«پیام ما» در گفت‌وگو با کارشناسان علت بی‌نتیجه‌بودن طرح‌های آموزشی محیط‌زیست را بررسی کرد

«انگیزه»؛ حلقۀ مفقوده

فاطمه آرتا: در اجرای برنامه‌ها مردم را مخاطب قرار داده‌ایم و هیچ‌وقت سراغ دست‌اندرکاران نرفته‌ایم





«انگیزه»؛ حلقۀ مفقوده

۲۵ شهریور ۱۴۰۳، ۹:۱۵

تحول در هر اموری از جمله «تغییر در رفتار با طبیعت و حیات‌وحش»، ضروری و اجتناب‌ناپذیر است. «آموزش، فرهنگ‌سازی و اطلاع‌رسانی»، سه ضلع مثلث تحول در تغییر رفتار ما با طبیعت و حیات‌وحش است که متولیان آن در سازمان حفاظت محیط‌زیست، باید در صدد اصلاح و تقویت آن باشند؛ سه ضلع مثلثی که اهمیت آن سالیان سال در برنامه‌ها و سیاست‌های سازمان حفاظت محیط‌زیست که نقش اصلی را در نظارت و حفظ محیط‌زیست به عهده دارد، کم‌رنگ شده و گاهاً به فراموشی سپرده شده و یا صرفاً فقط برای ارائۀ گزارشی از عملکرد بوده است. باتوجه‌به حجم گستردۀ تخریب روزافزون محیط‌زیست کشورمان، هنوز خیلی از آحاد جامعه به‌خصوص دولتمردان، به درک درستی نائل نشده‌اند و به‌همین‌دلیل، به فهم مشترکی برای عبور از بحران‌های محیط‌زیست کشورمان دست نیافته‌ایم و حالا در گفت‌وگو با کارشناسان این حوزه، به چرایی این اتفاق پرداخته‌ایم.

در هر دوره‌ای، متولیان آموزش و فرهنگ‌سازی در سازمان حفاظت محیط‌زیست، بنابر اقتضای سیاست‌های سازمان متبوع خود، برنامه‌ها و طرح‌های آموزشی مختلفی را برای همۀ اقشار کشور در نظر گرفته‌اند؛ از جمله یک ساعت با محیط‌بان، مدرسۀ طبیعت، مسیر سبز، ساحل پاک، خانه‌های محیط‌زیست، راه‌اندازی پویش‌های مردمی و اجرای سایر برنامه‌ها و طرح‌های آموزشی‌فرهنگی؛ اما به‌راستی باید پرسید، علی‌رغم تلاش‌های بسیاری که در این زمینه انجام شده، آیا نتایج مطلوبی هم حاصل شده است؟ 

بهترین زمان برای آموزش، سنین کودکی است. محیط‌زیست میراث مشترک گذشتگان و امانت نسل آیندۀ بشری است. در افزایش آگاهی و توسعۀ فرهنگ محیط‌زیست، رسانه مهم‌ترین نقش را بازی می‌کند.

به گفتۀ رسانه‌های محیط‌زیست، انتشار تصاویری از حجم زباله‌های به‌جاماندۀ گردشگران در تعطیلات روزهای میانی شهریورماه امسال، واکنش‌های بسیاری را به دنبال داشته است و اینکه وضعیت بی‌سامان پسماندهای به‌جامانده، صرفاً متوجه مسافران بوده است و یا کمبود زیرساخت‌ها و نبود قوانین دقیق، عامل آن می‌تواند باشد؟ که این خود دال بر عدم مقبولیت طرح‌های آموزشی و فرهنگی در حوزۀ محیط‌زیست است.

حفاظت از محیط‌زیست، نیازمند آموزش و فرهنگ‌سازی اقشار مختلف جامعه است و اما مسئولان سازمان حفاظت محیط‌زیست، تا چه اندازه دراین‌باره می‌توانند نقش داشته باشند و آیا سایر ارگان‌ها هم نقشی دراین‌باره دارند یا نه؟ این سؤالی است که برخی از کارشناسان محیط‌زیست پاسخ می‌دهند.

نبود تعهدات اجرایی در طرح‌های آموزشی 

«فاطمه آرتا»، کارشناس محیط‌زیست سازمان حفاظت محیط‌زیست می‌گوید: اگر طرح‌های آموزشی بر اساس واقعیت‌های جامعه تنظیم نشده باشد، قطعاً در تحقق آن نتیجه‌ای نخواهیم گرفت. اگر در طرح مبارزه با فقرزدایی و معیشت پایدار، مشکلات جامعۀ محلی از نظر موقعیت‌های فرهنگی، اجتماعی، رفاهی و اقتصادی دقیق شناسایی نشده باشد، به‌طور یقین در اجرا بیراهه خواهد رفت. لازمۀ تحقق اهداف طرح‌ها و برنامه‌های آموزشی، در گرو انتخاب درست مخاطب است و مهم‌تر از آن، اعتقاد به اجرای آن وجود داشته باشد.

طرح همیار محیط‌زیست، در سال ۱۳۷۷ در سازمان حفاظت محیط‌زیست شکل گرفت؛ در زمان‌های متفاوت به محیط‌یار، پاسدار محیط‌زیست، یک ساعت با محیط‌بان تغییرکرد. حداقل علل آسیب‌شناسی در عدم مقبولیت اجرای این طرح‌ها، نبود تعهدات اجرایی است و طرح‌های آموزشی هر بار با تغییر رئیس سازمان حفاظت محیط‌زیست و نظام اجرایی این سازمان و نبود اعتبارات لازم، متوقف شد.

او ادامه می‌دهد: «اگر بخواهیم طرح‌های آموزشی سازمان حفاظت محیط‌زیست ضمانت اجرایی داشته باشد، باید مصوب شود و فارغ از نگاه سیاسی، یک وفاقی برای انجام آن در این سازمان شکل بگیرد و اعتبارات لازم پیش‌بینی شود. همیشه در اجرای طرح‌های آموزشی‌فرهنگی، مردم را مورد مخاطب قرار داده‌ایم؛ هیچ‌وقت سراغ دست‌اندرکاران نرفته‌ایم. مشکل سازمان حفاظت محیط‌زیست این است که از جنس مردم نیست و متأثر از سیاست‌های اشتباه است. مردم را همواره به عدم آگاهی متهم کرده‌ایم. هرجا که مشکل به وجود می‌آید، منشأ آن مردم بوده‌اند. اگر در دولتمردان یک وفاقی وجود داشته باشد و برنامه‌های درست تنظیم شود، قطعاً به حوزه‌های آموزشی فشاری وارد نخواهد آمد.»

مشکل محیط‌زیست کشورمان، از عدم علاقه‌مندی و عِرق دولتمردان و حکمرانی نامطلوب در حوزۀ محیط‌زیست که بلای جان کشور شده است و ابربحران‌هایی همچون فرونشست‌ها، آلودگی هوا، کاهش منابع آب، ازبین‌رفتن پوشش‌های گیاهی و گونه‌های جانوری و غیره ایجاد شده است.

این کارشناس معتقد است، اگر بخواهیم طرح‌های آموزشی درست انجام شود، باید ریشۀ مشکلات شناسایی شود که بیشترین ریشۀ مشکلات در حوزۀ دولت است و تا زمانی که در حوزۀ محیط‌زیست کارآمد نباشد و حکمرانی مطلوب در حوزۀ محیط‌زیست اتفاق نیفتد، همین آش است و همین کاسه!

به گفتۀ او، در هیچ زمانی برنامه‌ها و طرح‌های آموزشی چه در سازمان حفاظت محیط‌زیست و چه در سایر ارگان‌های مربوطه، ارزیابی به عمل نیامده است. از کجا بفهمیم طرحی موفق بوده است یا نه؟ نبود ارزیابی طرح‌های آموزشی، مهم‌ترین مرحلۀ آموزش است که مغفول مانده است. 

آرتا خاطرنشان می‌کند: «سازمان حفاظت محیط‌زیست، دستگاه آموزشی نیست و وزارتخانه‌های علوم، تحقیقات و فناوری و آموزش‌وپرورش، متخصصان آموزش هستند. سازمان حفاظت محیط‌زیست برای تحقق برنامه‌های آموزشی خود، باید نفوذپذیری به دستگاه‌های آموزشی را داشته باشد. دانش‌آموزان و والدین آنان، در اختیار این سازمان نیست و اعتبارات لازم ندارد. این سازمان باید در تعامل با دستگاه‌های آموزشی‌فرهنگی و رسانۀ ملی از طریق تولید محتوا و ارائۀ راهکار به آن‌ها، بتواند در بخش آموزش‌های انبوهی و مسائل ترویجی پیش رود. مسئلۀ نفوذپیداکردن و مطالبه‌گربودن از دستگاه‌های آموزشی، از وظایف سازمان حفاظت محیط‌زیست است و قطعاً این سازمان قادر نیست به‌تنهایی اجرای طرح‌های آموزشی را در جامعه رقم زند.

 

  آموزش، بخش مهم حلقۀ حفاظت

«حمیدرضا میرزاده» کارشناس و روزنامه‌نگار حوزۀ محیط‌زیست هم معتقد است، بعضی مواقع فراموش می‌کنیم آموزش بخشی از یک حلقه است؛ به مردم آموزش می‌دهیم تا کاری را یاد بگیرند که روش بهتری برای ادامۀ زندگی انتخاب کنند و همچنین برای آن‌ها منافعی داشته باشد که آن منافع، انگیزۀ اصلی باشد برای انجام آن کاری که آموزش دیده‌اند. «در سازمان حفاظت محیط‌زیست و در سایر سازمان‌ها، فعالیت‌های آموزشی و فرهنگی زیادی صورت می‌گیرد، اما فقط به آموزش صرف پرداخته شده است. ما اطلاعات افراد را بیشتر می‌کنیم که بیشتر این اطلاعات به‌طور یقین، به اقدام بهتر منتهی نمی‌شود. بسیاری از افراد اطلاعات بالایی دارند، اما این دلیل بر ایجاد انگیزه برای انجام‌دادن کار بهتر نیست.»

میرزاده معتقد است که پسماند، موضوعی که در دنیا پول‌ساز است، اما در ایران نتوانسته‌ایم پسماند را به حوزۀ اقتصادی تبدیل کنیم. از بطری‌های نوشابه و آب‌معدنی پسماندی تولید می‌شود؛ کسی تاکنون به‌درستی نتوانسته با بازیافت پت را (بطری‌های نوشابه و آب‌معدنی) به مواد جدید تبدیل کند. صرفۀ اقتصادی استفاده از پت، کمتر از صرفۀ اقتصادی مواد سازگارتر با طبیعت است که می‌تواند برای صنایع صرفه و انگیزۀ کافی برای تغییر الگوهایشان باشد. «وقتی شهروندان با انتخاب‌هایی مواجه می‌شوند، قادر به تشخیص انتخاب درست نیستند؛ چرا که ما تلاش نکردیم آن انتخابی که بیشتر سازگار با محیط‌زیست است را در اختیار مردم قرار دهیم. درست مانند استفاده از ظروف یک‌بارمصرف که ناسازگار با محیط‌زیست است که مردم تمایل بیشتری در استفاده از آن دارند. کشورهای دیگر سعی کردند با مالیات، ورود فناوری‌های جدید و با روش‌های حاکمیتی، به مردم جامعۀ خود کمک کنند تا بیشتر انتخاب‌های دوستدار طبیعت داشته باشند؛ کاری که ما تاکنون در کشور انجام نداده‌ایم. بدیهی است هرچقدر هم آموزش دهیم، عملاً افراد را بین دو گزینۀ ارزان و گران پیش برده‌ایم و تأکید می‌کنیم که گزینۀ گران انتخاب شود؛ چرا که خیلی به کار خواهد آمد، درحالی‌که با انتخاب گزینۀ ارزان، کارشان آسان‌تر راه می‌افتد.»

میرزاده تأکید می‌کند که محور آموزش‌های ما در حوزۀ محیط‌زیست، همواره تکیه بر اخلاق بوده است؛ اینکه این کار را انجام دهیم، طبیعت کمتر آلوده می‌شود و ما انسان‌های بهتری خواهیم بود و این درحالی‌است که علاوه‌بر اخلاق، باید به انگیزه‌های مادی توجه می‌کردیم. اگر به ‌سیستم عایق‌ها در ساختمان‌ها توجه درستی می‌کردیم، امروز انرژی کمتری مصرف می‌شد؛ نه فقط برای کاهش گازهای گلخانه‌ای، بلکه موجب کاهش هزینه‌های قبوض آب و گاز می‌شد که این همان انگیزه است.

 

 نبود آموزش و فرهنگ‌سازی، نتیجۀ گردشگری بی‌ضابطه

«احمد دباغیان» کارشناس حیات‌وحش سازمان حفاظت محیط‌زیست نیز معتقد است که  فرهنگ، مجموعه‌ای از قوانین و دانش است که هر انسان به‌عنوان عضوی از جامعه، باید آن را آموزش ببیند و در دنیایی که ما آدم‌ها در آن زندگی می‌کنیم، گیاهان، حیوانات، آب، هوا و خاک، متأثر از زندگی انسان و بالعکس است و باید فرهنگ بهره‌برداری از آن را آموزش ببینیم. «قطعاً آموزش درست اقشار جامعه به‌خصوص جوامع محلی که در حاشیۀ مناطق چهارگانۀ حفاظت‌شده زندگی می‌کنند و با طبیعت بیشتر سروکار دارند، موجب ارتقاء فرهنگ محیط‌زیستی خواهد شد.»

دباغیان به گردشگری بی‌ضابطه که این روزها در طبیعت کشورمان رو به افزایش است، اشاره می‌کند و می‌گوید: «در موضوع گردشگری بی‌ضابطه در طبیعت، ۱۵ سال است که تبی به نام «تب آفرود» در جامعه شکل گرفته است؛ آفرودسوارانی که بدون ملاحظات محیط‌زیستی در طبیعت تاخت‌وتاز می‌کنند. آفرود یکی از معضلات گردشگری برای دوستداران و کارشناسان محیط‌زیست محسوب می‌شود و امروز باید دور هم جمع شویم تا مانع تخریب بیشتر طبیعت توسط آفرودسواران باشیم.»

سازمان حفاظت محیط‌زیست، دستگاه آموزشی نیست و وزارتخانه‌های علوم، تحقیقات و فناوری و آموزش‌وپرورش، متخصصان آموزش هستند. سازمان حفاظت محیط‌زیست برای تحقق برنامه‌های آموزشی خود، باید نفوذپذیری به دستگاه‌های آموزشی را داشته باشد

این کارشناس حیات‌وحش، «رسانه» را مهم‌ترین عامل در فرهنگ‌سازی محیط‌زیستی دانسته و می‌گوید: «بهترین زمان برای آموزش، سنین کودکی است. محیط‌زیست میراث مشترک گذشتگان و امانت نسل آیندۀ بشری است. در افزایش آگاهی و توسعۀ فرهنگ محیط‌زیست، رسانه مهم‌ترین نقش را بازی می‌کند. اتفاقی که برای خرس‌های سمیرم در سال‌های گذشته افتاد و یا برای شکارچی که پلنگ شکار کرد و عکس یادگاری گرفت، از جمله مواردی است که رسانه در نمود آن نقش داشت. باید در فرهنگ‌سازی محیط‌زیست، به جایی برسیم که فرد به خودش اجازه ندهد بعد از شکار، کنار لاشۀ همان حیوان عکس یادگاری بگیرد.»

او از الگوهای موفق در حوزۀ حیات‌وحش می‌گوید و به این نکته اشاره می‌کند که بخشی از مناطق چهارگانۀ تحت اختیار سازمان حفاظت محیط‌زیست، به دلیل کمبود منابع مالی و نیروی انسانی، به مشارکت مردم نیاز دارد و دراین‌باره می‌توان به مشارکت مردم در منطقۀ پارک ملی دز برای احیاء گوزن زرد که حدود ۴۰ رأس در بازۀ زمانی ۵ سال تولدهای موفقی داشته است، اشاره کرد و یا در منطقۀ کوه هوا در منطقۀ لامرد استان فارس که با کمک مردم و با کارآفرینی در حوزۀ حیات‌وحش، شاهد رشد و نمو آمار جمعیتی قوچ لارستان در ۱۰ سال گذشته بوده است. بدون کمک مردم نخواهیم توانست مناطق را حفاظت کنیم و این فقط در یک صورت رخ خواهد داد؛ آموزش و فرهنگ‌سازی درست و در کنارش اطلاع‌رسانی صحیح و به‌موقع انجام شود. 

 

  رهاسازی زباله در طبیعت، نشانۀ ضعف فرهنگ محیط‌زیستی است

«محمد علیزاده» کارشناس پسماند، به آسیب‌شناسی رهاسازی زباله در طبیعت اشاره می‌کند. به گفتۀ او، موضوع رهاسازی زباله در طبیعت، به‌ویژه در مناطق گردشگری شمال کشور، به یک معضل جدی تبدیل شده است. «نبود امکانات کافی برای دفع زباله در مناطق گردشگری، مردم را مجبور می‌کند زباله‌های خود را در طبیعت رها کنند. نبود نظارت کافی بر مناطق گردشگری و عدم برخورد با متخلفان، باعث تشویق دیگران به تکرار این ناهنجاری‌ها شده.»

علیزاده تأکید می‌کند که قوانین موجود برای حفاظت از محیط‌زیست، به اندازۀ کافی اجرا نمی‌شود و سازمان حفاظت محیط‌زیست، با کمبود منابع مالی و نیروی انسانی مواجه است و نمی‌تواند به‌طور مؤثر دراین‌باره عمل کند. نهادهای فرهنگی و مذهبی و همچنین مؤسسه‌های آموزشی، به موضوع حفاظت از محیط‌زیست به اندازۀ کافی توجه نمی‌کنند و آموزش‌ها در مدارس، به اندازۀ کافی جامع و کاربردی نیست؛ این‌ها نکاتی است که باتوجه‌به آن، می‌توان امیدواری به حفظ محیط‌زیست را افزایش داد و درغیراین‌صورت، شرایط هر روز بدتر از گذشته خواهد شد.

به اشتراک بگذارید:





نظر کاربران

نظری برای این پست ثبت نشده است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *