فرصت کاهش انتشار کربن بهسرعت در حال از دست رفتن است
اقتصاد سیاسی علیه زندگی
مهسا غفورینام: مردم از دست دادن شغل و معیشتشان را ترسناکتر از بحران اقلیم میبینند. درنتیجه بهجای پایداری محیطزیستی، نوعی «گذشت جمعی» برای حفظ منافع اقتصادی دولتمردان شکل میگیرد
۴ خرداد ۱۴۰۴، ۲۰:۳۳
اگر همه کشورها به این نتیجه برسند که باید مصرف سوختهای فسیلی را کاهش دهند، تبعات آن بر زندگی کارگرانی که در بخش سوختهای فسیلی فعالیت میکنند، چیست؟ آیا باید روی سازگاری با تغییراقلیم متمرکز شویم یا «کاهش انتشار»،؟ چرا سرمایهداری مانعی بر سر مقابله با گرمایش جهانی است؟ چه راهحلهایی را روی میز داریم؟ پرداختن به این پرسشها و موارد دیگر موضوع نشستی درباره تغییراقلیم با محوریت کتاب «بحران آبوهوایی و پیمان نوین سبز جهانی» نوشته «نوام چامسکی» و «رابرت پالین» بود. در این نشست که توسط انجمن علمی دانشجویی شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی برگزار شد، «بهزاد ملکپور اصل» و «مهسا غفورینام» مترجمان این اثر و «محمدرضا جعفری» پژوهشگر تغییراقلیم سخنرانی کردند.
بهزاد ملکپور، مترجم کتاب «بحران آبوهوایی و پیمان نوین سبز جهانی» با اشاره به اینکه وقتی نام نوام چامسکی را بهعنوان نویسنده این اثر دیدم، برایم جالب بود که او، که عمدتاً بهعنوان یک فیلسوف و فعال سیاسی شناخته میشود، با یک اقتصاددان بهنام رابرت پالین درباره موضوع تغییراقلیم گفتوگو کرده است. رابرت پالین در «بحران آبوهوایی و طرح نوین سبز جهانی: اقتصاد سیاسی نجات زمین» وارد مباحث اقتصادی و عدد و رقم و محاسبات علمی بهویژه در زمینه اقتصاد انرژی و تغییراقلیم میشود، اما چامسکی بیشتر از منظر فلسفه سیاسی و انتقاد از نظام جهانی موضوع را بررسی میکند.
بهگفته او، این دو شخصیت از دو جهان متفاوت آمدهاند؛ یکی اقتصاددان و دیگری فیلسوف انتقادی، اما آنها توانستهاند کنار هم بنشینند و یک کتاب منسجم و باارزش درباره تغییراقلیم خلق کنند. این مترجم افزود: «این نکته برای من بسیار آموزنده است؛ چون در فضای علمی و فکری ما کمتر شاهد این نوع گفتوگوها هستیم که تبدیل به کتاب و منبع جدی شود. کتاب از نظر تأثیرگذاری و اهمیت هم بسیار شناختهشده است؛ بهطوریکه جزو ۲۰ کتاب برتر حوزه تغییراقلیم شناخته شده و در سایتهای علمی، ارجاعات زیادی به آن داده شده است.»
بهزاد ملکپور: در فرایند گذار به انرژیهای پاک، نخستین کسانی که متضرر میشوند، کارگران صنایع سوختهای فسیلی هستند. سؤال مهم این است که چگونه میتوان این گذار را بدون آسیب به زندگی و معیشت این گروه بزرگ از جامعه به انجام رساند
این مترجم با اشاره به اینکه رابرت پالین از سال ۲۰۱۵ بهطور مستمر روی اقتصاد انرژی و تغییراقلیم کار میکند و این گفتوگوها و نوشتهها نتیجه سالها پژوهش و فعالیت عملی او است، گفت: «در کتاب، بحث مالکیت و اقتصاد اکوسیستم هم مطرح میشود؛ جایی که پالین و چامسکی اختلافنظر دارند. پالین بیشتر از منظر اقتصاد کاربردی به موضوع نگاه میکند، درحالیکه چامسکی بیشتر دغدغه سیاسی و انتقادی دارد. یکی از فصلهای مهم کتاب، فصل سوم است که به طرح نوین سبز جهانی اختصاص دارد. این طرح توسط پالین مطرح شده و اصول و چارچوبهای مشخصی دارد که میتواند راهگشای مقابله با بحران اقلیمی باشد. این طرح از سال ۲۰۱۵ بهصورت مقاله منتشر شده و در سال ۲۰۱۸ گسترش یافته است.»
اولین اصل این طرح بهگفته ملکپور، محدود کردن گرم شدن زمین به ۱.۵ درجه سانتیگراد است. او افزود: در گزارش ۲۰۱۸ سازمان بینالمللی تغییراقلیم (IPCC) آمده است اگر نتوانیم تا سال ۲۰۵۰ انتشار کربن را به صفر برسانیم، به ۲ درجه گرم شدن خواهیم رسید که نقطه غیرقابل بازگشت و بسیار خطرناکی است. اما متأسفانه با روند فعلی، تولید گازهای گلخانهای نهتنها کاهش نیافته بلکه افزایش هم داشته است.
ملکپور افزایش بهرهوری انرژی و گذار به انرژیهای تجدیدپذیر را دومین اصل دانست و گفت: «استفاده از انرژیهای خورشیدی، بادی و سایر منابع پاک باید جایگزین انرژیهای فسیلی شود. این یک ضرورت انکارناپذیر است، اما این گذار همراه با چالشهای فراوانی است.»
عدالت اجتماعی و توجه به طبقه کارگر اصل سومی بود که این مترجم به آن اشاره و اضافه کرد: «در فرایند گذار به انرژیهای پاک، نخستین کسانی که متضرر میشوند، کارگران صنایع سوختهای فسیلی هستند. سؤال مهم این است که چگونه میتوان این گذار را بدون آسیب به زندگی و معیشت این گروه بزرگ از جامعه به انجام رساند.»
او آخرین اصل را توزیع عادلانه هزینهها و مسئولیتها در سطح جهانی عنوان کرد و گفت: از نظر پالین باید پاسخ داده شود که چه کسی باید هزینه سالهای ابتدایی گذار را پرداخت کند؟ آیا کشورهایی مانند ایران که سهم کمتری در تولید گازهای گلخانهای دارند، باید همان میزان هزینه را بپردازند که چین و آمریکا، بزرگترین تولیدکنندگان کربن، باید بپردازند؟
بهگفته ملکپور، دو اصل آخر یعنی عدالت اجتماعی و برابری، هنوز محل اختلاف و چالش جدی هستند. بحث توزیع بار مالی این تغییرات از کشورهایی که بیشترین تولید کربن را دارند، به کشورهای کمترتوسعهیافته یکی از مباحث حساس است. او افزود: «کتاب تأکید میکند بدون بسیج سیاسی جهانی، هیچ راهکار اقتصادی و فنی بهتنهایی نمیتواند موفق باشد. همانطورکه در سال ۲۰۱۵ توافقنامه پاریس برای کاهش گازهای گلخانهای امضا شد، اما خروج آمریکا از این توافقنامه نشان داد که بدون اراده سیاسی، حتی بهترین برنامهها نیز به شکست منجر میشوند.»
بهگفته این مترجم، از سوی دیگر حذف یارانههای سوختهای فسیلی یکی از راهکارهای عملیاتی است که این کتاب بهشدت توصیه میکند. اما این کار برای کشورهایی مانند ایران که اقتصادش بهشدت به این یارانهها وابسته است، بسیار سخت و پیچیده است و فشار اجتماعی و اقتصادی زیادی دارد: «موضوع مهم دیگر، مالیات بر کربن است. کتاب پیشنهاد میدهد درآمد حاصل از این مالیات باید به کشورهای کمتوسعهیافته پرداخت شود تا آسیبپذیری آنها در برابر تغییراقلیم جبران شود.»
ملکپور با اشاره به اینکه یکی دیگر از نکات مهم کتاب کاهش بودجههای نظامی بهنفع هزینههای محیطزیستی است، گفت: «اگر فقط ۱۰ درصد از بودجه نظامی به مقابله با تغییراقلیم اختصاص یابد، بخش بزرگی از مشکلات حل میشود.این نکته شاید بیش از هر نکته دیگری در این کتاب اهمیت دارد.» این مترجم درنهایت به جملهای از گرامشی استناد کرد که مسیر را در این زمینه روشن میکند: «بدبینی عقل، خوشبینی اراده».
اقتصاد سیاسی بهنفع گرمایش جهانی
«محمدرضا جعفری»، پژوهشگر تغییراقلیم، نیز در این نشست گفت: «طرح نوین سبز عمدتاً براساس ساختارهای غربی شکل گرفته است و در میان چپگرایان دنیا چه در آمریکا و چه در اروپا بر همین اساس داوری میشود. این طرح با نگاهی به جنبش کارگری و مدنی غرب نوشته شده است و برآمده از ضعفها و نقاط قوت آنهاست و بر پتانسیلهای موجود در این کشورها تکیه دارد. ازاینرو، بیشتر کسانی که درباره این طرح صحبت کردهاند، با نگاهی همدلانه و انتقادی به آن نگریستهاند.»
محمدرضا جعفری: طرح نوین سبز با این فرض مطرح میشود که پنجره اقلیمی در حال بستهشدن است و نیاز به اقدام فوری داریم. اما مشکل اینجاست که حتی کشورهای اروپایی که بیشترین کاهش را در انتشار گازهای گلخانهای داشتهاند، برای رسیدن به اهداف ۲۰۵۰ به ۲۲۰ سال زمان نیاز دارند
بهگفته جعفری، حمایت دو متفکر از این طرح جهانی بر این اصل استوار است که ما در حال حاضر در «پنجره اقلیمی» و اضطرار اقلیمی قرار داریم، بدینمعنی که فرصتی محدود برای جلوگیری از گرمایش فاجعهبار زمین باقی مانده است: «طبق محاسبات و همچنین پیمان پاریس، تا سال ۲۰۵۰ باید به مرحله خاصی در کاهش انتشار کربن میرسیدیم، اما این فرصت بهسرعت در حال بستهشدن است. ما الان از مرز ۱.۵ درجه عبور کردهایم و به ۱.۶-۱.۷ درجه رسیدهایم. اگر این روند ادامه یابد، تا ۲۰۲۳ به ۲ درجه خواهیم رسید. جالب اینجاست که طبق جدیدترین محاسبات، حتی با در نظر گرفتن تعهدات فعلی دولتها، گرمایش زمین تا ۲۰۵۰ به ۲.۹ درجه خواهد رسید.»
جعفری با اشاره به اینکه در ایران و خاورمیانه وضعیت بدتر است و منطقه ما دو برابر میانگین جهانی گرم شده، گفت: «درحالیکه جهان سالانه حدود ۰.۲۶ درجه گرمایش داشته، خاورمیانه ۰.۴۱ درجه افزایش دما را تجربه کرده است. تابستان گذشته در ایران، دما ۲.۱ درجه نسبت به میانگین ۵۰ سال گذشته افزایش یافت، درحالیکه میانگین جهانی ۱.۶ درجه بود. این گرمایش اثرات ملموسی دارد که نمونه آن آتشسوزیهای گسترده، سیلهای ویرانگر و خشکسالیهای ممتد است. کشورهای درحالتوسعه بیشترین آسیب را میبینند، درحالیکه سهم آنها در ایجاد این بحران ناچیز است.»
بهگفته او، آمارها نشان میدهد ۵۰ درصد جمعیت جهان نقشی در گرمایش جهانی نداشتهاند. در مقابل، ۲۶ شرکت بزرگ مسئول ۵۰ درصد انتشار گازهای گلخانهای هستند. ۱۰ درصد جمعیت ثروتمند جهان ۴۵ درصد گازهای گلخانهای را تولید میکنند. این ناعدالتی بارز در گزارشهای معتبری مانند چشمانداز انرژی جهانی نیز تأیید شده است: «طرح نوین سبز با این فرض مطرح میشود که پنجره اقلیمی در حال بسته شدن است و نیاز به اقدام فوری داریم. اما مشکل اینجاست که حتی کشورهای اروپایی که بیشترین کاهش را در انتشار گازهای گلخانهای داشتهاند، برای رسیدن به اهداف ۲۰۵۰ نیاز به ۲۲۰ سال زمان دارند! این طرح چند نقطه ضعف اساسی دارد که عمدتاً به ساختارهای موجود برمیگردد. ازآنجاکه این طرح در این ساختارها و بر بنیانهای آن قرار دارد، ناتوان از تأثیرگذاری است. این طرح بهلحاظ فنی، همانطورکه پالین بهعنوان اقتصاددان شرح میدهد، عملیاتی است اما میتوان گفت در مناسبات اقتصاد سیاسی موجود، عملی نیست. در همین کتاب چامسکی اشاره میکند که ما ناچاریم در چارچوب سرمایهداری این طرح را اجرا کنیم و بعد با تقویت جامعه مدنی و ایجاد بسیج عمومی بتوانیم منطق ویرانگر سرمایهداری را کنترل کنیم. اما آیا بنا به تجربه این شدنی است؟ شدنی نیست؛ چراکه سیستمی کار میکند که منطق سود و منطق انباشت بر آن غالب است و سرمایه، بهویژه از دهه ۷۰ میلادی که نولیبرالیسم شکل میگیرد، تمام مجاری تصمیمگیری و سیاستگذاری را در دست دارد. در این جریان با سرکوب جامعه مدنی و اتحادیههای کارگری، قدرت بهطور کامل به بخش مالی منتقل میشود و در پی آن، منطق سرمایه به آن بخشهایی که پیشتر در خارج از محدوده آن قرار داشت، تعمیم مییابد.»
این پژوهشگر تغییراقلیم بهعنوان نمونه به آمریکا اشاره و بیان کرد: «در آمریکا ۹۰ درصد نمایندگان کنگره کمکهای مالی از شرکتهای سوخت فسیلی دریافت میکنند. بین سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۲۵، این شرکتها بیش از سه میلیارد دلار صرف لابیگری کردهاند. در نشست اقلیمی گذشته (COP) که در یک کشور تولیدکننده نفت برگزار شد، بیش از ۵۰۰ لابیگر نفتی حضور داشتند؛ یعنی بیشتر از تعداد فعالان محیطزیست! در چنین ساختاری، اجرای این طرح عملی نیست. بعد از پنج-شش سال از شکلگیری این طرح، دولت ترامپ همه تعهدات و قوانین اقلیمی و محیطزیستی را، که دستاوردهای حداقلی جنبش محیطزیستی در آمریکا بوده است، لغو کرد. یا بهعنوان مثال، از زمان مطرحشدن این طرح در ۲۰۱۹ تا کنون سرمایهگذاری در سوخت فسیلی و استخراج آن افزایش یافته و مجوزهای اکتشاف جدید صادر شده است.»
بهگفته جعفری، مسئله دیگر این است که شرکتهای نفتی تا زمانی که «سرمایه فسیلی» وجود دارد و ذخیره قابلتوجهی از منابع فسیلی، برای تبدیل به ارزش اضافه و سود وجود دارد، از آن دست نمیکشند. او افزود: «این کشورها با وجود اینکه در انرژیهای سبز سرمایهگذاری میکنند، بهدلیل سودآوری کمتر این حوزهها همچنان به استخراج سوخت فسیلی ادامه میدهند. این مسئله فردی نیست، نهادی است و مبتنی است بر عقلانیت جزئینگر و کوتاهمدت اقتصادی در بازار رقابتی. سرمایه نمیتواند محدودیت و الزام قانونی یا طبیعی را بپذیرد و همواره در گذر از این محدودیتها برای تضمین و افزایش سود خود است.»
او با اشاره به اینکه کتاب پیشنهاد میدهد از طریق مالیاتگیری و سرمایهگذاری دولتی این انتقال انجام شود، گفت: «اما در نظامی که سرمایهداران دست بالا را دارند، این سیاستها و هزینهکرد بودجه عمومی معمولاً در جهت منافع همان سرمایهداران مصادره میشود. نکته مهم دیگر این است که گسترش انرژیهای تجدیدپذیر خود نیازمند استخراج معادن (مثل لیتیوم و نقره) است که فرایندهای مخرب محیطزیستی دارند. برای جایگزینی کامل سوخت فسیلی با انرژی سبز، نیاز به ۵۰ تا ۲۰۰ درصد افزایش استخراج این مواد داریم. این یکی از تناقضات اصلی این طرح است. یعنی برخلاف تأکیدی که این طرح روی رشد اقتصادی (GDP) دارد، بنا بر تحقیقات گرایش فکری رشدزدایی، بدون کاهش تقاضا، بدون کمشدن مصرف، بدون مهار رشد در کشورهای توسعهیافته و ثروتمند، نمیتوان به اهداف اقلیمی رسید.»
این پژوهشگر تغییراقلیم با اشاره به اینکه برخی معتقدند طرح جدید سبز نو راهی برای نجات سرمایهداری از بحران محیطزیستی است، همانطورکه نیو دیل روزولت سرمایهداری را از بحران ۱۹۳۰ نجات داد: «واقعیت این است که سرمایهداری همیشه از بحرانها سود برده است. امروز هم انرژی سبز به حوزه جدیدی برای انباشت سرمایه تبدیل شده است. درنهایت، این طرح با وجود مزایایش، در عمل با موانع ساختاری جدی روبهروست؛ در بنیان اقتصاد سیاسی موجود تغییری نمیدهد، کاری به مصرف تجملاتی و تولید کالاهای غیرضروری ندارد و مسئله استثمار و کارگران را نادیده میگیرد. درنتیجه بدون تغییر در منطق حاکم بر نظام اقتصادی و سیاسی، و بدون بسیج مردمی گسترده، بدون مالکیت دموکراتیک اجتماعی بر ابزار تولید، طرحی خوشبینانه روی کاغذ است.»
سازگاری یا کاهش انتشار؟
مهسا غفورینام، دیگر مترجم این اثر گفت: «اولین کتابی که در حوزه سیاست و اقتصاد اقلیمی توجه مرا جلب کرد، کتاب «نائومی کلاین» با عنوان «آخرین فرصت تغییر» بود. او در این کتاب بهوضوح نشان میدهد نظام سرمایهداری فعلی، که مبتنیبر بازار آزاد و سود حداکثری در کوتاهمدت است، عملاً پرداختن به تغییراقلیم را تهدیدی برای خود میداند. چون مقابله واقعی با بحران اقلیم یعنی حمله به ایدئولوژی حاکم بر اقتصاد جهانی. اما سؤالی که پیش میآید، این است: آیا ابرقدرتها و شرکتهای چندملیتی واقعاً حاضرند از منافع حاصل از سوختهای فسیلی چشمپوشی کنند و به جنبشهای سبز اجازه بروز دهند؟»
این مترجم با بیان اینکه یکی از نکاتی که کلاین مطرح میکند، این است که ما نیاز به یک شوک اجتماعی از پایین به بالا داریم؛ شوکی که برخاسته از مردم و جامعه باشد: «وقتی سیاستمدارانی مثل دونالد ترامپ، که در رأس قدرت هستند، انکار میکنند که اصلاً تغییراقلیم وجود دارد و آن را غیرانسانزاد میدانند، این انکار به کل دولت و ملت سرایت میکند. مردم ازدستدادن شغل و معیشتشان را ترسناکتر از بحران اقلیم میبینند و درنتیجه بهجای پایداری محیطزیستی، نوعی «گذشت جمعی» برای حفظ منافع اقتصادی دولتمردان شکل میگیرد. به همین دلیل، اقشار ضعیف جامعه چندان تمایلی به پذیرش گذار عادلانه از سوختهای فسیلی بهسمت اقتصاد سبز ندارند و اغلب محافظهکارانه برخورد میکنند.»
او افزود: «جنبشهایی مانند جنبش عدالت اقلیمی بر حمایت از اقتصادهای محلی تأکید دارند، اما سؤال اینجاست که دولتها چقدر از چنین طرحهایی حمایت میکنند؟ آیا نهادهای عمومی و تصمیمگیرنده اجازه میدهند مردم وارد چنین طرحهایی شوند؟ آیا ابرقدرتها حاضرند فضا را برای مشارکت مردمی باز کنند؟ اینکه یک دختر نوجوان از «جمعههای پایدار برای آینده» بگوید، واقعاً چقدر میتواند در مقابل ساختارهای قدرت قد علم کند؟»
بهگفته او، صرف بیان این گزاره که باید تولید کربن را محدود کنیم و بهسمت انرژیهای پاک مثل باد و خورشید برویم، با چالشهای جدی اقتصادی همراه است: «من بهطور خاص درباره انرژی بادی و خورشیدی در آلمان تحقیق میکنم. این منابع انرژی در کوتاهمدت سود چندانی ندارند و بسیار هزینهبر هستند. درحالیکه سیاستمداران معمولاً بهدنبال سود لحظهای و کوتاهمدتاند. به همین دلیل، جنبش «انکار تغییراقلیم» شکل گرفته؛ عدهای میگویند اصلاً این بحران نتیجه فرایندهای طبیعی است و ربطی به فعالیتهای انسانی ندارد. وعدههایی از قبیل طرحهای سبز گرفته تا انرژیهای تجدیدپذیر هم برای بسیاری از مردم شبیه وعدههای جسورانه و غیرعملی هستند. درحالیکه آنچه نیاز داریم، یک شوک جمعی، اراده عمومی و یک بسیج جهانی برای گذار واقعی بهسمت توسعه پایدار است.»
او با بیان اینکه اگر کسی بخواهد در حوزه سیاسی و اقتصادی تغییراقلیم مطالعه کند، باید به این نکته توجه کند که کشورهایی نظیر ایالات متحده در هر توافق بینالمللی محیطزیستی سعی میکنند تبصرهای بگنجانند که خودشان را از تعهدات مستثنا کنند، افزود: »از طرفی، رقابت شدیدی بین کشورها وجود دارد؛ کشورهای کمترتوسعهیافته میگویند باید اجازه داشته باشند به همان اندازهای که کشورهای توسعهیافته از سوختهای فسیلی استفاده کردهاند، استفاده کنند؛ حتی اگر این به ضرر خودشان باشد.
غفورینام با اشاره به اینکه با رویکردی اجتماعی به این مسئله علاقهمند شده و مطالعه کرده است، بیان کرد: «رویههای مختلفی برای مقابله با تغییراقلیم ارائه شدهاند. در ابتدا گفته میشد باید روی «سازگاری» کار کنیم؛ یعنی مردم با شرایط جدید اقلیمی سازگار شوند. سپس صحبت از «کاهش انتشار» با کاهش وابستگی به سوختهای فسیلی و کاهش گازهای گلخانهای شد. اما اکنون بسیاری معتقدند ترکیبی از این دو نیاز است، چون بهتنهایی هیچکدام کافی نیستند.»
این مترجم گفت: «نتیجهای که من از پایاننامه و تجربهام گرفتم، این بود که نباید نقش شهروندان را، که بهنظرم حلقه گمشده اصلی هستند، فراموش کنیم. شاید برخی از این طرحها بلندپروازانه یا دور از ذهن بهنظر برسند، اما اگر مردم آگاه شوند، اطلاعرسانی شفاف صورت گیرد و شهروندان در تدوین و اجرای طرحها نقش فعال داشته باشند، آنوقت میتوان امیدوار بود که این طرحها، اگر نه در آینده نزدیک، ولی در میانمدت و بلندمدت عملی شوند.»
برچسب ها:
اقتصاد سبز، اکوسیستم، انرژیهای تجدیدپذیر، بحران آبوهوا، تغییراقلیم، سوخت فسیلی، سوختهای فسیلی، عدالت اجتماعی، عدالت اقلیمی، گازهای گلخانهای، گرم شدن زمین، گرمایش جهانی
نظر کاربران
نظری برای این پست ثبت نشده است.
مطالب مرتبط
مردم؛ شریکان حفاظت از طبیعت
«پیام ما» چالشهای حفاظت در ایران را در گفتوگو با محمدصادق فرهادینیا رئیس کمیته برگزارکننده «کنگره آسیایی حفاظت» بررسی میکند
حفاظت مشارکتی؛ مفهومی که مد شد، اجرا نه
هشدار سازمان حفاظت محیط زیست درباره صید غیرمجاز در خلیج فارس
صید کوسهماهیان در خلیج فارس زیر تیغ برخورد قانونی رفت
در پیام رسمی رئیس سازمان حفاظت محیط زیست ایران مطرح شد
تبریک شینا انصاری به وزیر جدید محیط زیست عراق با تأکید بر توسعه همکاریهای مشترک
محیط طباطبایی:
تنوع فرهنگی ایران برخاسته از تنوع زیستی کشور است
مدیرکل محیط زیست کهگیلویه و بویراحمد خبر داد
مهار آتش در منطقه حفاظتشده دیل پس از ۱۳ ساعت عملیات
هوش مصنوعی سبز نیست
گزارش «پیام ما» از سرنوشت ۳۰ همیار پارک ملی گلستان پس از معرفی بهعنوان یکی از پنج تجربه برتر حفاظت مشارکتی جهان
همیاران پارک ملی گلستان در تله وعدهها
در هفته محیط زیست در بهارستان انجام شد
بهارستان در مسیر کاهش آلایندگیهای شهری
مدیرکل محیط زیست شهرداری تهران اعلام کرد
انرژی خورشیدی در تهران زیر سایه کمبود بودجه
وب گردی
- جنس سیم چه تأثیری در کیفیت برق رسانی دارد؟
- مسابقه ملی ایدهپردازی «ایدانو» به آنتن شبکه دو رسید
- «سهم ما از قدردانی»؛ حمایت ویژه هتلهای دُنسه از قهرمانان امداد
- درخواست ایجاد مسیر دوچرخهسواری ۱۰۰ کیلومتری در قم
- چند روز بعد از سمپاشی ساس از بین میرود؟ (راهنمای کامل سمپاشی ساس + قوی ترین سم ساس)
- باغ پرندگان تهران کجاست؟ معرفی، ساعت کاری و آدرس
- مقایسه قیمت ورق شیروانی، سیاه، استیل و گالوانیزه در یک نگاه
- درخواست برقراری دورکاری و تعطیلی پنجشنبه برای کادر غیرعملیاتی (پشتیبانی) درمان سازمان تأمین اجتماعی
- طریقه ی ساخت دستگاه واکس زن برقی
- خرید لوازم یدکی لودر فابریک بیشتر
بیشترین نظر کاربران
بهرهکشی پنهان از پیکــــر هیرکانی
پربازدیدها
1
رقص سوگوارانه؛ کنشی مقاومتی
2
رقص عزا
3
مبارزه با جستوجوی گنج
4
هوای آلوده با موتورهای منسوخشده و آلاینده خودروهای داخلی
5
گنجِ گمشده زیر چرخ لودرها




دیدگاهتان را بنویسید