فاطمه باباخانی

فاطمه باباخانی

روزنامه‌نگار

صدای قلع و قمع درختان در پارک ملی گلستان

فاطمه باباخانی

۲۴ فروردین ۱۴۰۴

صدای قلع و قمع درختان در پارک ملی گلستان

۵۹ سال پس از مرگ «قربان‌محمد سعیدی» وارثان او مبلغی را به بنیاد مستضعفان پرداخت کردند و در حال قطع درختانی هستند که جزئی از جنگل و پارک ملی گلستان شده‌اند. حدود هفت‌دهه پیش، در سال ۱۳۳۶، بخش عمده‌ای از اراضی اشخاص در استان مازندران خریداری و به «منطقه حفاظت‌شده آلمه وایشکی» ملحق شد. از ۲۰ پلاک فرعی ۱۹ پلاک خریداری شدند. با‌این‌حال یک پلاک باقی ماند، همان زمین هفت‌ هزار متری که «قربان‌محمد سعیدی» به‌شکل اقساطی در اختیار گرفت. آن زمان بنیاد پهلوی تعهداتی را برای خریدار ایجاد کرد که درصورت عدم اجرای آنها زمین را به تملک خود درآورد. با فوت آقای سعیدی تعهدات فراموش شدند و قرارداد فسخ‌شده به‌نظر می‌رسید. در طول این دهه‌ها درختان و گیاهان در این محدوده روییدند‌، قد کشیدند و جزئی از پارک ملی گلستان شدند. این روزها تنها صدایی که از این زمین به گوش می‌رسد، صدای قطع درختان است.
تور مرگبار

فاطمه باباخانی

۲۳ فروردین ۱۴۰۴

تور مرگبار

«داستان حفاظت در جنوب ایران، ‌داستان پرمناقشه‌ای است. سازمان حفاظت محیط‌زیست در چند سال گذشته تنها توانسته با بودجه محدود از اندک پروژه‌های حفاظتی از گونه‌های دریایی حمایت مستمر داشته باشد. باقی طرح‌ها یا با همراهی سازمان ملل است و یا شرکت‌ها و صنایع به‌صورت مقطعی کمکی به این طرح‌ها کرده‌اند. به‌نظر می‌رسد معاونت دریایی سازمان بودجه کافی برای انجام طرح‌های بنیادی و سراسری را هیچ‌گاه در اختیار نداشته.» «باربد صفایی مهرو»، کارشناس محیط‌زیست، همین فقدان فعالیت حفاظتی مستمر را عامل تهدید محیط‌زیست دریایی در ایران می‌داند.
مهاجرت،‌ایستگاه آخر

فاطمه باباخانی

۱۹ فروردین ۱۴۰۴

مهاجرت،‌ایستگاه آخر

«نیایش مظفری» از جمله حفاظتگران نسل جدید ایران که کار میدانی خود را با شمارش پرندگان شکاری مهاجر آغاز کرده است، می‌گوید: «مهاجرت آخرین مسیری‌ست که دلم می‌خواهد بروم. تصور جمع‌ کردن چمدانی که در آن نتوانم خانواده‌ام، جنگل‌های هیرکانی، خلیج‌فارس، دریای‌ کاسپین و کودکانی را که هنوز مدرسه‌ای برایشان ساخته نشده، جا دهم، برایم بسیار سخت است.» او که ۲۲ سال دارد، آکادمی حیات‌وحش «چمروش» را برای آموزش محیط‌زیست به کودکان راه‌اندازی کرده است، تأکید می‌کند: «اگر روزی احساس کنم که در این خاک بستری برای فعالیت‌های حفاظتی‌ام وجود ندارد،‌ می‌روم». مخاطب این گفته مسئولان سازمان حفاظت محیط‌زیست و سایر نهادها هستند‌؛ کسانی که می‌توانند نسل جدید را در ایران نگه دارند یا باعث شوند چمدانشان را ببندند و جایی را برای زندگی انتخاب کنند که امکان فعالیت داشته باشند. در این گفت‌وگو با نیایش مظفری که در شیراز به دنیا آمده و در ساری بزرگ شده، علاوه‌بر اهمیت شمارش پرندگان شکاری مهاجر و نقش آنها در اکوسیستم به موانع پیش پای زنان حفاظتگر محیط‌زیست و همچنین اهمیت آموزش به کودکان و نوجوانان پرداخته‌ایم که در ادامه می‌خوانید:
۱۴۰۳؛ سال آزادی،‌ ممنوعیت، جایزه،‌ تخریب و فقدان

فاطمه باباخانی

۲۷ اسفند ۱۴۰۳

۱۴۰۳؛ سال آزادی،‌ ممنوعیت، جایزه،‌ تخریب و فقدان

طبیعت در گذر ۱۴۰۳

فروغ فکری، فاطمه باباخانی

۲۶ اسفند ۱۴۰۳

طبیعت در گذر ۱۴۰۳

آزادی کارشناسان محیط‌زیست‌، تغییر مدیران در سازمان محیط‌زیست و منابع‌طبیعی،‌ کسب جایزه‌های جهانی «مارخو» و «استو» و «قهرمان جهانی تالاب» به کارشناسان و انجمن‌های ایران‌، ممنوعیت شش کارشناس برای ورود به مناطق،‌ ثبت هفتمین سمندر به‌نام ایران،‌ درگذشت استیون کلمنت اندرسون و الن ووسالو، برگزاری انواع و اقسام شب‌های بخارا با موضوع محیط‌زیست،‌ جاده‌کشی در جنگل‌های شمال‌، کور شدن گره آلودگی هوا در ایران،‌ نابسامانی مدیریت پسماند در شهرهای شمالی، تخریب زاگرس و... گوشه‌ای از اتفاقات سال ۱۴۰۳ در حوزه محیط‌زیست و منابع‌طبیعی هستند. در «پیام ما» کوشیدیم در حد توان و بضاعت مهمترین اتفاقات روز را پوشش دهیم و درعین‌حال، نگاهی هم به سایر موضوعات بیندازیم،‌ از انعکاس دیدگاه‌های نسل جدید کارشناسان حیات‌وحش گرفته تا چالش‌های پیش روی زنان حفاظتگر،‌ یا انتشار خلاصه‌ای از مقالات کارشناسان ایرانی که در مجلات معتبر جهانی منتشر شده‌اند و.... واقف هستیم که برخی از موضوعات و وقایع این سال از قلم افتاده‌اند که هرکدام قابلیت تبدیل شدن به یک سوژه گزارش یا مصاحبه را داشتند. آنچه می‌توانست منتشر شود و نشده را به حساب توان محدود ما در مقابل حجم بالای اتفاقات در این حوزه بگذارید. امیدواریم سال آتی همچنان فرصت نوشتن درباره محیط‌زیست ایران را داشته باشیم و بتوانیم سنگی را از پیش پای حفاظت برداریم.
حذف ترمز در جاده یوزها

فاطمه باباخانی

۲۴ اسفند ۱۴۰۳

حذف ترمز در جاده یوزها

«مسئولیت تصادف یوز را نمی‌پذیرم، ان‌شاءلله تصادفی نخواهیم داشت.» این گفته «موسی بزرگی»، رئیس‌پلیس راهور استان سمنان و از موافقان برداشته شدن محدودیت سرعت در محور عباس‌آباد شاهرود است؛ همان جاده‌ای که تاکنون ۱۳ یوز بر اثر تصادف در آن کشته شده‌اند. در جلسه‌ای که چهارشنبه ۲۲ اسفند ۱۴۰۳ در استانداری سمنان با موضوع ستاد اجرایی خدمات سفر نوروز برگزار شده بود، بحثی درباره برداشته شدن محدودیت سرعت در این جاده پیش آمد. موسی بزرگی درباره گله و شکایت‌های مردم درباره محدودیت سرعت سخن گفت و گروه دیگری از مدیران نیز اعلام کردند موافق برداشته شدن محدودیت سرعت هستند. همان زمان که استاندار و مدیران دولتی درباره افزایش سرعت در محور عباس‌آباد به‌عنوان یکی از حادثه‌خیزترین محورهای استان صحبت می‌کردند‌،‌ مجموعه دولت در حال رایزنی برای اطلاع‌رسانی بیشتر به مردم درباره پویش «نه به تصادف» و ترغیب آنها به کاهش سرعت بود. وزارت بهداشت در هفته‌های اخیر آماری را در اختیار رسانه‌ها قرار داد که براساس آن، سرعت غیرمجاز در کنار عدم رعایت فاصله ایمنی،‌ رانندگی خطرناک و سبقت غیرمجاز دلیل ۵۰ درصد از علل تصادف در ایران هستند.
قاتل نامرئی خانه‌ها

فاطمه باباخانی

۲۲ اسفند ۱۴۰۳

قاتل نامرئی خانه‌ها

«غلظت منواكسیدكربن در محدوده مركزی شهر به بیش از دو برابر حد مجاز رسیده است. به‌این‌ترتیب، شاخص كیفیت هوا در شرایط ناسالم قرار دارد. به كودكان و بزرگسالان فعال و تمامی بیماران قلبی و تنفسی توصیه می‌شود در خانه بمانند و از تردد در هوای آزاد، خصوصاً محدوده مركزی شهر جداً خودداری كنند.» این پیام را بارها و بارها شنیده‌ایم،‌ آنچه نمی‌دانیم این است که در اغلب موارد هوای خانه از فضای شهری تا دوبرابر آلوده‌تر است و ماندن در خانه کمکی به ما نمی‌کند تا از تبعات آلودگی هوا بر سلامتمان در امان بمانیم.
خروج هر زن از حفاظت، یک قدم به سمت نابودی حیات‌وحش

فاطمه باباخانی

۲۱ اسفند ۱۴۰۳

خروج هر زن از حفاظت، یک قدم به سمت نابودی حیات‌وحش

«خروج هر زن از حفاظت ضرر بیشتری به جامعه زنان حفاظتگر خواهد زد». این گفته «عطیه تک‌تهرانی»، کارشناس حیات‌وحش، را گرچه درباره جامعه محدود مردان حفاظتگر هم می‌توان به کار برد، اما اگر پیکره نحیف زنان حفاظتگر را در نظر بگیریم، آنگاه می‌بینیم نگهداشتن هر کدام از این زنان برای حفاظت از تنوع زیستی ایران چقدر ضروری است. زنانی که با انواع و اقسام محدودیت‌ها در کارشان مواجهند و باز به‌گفته این کارشناس حیات‌وحش شرایطشان با وضعیت ایده‌آل فاصله دارد. عطیه تک‌تهرانی نامش با یوزپلنگ آسیایی گره خورده است. او از سال ۱۳۹۰ تا امروز که ۱۳ سال از آن تاریخ می‌گذرد، برای حفظ این گونه تلاش کرده؛ آن‌هم در شرایطی که تعداد کارشناسان زن در حوزه گوشتخواران بسیار محدود است و در زمینه یوزپلنگ هم حساسیت‌های فراوانی وجود دارد. در ماه‌های اخیر البته تک‌تهرانی به‌همراه پنج کارشناس دیگر حوزه حیات‌وحش با مشکل جدیدی هم مواجه شده؛‌ در نامه‌ای نام این حفاظتگر آمده و ورودش را به مناطق تحت‌مدیریت سازمان حفاظت محیط‌زیست ممنوع کرده‌اند. در گفت‌وگو با این کارشناس حیات‌وحش از او پرسیدم چه زمانی وارد عرصه حفاظت شد، با چه مصائبی به‌عنوان یک زن در عرصه کار میدانی مواجه بود و این نامه چه شرایطی را برایش رقم زده است.