نهادهای مدنی قدرتمند





نهادهای مدنی قدرتمند

۱۵ آبان ۱۴۰۳، ۱۳:۳۷

یکی از شاخصه‌های توسعه پایدار، وجود نهادهای مدنی پایدار و مستقل‌ است که بتواند حد واسط حکومت و مردم باشد. تحقق حضور نهادهای مشارکت‌جوی واقعی و نه نمایشی، مؤلفه مهمی‌ برای جوامع روبه‌رشد‌ است.
بسیاری بر‌این باورند که نهاد مدنی همان خیریه‌ است که به‌عنوان بازوی کمکی دولت به رفع یا کمتر شدن فقر در جامعه کمک کند یا به‌جای دولت مدرسه بسازد؛ درحالی‌که نهاد مدنی شامل تمامی سازمان‌ها، مؤسسات، مراکز غیردولتی بین خانواده تا دولت‌ است پس سندیکاها، تعاونی‌ها، احزاب، انجمن‌های محیط‌زیستی، سازمان‌های حقوق بشری، مدافعان حقوق زنان، کودکان، سالمندان یا زندانیان و اصناف و خیریه‌ها نهاد مدنی هستند.
در سال‌های پایانی کار اداری به فکر افتادم که فرصت‌های بیشتری را می‌توانم در فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی بگذرانم. پانزده‌سالی می‌شد که با چند سازمان غیردولتی حقوق کودک دفاع از زنان خشونت‌دیده و محیط‌زیستی همکاری داشتم البته کار اداری من چندان دور از این فضا نبود و با سابقه مدیریت خانه فرهنگسرای محله و مرکز مشارکت‌های مردمی مألوف بودم.
بالاخره ایام بازنشستگی فرا رسید و من به یمن بیماری چندسالی زودتر از موعد در خانه مقیم شدم. در گشت‌وگذارهای شهری نمایشگاه محصولات دستی زنان خانه‌دار، سمینارها و نشست‌های گروهی متوجه شدم که جای نهادهای آموزش‌دهنده به سازمان‌های غیردولتی خالی است. با چند دوست و همکار یک سالی موضوع را در ذهنمان پختیم و براساس سه اصل «کار داوطلبانه»، «غیردولتی» و «غیرانتفاعی» مترصد ثبت یک تشکل شدیم. اساسنامه را نوشتیم و حدود فعالیت‌ها شیوه عضوگیری شیوه انتخاب هیئت‌مدیره را تکمیل کردیم. برای ثبت تشکل خودمان که آموزشی و فرهنگی و کمک به جامعه مدنی هدف آن بود، اقدامات اولیه را انجام دادیم.
متوجه بودیم مراکز متعددی در دولت و سازمان‌های وابسته، به تشکل‌ها مجوز فعالیت می‌دهند. کم‌دردسرترین آنها از طریق ثبت شرکت‌ها و بعد تأیید اداره‌کل اجتماعی استانداری تهران (وزارت کشور) پیگیر شدیم. اساسنامه تیپ و مدارک شناسایی، عکس، اسناد تحصیلی و سوابق کار را آماده کردیم. بعد از ثبت شرکت به‌عنوان مؤسسه فرهنگی توانمندسازی سمن‌ها تازه باید مدارک به استانداری می‌دادیم که استعلام سوابق ما (به‌عنوان هیئت‌مؤسس) را بگیرند. البته یادآور می‌شوم که بنابر نوع فعالیت می‌توان به بهزیستی، وزارت ارشاد، وزارت ورزش، سازمان محیط‌زیست و ده‌ها مرکز دیگر مراجعه کرد؛ ولی به‌هرحال همه باید از دروازه استعلام بگذرند.
هیئت‌مؤسس می‌تواند از عده‌ای دیگر برای هیئت‌مدیره دعوت به همکاری کند و باتوجه‌به سوابق اداری و آموزشی جمع دوستان فکر می‌کردیم که تأیید مجوز وقت زیادی نمی‌گیرد. بازهم یادآوری این نکته خالی از لطف نیست که در جوامع پیشرفته، فعالیت سازمان غیردولتی نیاز به اخذ مجوز ندارد و تا وقتی جرم و خطایی از افراد یا تشکل سر نزده متقابلاً دولت و قانون با تشکل‌ها کاری ندارند. بعد از دو ماه انتظار و پیگیری گفتند عکس اعضای هیئت‌مؤسس ایراد دارد و ما فهمیدیم که عکس‌ها باید تصحیح شود. با پیگیری و مراجعه‌های مکرر و تشکیل جلسات حضوری و توضیحات مفصل که شش ماهی طول کشید، کم‌‌کم برخی اعضا انگیزه ادامه حضور در جلسات را از دست دادند. خود این موضوع هم باعث تأخیر بیشتر شد و باید عضو جدید معرفی می‌کردیم.
بنابراین نهاد مدنی با تعریف گسترده آن خیلی مورد تأیید مراکز تصمیم‌گیری نیست. اگر ما یک خیریه ثبت می‌کردیم احتمالاً مراحل کوتاه‌تری را طی می‌کردیم. در این چندسال پیگیری تا ثبت تشکل و اخذ پروانه فعالیت متوجه شدیم بسیاری از مراکز به‌دلایل متعدد از جمله سوء‌رفتار برخی تشکل‌ها مجبور به سختگیری‌های فراوانی هستند. البته تعداد سازمان‌های غیردولتی که به‌واسطه رفتار غیرمنطبق با اساسنامه اولیه بسته شده‌اند، خیلی کم است و دست‌انداز‌های وقت‌گیر و کلافه‌کننده یکی از موانع رشد سازمان‌های غیردولتی است.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بیشترین نظر کاربران

شکاف دستمزدها در دانشگاه

شکاف دستمزدها در دانشگاه