فاطمه باباخانی
روزنامهنگار
فاطمه باباخانی
۳۰ آذر ۱۴۰۴
شب چله سیاهپوشان
لباس سیاهش را در نیاورده و یلدا برایش معنایی ندارد. از ۱۳ خرداد که «هدایتالله دیدهبان» جان عزیزش را در منطقه حفاظتشده خائیز از دست داد، تا امروز، «نسترن منصورینژاد» رخت سیاه پوشیده است. میگوید تا وقتی قاتل دستگیر نشود، نمیخواهد نه جشنی داشته باشد و نه یلدا! «نازنین عباسی» همسر محیطبان «یاسر مصدق»، میخواهد همه تلاشش را بکند تا فرزندانش در این شب از جای خالی پدرشان رنج نبینند. «اکرم عطاری»، همسر محیطبان «محمود شهمردای» هم یلدا بر سر مزار همسرش میرود تا شب بلند سال را کنار او باشد.
فاطمه باباخانی
۲۹ آذر ۱۴۰۴
«بازگشت گور ایرانی»، تحقق یک رؤیا
فاطمه باباخانی
۲۵ آذر ۱۴۰۴
قفل تبعیض جنسیتی بر پاسگاههای محیطبانی
«موافقم اما...» این را «مهدی لهردی»، فرمانده یگان حفاظت ادارهکل حفاظت محیطزیست استان سمنان، میگوید. زنان این عبارت سهحرفی را زیاد شنیدهاند؛ هر وقت خواستهاند بگویند شما نمیتوانید فلان کار را انجام دهید. بعد بلافاصله اضافه کردهاند: «زیرساخت نداریم.» «ایمان ابراهیمی»، حفاظتگری که پاسگاههای محیطبانی در استانهای مختلف را از نزدیک دیده، معتقد است اتفاقاً زیرساخت بهاندازه کافی وجود دارد. بهگفته او، مانع اصلی پیشفرضهای ذهنی است که براساس آن، زنان توان محیطبان شدن ندارند. «مهدیه کرمی»، کارشناس قرق علیآباد چهلگزی، هم میگوید: «پذیرفته شدن زنان در شغلی که سالها بهطور انحصاری در اختیار مردان بوده، طبیعتاً دشوار و زمانبر است؛ اما غیرممکن نیست.»
فاطمه باباخانی
۲۳ آذر ۱۴۰۴
«درک اسکات» مردی که پرندگان ایران را ثبت کرد
اول صبح بلند میشد، غذای کمی میخورد، سیگارش را آتش میزد، با دوربین و کاغذهایش میرفت و غروب برمیگشت. نتیجه این شش سال مطالعه، کوهی از گزارشها بود و کتاب «پرندگان ایران». در همان ابتدای انقلاب سه وانت از گزارشهای نوشتهشده «درک اسکات»، پرندهشناس، و سایر کارشناسانی را که از سایر کشورها به ایران آمده بودند، در راستای طاغوتزدایی آتش زدند. همه آن کاغذها و دادهها دود شد و به هوا رفت. اهمیت اقدامات درک اسکات، پرندهشناس انگلیسی، در گسترش دانش پرندهشناسی ایران باعث شد نشستی با حضور پیشکسوتهای محیطزیست ایران در سالگرد درگذشتش برگزار شود.
فاطمه باباخانی
۲۱ آذر ۱۴۰۴
شیراز در انتظار فاجعه
«خوشا شیراز و وضع بیمثالش/ خداوندا نگهدار از زوالش». آن وقت که حافظ این شعر را سرود، تالاب «مهارلو» را با فاضلاب و انواع آلایندهها آلوده نکرده بودند. بدتر آنکه قرار است ضربه آخر را ساخت سد «تنگ سرخ» در بالادست آن بزند. سدی که مهارلو را خشک میکند و باعث میشود گردوغبار نمکی و آلوده آوار شود روی سر مردم و زندگیشان در شیراز، سروستان، حافظیه، سعدیه و ...
فاطمه باباخانی
۱۸ آذر ۱۴۰۴
اگر مرد بودم، قطعاً محیطبان بودم
«کار دنیا زن و مرد نداره!» این جمله را بارها «مهدیه کرمی»، حفاظتگر و کارشناس محیطزیست دهه هفتادی، از پدرش شنیده است. او مفتخر بود که دختر نوجوانش موتورسواری میکند و کلیشهها را میشکند. این پیشینه خانوادگی را اگر کنار تجربه کودکی در طبیعت، نزدیکی خانهشان به اداره محیطزیست بافق و حضور پررنگ در پروژه بینالمللی حفاظت از یوز آسیایی بگذاریم، نتیجه میشود «تنها زن فعال در حوزه قرقهای اختصاصی در میان پنج قرق فعال کشور».
فاطمه باباخانی
۱۴ آذر ۱۴۰۴
میدانی سنگک یعنی چه؟
فاطمه باباخانی
۱۱ آذر ۱۴۰۴
ولگردی در طبیعت، اولین درسِ حفاظتگری
«فرق نمیکند ایران باشد یا ایتالیا، والدین میخواهند بهجای ولگردی فرزندانشان در طبیعت، از سنین ابتدایی آنها را درگیر فرایند آموزش کنند.» این گفته «بهنوش حمیدی»، فعال حوزه کودک و طبیعت، است. او سال ۱۳۶۷ در بیرجند به دنیا آمد. تجربه طبیعت در کودکی او را به محیطزیست کشاند و «عبدالحسین وهابزاده» ترغیبش کرد وارد مقوله کودک و محیطزیست شود. پس از چند سال کار در این حوزه تصمیم گرفت برای کسب تجربه به ایتالیا برود. حمیدی هماکنون دانشجوی رشته محیطزیست و تغییراقلیم دانشگاه میلان است. او در مصاحبه با «پیام ما» درباره اهمیت تجربه کودکی در حفاظت از طبیعت ایران میگوید.
