بررسی نتایج یک مطالعه درباره حضور سه گونه گربه‌سان در دو منطقه حفاظت‌شده غیردولتی در شمال ایران

گربه‌سانان و جوامع محلی همزیستی یا تعارض

اولویت دادن به رفاه و بهره نظارت شده جامعه محلی و راه‌حل‌های معیشتی پایدار مانند اکوتوریسم می‌تواند به بهبود شرایط حفاظت در این مناطق کمک کند





گربه‌سانان و جوامع محلی همزیستی یا تعارض

۷ دی ۱۴۰۳، ۱۹:۵۶

مطالعه گونه‌های حیات‌وحش کمیاب مانند خانواده گربه‌سانان به دلیل زندگی پنهان و شناسایی دشوار آن‌ها، کاری پیچیده است. نظارت بر این‌گونه‌ها در خارج از مناطق حفاظت‌شده دولتی به دلیل محدودیت در دسترسی به لحاظ نیروی انسانی و تجهیزات کافی و مشکلات دسترسی دشوارتر است. از طرفی گستره خانگی گوشت‌خواران نشان می‌دهد که مطالعه آن‌ها صرفاً نباید محدود به مناطق حفاظت شده باشد. در این شرایط، محققان می‌توانند داده‌های جمع‌آوری‌شده خود را با استفاده از اطلاعات گسترده‌ای که توسط دانش بومی جوامع محلی از محیط‌زیست جمع‌آوری شده، تکمیل کنند. «علی شمس» بیولوژیست حفاظت و محقق دکتری دانشگاه «کیپ‌تاون»، آصف رضاییان کارشناس ارشد مدیریت حیات‌وحش و پگاه جابری دانش‌آموخته دانشگاه آزاد با انجام پژوهشی با عنوان «بررسی حضور گربه‌سانان در ذخیره‌گاه غیردولتی در شمال ایران» حضور سه گربه‌سان را در دو قرق اختصاصی جاشلوبار (چاشملوبار) و حفاظتگاه نی‌زوا بررسی کردند. این پژوهش در شماره اخیر «CAT NEWS» که شش ماه یکبار با سوژه‌های مشخص از سوی اتحادیه جهانی حفاظت «IUCN» منتشر می‌شود، چاپ شده است.

قرق اختصاصی«جاشلوبار» و حفاظتگاه‌های مردمی‌«نی‌زوا»، دو حفاظتگاه غیردولتی در شمال ایران هستند. «جاشلوبار» «قرق اختصاصی» است و «نی‌زوا» نیز توسط شبکه ای از جوانان و گروه‌های غیردولتی و جوامع محلی حفاظت می‌شود. در هر دو منطقه هم‌زیستی ساکنان محلی و حیات‌وحش را داریم که تعارض دائمی‌انسان،‌ دام،‌ سگ‌های گله و… با حیات‌وحش را شکل داده است.
در این مطالعه این سه پژوهشگر حیات‌وحش تلاش کردند اطلاعاتی در مورد سه‌ گونه گربه‌سان که در این مناطق هم‌زیستی دارند، به‌دست آورند؛ پلنگ، سیاه‌گوش اوراسیایی و گربه پالاس. آنها داده‌های خود را از سه طریق به دست می‌آوردند؛‌ دوربین‌های تله‌ای،‌ آثار و نمایه‌ها و مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته از اهالی. در این دو محدوده در یک بازه زمانی هشت‌ساله یعنی از ۲۰۱۳ تا ۲۰۲۱ آنها ۱۰ گزارش از مشاهده این سه‌ گونه داشتند که بیشترین سهم آنها به مشاهدات مردمی‌بود. به علاوه آنها با تحلیل تجربه حفاظت در این مناطق به این جمع‌بندی رسیدند که به جای اقدامات سریع و غیر مشارکتی مانند صدور صرف پروانه‌های شکار در قرق‌های خصوصی مانند جاشلوبار، می‌توان راهکارهایی را با آن درآمیخت که منافع جوامع محلی را بهتر و بیشتر تامین کند تا حفاظت با معیشت مردم بیشتری گره بخورد و نظارت را هم راحت‌تر کند.

مقاله منتشر شده توسط این سه پژوهشگر با شرحی از وضعیت گربه‌سانان ایران آغاز می‌شود‌، ایران پیشتر خانه هشت گونه گربه‌سان بود که با انقراض شیر و ببر عدد آنها به شش مورد رسید. در عین حال کشورمان غربی‌ترین و جنوبی‌ترین زیستگاه گربه پالاس است و تنها خانه یوز آسیایی به حساب می‌آید. پلنگ از جمله‌ گونه‌هایی است که زیستگاه آن در اغلب استان‌های ایران پراکنده شده و سیاه‌گوش اوراسیایی نیز در در شمال و غرب ایران پراکنش دارد. نگارندگان این مقاله توضیح می‌دهند که آنها قصد دارند وضعیت سه گونه پلنگ، سیاه‌گوش اوراسیایی و گربه پالاس در دو منطقه آزاد که حفاظت خصوصی و مردمی‌هستند را شرح ‌دهند‌.
«نی‌زوا» منطقه‌ای با مساحت ۵۲۰ کیلومترمربع با میانگین بارندگی سالانه ۱۴۶.۸ میلی‌متر است. تفاوت ارتفاعی در این منطقه هم از ۲۰۰۰ متر فراتر می‌رود، به این معنا که اگر متوسط ارتفاع را ۱۳۷۶ متر در نظر بگیریم، بالاترین ارتفاع به ۳۷۲۶ می‌رسد. «نی‌زوا» جزو مناطق چهارگانه سازمان حفاظت محیط‌زیست نیست. از سال ۲۰۲۱ مدیریت و حفاظت از جاشلوبار نیز به عهده یک تعاونی سپرده شده است. در این مقاله در این باره آمده است: این منطقه ۲۲۰ کیلومترمربع و میانگین بارش سالانه آن ۱۳۹.۱ میلی‌متر است. چرای بی‌رویه در این محدوده بیشتر است و تنوع رویشی کمتری از نی­زوا دارد.
روش گردآوری داده‌ها در این پژوهش همچنان که گفته شد سه مورد بود، اولین آنها دوربین‌های تله‌ای و دومین مورد نمایه‌های حضور گونه‌هاست. در مورد مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته به عنوان سومین منبع اطلاعات این سه پژوهشگر سراغ چوپانان و ساکنان محلی رفته‌اند و تلاش کرده‌اند مشاهدات گونه و نمایه‌ها توسط این گروه را نیز جمع‌آوری و تعارض‌ها را هم دسته‌بندی کنند.
براساس پایش‌های منطقه و گفت‌وگو با اهالی ۱۰ گزارش از گونه‌های مختلف توسط این سه پژوهشگر تهیه شد که نیمی‌از آنها به تعارض اختصاص داشت. در این بخش نیز عمده درگیری‌ها به حضور دام و سگ‌های گله مربوط بود. آنها همچنین یک مورد از مشاهده را در دوربین‌گذاری به دست آوردند و در بخش آثار و نمایه‌ها نیز به یک مورد رسیدند. سه مورد دیگر هم گرچه مربوط به تعارض نبود اما داده‌های آن بار دیگر توسط اهالی به دست آمد.

براساس این مقاله، پنج مورد تعارض انسان و حیات‌وحش شامل تصادفات جاده‌ای‌، حمله سگ‌‌های گله‌، غرق شدن در استخر مزرعه و دلایل نامعلوم می‌شد. اعضای قدیمی‌جامعه محلی تنها خاطره‌هایی از پلنگ داشتند اما پس از پنج سال کار کردن با جامعه محلی در زمستان ۲۰۲۱ آنها گزارشاتی از مشاهده پلنگ دریافت کردند. در تابستان سال بعد پس از ورود عشایر به منطقه سه مورد گزارش تعارض پلنگ دریافت شد اما همچنان دوربین‌های تله‌ای تصویری را ثبت نمی‌کرد و مشاهدات بر منابع محلی همچنان متمرکز بود.
در ماه مه ۲۰۱۹ گزارشاتی مبنی بر مشاهده لاشه یک سیاه‌گوش دریافت شد که به واسطه زمان طولانی پس از مرگ دلیل آن مشخص نشد. یک سال بعد در فوریه ۲۰۲۰ لاشه یک سیاه‌گوش ماده که در استخر مزرعه غرق شده بود،‌ پیدا شد و تیم پروژه توانست در ۲۸ نوامبر ۲۰۲۰ موفق شود تصویر یک سیاه‌گوش را در ارتفاع ۳۲۰۰ متری ثبت کند. این پژوهشگران همچنین در موضوع گربه پالاس تنها گزارش‌هایی از مردم داشتند. در سال ۲۰۱۹ داده‌هایی مبنی بر تلف شدن یک مورد تصادف جاده‌ای گربه پالاس ثبت شده است. پایش این منطقه کلونی‌های پایکا به عنوان یکی از اصلی‌ترین غذاهای این گونه در این منطقه را در حوالی جاده چاشم ثبت کرده است.

یکی از نتایج تحقیق رضاییان، شمس و جابری ثبت اولین تصویر سیاه‌گوش توسط دوربین‌های تله‌ای بود، مطالعات پیشین موفق نشده بود حضور این گونه را در شمال غرب ایران ثبت کند

یکی از نتایج تحقیق رضاییان، شمس و جابری ثبت اولین تصویر سیاه‌گوش توسط دوربین‌های تله‌ای بود، مطالعات پیشین موفق نشده بود حضور این گونه را در شمال غرب ایران ثبت کند. به علاوه تا پیش از این مطالعه، پناهگاه حیات‌وحش خوش‌ییلاق تنها منطقه‌ای در استان سمنان بود که زیستگاه گربه پالاس به شمار می‌رفت، البته در سال‌های اخیر محمدصادق فرهادی‌نیا پژوهشگر دانشگاه آکسفورد توانسته بود گزارش‌هایی را از حضور این گونه در محدوده شهمیرزاد منتشر ارائه دهد. با این حال بر اساس داده‌های این پژوهش، «نی‌زوا» و «جاشلوبار» می‌توانند به عنوان زیستگاه‌های بااهمیت برای این گونه‌ها باشند.
با بهبود حفاظت در این دو منطقه زیستگاه‌های سه گونه پلنگ، سیاه‌گوش اوراسیایی و گربه‌ پالاس امن خواهد شد. آنها همچنین تاکید می‌کنند که اولویت دادن به رفاه جامعه محلی و جستجوی راه حل‌های معیشتی پایدار مانند اکوتوریسم می‌تواند به بهبود شرایط حفاظت در این مناطق کمک کند.

به گفته آصف رضاییان یکی از نویسندگان این مقاله و مدیر موسسه رمیاران حیات‌وحش،‌ فعالیتی که در این محدوده در طول چندین سال توسط این انجمن انجام شد، ایجاد یک شبکه متشکل از جوامع و جوانان محلی علاقه مند بود تا بتوانند کنار هم برای حفاظت از حیات وحش کار کنند. « اگر همکاری جامعه محلی نبود نتیجه‌ای با امکانات کم ما در سال‌های ابتدایی فعالیت در موسسه رمیاران حیات وحش ایران، به دست نمی‌آمد. هر محلی آموزش دیده و دغدغه‌مند، مانند یک دوربین تله‌ای مشاهدات را ثبت می‌کرد. همین اعتمادسازی باعث شد که جامعه محلی تلف شدن یک لاشه سیاهگوش در یک استخر کشاورزی که محصور هم بود را به ما گزارش دهند! اتفاقی که در بسیاری از استخرها در کشور می‌افتد اما مالکان لاشه را برای جلوگیری از هرگونه درسر معدوم می‌کنند! یا دامداران به جای گزارش دادن به واسطه تلف شدن دام‌شان اقدام تلافی جویانه انجام می‌دهند.»

پنج مورد تعارض انسان و حیات‌وحش شامل تصادفات جاده‌ای‌، حمله سگ‌‌های گله‌، غرق شدن در استخر مزرعه و دلایل نامعلوم می‌شد

فعالیت‌های میدانی زمانبر، و گاه نیازمند صرف سال‌ها تحقیق است و در ادامه، نگارش دست‌آوردها و انتظار در صف چاپ مقالات وجود دارد. با این حال در موضوع حفاظت همه چیز پایدار نمی‌ماند «امروز که مقاله تازه منتشر شده در دسترس عموم قرار می‌گیرد حقیقت کمی‌متفاوت است. از دو سال گذشته، شبکه بومی‌ حفاظت در نی­زوا دچار دلسردی شده است. هرچند هنوز جوانانی هستند که تلاش می‌کنند اما آنچه باعث بی‌انگیزگی آنها شده،‌ همان مساله‌ای است که ما در انتهای مقاله تحت عنوان راهکار پیشنهاد کرده بودیم. متاسفانه سازوکار درستی در سازمان حفاظت محیط زیست برای جلب مشارکت در حفاظتگاه‌های خصوصی وجود ندارد.»

به گفته این کارشناس حیات‌وحش گاه هم باورهای غلط برای مرزبندی مناطق حفاظت شده خصوصی تضاد منافع بین اقوام را تشدید می‌کند که در این محدوده هم شاهد آن هستیم، هر چند خوشبختانه امروز کم و بیش اصلاح شده است. «دیکته نانوشته غلط ندارد و نمی‌توان با یک ایراد، کلیت قرق‌ها یا حفاظتگاه‌های مردمی‌ را زیر سئوال برد. اما در عین حال بایستی سازمان حفاظت محیط‌زیست و کارشناسان آن متوجه برخی رویه‌های اشتباه باشند و از آن درس بگیرند. امروزه ما می‌­دانیم حفاظت خصوصی باید بخشی از آینده حفاظت حیات وحش در ایران باشد. اما از شکل‌های مختلف این حفاظت آگاه نیستیم و برای آن سازکار مناسب نداریم. امروز می‌دانیم نقش مردم محلی در حفاظت بخش مهمی‌ بود ‌که طی دهه‌ها در طرح‌های مدیریتی مناطق چهارگانه مغفول ماند. خوشبختانه در یک دهه اخیر با حضور مدیران آگاه و خلاق همچون نمونه‌هایی در پارک ملی کویر مرکزی حفاظت به سمت دیده‌شدن منافع مردم محلی نیز می‌رود، اما همچنان در حفاظتگاه‌های خصوصی مطالعه اکولوژیکی و اجتماعی را شاهد نیستیم. یعنی همان حداقل‌ها در طرح‌های مدیریتی یک منطقه چهارگانه در گذشته را هم ندارند.»

رضاییان معتقد است سازوکار نظارتی به دلایل مختلف در سازمان حفاظت محیط زیست در این مناطق به واسطه برخی مستندات همچنان چندان کارآمد نیست. «بایستی امیدوار بود که سازمان حفاظت محیط‌زیست در دولت جدید مشارکت در حفاظت از طبیعت را با خصوصی‌سازی‌ه­ایی که در این سال‌ها باب شده اشتباه نگیرد. علم و قوانین را در کنار اقتصاد مهم بداند تا در عمل به توسعه پایدار برسد. در غیر این صورت آنچه رخ می‌دهد توسعه صرفا مقطعی در این بخش است که پس از چندی منجربه ایجاد هجمه علیه یک راهکار درست همچون حفاظت خصوصی می‌­شود.»

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *