چابک‌سازی وزارت جهادکشاورزی با تضعیف حکمرانی منابع‌طبیعی؟





چابک‌سازی وزارت جهادکشاورزی با تضعیف حکمرانی منابع‌طبیعی؟

۳۰ شهریور ۱۴۰۴، ۲۱:۱۴

در روزهایی که کشور بیش از هر زمان دیگر به مدیریت کارآمد منابع‌طبیعی نیازمند است، تصمیم اخیر شورای‌عالی اداری مبنی‌بر انحلال سازمان منابع‌طبیعی و آبخیزداری کشور و ادغام آن در وزارت جهادکشاورزی، بحث‌های فراوانی را برانگیخته است. بهتر بگوییم، سازمانی که در خط مقدم مقابله با بحران‌های زیست‌محیطی چون فرسایش خاک، تغییراقلیم، بیابان‌زایی، حریق‌های گسترده و در یک کلام، تخریب سرزمین قرار دارد، در کمال تعجب و مظلومانه در خطر فروپاشی قرار گرفته است. حذف یا تضعیف این نهاد به‌معنای کاستن از ظرفیت نهادی کشور برای مدیریت این بحران‌هاست. برخی خبرها حکایت از آن دارند که با تلاش‌های برخی مسئولین این وزارتخانه، انحلال این سازمان منتفی شده است، اما همچنان این تهدید وجود دارد که با یک تصمیم اشتباه، ظرفیت‌های مدیریتی سرزمین ایران دچار استیصال شود. اگرچه هدف رسمی این تصمیم، چابک‌سازی وزارت جهادکشاورزی و کاهش موازی‌کاری‌های اداری عنوان شده است، اما بررسی این سیاست از منظر حکمرانی منابع‌طبیعی، نشان می‌دهد انحلال این نهاد تخصصی نه‌تنها به چابکی وزارتخانه منجر نخواهد شد، بلکه ظرفیت نهادی کشور در حفاظت از منابع‌طبیعی را تضعیف خواهد کرد.
چابک‌سازی در ادبیات مدیریتی، چابک‌سازی ناظر بر اصلاح فرایندها، کاهش زمان تصمیم‌گیری، افزایش پاسخگویی، ارتقای شفافیت و تقویت ظرفیت یادگیری سازمانی است. این مفهوم اساساً به بازمهندسی سازوکارهای درونی اشاره دارد، نه به انحلال نهادهایی که دارای مأموریت‌های بنیادین و هویت سازمانی هستند. تجربه جهانی نشان می‌دهد کشورهایی که در حکمرانی منابع‌طبیعی موفق عمل کرده‌اند، مسیر متفاوتی را پیموده‌اند: تقویت استقلال نهادهای تخصصی، افزایش اختیارات آنها و طراحی سازوکارهایی برای مشارکت همه ذی‌نفعان، اصلاح قوانین و مقررات، توانمندسازی نیروی انسانی و… .
مطابق ادبیات حکمرانی، دستیابی به حکمرانی خوب و مؤثر در منابع‌طبیعی مستلزم تحقق مجموعه‌ای از شاخص‌هاست: مشارکت مؤثر و معنادار ذی‌نفعان، شفافیت در سیاستگذاری و تصمیم‌گیری، پاسخگویی نهادها به افکار عمومی، عدالت در بهره‌برداری از منابع، کارایی و اثربخشی سیاست‌ها، انسجام نهادی و التزام به قانون. اکنون باید پرسید: آیا انحلال سازمان منابع‌طبیعی و ادغام آن در ساختاری گسترده‌تر، این شاخص‌ها را تقویت خواهد کرد یا برعکس، موجب تضعیف آنها خواهد شد و کاهش انسجام نهادی و ازدست‌رفتن تمرکز مدیریتی را به‌دنبال خواهد داشت؟
واقعیت آن است که سازمان منابع‌طبیعی نیاز به تقویت ساختاری و چابک‌سازی فرایندهای خود دارد، اما این سازمان در طی دهه‌ها فعالیت خود، علاوه‌بر تجربه و دانش تخصصی در حوزه جنگل، مرتع، بیابان و آبخیزداری، یک سرمایه اجتماعی و هویت سازمانی ویژه شکل داده است، که متلاشی کردن آن، یک گام بزرگ رو به عقب است. از سوی دیگر، این تصمیم می‌تواند موجب «بوروکراسی پنهان» شود. به‌جای آنکه فرایندها تسهیل شوند، تداخل وظایف، پراکندگی مأموریت‌ها و تضاد منافع باعث کندی بیشتر در تصمیم‌گیری خواهد شد. افزون‌برآن، اعتماد اجتماعی نسبت به نهادهای حاکمیتی در حوزه منابع‌طبیعی که طی سال‌ها به دشواری شکل گرفته است، در معرض تضعیف قرار می‌گیرد. چابکی واقعی در حکمرانی منابع‌طبیعی زمانی حاصل می‌شود که فرایندها شفاف و علمی باشند، نهادها پاسخگو و منسجم عمل کنند و مشارکت ذی‌نفعان به‌طور نهادمند در سیاستگذاری و اجرا لحاظ شود. ادغام یا انحلال یک سازمان تخصصی نه‌تنها این شاخص‌ها را محقق نمی‌کند، بلکه به پراکندگی نهادی، تضعیف انسجام و کاهش سرمایه اجتماعی منجر می‌شود. بنابر آنچه در سطور فوق آمد، انحلال سازمان منابع‌طبیعی ابزار مناسبی برای چابک‌سازی وزارت جهادکشاورزی نیست، بلکه هدف شورای‌عالی اداری باید تحقق حکمرانی مطلوب در منابع‌طبیعی از طریق حفظ و تقویت سازمان متولی منابع‌طبیعی، استقلال نهادی، چابک‌سازی ساختارها و فرایندهای آن، شفافیت، توان پاسخگویی و توسعه سازوکارهای مشارکتی باشد. آینده منابع‌طبیعی ایران، به‌عنوان سرمایه‌ای ملی و بین‌نسلی، بیش از هر زمان دیگر نیازمند یک نهاد تخصصی منابع طبیعی مقتدر و چابک است، نه ادغام و انحلال آنها.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *