فاطمه باباخانی
روزنامهنگار
فاطمه باباخانی
۲۶ اسفند ۱۴۰۴
سال بیم، امید و سوگ
تجربه دو جنگ که هنوز یکی از آنها به پایان نرسیده و چشماندازی هم برای پایان آن نیست، آتشسوزیهای گسترده در جنگلهای شمال و زاگرس، شهادت سه محیطبان پارک ملی گلستان، شهادت چهار فعال محیطزیست در آتشسوزیهای زاگرس، ممنوعیت ورود به مناطق برای کارشناسان حیاتوحش، نرسیدن حقابه به تالابها، آلودگی هوا در بسیاری از استانها، افشا شدن فیش حقوقی مدیران سازمان منابع.طبیعی و حمله به جنگلبانان توسط قاچاقچیان چوب تنها بخشی از اتفاقات حوزه محیطزیست و منابعطبیعی در سال ۱۴۰۴ بود. سالی که طبیعت ایران فشار بیسابقهای را تحمل کرد و خسارتها بیش از این میشد، اگر حافظانش دست از تلاش میکشیدند.
فاطمه باباخانی
۲۴ اسفند ۱۴۰۴
توافقنامههای محیطزیستی در جنگ نقض شده است
از همان زمان که آتشبس اعلام شد، بسیاری نگران از آغاز جنگ دوباره بودند. بسیاری از شهروندان در تهران چسب پشت شیشهها را نگه داشتند و با نگرانی چشم به مذاکرات دوختند. حالا دو هفته از جنگ دوباره میگذرد. در این بازه زمانی سازمان حفاظت محیطزیست چه اقداماتی انجام داده است؟ آیا آنها هم خودشان را برای این روزها آماده کرده بودند و این روزها مدیران این سازمان چه میکنند. در گفتوگو با «شینا انصاری»، رئیس سازمان حفاظت محیطزیست، دراینباره از او پرسیدیم.
فاطمه باباخانی
۲۳ اسفند ۱۴۰۴
زندگی در سایه جنگ با عضلات ازدسترفته
ترک کردن تهران ساده نیست و همه نمیتوانند بروند؛ یکی جایی در شهر دیگری ندارد، یکی باید برود سر کار و یکی کندن از این شهر برایش غیرممکن است. علاوهبر همه اینها، گروه دیگری هستند که به این شهر چسبیدهاند،؛ آنها نمیتوانند از این شهر خارج شوند بهخاطر پدر و مادر بیمارشان. آنها باید بمانند تا از عزیزانشان که توان جابهجایی ندارند، مراقبت کنند. این گزارش شرحی از وضعیت دو نفر با چنین شرایطی است.
فاطمه باباخانی
۱۶ اسفند ۱۴۰۴
شبِ هـُول
«لحظه به لحظه، دقیقه به دقیقه را میشمردم تا صبح شود.» این تجربه «آرزو» از انفجارهای سهمناک در منطقه کوهک است. هر بمبی که میافتاد، آتشی بزرگ به راه میانداخت و خانهاش را روشن میکرد. او دو ساعت پیدرپی زیر موج سنگین، دقیقهها را میشمرد تا نور صبحگاه دمید و آسمان آرام گرفت. «فرشاد» و «امین» که در اکباتان ساکن بودند هم وضعیت بهتری نداشتند. آنها با هر انفجار میگفتند این آخری است و دوباره انفجار و انفجار. نخستین ساعتهای شنبه، ۱۶ اسفند، غرب تهران لرزید؛ چنان سخت که کسی را یارای خوابیدن نبود.
فاطمه باباخانی
۱۲ اسفند ۱۴۰۴
صدای مردم گمشده در بمباران
«بیخبری» وضعیت بسیاری از ساکنان تهران است که این روزها زیر موج بمباران زندگی میکنند. خبرگزاریهای داخلی اخبار کلی از جنگ را پوشش میدهند؛ اینکه ایران چه نقاطی را در کشورهای دیگر هدف قرار داده و مقامات آن کشورها چه گفتهاند. شهروندان اما از این رویه اطلاعرسانی گلهمندند، نشانه آن را هم در کامنتهایی که مردم زیر اخبار خبرگزاری فارس میگذارند، میشود دید. البته از دیروز دوشنبه صبح دسترسی به این پیامها دشوار و نیازمند ثبت شماره تماس شده است.
فاطمه باباخانی
۸ اسفند ۱۴۰۴
جامعه تنهایان
فاطمه باباخانی
۵ اسفند ۱۴۰۴
دیگر نمیخواهم زن باشم
«تقریباً همه زنهای اطرافم با ریزش مو درگیرن و با خونریزیهای عجیب و غریب قاعدگی.» این پست توسط یک کاربر در شبکه اجتماعی «ایکس» تا لحظه نوشتن این گزارش سه هزار و ۸۲۵ لایک دریافت کرده، بیش از ۸۹ هزار نفر آن را دیده، ۱۲۵ نفر آن را بازنشر کرده و بیش از ۷۰ زن هم کامنت گذاشته و از تجربه خودشان نوشتهاند، اینکه آنها هم در بدنشان شاهد تغییراتی هستند که تا حال تجربه نکرده بودند. یک مرد هم پیامی گذاشته و نوشته همسرش چنین وضعیتی را این روزها تجربه میکند.
فاطمه باباخانی
۲ اسفند ۱۴۰۴
راه بقا، شبکه حفاظتگران است
«در کنار هم بمانیم». این خلاصه کلام دو حفاظتگر برای گذر از این روزهای سخت است؛ «غلامرضا قادری» و «مهسا هاشمی». هر دو در حال انجام مجموعهای از فعالیتهای حفاظتی بودند؛ غلامرضا در استان فارس و مهسا در استان اصفهان و گلستان. موج حوادث آمد، اینترنت برای روزها قطع شد و پس از وصل شدنش همهچیز از اولویت افتاد؛ از جمله محیطزیست. در کلاس مهسا، دانشجویان حال و حوصله پرداختن به پرندگان را ندارند. از سوی دیگر، سایه فضای امنیتی از قبل سنگینتر شده و نگرانیها افزایش پیدا کرده است.
