فاطمه باباخانی
روزنامهنگار
فاطمه باباخانی
۱۶ فروردین ۱۴۰۵
جهان ساکت ماند
پیام ما: صبح روز شنبه ۱۵ فروردین سایت نیروگاه اتمی بوشهر بمباران و یک عضو تیم حفاظت فیزیکی آن کشته شد، بهعلاوه یک ساختمان کمکی هم آسیب دید. این چهارمین حمله به این نیروگاه است. نیروگاهی که هر گونه صدمه به آن میتواند حیات را در یک محدوده گسترده دچار اختلال کند و فاجعهای بزرگ را رقم بزند.
فاطمه باباخانی
۱۵ فروردین ۱۴۰۵
آهوها، شاهدان تاریخی خارک
آهوها چطور پایشان به خارک باز شد؟ در این باره کسی مطمئن نیست، اینکه هزاران سال قبل و پیش از بالا آمدن خلیجفارس به آن محدوده رفتهاند یا نه ۲۲۰ سال قبل به آنجا منتقل شدند. همه محیطزیستیها اما در یک گزاره امروز متفقالقول هستند، اینکه جان آهوهای خارک در خطر است. همچنان که جان پرندهها، لاکپشتها و سایر گونههای دیگر که کمتر به آنها پرداخته میشود.
فاطمه باباخانی
۲۶ اسفند ۱۴۰۴
سال بیم، امید و سوگ
تجربه دو جنگ که هنوز یکی از آنها به پایان نرسیده و چشماندازی هم برای پایان آن نیست، آتشسوزیهای گسترده در جنگلهای شمال و زاگرس، شهادت سه محیطبان پارک ملی گلستان، شهادت چهار فعال محیطزیست در آتشسوزیهای زاگرس، ممنوعیت ورود به مناطق برای کارشناسان حیاتوحش، نرسیدن حقابه به تالابها، آلودگی هوا در بسیاری از استانها، افشا شدن فیش حقوقی مدیران سازمان منابع.طبیعی و حمله به جنگلبانان توسط قاچاقچیان چوب تنها بخشی از اتفاقات حوزه محیطزیست و منابعطبیعی در سال ۱۴۰۴ بود. سالی که طبیعت ایران فشار بیسابقهای را تحمل کرد و خسارتها بیش از این میشد، اگر حافظانش دست از تلاش میکشیدند.
فاطمه باباخانی
۲۴ اسفند ۱۴۰۴
توافقنامههای محیطزیستی در جنگ نقض شده است
از همان زمان که آتشبس اعلام شد، بسیاری نگران از آغاز جنگ دوباره بودند. بسیاری از شهروندان در تهران چسب پشت شیشهها را نگه داشتند و با نگرانی چشم به مذاکرات دوختند. حالا دو هفته از جنگ دوباره میگذرد. در این بازه زمانی سازمان حفاظت محیطزیست چه اقداماتی انجام داده است؟ آیا آنها هم خودشان را برای این روزها آماده کرده بودند و این روزها مدیران این سازمان چه میکنند. در گفتوگو با «شینا انصاری»، رئیس سازمان حفاظت محیطزیست، دراینباره از او پرسیدیم.
فاطمه باباخانی
۲۳ اسفند ۱۴۰۴
زندگی در سایه جنگ با عضلات ازدسترفته
ترک کردن تهران ساده نیست و همه نمیتوانند بروند؛ یکی جایی در شهر دیگری ندارد، یکی باید برود سر کار و یکی کندن از این شهر برایش غیرممکن است. علاوهبر همه اینها، گروه دیگری هستند که به این شهر چسبیدهاند،؛ آنها نمیتوانند از این شهر خارج شوند بهخاطر پدر و مادر بیمارشان. آنها باید بمانند تا از عزیزانشان که توان جابهجایی ندارند، مراقبت کنند. این گزارش شرحی از وضعیت دو نفر با چنین شرایطی است.
فاطمه باباخانی
۱۶ اسفند ۱۴۰۴
شبِ هـُول
«لحظه به لحظه، دقیقه به دقیقه را میشمردم تا صبح شود.» این تجربه «آرزو» از انفجارهای سهمناک در منطقه کوهک است. هر بمبی که میافتاد، آتشی بزرگ به راه میانداخت و خانهاش را روشن میکرد. او دو ساعت پیدرپی زیر موج سنگین، دقیقهها را میشمرد تا نور صبحگاه دمید و آسمان آرام گرفت. «فرشاد» و «امین» که در اکباتان ساکن بودند هم وضعیت بهتری نداشتند. آنها با هر انفجار میگفتند این آخری است و دوباره انفجار و انفجار. نخستین ساعتهای شنبه، ۱۶ اسفند، غرب تهران لرزید؛ چنان سخت که کسی را یارای خوابیدن نبود.
فاطمه باباخانی
۱۲ اسفند ۱۴۰۴
صدای مردم گمشده در بمباران
«بیخبری» وضعیت بسیاری از ساکنان تهران است که این روزها زیر موج بمباران زندگی میکنند. خبرگزاریهای داخلی اخبار کلی از جنگ را پوشش میدهند؛ اینکه ایران چه نقاطی را در کشورهای دیگر هدف قرار داده و مقامات آن کشورها چه گفتهاند. شهروندان اما از این رویه اطلاعرسانی گلهمندند، نشانه آن را هم در کامنتهایی که مردم زیر اخبار خبرگزاری فارس میگذارند، میشود دید. البته از دیروز دوشنبه صبح دسترسی به این پیامها دشوار و نیازمند ثبت شماره تماس شده است.
فاطمه باباخانی
۸ اسفند ۱۴۰۴
جامعه تنهایان
