بایگانی
موزههای بنیاد و کاخ مرمر در شرایط پایدارند
|پیام ما| اولین حمله به پایتخت به پردیس حکومتی صورت گرفت که یکی ازشاخصترین بناهای تاریخی در نزدیکی آن قرار دارد. کاخ مرمر که در سالهای اخیربهعنوان موزه هنر زیر نظر بنیاد مستضعفان فعالیت داشت، در حصار پردیس حکومتی قرار دارد.
پیگیریهای «پیام ما» از مدیران مجموعه موزههای بنیاد نشان میدهد بنای کاخ مرمراز حملات شنبه و دوشنبهشب به محدوده پردیس حکومتی آسیب ندیده و تنها بر اثرموج انفجار بخشی از شیشههای آن فروریخته است. پیش از شروع حملات و درجریان ناآرامیهای دیماه، تمامی اشیای موزهای این مجموعه به مخزن منتقل شده بودند. موزههای دیگر زیرمجموعه بنیاد مستضعفان نیز بهگفته مدیرعامل این مجموعه در سلامت کامل قرار دارند.
آسیب به بناهای تاریخی سنندج در حملات هوایی
|پیام ما| در حملات هوایی روزهای اخیر به شهر سنندج برخی از بناهایتاریخی این شهر آسیب دیده است. براساس گزارشهای رسیده به «پیام ما»، «خانه کرد» که موزه مردمشناسی سنندج در آن واقع شده و همچنین«عمارت خسروآباد» که یادگار دوره زندیه در این شهر است، در پیحملات روزهای اخیر آسیب دیده است. براساس اطلاعات رسیده تزئیناتمعماری و کرسی موزه مردمشناسی و بخشهایی از تزئینات عمارتخسروآباد در جریان جنگ اخیر و بمباران شهر سنندج آسیب دیده است.
خانه کُرد، بزرگترین موزه مردمشناسی اقوام کُرد در ایران است و عمارتخسروآباد بنایی قاجاری مربوط به دوره فتحعلیشاه قاجار و یک بنایتشریفاتی بوده که مراسم خاصی برای پذیرایی از شاهان، اشرافزادگانو همچنین جلسات سیاسی و نظامی در آن برگزار میشده؛ درواقع، مقرحکومتی بوده است.
مرگ شاهنامهپژوه گمشده در هیاهوی جنگ
خالقی مطلق ۳۵ از بهترین سالهای عمرش را صرف پژوهش و تصحیح شاهنامه کرد، آنهم با هزینه شخصی و بدون آنکه حامی مالی داشته باشد؛ در زمانی که تکنولوژی بهاندازه امروز پیشرفت نکرده بود و دسترسی به منابع دیجیتال وجود نداشت.
او در این ۳۵ سال بیش از ۵۰ نسخه خطی شاهنامه را که در کتابخانههای سراسر جهان نگهداری میشدند، بررسی و از بین آنها ۱۶ دستنویس از کهنترین و معتبرترین آنها را برای تصحیح انتخاب کرد که کهنترین آنها نسخهای متعلق به قرن هفتم بود.
این کار در هشت دفتر، میان سالهای ۱۳۶۶–۱۳۸۶ توسط انتشارات بنیاد میراث ایران در نیویورک به چاپ رسید و سپس در سال ۱۳۸۶ مجموعه هشتجلدی توسط دائرهالمعارف بزرگ اسلامی منتشر شد. در سال ۱۳۹۰ سه جلد با عنوان یادداشتهای شاهنامه و در سال ۱۳۹۳ بیتیاب شاهنامه نیز منتشر شد که مجموع پژوهشهای خالقی مطلق در باب شاهنامه به ۱۲ جلد رسید.
خالقی مطلق از سال ۱۳۵۰ استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه هامبورگ بود و در سال ۱۳۸۵ از این دانشگاه بازنشسته شد. او پژوهش روی شاهنامه را در اوقات فراغت از تدریس انجام میداد. او بارها گفته است: «بهخاطر عشق و علاقهام به شاهنامه و وقتی که برای آن گذاشتم، فرصت نکردم بزرگ شدن فرزندانم را ببینم.»
خالقی مطلق متولد بیستم شهریور ۱۳۱۶ در تهران است. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران و در دبیرستان مروی گذراند. در سال ۱۳۴۹ از دانشگاه کلن (آلمان) در رشتههای شرقشناسی، مردمشناسی و تاریخ قدیم موفق به اخذ درجه دکتری شد. از سال ۱۳۵۰ در بخش ایرانشناسی دانشگاه هامبورگ به تدریس زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ ایران پرداخت. خالقی علاوهبر تدریس و نگارش صدها مقاله، در کنگرهها و سمینارهای بسیاری شرکت و سخنرانی کرده است.
از او علاوهبر تصحیح معروف او از شاهنامه فردوسی، چندین کتاب منتشر شده که دو مجلد آن مجموعه مقالات او با عناوین «سخنهای دیرینه» و «گُلرنجهای کهن» است که به موضوع فردوسی و شاهنامه میپردازد. همچنین «حماسه» (پدیدهشناسی تطبیقی شعر پهلوانی) و «ایرانیات در کتاب بزم فرزانگان» از جمله آنها است.
تعداد دیگری از کتابهای خالقی مطلق این عنوانها هستند: «گزارش شاهنامه (جلد یک و دو)»، «واژهنامه شاهنامه»، «از شاهنامه تا خداینامه»، «واجشناسی شاهنامه»، «زن در شاهنامه»، «صد افسانه»، «زنان شاهنامه»، «شاهنامه و فرهنگ ایران»، «رستم و سهراب»، «فردوسی و شاهنامهسرایی»، «یادداشتهای شاهنامه فردوسی» و «نظامی گنجهای».
خالقی مطلق مدتی درگیر عارضه مغزی بود و به این دلیل از دنیا رفت. گفته شده مراسم تشییع پیکر و خاکسپاری او در آلمان برگزار میشود و اینگونه یکی دیگر از بزرگان ادبیات فارسی هم دور از وطن به خاک سپرده میشود.
«بلیت نداریم. بلیت به هیچجا نداریم.» مرد پشت باجه برای چندمین بار متوالی این جمله را تکرار میکند و برای چندمین بار نفر بعدی میآید و همان پرسش و همان پاسخ. ادا کردن این جملات برای فروشنده بلیت یکی از شرکتهای مسافربری در مقابل مسافران سرگردان و نگران بهقدری راحت است که فکر میکنم قبح جنگ و مصیبتهایش چقدر زود میریزد.
مرد شانههایش را بالا میاندازد و میگوید سرانجام بلیتهای فروختهشده را هم نمیداند و مشخص نیست رانندهای میآید یا نه. آنقدر جمعیت گوشهبهگوشه سالن انتظار، در راهروها و محوطه نشستهاند که انگار نصف جمعیت تهران حالا در ترمینال جنوباند. پنج ساعت. پنج ساعت کافی بود تا شهر زیر و رو شود و چنین جمعیتی خود را به اینجا برسانند.
از روزها پیش از حمله اسرائیل و آمریکا به ایران، تصاویر نحوه جمعکردن کوله اضطراری در فضای مجازی برای این روزها منتشر میشد؛ کولههایی که هیچ مقام مسئولی پشت هیچ تریبونی نیامد بگوید چرا و چگونه مردم باید آماده کنند و چطور زیر بمب و در لحظه انفجار پناه بگیرند.
هیچکس فکر نکرد با تجربه جنگ دوازدهروزه، مردم احتیاج به پناهگاه و آژیر خطری دارند که بتوانند از جانشان محافظت کنند. همه میدانستند، اما هیچچیز آماده نبود و این خود مردم بودند که آب معدنی و کنسرو میخریدند و کولههای اضطراری احتمالی میبستند.
از لحظه وقوع اولین انفجار در تهران مردمی که توان خارجشدن از پایتخت را داشتند، به تجربه جنگ گذشته و نبود وسیلهای برای رفتن، به سایتهای بلیتفروشی هجوم آوردند. بلیت بود، اما قطعی اینترنت بینالملل و نوسانات اینترنت ملی اجازه خرید آنلاین بلیت را نمیداد. اما چند دقیقه نشد که همان اتوبوسهای خالی نهم اسفندماه پر شدند و حالا این شانس بود که تعیین میکرد چه کسی میتواند از موشک و بمب فرار کند. دقایقی بعدتر هم ترمینالهای تهران بار دیگر هجوم بیموقع آدمها را به خودشان دیدند.
در همان ترمینال جنوب، پشت باجه بلیتفروشی شرکتی دیگر که مرد فروشنده پیشتر به چند نفری گفته بود بلیت ندارد، دیدم زنی ایستاده. پرسیدم «به فلانجا چطور؟ بلیت هست؟» که مرد با دستش اشاره کرد: «بمان». قبلتر هم به همان زن گفته بود صبور باشد. چند ثانیهای ایستادم تا ببینم به چه کسانی بلیت میفروشد.
دو ساعت بعد اتوبوس آمد. در اتوبوس جز دو سه مرد، بقیه زن و کودک بودند. گمان نمیکنم مرد پشت باجه بلیتفروشی تحصیلات عالیه خاصی داشته باشد. نمیدانم سوادش از سیاست چقدر بود. حتی مطمئن نیستم از قبل برای چنین شرایطی خودش را آماده کرده بوده یا نه. اما شاید آن مرد به سهم خودش فکر میکرد در این لحظات باید زنان و کودکان را نجات دهد و آنها را از این شهر زیر بمب و موشک خارج کند.
فکر میکنم نجاتدهنده، خودِ ما مردمایم؛ ما که در لحظات هراسانگیز آغاز جنگ به همدیگر برای بالا بردن چمدانهایمان از پلههای مترو کمک کردهایم، ما که به غریبهای زیر آسمانی سیاه از انفجارها گفتهایم «مراقب خودت باش» و آن مرد و آدمهای شبیه به او که گاهی دیدگاه متفاوتتری دارند. ما مردم همدیگر را داریم و بس.
آثار و بناهای تاریخی یکی از بیپناهترین بخشها در جریان حملات هوایی هستند. آثاری که کوچکترین آسیب به آنها خسارتی بزرگ و در مواردی غیرقابلجبران است. در جریان جنگ دوازدهروزه با اینکه آسیب چندانی به میراثفرهنگی و آثار تاریخی ایران وارد نشد، اما نگرانیهای زیادی در مورد حملات به نقاط مختلف کشور وجود داشت؛ از تاق بستان کرمانشاه تا موزه ملی تهران. حالا اما دومین جنگ سال ۱۴۰۴ روی دیگری به میراثفرهنگی نشان داده است. حمله به میدان ارگ آسیبهای گستردهای به مجموعه جهانی گلستان وارد کرد. موضوعی که منجر به مکاتبه وزارت میراثفرهنگی ایران با یونسکو شد.
علاوهبراین، نگرانیهایی نیز برای مجموعههای تاریخی و موزههایی که در محدودههای نزدیک به مناطق بمبارانشده قرار دارند، وجود دارد.
قرار گرفتن مجموعههای تاریخی سعدآباد و نیاوران در نزدیکی مراکز نظامی و انتظامی در روز گذشته باعث بروز نگرانیهایی شد، اما مدیران این مجموعهها از وضعیت پایدار و سلامت بناها و اشیا خبر دادند.
موزه ملی نیز با وجود اینکه در محدوده نزدیک به پردیس حکومتی که بارها مورد حمله قرار گرفته، واقع شده، در سلامت کامل است و اشیای آن به مخزن امن منتقل شدهاند.
کاخ گلستان و آینههایی که فروریختند
ارسیهای قاجاری تسلیم موج انفجار شدهاند و آینههای سقف در طبقه همکف شمسالعماره فرو ریختهاند. کاخ گلستان که از جنگ ایران و عراق و جنگ دوازدهروزه عبور کرده، حالا در دومین شب جنگ تسلیم موج انفجار شده و بهگفته وزیر میراثفرهنگی، معاون او و کارشناسانی که از این مجموعه بازدید کردهاند، آسیب گسترده دیده است. بهباور صالحی امیری، وزیر میراثفرهنگی، این آسیبها نقض قواعد بینالمللی است. هر چند این مجموعه هدف حمله نبوده، اما در معرض آسیب حملات قرار دارد.
در جریان حوادث دیماه اعلام شد این مجموعه تعطیل شده و اشیای منقول آن -که بخش عمده آنها در جریان جنگ تیرماه به مخزن منتقل شده بودند- در محلی امن قرار گرفتهاند. اما در مجموعه جهانی گلستان تنها اشیا نیست که دارای اهمیت است، بلکه بناهای این مجموعه هم دارای ارزش هنری و تاریخی هستند و باید حفاظت شوند.
یکی از کارشناسانی که از این مجموعه بعد از بمباران یکشنبهشب بازدید کرد، «اسکندر مختاری»، متخصص و پژوهشگر میراث معماری است. او در گفتوگو با ایسنا درباره وسعت آسیبها در مجموعه جهانی گلستان میگوید: «بیشترین آسیب در مجموعه گلستان به کاخ ابیض وارد شده که در مجاورت بنای دادگستری قرار دارد؛ تمام پنجرههای آن آسیب دیده، و چند جا از سقف آن سوراخ شده است.»
بهگفته مختاری حدود ۷۰ درصد از بخشهای پرکار اُرسیهای تخت مرمر فرو ریخته است. آینههای سقف در بخشهایی که دارای قاببندی بود، آسیب دیده، اما خود سازه دچار مشکل جدی نشده است. بهنظر میرسد پردههایی که در مقابل ایوان مرمر نصب شده؛ شدت موج را گرفتهاند.
مختاری در مورد بخشهای دیگر این مجموعه میگوید: «در تالار سلام و تالار اصلی موزه، نقاشیها آسیب ندیدهاند، اما شیشه پنجرههای رو به حیاط، شکسته یا از جا درآمده است. تالار آینهای که در نقاشی کمالالملک دیده میشود و بهتازگی مرمت شده بود، صدمه زیادی بهویژه در سقف و اُرسیها دیده است. در تالار عاج، فقط پنجرههای سمت کاخ آسیب دیدهاند. تالار برلیان در بخش پنجرههای سمت کاخ و سقفِ قاببندی آجری دچار صدمه شده است.
در شمسالعماره سقف ایوان آسیبدیده، قاببندی آینهها در تالار آن در طبقه همکف صدمه دیده است. تقریباً تمام بخشهایی که قاببندی آینه تخت داشتهاند، دچار ناپایداری شدهاند یا بخشهایی از آنها فرو ریخته است یا در معرض ریزش قرار دارد.» بهگفته مختاری، عمارت بادگیر آسیب چندانی ندیده، تالار الماس هم تنها یکی از ارسیهایش آسیب دارد و در مجموع وضعیتش نسبتاً خوب است. چادرخانه هم در شرایط خوبی است، فقط دو نورگیر فایبرگلاس در اثر موج انفجار آسیب دیدهاند.
مختاری معتقد است ازآنجاکه مجموعه گلستان در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شده: «باید موضوع فوراً به یونسکو گزارش شود. ایکوم و ایکوموس باید پای کار بیایند. لازم است درخواست اعزام کارشناسان بینالمللی مطرح شود تا از نزدیک وضعیت را بررسی کنند. نگاه بینالمللی باید وارد ماجرا شود، هم برای مستندسازی و هم برای ارزیابی خسارات. حضور خبرنگاران در همین شرایط نیز اهمیت دارد.» بهگفته او، اقدامات اضطراری اولیه در حال انجام است تا تخریب و آسیب به بناها گسترش پیدا نکند.
بهگفته این پژوهشگر معماری، در بسیاری از بخشهای مجموعه، سازه اصلی آسیب ندیده است و تنها تزئینات و آینهکاریها تخریب شده و یا ناپایدار شدهاند که همگی نیازمند تثبیت فوری است.
مکاتبه با یونسکو
«سیدرضا صالحی امیری»، وزیر میراثفرهنگی، سهشنبه دوازدهم اسفندماه، در مکاتبهای رسمی با «خالد العنانی» مدیرکل یونسکو، این سازمان را از وارد آمدن آسیبهای جدی به یکی از ارزشمندترین آثار تاریخی ایران که در فهرست میراث بشری ثبت شده، در جریان جنگ ایران با آمریکا و اسرائیل مطلع کرد.
او در این نامه، با استناد به ارزیابیهای ملی تأییدشده، آورده است: «بخشهایی از کاخ گلستان -که در سال ۲۰۱۳ در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسیده- درنتیجه انفجارها و امواج ناشی از حملات آمریکایی-صهیونیستی، دچار آسیب در سازه و تزئینات شده است. همچنین، قسمتهایی از بازار بزرگ تهران بهعنوان یکی از ارکان اصلی بافت تاریخی پایتخت، با خساراتی مواجه شده که مستلزم ارزیابی فنی فوری و اقدامات اضطراری تثبیت و حفاظت است.»
وزیر میراثفرهنگی در این نامه سه مطالبه مشخص را مطرح کرده است: «نخست، اعزام هیئتی کارشناسی و مستقل از سوی یونسکو در اسرع وقت برای ارزیابی دقیق میزان و نوع خسارات وارده. دوم، فراهمسازی همکاری و مساعدت فنی برای تثبیت اضطراری، مستندسازی و تدوین برنامههای حفاظتی مطابق با استانداردهای بینالمللی و سوم، فعالسازی سازوکارهای نظارتی و حمایتی مرتبط در چارچوب نظام میراث جهانی.» مجموعه جهانی گلستان در حالی آسیب دیده است که پروتکلهای بینالمللی حفاظت از آثار تاریخی در جنگ از جمله نصب نماد سپر آبی را رعایت کرده بود.
موزههای بنیاد در شرایط پایدارند
اولین حمله به پایتخت، به پردیس حکومتی صورت گرفت که یکی از شاخصترین بناهای تاریخی در نزدیکی آن قرار دارد. کاخ مرمر که در سالهای اخیر بهعنوان موزه هنر زیر نظر بنیاد مستضعفان فعالیت داشت، در حصار پردیس حکومتی قرار دارد.
پیگیریهای «پیام ما» از مدیران مجموعه موزههای بنیاد نشان میدهد بنای کاخ مرمر از حملات شنبه و دوشنبهشب به محدوده پردیس حکومتی آسیب ندیده و تنها بر اثر موج انفجار بخشی از شیشههای آن فروریخته است. پیش از شروع حملات و در جریان ناآرامیهای دیماه، تمامی اشیای موزهای این مجموعه به مخزن منتقل شده بودند. موزههای دیگر زیرمجموعه بنیاد مستضعفان نیز بهگفته مدیرعامل این مجموعه، در سلامت کامل قرار دارند.
میراث تاریخی اصفهان در سلامت
یکی از شهرهایی که در چهار روز گذشته بارها مورد حمله قرار گرفته، اصفهان تاریخی است. شهری که هر گوشه آن اثری تاریخی و فرهنگی وجود دارد. روز گذشته مدیرکل میراثفرهنگی اصفهان در گفتوگو با ایسنا اعلام کرد: «یگان حفاظت میراث بهصورت ۲۴ساعته تمام بناهای تاریخی اصفهان را رصد میکنند.» بهگفته «امیر کرمزاده»، در استان اصفهان تهدید جدی و آسیب به آثار تاریخی گزارش نشده و آثار منقول به مکانی امن منتقل شدهاند: «رعایت پروتکلهای یونسکو در مواقع جنگ لازمه حفظ بناهای تاریخی است که ما بر اصل آن متعهدیم.»
براساس کنوانسیون ۱۹۵۲ یونسکو، همه کشورها متعهدند در جریان مخاصمات مسلحانه، ضوابط حفاظت میراثفرهنگی را رعایت کنند. یکی از این موارد ممانعت از حمله نظامی به سایتهای تاریخی است. هرچند در این جنگ حمله مستقیمی به مجموعه جهانی گلستان صورت نگرفت، اما حملات مهیب به مجاورت این مجموعه و مجموعه ملی بازار تهران، منجر به بروز آسیبهای غیرمستقیم گسترده به یک مجموعه ارزشمند جهانی شده است و باید در سطح بینالمللی به آن رسیدگی شود.
«فاطمه» مثل هر روز قهوهاش را در ماگش ریخت، به دفتر کارش رفت و شروع به نوشتن کرد. همزمان که کارش را انجام میداد، از ترس شروع جنگ دوباره مدام خبرها را چک میکرد. در یک گروه یکی نوشت «زد»، این پیام را چند نفر دیگر هم نوشتند. پنج دقیقه یا شاید ۱۰ دقیقه بعد خبرها آمد. خبرگزاریها گفتنند به ایران و چند نقطه از تهران حمله شده است. ساعتی بعد اینترنت کند شد و بعد دوباره به حالت ملی برگشت. فاطمه شروع کرد به چک کردن اخبار از خبرگزاریهای داخلی. بااینحال، خبررسانی اطلاعات دقیقی درباره وضعیت نمیداد. پیامهای انتهای هر خبر را میخواند و میدید بقیه هم از این موضوع گلهمندند. اینکه چرا باید خبرها ابتدا از سوی برخی رسانههای خارجی منتشر شوند و با تأخیر توسط رسانههای داخلی انتشار یابند. آنها شاکی بودند که اطلاعات به دستشان نمیرسد و حتی نمیدانند دقیقاً چه اتفاقی افتاده و برنامه مسئولان چیست. کسی با آنها صحبت نمیکند؛ اغلب مسئولان در حال ارسال پیام به رهبران سایر کشورها و تشریح برنامههایشان برای دیگران هستند تا اطلاعرسانی به مردم.
زهرا
«زهرا» در خانه تلویزیون ندارد. ترجیحش این بود که بهجای زمان گذاشتن زمان پای تلویزیون، کتاب بخواند و زمان محدودی اخبار را از شبکههای اجتماعی دنبال کند. با قطعی اینترنت او وابسته به سایتهای داخلی است که درباره اهداف احتمالی اسرائیل و آمریکا اطلاعرسانی دقیقی نمیکنند. خانه او در شرق تهران است. پادگان ولیعصر را که زدند، خانهاش لرزید. او حتی نمیدانست کجا را زدهاند. این بیاطلاعی کلافهاش کرده. تنها پیامهایی که این روزها دریافت میکند، این است که شهر را ترک کند و یا اگر حرکت مشکوکی دید، گزارش دهد. او بهسختی و با سالها کار توانسته خانهاش را داشته باشد و ترک آن برایش سخت است. نمیداند چه کند و کجا برود و اصلاً چرا باید برود؛ براساس آنچه در خبرگزاریها میبیند، ایران در حال زدن مداوم پایگاههای آمریکا است و توان پاسخگویی بالایی دارد.
مریم
«مریم» نگران خواهرش در تهران است. او سعی میکند از دو مسیر خبرها را دنبال کند؛ شبکههای تلویزیونی فارسیزبان در ایران و خارج ایران. کمتر سراغ سایتهای خبری میرود، چنین عادتی ندارد. شبکههای اجتماعیای که دنبال میکرد هم از کار افتادهاند. در شبکههای تلویزیونی خارجی تصاویر بمباران تهران را میبیند و در رسانههای داخلی، تصویر بچههای میناب و بمباران اسرائیل و… را. آنچه نگرانش میکند، بمباران تهران است. مدام با خواهرش در تماس است؛ نمیداند آیا محل سکونت او هم محل حمله قرار گرفته یا نه. هیچکدام از خبرهایی که میبیند به این موضوع اشاره نمیکند که کدام مناطق درگیرند و ساکنان کدام محلهها آسیب دیدهاند.
احمد
«احمد» میترسید از خانه بیرون برود. در اتاق نشسته بود که یکباره خانهاش لرزید. با دوستش «مهدی» تماس گرفت و گفت آیا پادگان ولیعصر را زدهاند. مهدی که خانهاش آنسوتر بود و از پشتبام ستون دود را میدید، گفت نه. احمد دلش آرام گرفت که یکباره خانه تکان سختی خورد. شیشهها ریخت و خانه به مرز فروپاشی رسید. این بار مهدی که از بالا وضعیت را میدید، با احمد تماس گرفت. یکی دو بار اول او جواب نداد. بار سوم با صدایی بریده احمد گفت که جایی پناه گرفته. با سختی خودش را به خانه مهدی رساند؛ رنگپریده و با هراس فراوان. چای و نبات به او دادند و آرامش کردند. احمد ساعتی بعد رفت تا تکهپارههای خانهاش را جمع کند. در پایگاههای اطلاعرسانی داخلی کسی به او نگفته بود در کدام مناطق احتیاط بیشتری لازم است. خبر کلی بود؛ بهتر است از تهران خارج شوید. حتی بعد از این اتفاق خبری پیدا نکرد که اوضاع او را نشان دهد.
حسین
«حسین» این روزها با همسرش در خانه بود. میترسیدند از خانه خارج شوند. یکباره صدایی آمد، خانه لرزید و شیشه پنجرهها موج برداشت. حسین و همسرش از ترس گوشهای خزیدند. صدایش درنمیآمد. رسانهها را چک کرد، نه داخلی و نه خارجی خبری نداشتند. نمیدانست کجا را هدف گرفتهاند تا اینکه دوستش که شاهد ماجرا بود، تماس گرفت و گفت جایی در حوالی خانه آنهاست. او این شبها نمیتواند بخوابد. هر لحظه با هراس بیدار میشود. تلفنش را چک میکند. اینترنت جهانی وصل نیست. خبری ندارد که چه شده. تنها صداهایی از دور میآید که نمیداند از کجاست. رسانههای داخلی هم اخبار کلی را اعلام میکنند که اغلبشان به تهران یا آنچه در اطراف اوست، مربوط نمیشود. دیروز، دوشنبه، بار دیگر خانه لرزید و تابلو از دیوار افتاد. از خانه بیرون دویدند و دیدند شیشه ساختمان روبهرویی ریخته. سریع وسایلشان را درون ماشین ریختند و از تهران خارج شدند.
اینکه تهران یا سایر شهرها چه اوضاعی این روزها دارند یا شهروندان چه تجربههایی را از سر میگذرانند، این روزها کمتر در رسانهها دیده میشود. اخبار عموماً به موارد دیگری مربوط است. گفتههای دو طرف جنگ و اینکه آینده این درگیری چه خواهد بود. شهروندان اما در غیاب دسترسی به شبکههای اجتماعی، ناچار دست به تلفن شده و تلاش میکنند روزانه از حال و اوضاع هم باخبر شوند. بااینحال، ازآنجاکه در تهران ترددها بهشکل حداقلی انجام میشود، جمعهای دوستانه که میتواند به کاهش استرس و اضطراب کمک کند، از بین رفتهاند.
«خانم کجا رو زدن؟» این سؤال را زن جوانی میپرسد که هراسان و وحشتزده از پلههای مترو بالا میآید. چشمهایش دودو میزند و بریدهبریده توضیح میدهد که مدرسه بچهاش نزدیک ستاد مشترک ارتش است و با سرعت از مترو خارج میشود. در گوشهای دیگر، مرد میانسالی به زن دیگری که ترسیده و میگوید خانهاش در خیابان معلم است، توصیه میکند در مترو بماند. در همین حال، گروهی تازه بهسمت ورودی مترو میدوند و داد میزنند که دوباره زد. چندین انفجار در خیابان قدوسی رخ داده و مردم خودشان را به مترو رساندهاند؛ تنها جایی که به نظر امن میرسد. تلفنها دچار اختلال شده و اینترنت قطع است.
مدتهاست بسیاری از تحلیلگران در داخل و خارج از ایران هشدار دادهاند احتمال جنگ بسیار بالا است. ایران یکبار در خردادماه امسال جنگی دوازدهروزه را تجربه کرده است، بااینحال، هیچیک از مسئولان در این مدت توصیهای برای زمان جنگ به مردم نداشتهاند و هیچ پناهگاه یا محل امنی برای تجمع مردم معرفی نشده است.
روایتهای مختلف از انفجارها
واگنهای مترو شلوغ و پرهمهمه است و هر کس روایت خود را از انفجارها دارد. زنی که میگوید کارمند ادارهای در خیابان جمهوری است، ادعا میکند خودش موشکهایی را که به ساختمانی در این خیابان خوردهاند، دیده است: «ما طبقه پانزدهم جلسه داشتیم، من خودم دیدم موشک چطور به ساختمون خورد. خیلی وحشتناک بود. خدا میدونه که چی میشه.»
مرد میانسالی هم گوشه دیگری از واگن برای گروهی توضیح میدهد که ساعت ۹ صبح صدای جنگنده را از فاصله خیلی نزدیک شنیده و فکر میکرده که جنگنده ایرانی مشغول تست است. روی خیلی نزدیک چند بار تأکید میکند و بعد هم با تأسف میگوید جایی خارج از تهران ندارد که خانوادهاش را از این شهر ببرد.
معلوم نیست اخباری که دهان به دهان میچرخند تا چه اندازه درست است و تا چه اندازه شایعه. روایتها متفاوت است، اما چیزی که در همه گفتهها به چشم میآید، این است که مردم نمیدانند باید چه کنند؛ از شهر خارج شوند یا در خانه بمانند؟ یا اگر جنگ شدیدتر شد، باید به کدام پناهگاه یا محل امنی بروند؟ این امر در زمانی که تلفنها دچار اختلال و اینترنت قطع شده، مردم را سردرگمتر کرده است.
صفهای طولانی در پمببنزین، نانوایی و مغازهها
خارج از مترو در خیابان گیلان ترافیک شدیدی شکل گرفته. فردی از میان ماشینهای بهم گرهخورده فریاد میزند اجازه دهند اول موتورها حرکت کنند. یکی دیگر میگوید به طرف شهید عراقی نروید، آنجا را هم زدهاند. در خیابان پاسداران هم شرایط مشابه است، اما آنچه بیش از حجم ترافیک توجه را به خود جلب میکند، صف طولانی بنزین، نانواییها و بستههای خریدی است که عابران با خود حمل میکنند.
یکی از مغازهداران میگوید: «از وقتی خبر اولین انفجار اومد، فروش ما هم زیاد شد. مردم شونه تخممرغ و پنیر و نون خشک میخرن. هفته پیش، فروش کنسرو و آبمعدنی بیشتر بود، اما الان کمتر کنسرو میخرن.»
پیرمردی که برای خرید آمده وسط صحبتهای مغازهدار میپرد و با حالتی مستأصل میگوید: «شایعه شده، برق هم قطع میشه، اگه بشه چیکار باید بکنیم؟ من فقط نون خشک و آب خریدم که اگر هر اتفاقی افتاد، بتونیم همون رو بخوریم.»
صف پرداخت پول در مغازهها خیلی طولانی شده. در پمپ بنزینها و نانواییها هم شرایط به همین منوال است؛ صفهایی طولانی تشکیل شده که انتهای آنها دیده نمیشوند.
واقعیت این است که هیچکس نمیداند جنگ تا چه زمانی ادامه دارد و شرایط به چه شکل پیش میرود و همین امر شهروندان را نگران کرده است.
براساس گزارشی که ایرنا به نقل از گاردین منتشر کرده است، فرودگاههای بزرگ خاورمیانه، از جمله فرودگاه بینالمللی دوبی که یکی از پرترددترین هابهای پروازی در دنیاست، برای سومین روز متوالی تعطیل شدند. این میزان از شوک هوایی تنها در دوران همهگیری کرونا تجربه شده بود. خط هوایی امارات (مستقر در دوبی)، خط هوایی الاتحاد (مستقر در ابوظبی) و خط هوایی قطر ایرویز (مستقر در دوحه) در مجموع صدها پرواز خود را لغو کردهاند. بهگفته منابع رسمی، این خطوط هوایی (امارات، قطر ایرویز و الاتحاد) قارههای آمریکا، اروپا، آفریقا و آسیا را به هم متصل و روزانه تقریباً ۹۰ هزار مسافر ترانزیتی را جابجا میکنند که در این جنگ بیشترین آسیب را متحمل شدهاند.
علاوهبر این ایرلاینها، شرکتهای اروپایی و آمریکایی نیز در سه روز گذشته پروازهای خود از مبدأ و به مقصد کشورهای مختلف خاورمیانه را لغو یا تا اطلاع ثانوی به حالت تعلیق درآوردهاند. ایرفرانس، بریتیش ایرویز، لوفتهانزا، ترکیش ایرلاین، ایر ایندیانا، ایجپتایر مصر، یونایتد، دلتا و بسیاری از شرکتهای هوایی در سراسر جهان پروازهای خود را لغو کردهاند. این شرایط مسافران بسیاری را در سراسر جهان سرگردان کرده و دامنه تأثیر این جنگ گسترده را فراتر از منطقه خاورمیانه برده است. بسیاری از مسافران که سفرهای مهم تجاری داشتند راههای جایگزین برای انجام سفر پیدا کردهاند و برخی با جتهای شخصی در ترکیه و عربستان به مقاصد خود پرواز کردهاند. طبق گزارشی که سایت سمافور به نقل از مدیر اجرایی کارگزاری جتهای خصوصی ویمانا پرایوت منتشر کرده است، هزینه پرواز با جتهای خصوصی از ریاض به اروپا تا ۳۵۰ هزار دلار قابل تخمین زدن است.
ایران تا سوم مارس (سهشنبه ۱۲ اسفند) برای حریم هوایی خود هشدار نوتام صادر کرده است. هواپیمایی امارات همه پروازهای خود از مبدأ و به مقصد دوبی را تا دوم مارس (۱۱اسفند) به تعلیق درآورده؛ الاتحاد هم پروازهای خود به ابوظبی و بالعکس را به تعلیق درآورده؛ هواپیمایی قطر تمام پروازها را تا ایمن شدن شرایط تعلیق کرده است.
علاوهبر لغو پروازها طرفین جنگ حملاتی به فرودگاههای منطقه نیز داشتند. در ایران حمله به فرودگاه بینالمللی تبریز روز یکشنبه گزارش شد. ایسنا در گفتگو با «مجید فرشی»، مدیرکل مدیریت بحران استانداری آذربایجانشرقی، از تجاوز به باند فرودگاه تبریز در ساعت ۷ صبح روز یکشنبه، دهم اسفندماه، خبر داد و اعلام کرد هنوز برآورد دقیقی از میزان خسارتها در دست نیست. ایران هم در سه روز گذشته فرودگاههای بینالمللی کشورهای منطقه را هدف قرار داده است. براساس گزارشهای رسمی در روزهای ابتدای جنگ علاوهبر فرودگاه تبریز، فرودگاههای بینالمللی کویت و بحرین، فرودگاه اربیل عراق، فرودگاه بغداد، فرودگاه ریاض هدف حملات طرفین جنگ بوده است.
کارشناسان بینالمللی در گفتوگو با رسانهها معتقدند تعلیق، تأخیر و لغو پروازها تا پایان این جنگ تداوم خواهد داشت و ازآنجاکه خلیجفارس محل عبور بسیاری از پروازهای بینالمللی در سراسر جهان است، ادامه این وضعیت میتواند صنعت هوانوردی و سفر در دنیا را تحتتأثیر قرار دهد؛ هرچند در این سه روز برخی ایرلاینها مسیرهای جایگزین برای عبور از این منطقه را انتخاب کرده و پروازهای خود را با تأخیر انجام دادهاند. اما این، همه اثر این جنگ گسترده بر پروازها نیست. افزایش کمسابقه قیمت نفت در روزهای اخیر میتواند منجر به افزایش قیمت سوخت شده و در نتیجه نرخ بلیتها و پروازها نیز افزایش خواهد داشت. تداوم اختلال در پروازها و همچنین، افزایش قیمت نفت را میتوان مهمترین نگرانی شرکتهای هواپیمایی و به طور کلی صنعت هوانوردی دنیا از تبعات این جنگ دانست.
تکرار تجربه لغو پروازها و وعده عودت هزینهها
در جریان جنگ دوازدهروزه بسیاری از تورها و پروازها از مقصد ایران لغو شد. پس از آن مسئولان قول دادند هزینه پروازها به مسافران بازگردانده میشود؛ هر چند تمام مسافران موفق به دریافت خسارات خود نشدند. حالا باز هم با بروز جنگ و بسته شدن آسمان ایران، سخن از بازگرداندن هزینهها به مردم است. در ساعات اولیه که اعلام شد آسمان ایران تا اطلاع ثانوی بسته است، «مجید اخوان»، سخنگوی سازمان هواپیمایی کشور چ، به خبرگزاری مهر گفت وجه بلیت پروازهای لغوشده به مسافران بازگردانده خواهد شد. او تأکید کرد: «دفاتر فروش و خدمات مسافرت هوایی و شرکتهای هواپیمایی ملزماند نسبت به بازگرداندن وجه بلیت پرواز مسافران در اسرع وقت اقدامات لازم را انجام دهند.» اما در تجربه جنگ دوازدهروزه، همین استرداد هزینه بلیت توسط پلتفرمهای فروش بلیت بود که منجر به بروز چالش شده بود و درنهایت هم بسیاری از مردم موفق به دریافت خسارات خود از این پلتفرمها نشدند.
کودکان شیرخوارگاهها دوباره آواره جنگی شدند
«بعد از جنگ دوازدهوزه، با امضای رئیس سازمان بهزیستی کشور، ضوابطی تحت عنوان «دستورالعمل مدیریت بحران در زمان جنگ در مراکز شبهخانواده» به تمامی مدیران کل استانها و شهرستانها ابلاغ شد. براین اساس، هماکنون تمامی پروتکلهای ابلاغی و اجرایی مربوط به جنگ دوازدهروزه لازمالاجراست.» این را حمیدرضا الوندی، مدیرکل دفتر امور کودکان و نوجوانان سازمان بهزیستی کشور، یک روز بعد از حمله اسرائیل و آمریکا اعلام کرد.
بهگفته او، براساس پروتکل ابلاغی طی ماههای گذشته، تمامی مراکز سازمان بهزیستی حداقل بهمدت یک ماه موظف به تأمین مواد معشیتی، دارویی، درمانی و بهداشتی بودهاند. همچنین، کودکانی که دارای شرایط واگذاری به خانوادهها بودهاند و خانوادهها نیز متقاضی به سرپرستی گرفتن آنها هستند و در حال طی کردن فرایند آخرین مراحل واگذاری بودهاند، باید سریعاً طبق ضوابط قانونی به خانوادهها واگذار شوند.
الوند تأکید کرد: «خانوادههایی که متقاضی میزبانی کودکان بهزیستی بودهاند و مراحل قانونی این فرایند را طی کردهاند نیز برای میزبانی کودکان تماس گرفته شده است.»
«حسن موسوی چلک»، معاون سلامت اجتماعی سازمان بهزیستی، نیز به «پیام ما» میگوید در دو روز گذشته شیرخوارگاه آمنه که در نزدیکی نقاط حساس نظامی قرار داشت، تخلیه شده و شمار زیادی از بچههای مراکز نگهداری کودکان به طرقی مانند فرزندخواندگی، مهمان یا موقت به خانوادههایی که از قبل پرونده باز داشتند سپرده شدند. «طی دو روز گذشته این اتفاق رخ داد و همچنان در ارتباط با شهرهای مختلف هستیم و در ۳۴ شیرخوارگاه و ۷۰۰ مرکز نگهداری از کودکان که شرایط بازپیوند و فرزندخواندگی داشتند، این اجازه صادر شده است.» او همچنین میگوید به این مراکز در سراسر کشور اجازه داده شده تا درصورت صلاحدید بچهها را جابهجا و به نقاط امن ببرند. «مهمترین اصل حفظ جان و سلامت بچههاست و امیدوارم همه آنها در پناه بمانند.»
۷۰۰ مرکزی که چلک از آن نام میبرد، خصوصیاند و زیرنظر بهزیستی و حالا برخلاف جنگ دوازدهروزه اسرائیل علیه ایران، از همان روز نخست اجازه جابهجایی صادر شده است.
«زهره زارع»، مدیرعامل مؤسسه مهرطه که محل نگهداری از ۲۵ دختر است، در جنگ قبلی با رضایت خودش بچهها را به گیلان برده بود. آن زمان اجازه تخلیه به راحتی صادر نمیشد، حالا اما وضعیت فرق کرده. آنها از روز ۹ اسفند که حملات بیوقفه آمریکا و اسرائیل شروع شده، به دماوند رفتهاند. او حالا به «پیام ما» میگوید آنجا فضای کوچکی بود و امکان ماندن بچهها فراهم نبود و به همین دلیل، مربیان مرکز هر کدام چند دختر را با خود به نقطهای امن بردهاند. «من هم همراه چهار دختر به رامسر میرویم و الان در راهایم. نمیدانم چه میشود گفت، امیدوارم بچهها در پناه باشند.»
۶۰ نوزاد در جنگ دوازدهوزه جابهجا شدند
یک ماه بعد از جنگ دوازدهروزه، موسوی چلک درباره شرایط روزهای جنگی، سختی تخلیه شیرخوارگاه و نوزادان و اینکه بعد از تخلیه آنجا مورد حمله قرار گرفت، به «عصر ایران» گفته بود: «تخلیه نوزادان شیرخوار بسیار سخت است، ولی با مهارت مربیانمان در کوتاهترین زمان، شیرخوارگاه آمنه را تخلیه کرده و به یک شیرخوارگاه امن دیگر بردیم. نیمساعت بعد از این جابهجایی بود که ساختمان نزدیک به شیرخوارگاه مورد هدف دشمن قرار گرفت.»
بیش از ۶۰ نوزاد آنجا داشتیم. اما تعداد زیادی هم کودک در مراکز دیگر داشتیم که در خطر بودند. بنابراین، بلافاصله تعداد ۲۰ کودک را به خانوادههایی که مراحل قضائی و آموزشی را سپری کرده بودند، به فرزندخواندگی دادیم و ۱۷۵ کودک را در قالب خانواده میزبان براساس شیوهنامه دو سال قبل دادگستری تحویل خانوادههایی که ثبتنام کرده و دورهها را گذرانده و منتظر بودند، سپردیم و درنهایت مراکزمان را تخلیه کردیم.»
در جنگ دوازدهروزه، در حمله به محدوده سازمان هلالاحمر، بهزیستی شمیرانات که در خیابان شهید یاسمی است، دچار آسیب شد. «شانسی که آوردیم، این بود که همکاران ما در زمان حمله حضور نداشتند. همچنین، در روز اول جنگ در قصرشیرین، ساختمان نوساز بهزیستی کامل تخریب شد و یکی از همکاران ما به شهادت رسید و دیگری مجروح شد. این درحالیاست که براساس ماده ۱۸ کنوانسیون چهارم ژنو، حمله به مراکز ارائهکننده خدمات سلامت و اجتماعی ممنوع است و ما براساس این موضوع شکایتی را به سازمان ملل فرستادیم که از حقوق ذینفعانی که در این حوزه کار میکردند، دفاع کنیم.»
بهگفته او، ساختمان بهزیستی شهر تهران در پیچ شمیران بهعلت حمله به خیابان مجاور، آسیب جدی دید و اینها بخشی از خسارتهای دشمن به مراکز خدماتی بهزیستی بود.
حالا سه روز از حملات جدید اسرائیل و اینبار با حضور آمریکا میگذرد، سطح تخریب در همین مدت کوتاه بالا و میزان کشتهشدگان زیاد است. نمیدانیم کودکانی که هیچگاه خانهای نداشتهاند، حالا در این آوارگی چه خواهند کرد، فعلاً استانهای بسیاری زیر آتش است و مهمتر از همه آنها تهران است، شهری که سه روز بیوقفه زیر آتش جنگندهها میلرزد.
بیمار و بیپناه زیر موج انفجار
با گذشت سه روز از جنگ اسرائیل و آمریکا، گزارشها از آسیب به بیمارستانها و مراکز درمانی در تهران و برخی از شهرهای کشور حکایت دارد. بهگفته مقامات وزارت بهداشت، تا روز ۱۱ اسفندماه بیمارستانهای «ابوذر» در اهواز، «گاندی»، «مطهری»، «خاتم الانبیا» و همچنین بیمارستان «آرمان» در تهران بهدلیل موج انفجار در محدوده اطراف آنها، آسیب دیدهاند و بیماران حاضر در این بیمارستانها تخلیه و به سایر مراکز درمانی منتقل شدهاند. از سوی دیگر، برخی پایگاههای اورژانس نیز مورد حمله قرار گرفته و دو نفر از تکنسینهای اورژانس نیز مجروح شدهاند.
بیمارستانهای آسیبدیده
«حسین کرمانپور»، سخنگوی وزارت بهداشت، در گفتوگو با «پیام ما» درباره وضعیت بیمارستانها و مراکز درمانی میگوید: «تا امروز سه پایگاه اورژانس در شهرهای «چابهار» در سیستانوبلوچستان، «سراب» در آذربایجانشرقی و همدان و یک شهر دیگر هدف قرار گرفتند که درنتیجه آن، دو تکنسین اورژانس در سراب مجروح شدهاند و اکنون در حال مداوا هستند.»
او افزود: «بیمارستانی بهصورت مستقیم هدف قرار نگرفته است، اما بهدلیل موج انفجارها و حملههایی که به اطراف بیمارستانها وارد شده، به این مراکز آسیب جدی وارد شده است. مثلاً در اطراف «بیمارستان اطفال ابوذر» اهواز، موج انفجار و دود و آتش منجر به این شده است که بیماران و همراهان بیماربهدست از این بیمارستان فرار کنند. مراکز درمانی باید ایمن باشند و از منظر قوانین بینالمللی مناطق بیطرفاند و در اطراف آنها برای رعایت حال بیماران باید سکوت باشد. وقتی در اطراف آن چند موشک منفجر شود، این بیمارستانها دیگر امن نیستند.»
کرمانپور همچنین درباره بیمارستان گاندی تهران نیز گفت: «هدف انفجار، اطراف این بیمارستان و دکل شبکه دوم سیما بود. کنار بیمارستان را با موشک یا پرتابه بمباران کردند. درنتیجه آن، دیوارهای بیمارستان بهویژه بخش نوزادان تخریب و شیشههای آن فرو ریختند. از سوی دیگر، در ورودی بیمارستان نیز مسدود شده است. در ورودی بیمارستان را با لودر باز کرده و تمامی بیماران را به مراکز دیگر منتقل کردهایم.»
بهگفته کرمانپور، در اطراف و نزدیکی بیمارستانهای سوانح و سوختگی مطهری و خاتمالانبیای تهران نیز انفجارهایی رخ داده و موجب آسیب به این دو مرکز درمانی شده است: «این بیمارستانها نیز بهدلیل موج انفجار موشکها و پرتابهها، عملاً تخلیه شده و بیماران به مراکز دیگر منتقل شدهاند. حتی درنتیجه این انفجارها دو بیمار نیز مجروح شده و مداوای آنها انجام شده است.»
سخنگوی وزارت بهداشت در مورد وضعیت سایر بیمارستانها و مراکز درمانی کشور نیز گفت: «برخی گفتهها در مورد آسیب به بیمارستان آرمان در تهران نیز وجود دارد، اما هنوز مستندی از این آسیبها به وزارت بهداشت ارسال نشده است.»
کرمانپور درباره آمار مجروحان و شهدای کادر درمان نیز اظهار کرد: «بهغیر از دو تکنسین اورژانس شهر سراب که مجروح شده بودند، خوشبختانه سایر کادرهای درمانی در سراسر کشور در سلامت به سر میبرند.»
خروج بیماران از بیمارستان خاتمالانبیا
یک پرستار آیسییو در بیمارستان خاتمالانبیا در گفتوگو با «پیام ما» در مورد آسیبهای واردآمده به این بیمارستان و وضعیت بیماران بستری، گفت: «سقف کاذب آیسییوهای A و جنرال این بیمارستان در اثر موج انفجار اطراف بیمارستان فرو ریخت. خوشبختانه برای بیمارانی که در این آیسییوها بستری یا بیهوش بودند، اتفاقی رخ نداد.» بهگفته این پرستار، بخشهای این بیمارستان را ادغام کردهاند و بیمارانی که زیر دستگاه بوده و بیهوش بودهاند، در بیمارستان باقی ماندهاند؛ اما سایر بیماران با پای خود از بیمارستان خارج شدهاند.
آسیب به مراکز توانبخشی جمعیت هلالاحمر
از سوی دیگر، مرکز صلح (ساختمان ستاد جمعیت هلالاحمر) و مرکز توانبخشی این جمعیت که در جوار بیمارستانهای مطهری و خاتمالانبیا قرار دارند، نیز تحت تأثیر این انفجارها قرار گرفتند.
«محتبی خالدی»، سخنگوی جمعیت هلالاحمر، در گفتوگو با «پیام ما» در مورد آسیب به این مراکز اظهار کرد: «موج انفجارها موجب آسیب به مرکز نگهداری معلولین و توانبخشی هلالاحمر شده و تمامی شیشههای آن فرو ریخته است. خوشبختانه آسیب به کسی وارد نشده است.
خروج بیماران از بیمارستانهای آسیبدیده
در همین حال «محمدجمالیان»، عضو کمیسیون بهداشت و درمان مجلس، نیز با اشاره به آسیبهای واردآمده به بیمارستانها و مراکز دولتی به ایلنا گفت: «آنچه در این دو روز جنگ شاهد بودیم، این بود که متأسفانه برخلاف تمامی قوانین بینالمللی و اصول بشردوستانه و اخلاقمدارانه، مراکز درمانی ما هدف حمله وحشیانه دشمن قرار گرفت. در پایتخت، سه بیمارستانها که حتی دو مورد از آنها هم خصوصی بودند، آسیب دیدند که بلافاصله تعدادی از بیماران آنها، افرادی که وضعیت عمومی بهتری داشتند، خودشان محل را ترک کردند و تعدادی هم که در بخشهای ویژه بستری بودند، شب گذشته با آمبولانسها به سایر بیمارستانها منتقل شدند و تقریباً بیمارستانها تخلیه شدند.»
بهگفته جمالیان، غیر از تهران، در اهواز هم یکی از بیمارستانها مورد حمله قرار گرفت که در آن مرکز هم حدود ۲۳ بیمار در بخش مراقبتهای ویژه بستری بودند و شب گذشته توسط آمبولانسها به سایر بیمارستانها منتقل شدند. سایر بیماران که در بخشهای داخلی، جراحی و دیگر بخشها حضور داشتند هم به دیگر مراکز درمانی انتقال یافتند. جمالیان تأکید کرد: «متأسفانه اینبار مشاهده میکنیم که هم مراکز اورژانس که مراکز خدماتی هستند و هم مراکز درمانی، چه دولتی و چه خصوصی، مورد حمله قرار گرفتهاند که منجر به تخلیه شده است. امیدواریم سازمانها و نهادهای بینالمللی شاهد این جنایات باشند؛ این موارد مستندسازی شده و قطعاً پیگیری خواهد شد.»
او یادآور شد: «آنچه دیشب مشاهده شد، این بود که بیماران، بهرغم مشکلات جسمی که منجر به بستری آنها شده بود، با مشاهده این اقدامات وحشیانه دشمن، خود محل را ترک کردند. آن دسته که شرایط جسمی اجازه نمیداد، با آمبولانس به سایر مراکز منتقل شدند. این اقدامات بههیچوجه نه از نظر قوانین بینالمللی، مجاز است و نه از نظر اخلاقی، قابلقبول. متأسفانه در این ۴۸ ساعت شاهد این وقایع ناگوار بودیم و امیدواریم مجامع بینالمللی به وظیفه خود عمل کنند و این اقدامات را محکوم و با آن برخورد کنند؛ زیرا واقعاً دور از اخلاق است.»
آسیب به این مراکز درمانی درنتیجه حمله رژیم اسرائیل و آمریکا به ایران، موجب واکنش «تدروس آدهانوم»، دبیرکل سازمان جهانی بهداشت، شد. بهگزارش ایسنا، آدهانوم با اشاره به آسیب به بیمارستان گاندی تهران، در شبکه ایکس نوشت: «مراکز بهداشتی و درمانی طبق حقوق بشردوستانه بینالمللی تحت حفاظت هستند. سلامت، هدف حمله نیست.
مدیرکل سازمان جهانی بهداشت افزود: «گزارشها درباره آسیب دیدن بیمارستان گاندی تهران در جریان بمباران امروز پایتخت ایران بسیار نگرانکننده است. سازمان جهانی بهداشت در حال بررسی و تأیید این حادثه است. اما این موضوع یادآوری میکند که باید تمام تلاشها انجام شود تا مراکز درمانی درگیر این درگیریهای جاری نشوند.»
همچنین «جعفر میعادفر»، رئیس سازمان اورژانس کشور، در گفتوگو با وبدا اعلام کرد: «پایگاههای اورژانس و بیمارستانهای تهران هدف حملات وحشیانه قرار گرفتند و آسیب جدی به نیروهای اورژانس وارد شده است.» او گفت: «این اقدامات شنیع و وحشیانه علیه مراکز درمانی و نیروهای امدادی که وظیفه نجات جان انسانها را برعهده دارند، مصداق بارز جنایت جنگی و نقض آشکار تمامی موازین انسانی و بینالمللی است.» میعادفر تأکید کرد: «تخریب پایگاههای امدادی نشاندهنده اوج بزدلی و خباثت دشمنان ملت ایران است.»
در پی شهادت مقام معظم رهبری حضرت آیتالله خامنهای، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بیانیهای صادر کرد. متن بیانیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی به شرح زیر است: شهادت سرافرازانه عالم ربانی، سید و سالار شهیدان انقلاب اسلامی و سیدالشهدای منتظران و نائب بر حق حضرت ولیعصر عجل الله تعالی فرجه الشریف، امام خامنه ای رضوان الله علیه، در ماه مبارک رمضان را به پیشگاه امام زمان ارواحنا فداه، امت اسلام، مراجع و علمای عظام و ملت بزرگ ایران تسلیت و تبریک عرض می نمائیم.
خداوند متعال این روح مجاهد بزرگ و فرزند پاک حضرت زهرا سلام الله علیها را چون مقتدایش امیر مؤمنان علی علیه السلام در ماه مبارک رمضان پذبرفت و به فیض شهادت نائل ساخت.
رهبر عظیم الشأنی را از دست دادیم و در سوگ او نشستیم که در طهارت روح، قوت ایمان، تدبیر در امور، شجاعت در برابر متکبران و جهاد فی سبیل الله، یگانه عصر خویش بود.
شهادت به دست شقیترین تروریستها و جلادان بشریت و انسانیت، نشانه ای از حقانیت این رهبر عظیم الشأن و قبولی خدمات خالصانه ایشان است.
شهادت در راه اسلام و ایران بزرگ نشانه یک پیروزی و نزدیک شدن به هدف است؛ لکن با شهادت و هجرت الی الله امام خامنه ای رضوان الله تعالی علیه، راه و سیره ایشان متوقف نخواهد شد و با قدرت و شکوه ادامه خواهد یافت.
این شهادت ملت ما را در استمرار راه نورانی امام خامنهای عزیز مصمم تر خواهد کرد.
اقدام مجرمانه و تروریستی دولتهای خبیث آمریکا و رژیم صهیونی، نقض موازین آشکار دینی، اخلاقی، حقوقی و عرفی می باشد؛ لذا دست انتقام ملت ایران برای مجازات سخت، قاطع و پشیمان کننده قاتلان امام امت گریبان آنان را رها نخواهد کرد.
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی و بسیج عظیم مردمی، برای دفاع از میراث گرانبهای این رهبر معظم، قدرتمندانه راه مقتدای خود را ادامه خواهند داد و در مقابله با توطئه های داخلی و خارجی و مجازات درس آموز متجاوزان به میهن اسلامی ایستادگی خواهند کرد.
در پایان دعوت میکنیم که همه اقشار جامعه با حضور پرشور و حماسی خود در صحنه های دفاع ملی، جلوه های انسجام و وحدت ملی خود را به رخ جهانیان و دشمنان خبیث و تروریست این ملت بکشانند.
تشریح «وضعیت انتقال» از سوی مشاور رهبری شهید انقلاب
مشاور و دستیار رهبری شهید انقلاب با اشاره به ظرفیت قانون اساسی برای طیکردن وضعیت فعلی، تاکید کرد: براساس اصل ۱۱۱ قانون اساسی رئیسجمهوری، رئیس قوه قضائیه و یک عضو فقیه شورای نگهبان وضعیت انتقال را برعهده میگیرند. محمد مخبر، مشاور و دستیار رهبری شهید انقلاب در گفتوگویی تلویزیونی در پاسخ به پرسشی درباره ظرفیت قانون اساسی در شرایط فعلی، اظهار کرد: براساس اصل ۱۱۱ قانون اساسی در چنین وضعیتی رئیسجمهوری، رئیس قوه قضائیه و یک عضو فقیه شورای نگهبان وضعیت انتقال را برعهده میگیرند که یا اکنون انجام شده یا بهسرعت انجام میشود.
مطابق بخشی از اصل ۱۱۱ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، تا هنگام معرفی رهبر، شورایی مرکب از رئیسجمهور، رئیس قوه قضائیه و یکی از فقهای شورای نگهبان به انتخاب مجمع تشخیص مصلحت نظام، همه وظایف رهبری را به طور موقت به عهده میگیرد.
بیانیه ارتش در پی شهادت رهبر انقلاب
ارتش جمهوری اسلامی ایران در پی شهادت رهبر انقلاب اسلامی بیانیهای منتشر کرد. متن بیانیه ارتش جمهوری اسلامی ایران در پی شهادت رهبر انقلاب اسلامی به شرح زیر است: عروج ملکوتی یگانه علمدار جبهه مبارزه با شقاوت، اسوه ایمان و شجاعت، رهبر عظیم الشأن انقلاب اسلامی و فرمانده معظم کل قوا حضرت امام خامنهای قدس الله نفسه الزکیه، امت اسلام و ملت بزرگ و مبارز ایران را داغدار کرد.
گرچه جبهه استکبار و یزیدیان زمان در جنایتی رذیلانه دستشان به خون پاک سلاله سادات و رهبر معظم آزادگان عصر حاضر آغشته شد، اما باید بدانند چراغ نامیرای راه سالار شهیدان خاموش نخواهد شد و شعله خشم پیروان راه حق و حقیقت دامن ستمگران را خواهد گرفت.
ملت بزرگ ایران این درس آموختگان مکتب عاشورا و آحاد رزمندگان و فرماندهان ارتش جمهوری اسلامی ایران به پیروزی جبهه حق ایمان دارند.
به یاری خداوند این جنایت سهمگین با همراهی و مجاهدت مردم نستوه ایران سربلند اسلامی و حضور مقتدرانه و با بصیرت فرزندان غیور ملت در نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران بیپاسخ نخواهد ماند و به فضل خداوند، راه نورانی آن رهبر شهید تا آخرین نفس ادامه خواهد یافت و ارتش جمهوری اسلامی ایران بهعنوان دژ مستحکم ملت، در خط مقدم دفاع از استقلال، تمامیت ارضی و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ایستاده است.»
پیام محسنی اژهای در پی شهادت رهبر انقلاب
حجتالاسلام والمسلمین محسنی اژهای در پیامی شهادت رهبر انقلاب را تسلیت گفت. حجتالاسلام والمسلمین محسنی اژهای، رئیس قوه قضاییه در پیامی شهادت رهبر انقلاب را تسلیت گفت.
متن پیام رئیس قوه قضائیه به شرح زیر است: بخوان «قل اعوذ بربّ الفلق» که این سرخی از خون فرزند رسول خدا (ص)، ابر مردی از خاندان حسین بن علی علیهالسلام، رنگ گرفته است. ایران اسلامی یکسره عزاکده و ماتمسرا شده است. حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای (قدس سره) رهبری الهی از سلاله رسول اکرم (ص) و خاندان حسینبنعلی(ع) به شهادت رسیدند. نفْس مطمئنّهای به قرارگاه لطف و رحمت خدا عروج کرده است. کلمهی طیّبهای و نفْس راضیه و مرضیّهای به سوی حق، صعود کرده است.
شهادت امام خامنهای بهسان جدّ مطهرشان حسین(ع) بود؛ عاشورای او با عاشورای امام عشق، شباهتی تمام داشت؛ او نیز خطاب به یزیدیان زمان فرمود «مِثلی لا یُبایِعُ مثله». اشقیاء دوران برای شهادتش صف کشیدند؛ حرامیان از شهادتش شاد شدند؛ لکن امام و رهبر شهید ما در اوج صلابت و شکوه و با زبان روزه به قافله سال شصت و یکم هجری پیوست و مصداق فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ شد. روح ملکوتی امام خامنهای عزیز به رضوان و دیار جاودانگی و لقاء الهی شتافته است و اکنون در کنار اجداد مطهرش مسرور و مشعوف است.
رهبر فرزانه، محبوب و عزت آفرین، ، امام خامنه ای عزیز، افتخار همه ایرانیانی بود که دل در گرو استقلال و اعتلای کشور داشتند و سرانجام نیز در این راه از خون پاک خویش مایه گذاشت.
امام خامنهای عزیز و شهید وارث حقیقی انبیاء الهی بودند. ایشان شناسنامه امت و پس از امام راحل، رکن رکین انقلاب توحیدی ما بودند. امام شهید ما، در طول ۳۷ سال کشتیبانی انقلاب اسلامی، خواب را از چشمان مستکبران عالم ربودند و همواره یار مظلومان عالم و خصم ظالمان بودند. اقتدار و صلابت ایشان در برابر طواغیت و دشمنان غدّار و رقت و لطافتشان در مواجه با مستضعفین در افواه و اذهان جهانیان حک شده است.
زبان از بیان و توصیف خصایل و سجایای رهبر الهی و شهیدمان عاجز است؛ فَما یُحیطُ المادِحُ وَصفَک؛ کسی که تو را مدح میکند، نمیتواند به توصیف تو دست پیدا کند.
امام خامنهای عزیز و شهید، در اوج یقین بودند و همین یقین اعلی، ایشان را در مسیر مبارزه با ظلمه عالم، استوار و ثابت قدم نگاه داشت و بدین واسطه در طول حیات طیبهی این رهبر الهی، ذرهای شک و تردید و سستی در پیمودن مسیر حق مشاهده نشد.
رهبری الهی و شهید ما، مستجاب الدعوه است؛ همانطور که دعاهای وارزقنا الشهاده فی سبیلک ایشان اجابت شد، بدونتردید دعای ایشان برای اضمحلال دستگاه کفر و سلطه نیز اجابت میشود.
اینجانب، با قلبی محزون و چشمانی گریان، شهادت قائد امت، حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای (قدس سره) را به محضر حضرت بقیهاللهالاعظم ارواحنافداه و ملت ایران و همه مسلمانان و آزادیخواهان جهان تسلیت میگویم.
شهادت رهبر فرزانه و حکیم و شجاع و بصیرمان ثُلمهای عظیم و غمی جانکاه است؛ روحمان فسرده و قلوبمان ماتمکده است، لکن استمرار راه نورانی امام شهیدمان، ضرورتی انکارناپذیر است؛ اکنون در میانه نبرد با شقیترین اشقیاء هستیم؛ باید با عزمی راسختر، طومار کفار عصر حاضر را بپیچیم؛
رژیم خبیث آمریکا وصهیون ذلیل و زبون بداند که ملت بزرگ ایران هرگز از خون رهبر قهرمان خویش نخواهد گذشت؛ همان گونه که از جنایات شاه معدوم و صدام متجاوز که مزدوران حقیر استکبار بودند، نگذشت.
امروز رژیم آمریکا منفورترین رژیم در جهان است و نظام استکبار می داند که با این گونه جنایت ها هرگز نخواهد توانست در اراده های مصمم مجاهدان بزرگی که در دامان ملت های مسلمان تربیت شده اند، خللی به وجود آورد.
بدونتردید روح ملکوتی امام شهیدمان، حامی و پشتیبان اصلی ما در این نبرد مقدس است. آنچه تسکین آلام است و موجب رضای روح الهی امام شهیدمان میشود به سرانجام رسانیدن راه ایشان و استمرار قدرتمندانهی آرمانهای معظّمله است؛ در این مسیر نورانی و الهی، هیچ تعلل و تأخیری جایز نیست.
در روزهای جنگ ضرورت همدلی برای عبور از بحران
در چنین شرایطی، جامعه با موجی از نگرانی، ابهام و تحلیلهای گاه متناقض روبهرو میشود. بازارها محتاطتر میشوند، خانوادهها درباره آینده پرسشهای بیشتری دارند و فضای مجازی مملو از خبر و شایعه است. در این میان، مهمترین سرمایه کشور نه فقط تجهیزات دفاعی، بلکه اعتماد عمومی و پیوندهای اجتماعی است.
جنگ فقط در میدان نبرد نیست
ابعاد جنگ بسیار فراتر از صحنههای نظامی است. فشار روانی، تغییرات اقتصادی، اختلال در روند عادی زندگی و افزایش سطح اضطراب، از پیامدهای طبیعی هر درگیری گسترده محسوب میشود. جامعه وارد مرحلهای از «فشار جمعی» میشود که در آن احساس ناامنی و بیثباتی میتواند به رفتارهای هیجانی منجر شود.
افزایش خریدهای اضطراری، نگرانی درباره تأمین کالاهای اساسی یا واکنشهای احساسی در شبکههای اجتماعی، نمونههایی از این رفتارهاست. اگرچه چنین واکنشهایی قابل درک است، اما در صورت تداوم و گسترش، میتواند خود به عاملی برای تشدید بحران تبدیل شود. تجربه کشورهایی که شرایط مشابه را پشت سر گذاشتهاند نشان میدهد آنچه بیش از حملات خارجی جامعه را آسیبپذیر میکند، فرسایش اعتماد داخلی است.
همدلی؛ یک ضرورت راهبردی
همدلی در روزهای جنگ یک توصیه اخلاقی صرف نیست، بلکه ضرورتی راهبردی برای حفظ ثبات اجتماعی است. هنگامی که شهروندان خود را در سرنوشت مشترک سهیم بدانند، احتمال بروز رفتارهای فردگرایانه و سودجویانه کاهش مییابد. احتکار، گرانفروشی یا سوءاستفاده از شرایط بحرانی، محصول فضایی است که در آن احساس تعلق جمعی تضعیف شده باشد.
در مقابل، وقتی حس مسئولیتپذیری عمومی تقویت شود، جامعه به جای رقابت برای نجات فردی، به سمت همکاری برای عبور جمعی از بحران حرکت میکند. این همکاری میتواند در سادهترین رفتارها نمود پیدا کند؛ از رعایت توصیههای ایمنی گرفته تا کمک به همسایگان و پرهیز از دامن زدن به التهاب روانی.
مسئولیت رسانهای هر شهروند
در عصر شبکههای اجتماعی، هر فرد یک رسانه است. با وجود قطعی و محدودیت اینترنت در فضای اینترانت داخلی سرعت انتشار اطلاعات گاه از سرعت صحتسنجی پیشی میگیرد و همین مسئله میتواند به تولید و بازنشر گسترده شایعات منجر شود. در روزهای جنگ، یک خبر نادرست درباره حمله به منطقهای خاص یا کمبود کالایی مشخص، میتواند موجی از اضطراب عمومی ایجاد کند.
کارشناسان ارتباطات معتقدند در شرایط بحرانی، «سواد رسانهای» بخشی از امنیت ملی است. خودداری از بازنشر اخبار تأییدنشده، توجه به منابع رسمی و پرهیز از تحلیلهای هیجانی، جلوهای از همدلی آگاهانه است. آرامش روانی جامعه، تا حد زیادی به نحوه مصرف و انتشار اطلاعات بستگی دارد.
حمایت از اقشار آسیبپذیر
جنگ برای همه دشوار است، اما برای برخی گروهها دشوارتر. سالمندان، کودکان، بیماران و خانوادههایی که از نظر اقتصادی در وضعیت شکنندهتری قرار دارند، فشار مضاعفی را تجربه میکنند. افزایش قیمتها، نگرانیهای امنیتی یا اختلال در خدمات میتواند تأثیر عمیقتری بر این اقشار بگذارد. در چنین شرایطی، شبکههای محلی، همسایگیها و نهادهای مدنی میتوانند نقش مهمی ایفا کنند. توجه به حال یک همسایه سالمند، تقسیم امکانات در صورت کمبود، حمایت از خانوادههای آسیبدیده و پرهیز از رفتارهای سودجویانه، مصادیق عینی همدلی اجتماعی است. هیچ جامعهای تنها با اتکا به ساختارهای رسمی از بحران عبور نمیکند؛ سرمایه اجتماعی، نیروی پنهانی است که کشور را در سختترین شرایط سرپا نگه میدارد.
تعلیق اختلافها برای حفظ انسجام
جامعه ایران مانند هر جامعهای دارای تنوع دیدگاهها و گرایشهای مختلف است. نقد و مطالبهگری بخشی طبیعی از حیات اجتماعی محسوب میشود. اما در شرایط جنگی، تشدید شکافهای سیاسی و اجتماعی میتواند انسجام ملی را تضعیف کند.
بسیاری از تحلیلگران بر این باورند که در دورههای بحران، اولویت با حفظ ثبات و امنیت عمومی است. این به معنای حذف نقد نیست، بلکه به معنای تعلیق موقت منازعات و پرهیز از دامن زدن به اختلافها در کوتاهمدت است. عبور موفق از بحران، نیازمند حداقلی از توافق و همبستگی در سطح ملی است.
نقش رسانههای رسمی و اعتماد متقابل
رسانههای رسمی و محلی در چنین روزهایی مسئولیتی دوچندان دارند. انتشار اخبار دقیق، شفافیت در اطلاعرسانی و پرهیز از بزرگنمایی میتواند به آرامش عمومی کمک کند. در مقابل، تمرکز افراطی بر تصاویر خشونتآمیز یا تحلیلهای تحریکآمیز، به افزایش التهاب میانجامد.
همزمان، اعتماد متقابل میان مردم و مسئولان اهمیت ویژهای دارد. اطلاعرسانی شفاف، پاسخگویی و همراهی با توصیههای ایمنی، رابطهای دوطرفه را شکل میدهد که برای مدیریت بحران ضروری است. هرچه سطح اعتماد عمومی بالاتر باشد، توان ملی برای عبور از شرایط دشوار بیشتر خواهد بود.
آیندهای که به رفتار امروز ما گره خورده است
جنگ واقعیتی تلخ است، اما نحوه مواجهه جامعه با آن میتواند مسیر آینده را تغییر دهد. جامعهای که در برابر بحران دچار چنددستگی شود، آسیبپذیرتر خواهد بود. اما جامعهای که اختلافها را به آیندهای آرامتر موکول کند و در کوتاهمدت بر حفظ انسجام تمرکز داشته باشد، توان بیشتری برای عبور از سختیها خواهد داشت.
امروز ایران در یکی از مقاطع حساس خود قرار گرفته است. نگرانی در خانهها جاری است و پرسش درباره فردا در ذهنها شکل میگیرد. در چنین روزهایی، همدلی نه یک شعار، بلکه ضرورتی برای بقا و ثبات اجتماعی است. آینده این سرزمین، همانقدر که به تحولات میدانهای نبرد وابسته است، به میزان انسجام دلهای ما نیز گره خورده است.
اگر هر یک از ما سهم خود را در حفظ آرامش، مسئولیتپذیری در اطلاعرسانی، حمایت از آسیبپذیران و پرهیز از رفتارهای تنشزا ایفا کنیم، میتوانیم هزینههای اجتماعی جنگ را کاهش دهیم. جنگ ممکن است خارج از اراده مردم آغاز شود، اما انسجام ملی و سرنوشت اجتماعی، در تصمیمهای کوچک و روزمره ما شکل میگیرد.
