برای حفاظت از ۱۲درصد از خاک ایران چه راهکارهایی باید در پیش گرفته شود؟

سازمان حفاظت محیط زیست،‌ استقلال گام به گام

وقتی حتی تماشای مناطق حفاظت شده برای مردم ممکن نیست، چرا برای حفاظت از آن از منابع دولتی خرج شود؟





سازمان حفاظت محیط زیست،‌ استقلال گام به گام

۱۶ آبان ۱۴۰۳، ۱۷:۲۵

بین ۶ تا ۱۰ هزار نیروی انسانی در سازمان حفاظت محیط زیست در صدها ساختمان و مرکز و پاسگاه برای حفاظت از ۱۲ درصد از مساحت ایران به کار مشغول هستند. آیا این میزان نیروی انسانی و تجهیزات کافی است؟ پاسخ به این پرسش یک کلمه است؛‌خیر! چالش‌های محیط زیست در کشور رو به افزایش هستند و در کنار آن با چالش های بین‌المللی مانند تغییر اقلیم هم مواجهیم.

ارتباط سازمان حفاظت محیط زیست با دولت شبیه به ارتباطی شده که جوجه‌های پرندگان پیش از استقلال از خانواده به آن می‌رسند. جوجه تقاضای مراقبت و غذای بیشتر دارد، و خانواده انتظار استقلال! در طبیعت جوجه‌ای که از پس این مرحله بربیاید به طبیعت رفته و زندگی را تجربه می‌کند و جوجه‌ای که نتواند از این مرحله بگذرد، محکوم است به از بین رفتن. اما آیا میزان منابع در اختیار سازمان حفاظت محیط زیست اکنون برای آن‌که خود منابع کافی برای ادامه‌ی حیات و رشد خود را مهیا کند کافی است؟ اگر بله، چرا به این مرحله نمی‌رسد؟

نگارنده بر این گمان است که سازمان حفاظت محیط زیست در مرحله‌ای است که نه تنها می‌تواند، بلکه باید استقلال و رشد خود را تضمین کند. استفاده‌ بیش از این از منابع محدود مالی دولتی احتمالا نه تنها مورد استقبال دولت نخواهد بود، که مورد استقبال بخش بزرگی از مردم کشور هم نمی‌تواند باشد. چند درصد از مردم کشور می‌دانند که ۱۲ درصد از مساحت کشورشان حفاظت شده است و در آن امکان فعالیت اقتصادی نیست؟ چند درصد از آن‌ها می‌خواهند که این مساحت به ۱۸ و ۲۰ درصد برسد؟

 سازمان محیط زیست از استقلال حتی نسبی منابع مالی خود تنها در صورتی استقبال می‌کند که از منابع پیشین درآمدی که حقوق مستقیم دولت است چیزی کم نشود، و دولت هم بزرگ‌تر شدن محیط زیست را عاملی بالقوه خطرناک در توسعه‌ اقتصادی کشور می‌بیند

در این مرحله استقلال سازمان حفاظت محیط زیست هم برای خود و هم برای دولت ترسناک و ترسناک‌تر شده است. سازمان محیط زیست از استقلال حتی نسبی منابع مالی خود تنها در صورتی استقبال می‌کند که از منابع پیشین درآمدی که حقوق مستقیم دولت است چیزی کم نشود، و دولت هم بزرگ‌تر شدن محیط زیست را عاملی بالقوه خطرناک در توسعه‌ اقتصادی کشور می‌بیند.

 نگارنده موارد زیر را برای حل این مشکل اجتناب ناپذیر می‌داند:

استقلال گام به گام: جوجه کلاغ‌ها مستقیم از لانه پرواز نمی‌کنند. آن‌ها ابتدا به روی شاخه آمده و روی شاخه از والدین غذا می‌گیرند. پس از آن ممکن است کمی روی درخت بازی کنند و به جای پرواز، پرش‌های کوتاه داشته باشند. پرواز آخرین اقدام است. سازمان حفاظت محیط زیست می‌تواند استقلال خود را گام به گام جلو برد. در ازای کاهش ۱۰ درصدی از منابع مالی فعلی، تقاضای ۱۰ درصد از منابع مالی جدیدی را داشته باشد که اکنون در اختیار دولت است. از جمله جریمه‌های صید و شکار، بخشی از جریمه‌ی صنایع آلاینده و …


توسعه‌ گردشگری در مناطق: بیشتر شبیه به شوخی است که سازمان حفاظت محیط زیست تا امروز هیچ منبع درآمدی از گردشگری در مناطق تحت مدیریت خود ندارد. این موضوع فلسفه‌ حفاظت از مناطق را هم در کشور رفته رفته به زیر سوال برده است! وقتی حتی تماشای مناطق حفاظت شده برای مردم ممکن نیست، چرا برای حفاظت از آن از منابع دولتی خرج شود؟ سوال آن است که چرا سازمان محیط زیست قدمی برنمی‌دارد؟ نگارنده بر این گمان است که منابع مالی آن را نیاز ندارد چون خبری از استقلال نیست! دردسر گردشگری در مناطق را به جان بخرد در حالی که منابع مالی‌اش از محل دیگری تامین می‌شود و درآمد حاصل از این گردشگری هم به حساب دولت ریخته شده و سهمی از آن برای حفاظت نمی‌برد.

 

ایستادن در جای ناظر و فراهم‌کننده، به جای مجری و استفاده‌کننده: سازمان محیط زیست در ایران ناظر فعالیت‌هایی است که مجری آن خودش است! ناظر درمان گونه‌های جانوری آسیب دیده‌ای است که خودش در حال درمان آن است. ناظر حفاظت از مناطقی است که خودش از آنها حفاظت می‌کند! بارها شاهد بوده‌ایم سازمان حفاظت محیط زیست در عمل باور ندارد که حفاظت محیط زیست نیازمند مشارکت ذینفعان است. از همین رو خبری از ذینفعان مگر در جلسات بی‌حاصل نیست.

 

باور به نیاز به نیروی انسانی متخصص:

تنها یک معاونت سازمان بیش از ۱۰۰ نیروی کارشناس در اختیار دارد. تصور کنید یک سازمان مردم نهاد ۱۰۰ نیروی تمام وقت با ساختمان و تجهیزات و قدرت اجرایی داشت، آیا حاصل آن سازمان غیردولتی به اندازه‌ این ساختار دولتی بود؟

بدنه‌ کارشناسی سازمان حفاظت محیط زیست قوی نیست، واقعیت تلخی است که باید آن را بپذیریم. تنها یک معاونت سازمان بیش از ۱۰۰ نیروی کارشناس در اختیار دارد. تصور کنید یک سازمان مردم نهاد ۱۰۰ نیروی تمام وقت با ساختمان و تجهیزات و قدرت اجرایی داشت، آیا حاصل آن سازمان غیردولتی به اندازه‌ این ساختار دولتی بود؟ زمانی که سازمان این ضعف خود را به رسمیت بشناسد، در صورتی که اراده‌ای برای جبرانش باشد باید به گونه‌ای برنامه‌ریزی کند که در بخش‌هایی که ضعف نیروی تخصصی است بتواند از نیروی خارج از سازمان استفاده کند و در بخش‌هایی با حقوق و مزایای بالاتر، نیروی انسانی کارآمد در اختیار داشته باشد. بدیهی است در بخش‌هایی از سازمان حفاظت محیط زیست، یک نفر نیروی متخصص، کارایی بیش از ۱۰ نیروی غیر متخصص دارد. عاقلانه آن است که به جای ۱۰ نفر نیرو، یک نفر نیروی متخصص با حقوق و مزایای واقعی‌تر در اختیار قرار گیرد.

کودکی که راه رفتن را آغاز می‌کند، ابتدا نمی‌تواند بدود. قدم‌هایی کوچک برمی‌دارد. پرنده‌ای نیست که ناگهان از میان لانه پرواز کند و گوزنی نیست که پس از جدا شدن از پستان مادر آماده‌ شاخ زدن و بانگ سر دادن باشد. موارد گفته شده تنها قدم‌های کوچکی بود در مسیر این پرواز و سر دادن بانگ. سازمان حفاظت محیط زیست برای استقلال باید قدم‌هایی را بردارد که اکنون وقت آن است. وگرنه این مسیر نه به سوی حفاظت موثرتر، بلکه به سوی سازمانی ضعیف‌تر خواهد بود.

 

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *