حق عمومی یا مالکیت خصوصی؟
تسخیر فضای سبز
31 شهریور 1404، 18:45
شهرها قرار است محل زندگی جمعی باشند، نه صحنه تصاحب و محصورسازی. شهر جایی است که حافظه مشترک در آن شکل میگیرد، جایی که مردم در آن حضور پیدا میکنند، میبینند، قدم میزنند و از دیدن طبیعت در دل سنگ و آجر لذت میبرند. اما آنچه امروز در بسیاری از شهرهای ایران و بهویژه تهران میبینیم، دقیقاً برعکس این معناست. دیوارهایی که هر روز بالاتر میروند، باغها و درختانی که پشت دیوارهای بلند پنهان میشوند و حقوق عمومی که بیصدا قربانی منطق مالکانه و امنیتی مدیران شهری میشود. پارکها و فضاهای سبز که باید ریههای شهر باشند، یکی پس از دیگری تسخیر میشوند. بخشی از آنها به حیاطهای اختصاصی ادارات دولتی تبدیل شده، بخشی دیگر پشت دیوارهای کور محصور شدهاند و حتی گاه بهبهانه بازارچههای موقت و «فعالسازی» در حاشیه پارکها، سیمای سبز شهر تکهتکه و بینظم میشود. این روند نهفقط چشمانداز شهری را مخدوش کرده، بلکه بهشکلی سیستماتیک حق ساده و بدیهی شهروندان را برای دیدن و لمسکردن طبیعت از میان برده است.
شهرهای باز، شهرهای بسته
در بسیاری از شهرهای توسعهیافته، حتی ساختمانهای حساس از جمله سفارتخانهها با پرچینهای کوتاه یا حفاظهای نیمهشفاف از خیابان جدا میشوند. چرا؟ چون منظر عمومی بخشی از حق جمعی مردم است و نمیتوان آن را مصادره کرد. اما در تهران، منطق قلعهسازی حاکم است. دیوارهای کور یکی پس از دیگری بالا میروند، تا جایی که خیابانهای شهر تبدیل به کریدورهای خفه سنگی و سیمانی شدهاند. شهروند دیگر نه طبیعتی میبیند، نه هوایی نفس میکشد و نه حس تعلقی به فضایی دارد که قرار است خانهاش باشد.
دیوارکشی دور فضاهای سبز یک تصمیم مدیریتی ساده نیست. در معماری و شهرسازی امروز، فضاهای سبز بخش جداییناپذیر زیرساخت شهر هستند. فضاهای سبز فقط تزئین یا فضای اضافه نیستند، بلکه تضمینکننده کیفیت هوا، آسایش حرارتی، سلامت روان و حتی هویت مکانی هستند. وقتی نهادی دولتی با توجیه امنیتی یا مالکیتی، بخشی از باغ را با دیوار میپوشاند، درحقیقت شریانهای تنفسی شهر را قطع میکند.
روان جمعی زیر فشار دیوارها
مشکل فقط زیباییشناسی نیست. محرومکردن مردم از دیدن طبیعت، ضربهای مستقیم به روان جمعی جامعه است. تحقیقات روانشناسی محیطی بارها نشان دادهاند دیدن رنگ سبز، تماشای شاخهها و نور درختان یکی از سادهترین راههای کاهش استرس و افزایش احساس آرامش است. وقتی این امکان از بین میرود، نتیجهاش انباشت اضطراب، خشم پنهان و فرسودگی روانی است. به زبان سادهتر، دیوارکشیها روان جامعه را فرسوده و خسته میکند، حتی اگر شهروند خودش نتواند دقیقاً علت را توضیح دهد.
دیوارکشی فضاهای سبز از منظر عدالت فضایی، نمونهای آشکار از خصوصیسازی منافع عمومی است. فضای سبزی که باید برای همه باشد، به حیاط خصوصی یک اداره یا سازمان تبدیل میشود. در بیرون، عابری که میان دیوارها قدم میزند و تنها سنگ و سیمان میبیند؛ در درون، مدیران و کارمندان که بر چمنهای انحصاری راه میروند. این تصویر چیزی جز فریاد نابرابری در سیمای شهر نیست.
چنین دوگانگیای بهطور مستقیم شکاف اجتماعی را عمیقتر میکند. وقتی مردم میبینند مسئولان حتی از حق دیدن درختان در شهر محرومشان کردهاند، حس بیعدالتی و بیگانگی نسبت به شهر تقویت میشود.
مرگ خیابان زنده
از منظر شهرسازی، دیوارکشیها بافت شهری را میشکنند. خیابان زمانی زنده است که جدارههایش فعال باشند، مغازهها، پنجرهها، ورودیها و فضاهایی که با عابر ارتباط برقرار میکنند. دیوارهای بلند اما خیابان را به دالانهای بیروح و ناامن بدل میسازند. دیوارها نهتنها امنیت ایجاد نمیکنند، بلکه با خاموشکردن حیات شهری، ناامنی بیشتری میسازند.
اگر حداقل این دیوارها طراحی درست داشتند، شاید میشد گفت منظرهای تازه جایگزین طبیعت میشود. اما واقعیت این است که اغلب دیوارکشیها با مصالح ارزان، رنگهای زننده و ارتفاعهای ناموزون ساخته میشوند. نتیجه؟ نهتنها طبیعت حذف میشود، بلکه آشفتگی بصری هم به شهر تحمیل میشود. به زبان ساده، ما هم طبیعت را پنهان کردهایم و هم دیوارهایی زشت به جایش تحمیل کردهایم.
چرا هنوز قلعه میسازیم؟
پرسش اساسی اینجاست: چرا باید منطق قلعهسازی هنوز بر مدیریت شهری ما حاکم باشد؟ جهان سالهاست از دیوارهای کور عبور کرده و شفافیت را اصل طراحی دانسته است. ساختمانهای اداری مدرن با جدارههای شیشهای ساخته میشوند تا مرز میان درون و بیرون کمرنگ شود. ما اما هنوز درگیر ساخت قلعهایم؛ دیوارهایی بلند، بیروح و کور که حتی سایه درختی را هم از خیابان دریغ میکنند.
راهحلها سادهاند هیچچیز پیچیدهای در میان نیست. راهکارها روشن و بدیهیاند:
– حذف دیوارهای کور و جایگزینی آنها با پرچینهای سبز یا حفاظهای شفاف؛
– تدوین ضوابط الزامآور شهرسازی که محصور کردن فضاهای سبز را ممنوع کند؛
– بازگرداندن حق بصری به شهروندان، حتی اگر ورود به فضای سبز ممکن نباشد، مردم باید بتوانند آن را ببینند؛
– فرهنگسازی میان مدیران که بیاموزند شهر ملک شخصی آنها نیست و آنها فقط امانتدار منابع عمومیاند.
دیوارکشی فضاهای سبز چیزی بیش از یک اشتباه طراحی است، خیانتی به کرامت انسانی در بستر شهری است. مردم حق دارند در مسیر روزانهشان از دیدن شاخهای سبز، انعکاس نور بر برگها یا تغییر رنگ فصلها لذت ببرند. این لذت کوچک بخشی از زندگی شهری و بخشی از حقوق بنیادین انسان است. محرومکردن مردم از آن، یک خیانت شهرسازی است.
اگر قرار است شهر برای انسان ساخته شود، این دیوارها باید فرو بریزند. وگرنه، نتیجهاش شهری خواهد بود که پر از ساختمان و دیوار است، اما خالی از منظر، آرامش و حس تعلق. شهری که در آن مردم هر روز بیشتر بیگانه میشوند، روانشان فرسودهتر میشود و دیوارها بهجای حفاظت، تنها بر زخمهای جمعی میافزایند.
برچسب ها:
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
نگاهی به چرایی خشکیدن کاجهای چیتگر
مهندسی طبیعت، اعلام جنگ با طبیعت، شکست از طبیعت
چرا با وجود قوانین حفاظتی، بناهای تاریخی ایران همچنان تخریب میشوند؟
میراثی که هنوز نشناختهایم، بناهایی که دیگر نداریم!
ادامه تخریب در سایه بلاتکلیفی واگذاری و مدیریت
زنگ خطر برای پارک جنگلی دزفول
وقت تغییر نام شرکت «آب و فاضلاب» نرسیده است؟
سال زراعی تازه؛ از حافظه مهرگان تا آینده کشاورزی ایران
دانش مهندسی در ایجاد و قرارگیری شهر تاریخی بیشاپور
به بهانه «هفته تهران» و دگرگونیهای سیاه و سپید آن
تهران؛ آرمانشهر و ویرانشهر
به مناسبت روز روستا و عشایر، از دیدن کمبودها تا دیدن ظرفیتها
روستا، حاشیهٔ اقتصاد ایران نیست
زنگ خطر طاعون در مرزهای همسایه
روستا و عشایر ایران در افق ۱۴۱۵
ماندن، مهاجرت یا یک انتخاب سوم؟
وب گردی
- بهترین هتل های مازندران و گیلان کدامند؟ 8 هتل های خوب شمال
- مشارکت اسنپ در خرید دستگاه استریل جراحی چشم
- لایو ترید؛ بهترین راه برای دیدن اجرای واقعی یک استراتژی معاملاتی
- بهترین آموزشگاه تیزهوشان کشور کجاست؟
- معرفی طرح های بیمه تکمیلی انفرادی سامان | پوششها و شرایط خرید
- مطالبه گنجاندن حداقل حقوق ۷۰ میلیونی معلمان در بودجه ۱۴۰۶
- درخواست معافیت دانشجویان ممتاز دکتری دانشگاه آزاد اسلامی از آزمون جامع
- درخواست افزودن درس موسیقی در مدارس
- حذف شرط: کد تخفیف اسنپ فود کد تخفیف اسنپ فود
- مطالبه عمومی برای اجرای مصوبات انتقال معادن شیراز بیشتر
بیشترین نظر کاربران
زیر چتر سبز گیلان؛ از باد منجیل تا لبخند بچهها
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید