دامداری پایدار، جاذبههای گردشگری و محصولات باغی اقتصاد پویای این شهر را تشکیل میداد. هماکنون تعداد مجموعههای زنبورداری به انگشتان دست نیز نمیرسد! خبری از تولید کتیرا و گزنگبین نیست. خاک حاصلخیز و عرصههای کشتزار توسط بدنه شهری پوشانده شده است. باغات تاریخی یکی پس از دیگری از مدار یکپارچگی و انبوه درختان چندصدساله خارج میشود و استعداد تولید سیلاب بیشتر شده است. پوشش برف کم و بیرمق شده و مشاهده یخچال طبیعی خوانسار به خیالی خاطرهانگارانه تبدیل و شرایط بیابانزایی بهتدریج مهیا میشود. طرحهای انتقال آب پدیده مهاجرتهای آبی را تشدید کرده و برنامههای ساختوساز دلالان غیربومی با هدف خوشنشینی معمول شده و بدنه نحیف و حساس این ابردهستان سرسبز، خارج از ظرفیت و تابآوری محیطزیستی با مجموعهای از تغییر کاربریها دستوپنجه نرم میکند.
همه در قبال محیطزیست مسئولاند
از کارآفرینی متمول در حوزه گردشگری خواستم به محیطزیست کمکرسانی کند و کنشگری فعالانه داشته باشد؛ پاسخ داد: «به من چه!» غافل از اینکه خوانسار بدون دالان درختی و باغات کهن و چشمهسار پرآب جذابیتی ندارد. از مسئولی خواستم مشارکت مردمی و جریان پرقدرت عمومی را برای حفظ مراتع از آتشسوزی و قاچاق گیاهان دارویی و چرای افسارگسیخته و خارج از ظرفیت مراتع تقویت کند؛ پاسخ داد: «نیروی انسانی و ماشینآلات و ابزار سختافزاری ندارم.» غافل از اینکه در طول تاریخ ایران مجموعه بهرهبرداران و نهادهای مردمی محیطزیست را نگهداری کردهاند. از تعداد زیادی از اصحاب رسانه و قلم خواستم در موضوع محیطزیست ورود کنند که آنها نیز مرا به در بسته هدایت و دریچه امیدم را تنگ کردند! از دادستان شهر خواستم کوهتراشی در ارتفاعات کوه قبله را متوقف کند. او نیز پاسخ داد: در حیطه و جغرافیای اختیاراتش نیست؛ غافل از اینکه محیطزیست مرز سیاسی و استانی نمیشناسد و لازم است قوه مقننه نیز حوضهای بیندیشد و اقدام کند. چند مرحله آتشسوزی را در بالادست تجربه کردیم و هر بار توسط تعداد معدودی از دوستداران محیطزیست بومی و غیربومی بهموقع خاموش شد و جهنم آتش فروکش کرد؛ ولی دریغ از راهبرد پیشگیری! دریغ از فراخوان عمومی برای تشکلهای همیار طبیعت! حتی یک تشکر خشک و خالی نیز دریافت نشد! دریغ از یک لوح تقدیر و یا یک نشان محیطبان افتخاری به تنها کنشگر فعال و باقیمانده، آقای «کیومرث خامه»! آیا تشویق و تنبیه بازدارنده، اثربخش و امیدآفرین نیست؟! امر به معروف و نهی از منکر کجای این قصه است؟! فریادهای آگاهیبخش و هشدارهای بهموقع در تریبونهای عمومی و مساجد چه سهمی از گرهگشایی و یا اقدام پیشگیرانه دارد؟!
محیطزیست مسئله دینی و ملی است
در حلوفصل چالشهای محیطزیست جهانی متخصصان دستبهدامن ادیان الهی شدهاند. من نیز در مقالات قبلی دستبهدامن روحانیت و مطالبهگری مثالزدنی و تاریخی آنها شدم. در این شهر بارها فریاد و دغدغه اسلام و محیطزیست را در جلسات مختلف فریاد زدم. بهراستی چرا باید برای تحقق مصادیق حقیقی آبادانی و حفظ مصالح و اموال عمومی جنگید؟ محیطزیست یک موضوع ملی است و نباید تحتتأثیر قوانین سطحی و یا کمیسیونهای کمبنیه و فاقد جامعیت استقلال خود را مخدوش و نگاه حفاظت از انفال عمومی و محیطزیست سرزمینی در ارگانها و وزارتخانههای مختلف بهگونهای موازی، زیرپوستی و تشدیدشونده به مرز نابودی نزدیک شود. چرا در میزگردهای جایگزینی نفت با معدن جای محیطزیست خالی است؟! چرا فریاد مالکیت معادن سر داده میشود؟! چرا جلوی گرانی اقلام کشاورزی گرفته نمیشود تا روند نابودی منابع آب و خاک و مسابقه بهرهمندی مخرب از منابع باقیمانده تشدید نشود؟! چرا بسیاری از طرحها فاقد پیوست محیطزیست است و تحت کمیسیونهای مختلف حل اختلاف در جهادکشاورزی، شهرداری، وزارت نیرو، صنایع و معادن و براساس قانون کثرت آرای موافق، محیطزیست به حاشیه رانده میشود؟! بهتر نبود قوانین تغییر کاربری قبل از اینکه بهعنوان نسخهای واحد برای کل کشور تبدیل و ابلاغ شود، آسیبشناسی فنی، اجتماعی، اقتصادی، محیطزیستی آن در جغرافیای محلی و حوضههای زیستی مورد ارزیابی قرار میگرفت و بسته به شرایط و مقتضیات و چالشهای محلی استثنائات لازم لحاظ میشد. این قانون به شهرهای حساسی چون خوانسار آسیب رسانده و کمیسیونهای مختلف حل اختلاف نیز فاقد جامعیت و نگاه عادلانه به حوضه آبخیز، حقوق بیننسلی و مصادیق امنیت عمومی هستند؟!
افزایش دما در خوانسار، تشدید آلودگی و کاهش جریانات هوای پاک تحتتأثیر ساخت ابنیههای مرتفع در ارتفاعات غربی و قطع درختان و نابودی باغات تاریخی، کاهش ماندگاری برف در ارتفاعات خوانسار و خشکی چشمهسار اصلی بهدلیل دستکاریهای شهرداری در دامنه کوهستان قبله و توسعه مستحدثات شهری و فعالیت واحد صنعتی احمدی در ارتفاعات مشرف به شهر خوانسار، خشکیدن دالان زیبا و بینظیر درختی بهدلیل افت آبخوان، خطرپذیری بیشتر شهر از مخاطرات سیل و تشدید قدرت سیلاب تحتتأثیر تغییر کاربری بالادست سد خوانسار را هشدار میدهم.
لازم است همه تریبونها و ظرفیتهای موجود برای افزایش یادگیری و آگاهی و اصلاح نگرش عمومی و تخصصی بهکار گرفته شود و روحانیت مانند گذشته مطالبهگری آگاهانه و صحیح و مؤثری را در چارچوب فرامین دینی و کشف مصادیق تخریب برپایه آموزههای فقهی و دینی اعمال کند، هرچه سریعتر بدنه شهری به مناطق دیگر منتقل شود و ضمن تخریب دیوارکشیها و تغییر کاربریهای باغی موجود و کاشت نهالهای جایگزین در باغات تخریبشده، به ترویج بیشتر این اقدامات فسادآور پایان دهند. برنامههای جامع شهری با نگاه پیشگیری و منطبقبر محیطزیست و کاربری اقتصادی سبزپایه، گردشگری پایدار، صنعت زنبورداری و حفظ و توسعه گیاهان دارویی و مرتعداری پایدار تدوین و ابلاغ شود و از برنامههای آبمحور برای توسعه نامطلوب شهری پرهیز شود و برنامه تشکیل نهادهای اقتصادی مردم پایه براساس ظرفیتهای بالقوه شهر خوانسار و مؤثر بر تابآوری شهری و محیطزیست پیرامونی در دستورکار قرار گیرد.
برچسب ها:
حیاتوحش، قطع درختان، کمیسیون، گردشگری، گردشگری پایدار، محیطزیست، وزارت نیرو
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
آلودگی هوا، کودهای شیمیایی و قارچکشها زبان شیمیایی طبیعت را دگرگون میکنند
حمله به زبان بویایی ساکنان زمین
چهار داوطلب از دشواری اطفای حریق در جنگلهای زاگرس در استان فارس میگویند
شعلهها از داوطلبان جلو میزنند
در نشست احیای دریاچه ارومیه با حضور پزشکیان مطرح شد
احیای ارومیه در گرو حکمرانی علمی آب
سازمان حفاظت محیطزیست:
هوشمندسازی، راهبرد نوین حفاظت از حیاتوحش ایران
گامی مهم برای نجات گونههای در معرض خطر انقراض
احیای نسل «فسیلهای زنده» دریای خزر در رودخانه تجن؛ ایجاد ذخیرهگاه ژنتیکی ماهیان خاویاری در دستور کار
حضور پرندگان مهاجر در شمال غرب کشور
استقرار هزاران سار صورتی در زیستگاههای طبیعی شهرستان انگوت
بحران در زیستگاههای حساس حیاتوحش
چرای غیرمجاز دام در خراسان شمالی؛ تهدیدی جدی برای بقای یوزپلنگ آسیایی
گامی مؤثر در جهت حفاظت از تنوع زیستی استان تهران
بازگشت حیاتوحش به طبیعت؛ ۳۵ گونه جانوری در مناطق حفاظتشده تهران رهاسازی شدند
وضعیت نگرانکننده تراز آب بزرگترین دریاچه جهان
کاهش یکمتری تراز آب دریای خزر در ۵ سال اخیر
حفاظت از تالابهای کشور
لاهیجانزاده: حفاظت پایدار از تالابها بدون مشارکت جوامع محلی ممکن نیست
وب گردی
- بهترین پنل پیامکی ایران [4 تا از بهترین سامانه پیامکی ایران]
- آشنایی با خدمات متنوع اسنپفود در رشت
- بهترین مدل شومیز برای افراد چاق؛ 10 مدل ترند 1405
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه بیشتر
بیشترین نظر کاربران
ورود یوزپلنگ «هلیا» و سه تولهاش به شرق سمنان
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید