مروری بر کتاب «شعاع؛ میدان تحریر، برداشت دوم»

در میانه میدان، مراقبتی فمینیستی





در میانه میدان، مراقبتی فمینیستی

۲۵ مهر ۱۴۰۴، ۱۷:۴۵

کتاب «شعاع؛ میدان تحریر، برداشت دوم» نوشته «یاسمین الرفاعی» (انتشارات ورسو، ۲۰۲۲) اثری است که در قالبی چندگانه روایت می‌شود؛ رمان، گزارش، مصاحبه و تاریخ‌نگاری. این قالب چندگانه ارتباطی مستقیم با فضای پساانقلاب مصر دارد؛ فضایی که روایت منسجم و واحد از وقایع ممکن نیست. الرفاعی شور و تضادهای انقلاب ۲۰۱۱ مصر را از منظری فمینیستی نشان می‌دهد و با نگاهی تاریخی، داستان «عملیات مقابله با آزار و تجاوز جنسی» یا به ‌اختصار «اُپانتیش» را بازگو می‌کند؛ گروهی از زنان و مردان که در میدان تحریر، برای نجات زنانی که در میان جمعیت هدف آزار و حمله قرار می‌گرفتند، مداخله می‌کردند. الرفاعی در این کتاب گزارشی از کنشگری ارائه می‌دهد و تأملی بر مرزهای انقلاب، همبستگی و مقاومت فمینیستی در برابر ساختارهای پدرسالار و اقتدارگرا دارد.

کتاب «شعاع» روایتی از بدن‌هاست؛ بدن‌های زنانه به‌عنوان میدان نبرد سیاسی و ابزار کنترل اجتماعی. الرفاعی نشان می‌دهد چگونه شور و امید آزادی‌خواهانه انقلاب، زیر موجی از خشونت پدرسالارانه در فضای عمومی فرو نشست. الرفاعی از موقعیتی دوگانه می‌نویسد: هم شاهد و هم کنشگر. او میان حافظه شخصی و گواهی جمعی در نوسان است. صدایش آرام و گاه فروخورده است، گویی خستگی و دلزدگی پس از انقلاب در لایه‌های نثرش رسوب کرده. او مقاومت را رمانتیزه نمی‌کند؛ بلکه بر پیچیدگی «مراقبت سیاسی» تأکید دارد؛ همان «کار در آغوش گرفتن» یکدیگر در شرایطی غیرممکن. روایت او از قطعاتی متنوع تشکیل شده: مصاحبه‌ها، تأمل‌ها و صحنه‌های کوتاه. این ساختار پاره‌پاره، شکلی از حافظه گسسته و امید ازهم‌گسیخته انقلابی را بازتاب می‌کند.

یاسمین الرفاعی در این کتاب هیچ‌گاه قهرمانی را در معنای سنتی قهرمان انقلابی یا نجات‌دهنده بازنمایی نمی‌کند. داوطلبانی که در میدان تحریر برای نجات زنان مداخله می‌کنند، در روایت او فرسوده، ترسیده، آسیب‌دیده و حتی گاهی پر از تردید هستند. آنها خطا می‌کنند، می‌ترسند و با پیامدهای روانی آنچه دیده‌اند، دست‌وپنجه نرم می‌کنند. اما همین اعتراف به محدودیت و آسیب‌پذیری است که روایت را انسانی و صادق می‌سازد. از این نظر، شعاع نوعی واژگون‌سازی مفهوم قهرمانی را پیش می‌نهد: قهرمان در این روایت کسی نیست که نترسد، بلکه کسی است که در دل ترس و شکنندگی همچنان دست به عمل می‌زند. این همان جایی است که کنش سیاسی نه از قدرت مطلق، بلکه از آگاهی به شکنندگی مشترک انسان‌ها برمی‌خیزد.

الرفاعی در این کتاب چیزی فراتر از سندی سیاسی آفریده؛ او تبلور فکری و زیسته فمینیسم را نوشته است؛ یادآوری اینکه انقلاب‌ها فقط در میدان‌ها و پارلمان‌ها شکل نمی‌گیرند، بلکه در کار خاموش و پرخطر مراقبت نیز زاده می‌شوند؛ در همان شعاعی که برای دوام و بقا به‌ دور یکدیگر می‌کشیم. کتاب شعاع خشونت جنسی را از قالب صرف یک مسئله فرهنگی خارج می‌کند و آن را به‌عنوان مسئله‌ای سیاسی یادآور می‌شود و نشان می‌دهد این‌بار زنان عرب که اغلب سوژه‌هایی منفعل و سرخورده به چشم می‌آیند، خود، عاملان مبارزه هستند. الرفاعی بر این عقیده است که «انقلاب فقط به‌دست‌آوردن قدرت نیست، بلکه انقلاب میان مردم است و درون آنها».

کتاب شعاع هم مرثیه است و هم بایگانی؛ سوگنامه‌ای برای لحظه‌ای زودگذر از امکان انقلاب و سندی از بازتولید پدرسالاری حتی در دل جنبش‌های آزادی‌خواه. بااین‌همه، کتاب الگویی از روایتگری فمینیستی عرضه می‌کند که شکنندگی را به‌اندازه قهرمانی ارزشمند می‌داند؛ هرچند نه به‌صورت صریح یا نظری، بلکه از خلال لحن و ساختار روایتش. الرفاعی نشان می‌دهد آسیب‌پذیری و توان، دو سوی یک واقعیت انسانی‌اند: کنش فمینیستی از دل همین آگاهی به شکنندگی مشترک برمی‌خیزد. «پگاه پزشکی» و «شیما وزوایی»، مترجمان این اثر در یادداشتی که در مجله «زنان امروز» در باب این کتاب منتشر کرده‌اند، چنین می‌گویند: «ما این کتاب را در سالی که گذشت ترجمه کردیم. سالی پر از لحظه‌های اضطراب، استیصال و اما هنوز بسیار نزدیک به خاطره‌هایما‌ن از خیزشی انقلابی. در روزهای ترجمه تصور می‌کردیم در «اتاق عملیات» نشسته‌ایم و وسایلما‌ن را در دو گوشه پهن کرده‌ایم. بارها به‌هم گفتیم: «این همان کتابی است که نیاز داشتیم بخوانیم.»

 

به اشتراک بگذارید:

برچسب ها:

، ،





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شهــرکُــشــــــی

شهــرکُــشــــــی