مشارکت «برای مردم» آغاز می‌شود و «توسط مردم» به پایان می‌رسد

حفاظت از زاگرس بدون مردم ممکن نیست





حفاظت از زاگرس بدون مردم ممکن نیست

۳ شهریور ۱۴۰۴، ۲۰:۲۹

در جنگل‌های آمازون، نرخ جنگل‌زدایی در زمین‌های بومی ۵۰ درصد کمتر از زمین‌های مشابه اما بدون مدیریت بومیان است. مشارکت جامعه سبب افزایش اعتماد به پروژه‌های توسعه‌ای می‌شود و این اعتماد، زمینه‌ساز همکاری بلندمدت و پایداری پروژه است. ذی‌نفعان مشارکت‌کننده شامل دولت‌ها، جوامع محلی، سازمان‌های مردم‌نهاد، نهادهای محیط‌زیست و منابع‌طبیعی، شرکت‌های خصوصی حامی و حتی مشاغل کوچک، مرتبط با پروژه هستند. نمونه‌ای از این امر در ایران، مهار آتش‌سوزی جنگل‌ها از طریق مشارکت جوامع محلی است که بدون همکاری آنها امکان‌پذیر نیست. تا زمانی که مردم جنگل‌ها را متعلق به خود و بخشی از معیشت و زندگی‌شان نبینند، نمی‌توان انتظار داشت در نقش نجات‌دهندگان اصلی عمل کنند. نمونه‌ای از این مشارکت، پروژه اطفای حریق «نهضت سبز زاگرس» در ایران است که اساس فعالیت خود را بر دخیل کردن مردم محلی گذاشته است.
کلمه «مشارکت» برای نخستین‌بار در سال‌های ۱۹۶۰ تا ۱۹۷۰ مطرح شد؛ زمانی که پروژه‌های توسعه‌ای با شکست مواجه شدند. مدیران و مسئولان این پروژه‌ها و سیاستگذاران دریافتند دلیل اصلی به ثمر نرسیدن انواع پروژه‌ها، سازگار نبودن آنها با نیازها و خواسته‌های ذی‌نفعان و بهره‌برداران اصلی است. در همین راستا، مشارکت به‌عنوان کلیدواژه‌ای اصلی در فرایند تعریف، اجرا و پایش پروژه‌ها مطرح شد.
مشارکت در مفهوم علمی، به‌معنای درگیر و شریک شدن افراد در یک فعالیت، تصمیم‌گیری یا فرایند است. در هر پروژه، ذی‌نفعان اصلی یا همان جامعه محلی باید در تمام مراحل، از نیازسنجی تا برنامه‌ریزی، اجرا و درنهایت ارزیابی، حضور و نقش داشته باشند.
مشارکت، طیفی از صفر تا صد دارد که از «برای مردم» آغاز می‌شود؛ حالتی که بیشتر در پروژه‌های دولتی دیده می‌شود و معمولاً غیرتعاملی یا بسیار محدود است. در ادامه، مرحله «با مردم» قرار دارد که پروژه‌ها با مشارکت مردم اجرا می‌شوند و درنهایت «توسط مردم» است؛ جایی که کار به خود مردم سپرده می‌شود و آنها هدایتگر پروژه هستند. در انتهای این طیف، «توسط مردم»، مشارکت به‌عنوان هدف مطرح می‌شود؛ یعنی پروژه به مردم سپرده می‌شود تا خود آن را اداره کنند و گسترش دهند. در مسیر این طیف، سازمان یا مجری پروژه باید تصمیم بگیرد در کدام نقطه قرار گیرد. البته بسیاری هستند که مشارکت را وسیله‌ای برای رسیدن به اهداف خود می‌دانند. این به‌خودی‌خود منفی نیست، اما باید توجه داشت که مشارکت قربانی اهداف توسعه‌ای نشود.
در پروژه‌های حفاظتی مانند حفاظت و احیای جنگل‌ها، عاملی که سبب کاهش مشارکت و دور شدن جامعه محلی از جنگل‌ها شد، تبدیل آنها به پارک‌های ملی و مناطق حفاظت‌شده تحت مدیریت دولت بود. این اقدام، مردم را از بهره‌برداری پایدار از جنگل و محصولات آن محروم کرد و درنتیجه حس تعلق، مسئولیت‌پذیری و ارتباط عاطفی و ذهنی آنها نسبت به جنگل کاهش یافت. درک این موضوع باعث شد کشورها در پروژه‌های خود موضوع مشارکت را پررنگ‌تر کنند.
بااین‌حال، جلب مشارکت و دخیل کردن مردم محلی در این فرایند، کاری سخت، پرهزینه و زمان‌بر است. این امر نیازمند شناخت تمام پیچیدگی‌ها، نیازها، خواسته‌ها، پذیرش تفاوت‌ها، توجه به دانش بومی، پیوند زدن زندگی و معیشت مردم به جنگل و همراه بودن با آنان است. از سوی دیگر، مشارکت ممکن است حتی مانع دستیابی به برخی اهداف تعیین‌شده در پروژه شود.
مشارکت جامعه، به‌ویژه جامعه محلی، یک عامل حیاتی در موفقیت برنامه‌های احیای پایدار جنگل است. بهره‌گیری از دانش، نیروی کار و تعهد محلی برای پایداری و اثربخشی برنامه‌های مشارکتی و توسعه‌ای ضروری است. سپردن رهبری به جامعه محلی محور موفقیت پروژه‌های حفاظتی و احیای جنگل است؛ زمانی که حقوق، منافع و دانش آنها در اولویت قرار گیرد و مطمئن شوند منافع مشارکت به خودشان نیز بازمی‌گردد. این روند به ایجاد ابتکارات و دستاوردهای مفید محیط‌زیستی و اجتماعی-اقتصادی بلندمدت می‌انجامد.
در سوماترا، حمایت رهبران مردمی و اتحاد زنان زمین از تخریب ۱۰ هزار هکتار جنگل جلوگیری و از شیوه زندگی بومی ۲۵۰ هزار نفر حفاظت کرد. یا در طرح «سرچشمه‌های مقدس آمازون» که توسط جامعه محلی هدایت می‌شود، ۸۶ میلیون هکتار جنگل بارانی در سرزمین‌های بومی با استفاده از مدل‌های محلی مدیریت پایدار، تحت حفاظت قرار گرفت. امروزه باور بر این است که اگر تمرکز جهان بر جذب و ذخیره کربن باشد، مشارکت‌های اجتماعی به یک اولویت تبدیل می‌شود؛ چراکه اطلاع‌رسانی جهانی درباره اثرات مرگبار افزایش دی‌اکسیدکربن گسترده شده و این نگرانی برای اغلب مردم ملموس است. بنابراین، وقتی پای مشارکت در میان باشد، اکثریت جامعه سهیم می‌شوند.
در پروژه‌های احیای جنگل، اگر جامعه محلی پروژه را متعلق به خود بداند و در آن شریک باشد، در شکل‌دهی اهداف و راه‌حل‌های توسعه محلی که نزدیک به نیازها و انتظارات آنهاست، نقش‌آفرین می‌شود. مشارکت جامعه محلی در اجرای پروژه‌های احیا و مدیریت پایدار جنگل، منافع مردم را با منافع طرح هم‌سو می‌کند و در این مسیر، سرمایه‌گذاری‌های زیربنایی بسیار کمک‌کننده است.
نمونه موفق، پروژه حفاظت از جنگل‌های بهشهر توسط «علی یخکشی»، استاد دانشگاه تهران، بود که با مشارکت مردم توانست تعارضات مربوط به چرای دام را از طریق کاشت شبدر در محدوده‌های جنگلی کاهش دهد. همچنین، پروژه‌ای در حال اجرا توسط مؤسسه «سبزکاران بالان» در صد هکتار از جنگل‌های هیرکانی منطقه لیشک شهرستان سیاهکل نیز بر مبنای مشارکت شکل گرفته است. این طرح از مشارکت همگانی مردم ایران در چارچوب مسئولیت اجتماعی تا مشارکت جامعه محلی به‌عنوان ذی‌نفعان اصلی بهره می‌گیرد.
هرچند مسیر مشارکت دشوار است، سبزکاران در پروژه «بانی جنگل» کوشیده است با دخیل کردن مردم محلی در فعالیت‌های اجرایی و ایجاد اشتغال برای دست‌کم هشت نفر از مردان روستا، و همچنین، کمک به فروش محصولات تولیدی زنان روستا در بازارهای بزرگ‌تر، چرخه فقر در روستاهای حاشیه جنگل را بشکند. این کار باعث شده مردم محلی بیش‌ازپیش جنگل را بخشی از زندگی و معیشت خود بدانند. همچنین، این پروژه در نظر دارد با ایجاد اشتغال مکمل از طریق مشارکت شرکت‌ها در چارچوب مسئولیت اجتماعی، به رفاه نسبی منطقه کمک کند و مردم محلی را برای مسئولیت حفاظت از جنگل آماده سازد.
این پروژه یک پایلوت است و ممکن است به همه اهداف تعیین‌شده نرسد، اما چون در مسیر جلب مشارکت گام برمی‌دارد، به شناختی ارزشمند از شیوه‌های تعامل با مردم محلی جنگل‌های هیرکانی منجر می‌شود.
ازاین‌رو می‌توان پیش‌بینی کرد نجات جنگل‌های زاگرس از آتش‌سوزی، تخریب و نابودی تنها با جلب مشارکت مردمی، اعتمادسازی و ایجاد اشتغال پایدار امکان‌پذیر است. برای تحقق این امر، باید حلقه گمشده مشارکت که سبب جدایی مردم از اکوسیستم‌های جنگلی شده است، دوباره به چرخه پروژه‌های حفاظتی دولتی و غیردولتی بازگردد. در این مسیر، دولت باید بیشتر نقش تسهیلگر را ایفا کند، تا مجری، و اجرای چنین پروژه‌هایی را به نهادها و گروه‌های مردمی و متخصصان آموزش‌دیده بسپارد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق