قانون حجاب و عفاف «چشم شهر» را کور می‌کند!





قانون حجاب و عفاف «چشم شهر» را کور می‌کند!

۱۶ آذر ۱۴۰۳، ۱۹:۴۲

 در ماده ۲۲ مصوبه حجاب و عفاف آمده است که «ظرف مدت سه ماه پس از لازم‌الاجرا شدن قانون، وزارت راه‌وشهرسازی به‌منظور تحقق اهداف این قانون مکلف به انجام برنامه‌ریزی، طراحی و اقدام برای ترویج سبک زندگی اسلامی و ایرانی در ساختمان‌سازی‌ها به‌گونه‌ای‌که حریم خصوصی واحد مسکونی در معرض دید نامحرم نباشد، است.»

 بی‌شک برای متخصصین و فعالان حوزه معماری و شهرسازی ایران پس از مطالعه ماده ۲۲ مصوبه حجاب این پرسش مهم و بنیادین مطرح خواهد شد که آیا طراحان این قانون نظر کارشناسی شهرسازان و معماران را در تدوین این ماده لحاظ کرده‌اند؟

 جمله معماران و شهرسازان ایران و جهان در طراحی و برنامه‌ریزی شهری، وضع قوانین و آیین‌نامه‌های معماری و شهرسازی لزوماً می‌باید یکی از مهمترین نظریه‌های مطرح در دانش شهرسازی را که تأثیر شگرفی در رویکرد معاصر در شهرسازی داشته است، مدنظر داشته باشند نظریه «چشم شهر» (Eyes on the Street) که توسط «جین جیکوبز»، شهرساز و نویسنده آمریکایی، مطرح شده است، به اهمیت نظارت اجتماعی در فضاهای عمومی و شهری اشاره دارد. این نظریه در کتاب معروف او به‌نام «مرگ و زندگی شهرهای بزرگ آمریکایی» بیان شده است.

 جیکوبز تحقق نظریه «چشم شهر» در شهر را در گروه توجه به نکات بسیاری دانسته از جمله اینکه «ساختمان‌ها در جهت خیابان جهت‌گیری کنند و فضای کور خود را به خیابان عرضه نکنند، زیرا برای خیابان چشمانی نیاز است که این چشمان مالکان اصلی خیابان هستند»، همچنین پنجره‌ها در نظریه «چشم شهر» نقش بسیار مهمی دارند و به‌عنوان یکی از عناصر کلیدی در طراحی فضاهای شهری شناخته می‌شوند، آری؛ در این تئوری «پنجره‌ها به‌عنوان نمادهایی از زندگی، نظارت و تعامل اجتماعی در فضاهای شهری اهمیت دارند.»

 ناظر به مباحث مطروحه و نص صریح قانون فهم نگارنده و کثیری از متخصصان شهری از ماده ۲۲ قانون حجاب و عفاف «محدودکردن دید در ساختمان» است، گویا طراحان این قانون و شهرسازان و معمارانی که به تدوین‌کنندگان مشاوره داده‌اند (اگر طراحان قانون نظر متخصصان حوزه معماری و شهرسازی را جویا شده باشند)، نمی‌دانند «محدودکردن دید در ساختمان» با «طراحی بسته» در مغایرت اساسی با رویکرد غالب و مقبول دانش شهرسازی روز دنیا و نظریه کاربردی «چشم شهر» است؛ زیرا پنجره‌ها به ساکنان این امکان را می‌دهند که به‌راحتی به خیابان، کوچه و فضاهای عمومی نظارت کنند. پنجره‌ها و احساس حضور ساکنان در قاب پنجره ساختمان‌ها برای شهر و شهروندان حکم «دوربین‌های مداربسته» را دارند، سیستم یکپارچه نظارت طبیعی که ریسک بزه را در محلات و خیابان‌های شهر بالا می‌برد، همچنان که این سیستم یکپارچه نظارتی، سبب ارتقای احساس امنیت در ساکنان محله‌ها می‌شود و حضور ساکنان و به‌خصوص گروه‌های ویژه (کودکان، سالمندان و…) در فضاهای عمومی شهرها نظیر خیابان‌ها و پارک‌ها را تسهیل می‌کند؛ این حضور علاوه‌بر افزایش حس تعلق شهروندان به شهر به بازتولید امنیت در شهر و احساس امنیت در شهروندان نیز منجر خواهد شد؛ چراکه حضور شهروندان در خیابان‌ها و سایر فضاهای عمومی شهری عرصه را برای عرض‌اندام بزهکاران تنگ‌تر خواهد کرد (نظارت طبیعی). شوربختانه درصورت تدوین ضوابطی جهت «محدودکردن دید در ساختمان» بی‌شک شاهد هرچه بی‌دفاع‌تر شدن فضاهای شهری و کاهش هرچه بیشتر تاب‌آوری اجتماعی شهرهای ایران خواهیم بود.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

زندگی در تعلیق

زندگی در تعلیق