بایگانی
هفته گذشته شوربختانه به فاصله دو روز دو ایرانشناس برجسته و بیجایگزین را از کف دادیم؛ «عبدالمجید ارفعی» و «جلال خالقی مطلق». یکی چهارشنبه، ششم اسفند، در تهران در ۸۶سالگی بهسبب عوارض ناشی از بیماری ریوی و دیگری جمعه، هشتم اسفند، در هامبورگ در ۸۸سالگی بر اثر درگیری با بیماری مغزی. یکی ایلامیشناس بود و استاد فرهنگ و زبانهای باستانی و دیگری شاهنامهپژوه بود و استاد زبان و ادبیات فارسی. یکی عمر خود را بر سر شناخت خوانش گلنبشتههای باروی تختجمشید گذاشت و از آن مهمتر، نخستین کسی بود که فرمان کوروش بزرگ را از زبان اصلیاش (بابِلی نو) به فارسی ترجمه کرد و دیگری، زندگی خود را بر سر شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی نهاد و کاملترین و جامعترین تصحیح از این اثر را به دست داد و از آن ویژهتر یادداشتهایی است که بر آن نوشت. یکی جز دوران کوتاه ادامه تحصیل در دانشگاه شیکاگو، باقی زندگی را در ایران گذراند و دیگری بیش از نیمقرن را در آلمان سپری کرد، اما هر دو عاشق وطن، چنانکه از کارنامهشان پیدا و هویداست. یکی در تهران، در مرکز دائرهالمعارف بزرگ اسلامی بدرقه و در حافظیه شیراز به خاک سپرده شد و دیگری، آیین وداعاش در هامبورگ برگزار میشود و البته خبر درگذشتش در شلوغی اخبار جنگ گم شد.
القصه، این دو تن از نسل غولهای فرهنگ ایران معاصر بودند. غولهایی که هرسال با رفتن سهچهار تنشان، ایرانمان خالیوخلوتتر و بیسروسرورتر میشود. همین دو شخصیت، ارفعی و خالقی مطلق، آثاری را از خود بر جای گذاشتند که درست در همین روزهای جنگ چقدر نیازشان داشتیم و کاش بودند و از منشور کوروش و شاهنامه فردوسی میگفتند.
متونی که هر دو راوی و حاکی صلحدوستی و عدالتطلبی و حقیقتگرایی یک مُلک و ملت است. مردمی که چه در دوران باستان، به گواه فرمان شاه هخامنشی و چه در روزگار میانه، به شهادت حکیم توس، چنانکه اسطورههایشان چنین بودند، جز به اخلاقمداری و میهنخواهی، هیچچیز دیگری را پیش چشم و مطمحنظر قرار ندادند.
از قضا، آن مدعیان که در پی بهانهای بودند تا حمله کنند و عاقبت همان را دستاویز قرار دادند، اگر همین دو دُرّ ایرانی را میخواندند، درمییافتند کنه این سرزمین را.
به روان بلند «عبدالمجید ارفعی» و «جلال خالقی مطلق» که فرمان کوروش و گلنبشتههای تختجمشید را ترجمه و شاهنامه فردوسی را تصحیح کردند، درود میفرستیم که برای ما ایرانیان چنین میراثی را بر جای نهادند
. آنها را بهخصوص در این روزهای زیر آتش جنون جانیان و خشم خونخواران برای فرزندانمان، روایتگران آینده، بخوانیم تا بدانند و بیاموزند مردم این کهنبوم در سرتاسر تاریخ هیچگاه جنگطلب نبوده و جز از انسانیت نگفته و نخواسته است. تا بدانند حتی همین دو اثر، نه بیشتر، گُلهای رنجهای کهن است؛ رنجهایی که برده شد و این گنجها به دست آمد. تاریخ راوی صادق این مدعاست و همین آثار، شاهدانش؛ حتی اگر ایران را با خاک یکسان کنند.
بمباران میراث تاریخی از استادیوم آزادی تا کاخ سنا
یک هفته گذشته اتفاقات تلخی برای میراثفرهنگی ایران افتاد. در جریان جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، بسیاری از بناهای تاریخی ایران مستقیم و غیرمستقیم دچار آسیبهای جدی یا بهطور کامل تخریب شدند؛ بناهایی که شاید عمر کوتاهی داشته و یا دیگر کاربری قبل را نداشتند، اما از منظر تاریخی و معماری دارای شاخصههای بسیاری بودند. سالن ۱۲هزارنفری ورزشگاه آزادی یکی از همین بناها بود که در بمباران روز چهارشنبه، سیزدهم اسفندماه، بهکلی تخریب شد. مجموعه ورزشی آزادی برای میزبانی ایران در بازیهای آسیایی ۱۹۷۴ (سال ۱۳۵۳خورشیدی) ساخته شده بود، اما بخشی از آن که بازیها و مسابقات مهمی در آن برگزار شده بود، در بمباران روز چهارشنبه تخریب شد.
حفرهای بر سقف کاخ سنا
یکی دیگر از بناهایی که به گواه تصاویر هوایی منتشرشده از بعد از بمباران هوایی، بهکلی تخریب شده است، کاخ سنا در مجاورت پردیس حکومتی است. بنایی ارزشمند که در اواخر دهه ۳۰ شمسی توسط دو معمار بزرگ عصر پهلوی طراحی و ساخته شده است. «فرزانه ابراهیمزاده»، پژوهشگر تاریخ، در گفتوگو با «پیام ما» درباره اهمیت تاریخی این بنا میگوید: «ساختمانی که روز سهشنبه، دوازدهم اسفندماه، هدف حمله قرار گرفت، بهنام «کاخ سنا» در ادبیات سیاسی ایران شناخته میشود. زمینی که این بنا در آن ساخته شده، اواخر دوره قاجار بخشی از زمینهای «عبدالحسین فرمانفرما» بود. در دوره پهلوی اول، رضاشاه بخشی از زمینهای او را گرفت و کاخ علیرضا -برادر دوم محمدرضا شاه- را در اینجا ساخت. بعد از کشته شدن علیرضا پهلوی در حادثه هواپیما، بنا بلااستفاده بود. تا اینکه در اواخر دهه ۳۰ تصمیم میگیرند یک عمارت مستقل برای مجلس سنا بسازند تا جلسات آن دیگر در محل مجلس شورا برگزار نشود. طرح ساخت این بنا را به «محسن فروغی» و «حیدر غیائی» میسپارند که دو معمار مهم و شاخص دوره پهلوی دوم هستند. میتوان گفت کاخ سنا یکی از شاهکارهای محسن فروغی است.»
بهگفته ابراهیمزاده، این بنا تا سال ۵۷ محل برگزاری جلسات مجلس سنا بود: «بعد از سال ۵۷ اما جلسات بسیار مهمی در این بنا برگزار شد. بعد از آن تصمیم بر این شد که مجلس شورای ملی را از بهارستان منتقل کنند به بنای دیگری که کاخ سنا برای این منظور انتخاب شد. تا دهه ۸۰ هم جلسات مجلس شورای ملی در این بنا برگزار میشد. در مجموع باید گفت اتفاقات تاریخی در این بنا شامل: «تدوین قانون اساسی (۱۳۵۸)، بازنگری قانون اساسی (۱۳۶۸)، تشکیل دورههای اول تا ششم مجلس شورا (۱۳۵۹ تا ۱۳۸۳)، رأی به عدم کفایت سیاسی ابوالحسن بنیصدر (۱۳۶۰) و انتخاب رهبری (۱۳۶۸)» هستند.» او تأکید میکند: «شاید قدمت این بنا زیاد نباشد، اما بهلحاظ اتفاقاتی که افتاده و تصمیماتی که در آن گرفته شده و جریاناتی که در این مجلس شکل گرفته، میتوانیم بگوییم یکی از مهمترین بناهای تهران بود.»
کاخ سنا اما علاوهبر ارزش تاریخی، شاخصههای معماری فراوانی هم دارد که ابراهیمزاده آن را اینطور تشریح میکند: «طراحی بنا بهشکل یک نیمدایره است. طراحان این بنا را با الهام از مجلس مهستان در دوره اشکانی و توصیفاتی که از آن در دست بود، این بنا را طراحی کرده بودند. صندلیها بهشکل نیمدایره قرار داشتند که محل نشستن نمایندگان بود و صندلی رئیس مجلس و معاونانش هم در شمال این نیمدایرهها قرار داشت.» بهگفته او، دفتر نمایندگان هم در همین ساختمان قرار داشت و براساس اطلاعات موجود، سوییتهایی هم برای پذیرایی از مهمانان ویژه در مجموعه کاخ سنا طراحی شده بود. ابراهیمزاده درباره طراحی نمای بیرونی بنا میگوید: «نمای بیرونی مجلس دو فرم زنجیرهشکل در دو طرفش داشت، که تفسیرهای زیادی در مورد آن وجود دارد. اما در طراحی اصلی اینها نماد زنجیری هستند که انوشیروان دادگر برای دادخواهی مردم در کاخ خود نظر گرفته بود که مردم هنگام دادخواهی این زنجیرها را تکان میدادند.
گفته میشود بخشهایی از کاخ سنا توسط وزارت میراثفرهنگی در حال مرمت بود که بمباران آن را تخریب کرد. ابراهیمزاده درباره اینکه آیا میشود امیدی به مرمت و یا بازسازی بنا داشت یا نه، میگوید: «ما اطلاعاتی درباره وضعیت داخل بنا نداریم، اما از تصاویر هوایی منتشرشده مشخص است سقف آن کاملاً تخریب شده است. اینطور که نشان داده میشود، نمیدانم قابل چبازسازی است یا نه.»
یک هفته جنگ، چند قرن تخریب میراثفرهنگی
فرزانه ابراهیمزاده به تخریب میراثفرهنگی در یک هفته گذشته در بمبارانها اشاره میکند و میگوید: «موضوعی که در کنار آسیبهای جانی به مردم، دردناک است، تخریب بناهای تاریخی است. در همین یک هفته اخیر اخبار متعددی از تخریب بناهای تاریخی داشتیم. تخریب استادیوم ۱۲هزارنفری آزادی که بهنوعی میتوان گفت یکی از بناهای تاریخی تهران محسوب میشود. آسیب شدیدی که به کاخ گلستان که جزو آثار ثبتشده در فهرست جهانی یونسکو است، وارد آمده. ساختمان پایگاه بسیج که در خیابان آبسردار در بمباران تخریب شد؛ ساختمانی که در گذشته مدرسه هنرهای مستظرفه بود و جزو ساختمانهای قدیمی و اولین دانشکدههای هنر در تهران بود. ساختمان ژاندارمری در کارگر جنوبی هم یک بنای تاریخی مهم و متعلق به دوره پهلوی اول بود. این بنا نزدیک به صد سال قدمت داشت و بعد از بمباران چیزی از آن باقی نمانده است. روز جمعه هم خبر حمله به دانشگاه جنگ منتشر شد. دانشگاه جنگ در دوره پهلوی اول ساخته شده و یک بنای تاریخی است. در سالهای اخیر از بخش زیادی از آن استفاده نمیشد، اما مجموعه مهمی بود. ما هنوز درباره وضعیت کاخ مرمر در مجاورت پردیس حکومتی اطلاع دقیقی نداریم. اینها خیلی اتفاقات دردناکی است و از دست کسی هم کاری بر نمیآید. درحالیکه همه این بناها، آثار غیر قابل جایگزینی در شهر هستند.»
«سجاد عسگری»، دبیر کمیته پیگیری حفاظت از خانههای تاریخی تهران، هم در مورد اطلاعاتی که درباره بناهای آسیبدیده وجود دارد، به ایسنا گفته است: «در جریان حمله هوایی دهم اسفندماه به میدان ارگ تهران، چند پلاک آنطرفتر کاخ گلستان، سازهای قرار داشت که تخریب شد. بنا بر روایتها آن محل یا دفتر امیرکبیر بوده و یا همانجایی که امیرکبیر بابیها را زندانی کرد، که از آن سازه، یک سردر بسیار زیبا با نمادهای فروهر و زرتشت باقی مانده بود که در کنار کلانتری بازار قرار داشت که کامل فروریخت.» بهگفته او: «در حمله هوایی به میدان بهارستان، ساختمان کلانتری که به دوره پهلوی تعلق داشت و دارای ارزشهای هنری و معماری زیبایی بود، کامل تخریب شده است. براساس بازدیدهای صورتگرفته هم مشاهده شد در ساختمان مجلس قدیم شیشهها شکسته است.» او معتقد است بهاحتمال زیاد در حمله به پردیس حکومتی، ساختمان سابق کاخ نخستوزیری که به دفتر ریاست جمهوری تبدیل شده. همچنین کاخ اختصاصی یا کاخ سفید که محل زندگی ولیعهد جوان، محمدرضا پهلوی، در دوره جوانی تا دهه ۴۰ بود، آسیب دیدهاند. او تأکید دارد: «در محدوده خیابان امامخمینی و ولیعصر، ساختمان تاریخی پرفسور عدل قرار دارد که احتمال میدهیم در موج انفجارهای اخیر، به آن آسیب وارد شده باشد. بالاتر از کاخ مرمر هم کاخ عبدالرضا قرار دارد که دفتر قوه قضائیه است که از وضعیت آن اطلاعی نداریم و باید پایش دقیقتر انجام شود. تمام مجموعه پردیس حکومتی شهید مطهری کار مرحوم لرزاده، معمار برجسته ایرانی، و هنرمندانی دیگر است که همگی ارزش تاریخی و معماری دارند.»
فرزانه ابراهیمزاده به آسیبهای جنگ در گذشته اشاره میکند که هنوز هم جبران نشدهاند: «در طول جنگ هشتساله ایران و عراق، بخشی از مسجدجامع اصفهان از دست رفت و در بازسازی صورتگرفته هرگز بهشکل ابتدایی و تاریخی خود بازنگشت. هر کدام از این بناها که از دست میرود، بخشی از فرهنگ و تمدن ایران از دست میرود و متأسفانه هیچ کاری نمیشود در برابر حفظ این آثار کرد. ما تنها نظارهگر هستیم.» او تأکید دارد: «اینها مواردی است که رسانهای شده و ما از آن خبر داریم، اما بسیاری از بناها هم در این یک هفته تخریب شدند که خبری در مورد آنها منتشر نشده است. از اصفهان و شیراز و بسیاری از شهرهای تاریخی خبر نداریم که در چه وضعیتی هستند.»
بیرحمی جنگ چهرههای مختلفی دارد. از کشته شدن کودکان تا حمله به بیمارستانها، از تخریب خانهها تا حذف زیرساختها، اما در مورد میراثفرهنگی کشورها در جنگ، بیرحمی جنگ چهره متفاوتی پیدا میکند. تخریب میراثفرهنگی با هر دلیل و بهانهای در جنگ، منجر به آسیب به هویت فرهنگی و تاریخی مردم یک سرزمین میشود. آسیبی که هرگز جبران نمیشود. شاید به همین دلیل است که تخریب میراثفرهنگی در جنگ برای نهادهای بینالمللی معادل جنایت جنگی است.
بسیاری از ناظران معتقدند ادامه این روند میتواند خاورمیانه را بیشازپیش در آتش درگیری فرو ببرد و حتی پیامدهای آن از مرزهای منطقه فراتر رفته و بر امنیت جهانی، بهویژه اروپا، تأثیر بگذارد. آنچه در روزهای نخست این درگیری رخ داد، نشان میدهد دامنه جنگ تنها به مرزهای ایران و اسرائیل محدود نمانده و گسترش جغرافیایی آن در سراسر منطقه دیده میشود.
در همان ساعات نخست آغاز حملات، گزارشهایی از وقوع انفجار در بخشهایی از تهران منتشر شد. منابع خبری از حملات به برخی مناطق شهری و تأسیسات خبر دادند. این حملات به برخی زیرساختها و مناطق مسکونی نیز خسارت وارد کرد و تعدادی از شهروندان کشته یا زخمی شدند.
در یکی از این حملات موشکی در مسیر قزوین-زنجان دستکم ۱۷ نفر جان باختند و در حملهای دیگر به مناطق مسکونی در تهران نیز دهها نفر زخمی شدند. گزارشها حاکی است که موج انفجار در برخی مناطق به ساختمانهای مسکونی و تأسیسات شهری آسیب وارد کرده و نیروهای امدادی و خدمات شهری برای مهار پیامدهای آن به محل اعزام شدهاند.
در کنار خسارتهای واردشده به زیرساختهای شهری، برخی اماکن عمومی نیز آسیب دیدند. گزارشها حاکی است در جریان این حملات، بخشهایی از مجموعه ورزشی آزادی و چند سالن ورزشی در تهران و برخی استانهای دیگر دچار خسارت شدند. این آسیبها در حالی رخ داد که بسیاری از این مراکز در مجاورت مناطق مسکونی قرار دارند و نگرانیهایی درباره امنیت شهروندان در مناطق اطراف ایجاد کرده است. برخی منابع از وارد شدن خسارت به تأسیسات جانبی این مجموعهها خبر دادهاند، هرچند میزان دقیق خسارتها هنوز بهطور رسمی اعلام نشده است.
در مقابل، نیروهای مسلح ایران عملیات پاسخ را در قالب «وعده صادق ۴» آغاز کردند و در چند مرحله حملات موشکی و پهپادی علیه اهداف اسرائیلی و برخی پایگاههای مرتبط با آمریکا در کشورهای منطقه انجام شد. در یکی از این حملات از موشکهای «خرمشهر-۴» استفاده شده و فرودگاه بنگوریون در تلآویو هدف قرار گرفت. گزارشها حاکی است آژیرهای هشدار در بخشهایی از سرزمینهای تحت کنترل اسرائیل به صدا درآمده و سامانههای پدافندی برای رهگیری موشکها فعال شدهاند.
براساس اعلام روابطعمومی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، تا زمان تنظیم این گزارش ۲۲ موج از عملیات «وعده صادق ۴» اجرا شده است. سپاه پاسداران اعلام کرد موج بیستودوم این عملیات با رمز «یا حسین بن علی علیهالسلام» با استفاده از انبوهی از موشکهای خرمشهر۴، خیبر و فتاح بهسمت اهدافی در سرزمینهای اشغالی آغاز شده است. «نائینی»، سخنگوی سپاه پاسداران، نیز اعلام کرد: «ما برای یک جنگ طولانی تا تنبیه متجاوز آمادهایم. دشمن در هر موج عملیاتی منتظر ضربات دردناک باشد.»
او در ادامه تأکید کرد ابتکارات و سلاحهای جدید ایران هنوز در مقیاس وسیع به کار گرفته نشده است و درصورت ادامه درگیریها ممکن است در مراحل بعدی مورد استفاده قرار گیرد. این اظهارات در حالی مطرح شد که در روزهای اخیر گزارشهایی از استفاده ترکیبی از موشکها و پهپادها در عملیاتهای ایران منتشر شده است.
مقامهای سیاسی ایران نیز مواضع تندی در واکنش به این حملات اتخاذ کردند. «محمدباقر قالیباف»، رئیس مجلس، اعلام کرد ایران «متجاوزان را بدون مجازات رها نخواهد کرد» و حملات نیروهای مسلح را «دقیق و مؤثر» توصیف کرد. در همین حال، برخی فرماندهان نظامی هشدار دادند آمریکا «هزینه سنگینی» برای این اقدام خواهد پرداخت و پاسخهای ایران تنها به یک مرحله محدود نخواهد شد.
در سطح دستگاه دیپلماسی نیز مقامهای وزارت امور خارجه ایران اعلام کردند تهران در عین پاسخ نظامی، از مسیرهای دیپلماتیک نیز برای محکومیت این حملات استفاده خواهد کرد. بهگفته مقامهای ایرانی، حمله آمریکا و اسرائیل نقض آشکار حاکمیت ایران به شمار میرود و تهران حق دفاع از خود را محفوظ میداند. این موضعگیریها در شرایطی مطرح شد که همزمان برخی کشورها خواستار کاهش تنش و بازگشت طرفها به مسیر دیپلماسی شدند.
در کنار مواضع رسمی، نهادهای امنیتی و نظامی ایران نیز از اقدامات متقابل خبر دادند. برخی گزارشها حاکی است که نیروهای امنیتی توانستهاند چند مقر گروههای مسلح و انبارهای تسلیحاتی مرتبط با جریانهای تجزیهطلب را منهدم کنند. همچنین، خبرهایی درباره هدف قرار گرفتن برخی تجهیزات نظامی دشمن در منطقه منتشر شد. این اقدامات بخشی از واکنشهای امنیتی ایران در داخل و پیرامون مرزهای کشور عنوان شده است.
«علیاکبر احمدیان»، نماینده رهبری در شورای دفاع، در سخنانی ضمن هشدار به اقلیم کردستان عراق اعلام کرد فرماندهان نیروهای مسلح در اجرای راهبردهای دفاعی متنوع و نامتقارن توانستهاند مواضع دشمنان آمریکایی و صهیونیستی را در عملیاتهای پیچیده هدف قرار دهند و بهگفته او، «معادله جدیدی» در منطقه شکل گرفته است.
او همچنین خطاب به مقامهای اقلیم کردستان عراق تأکید کرد تاکنون تنها پایگاههای آمریکا، اسرائیل و گروهکهای تجزیهطلب در این منطقه هدف قرار گرفتهاند. احمدیان هشدار داد درصورتیکه حضور این گروهها ادامه پیدا کند یا از خاک اقلیم برای اقدام علیه ایران استفاده شود، ممکن است تمامی تأسیسات مرتبط با آنها هدف حملات گسترده قرار گیرد.
در پی آغاز حملات آمریکا و اسرائیل، نیروهای مسلح ایران عملیاتهای متقابل خود را در چند محور آغاز کردند. نخستین موج پاسخ ایران با شلیک موشکها و پهپادها بهسمت سرزمینهای تحت کنترل اسرائیل انجام شد. در این حملات چند شهر از جمله تلآویو و حیفا هدف قرار گرفتند و آژیرهای هشدار در این مناطق به صدا درآمد. برخی گزارشها از وارد شدن خسارت به ساختمانها و مراکز نظامی در شمال و مرکز سرزمینهای اشغالی خبر دادهاند.
گزارشها همچنین نشان میدهد دامنه حملات ایران تنها به اسرائیل محدود نمانده است. در جریان این عملیاتها برخی پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه نیز هدف قرار گرفتند. از جمله گزارشهایی درباره حمله موشکی به پایگاههای آمریکا در اقلیم کردستان عراق منتشر شده است. برخی منابع بینالمللی نیز از اصابت موشکهای ایرانی به تأسیسات نظامی آمریکا در منطقه خبر دادهاند؛ موضوعی که نشاندهنده گسترش جغرافیایی پاسخ ایران به حملات اولیه بوده است.
در ادامه این عملیاتها، برخی پایگاههای آمریکا در کشورهای حاشیه خلیجفارس نیز در فهرست اهداف قرار گرفتند. پایگاه نظامی «العدید» آمریکا در قطر در یکی از حملات موشکی هدف قرار گرفت. همچنین، گزارشهایی از شنیده شدن صدای انفجار در برخی شهرهای منطقه از جمله ابوظبی و ریاض منتشر شد. بهگفته منابع خبری، این حملات بخشی از پاسخ ایران به عملیات نظامی اولیه آمریکا و اسرائیل بوده و با هدف ضربه زدن به مراکز نظامی و لجستیکی مرتبط با عملیات علیه ایران انجام شده است.
با گذشت چند روز از آغاز درگیریها، گزارشها نشان میدهد دامنه تنشها همچنان ادامه دارد و دو طرف حملاتی را انجام دادهاند. در همین حال برخی مقامهای نظامی ایران تأکید کردهاند توان موشکی و پهپادی کشور توانسته ضربات قابلتوجهی به اهداف دشمن وارد کند و در برخی نقاط معادلات میدان را تغییر دهد. ایران تاکنون چندین موج حمله موشکی و پهپادی اجرا کرده است و برخی تجهیزات و پایگاههای نظامی دشمن در منطقه هدف قرار گرفتهاند.
در عرصه دیپلماتیک نیز تحولات تازهای رخ داده است. سفارت فرانسه در تهران در واکنش به برخی گزارشها اعلام کرد این کشور در عملیات علیه ایران مشارکت ندارد. سفارت فرانسه در حساب رسمی خود در شبکههای اجتماعی به زبان فارسی نوشت اطلاعات منتشرشده درباره استقرار تجهیزات آمریکایی در پایگاههای این کشور در خاورمیانه نادرست است.
در همین حال، «سیدعباس عراقچی»، وزیر امور خارجه ایران، در تماس تلفنی با «جیحون بایراموف»، وزیر امور خارجه جمهوری آذربایجان، گزارشها درباره شلیک موشک از ایران به جمهوری خودمختار نخجوان را تکذیب کرد. او با اشاره به انفجارهای رخداده در نخجوان اعلام کرد نیروهای مسلح ایران در حال بررسی این حادثه هستند و تهران هیچ حملهای به این منطقه انجام نداده است. عراقچی همچنین با ابراز تأسف از مجروح شدن تعدادی از شهروندان جمهوری آذربایجان در این حادثه، برای آنان آرزوی سلامتی کرد.
در تحولی دیگر، گزارشهایی درباره حملات پهپادی به ریاض منتشر شد. منابع خبری اعلام کردند برخی مواضع مرتبط با حضور نظامی آمریکا در این شهر هدف قرار گرفته است. پس از انتشار این گزارشها، وزارت دفاع عربستان اعلام کرد نیروهای این کشور یک پهپاد را در شمال شرق ریاض رهگیری کردهاند. سخنگوی این وزارتخانه همچنین مدعی شد سه پهپاد دیگر در شرق منطقه ریاض و یک پهپاد در استان الخرج رهگیری و منهدم شدهاند.
پیشازاین نیز سپاه پاسداران از آغاز موج بیستویکم عملیات «وعده صادق ۴» خبر داده بود. بهگفته این نهاد، این عملیات ترکیبی موشکی و پهپادی با استفاده از موشکهای «خیبر» علیه اهدافی در قلب تلآویو انجام شده است. این عملیات با رمز «یا معزالمؤمنین» اجرا شده و بخشی از پاسخ نظامی ایران به حملات اولیه عنوان شده است.
در مجموع آنچه از مجموعه گزارشهای منتشرشده برمیآید، این است که حمله آمریکا و اسرائیل به ایران موجی از واکنشهای نظامی، سیاسی و دیپلماتیک در منطقه ایجاد کرده است. مقامهای سیاسی و فرماندهان نظامی ایران تأکید کردهاند پاسخ به این حملات ادامه خواهد داشت و نیروهای مسلح در حال اجرای مراحل مختلف عملیاتهای متقابل هستند.
در همین حال بسیاری از ناظران معتقدند ادامه این درگیریها میتواند پیامدهای گستردهتری برای امنیت منطقه داشته باشد. افزایش دامنه حملات به پایگاههای نظامی در چند کشور منطقه، نگرانیها درباره گسترش جغرافیایی جنگ را افزایش داده است. از سوی دیگر، برخی تحلیلگران هشدار دادهاند اگر روند فعلی ادامه پیدا کند، این درگیری ممکن است از یک تقابل محدود فراتر رفته و به بحرانی گستردهتر در خاورمیانه تبدیل شود؛ بحرانی که پیامدهای آن نهتنها کشورهای منطقه بلکه قدرتهای جهانی و بهویژه اروپا را نیز تحتتأثیر قرار خواهد داد.
راهنمای اقدامات اضطراری در روزهای جنگ
|پیام ما| در روزهای جنگ و شنیدن صدای بمب و موشک مهم است بدانیم درصورت وقوع حمله و انفجار چه واکنشی داشته باشیم. همچنین، لازم است نسبت به مراقبتهای پس از حمله و درصورت آسیبدیدن خودمان یا اطرافیانمان آگاهی کافی داشته باشیم. این مطلب دستورالعمل جامعی از اقدامات لازم در روزهای جنگ است.
۱- اقدامات لازم در هنگام حمله هوایی
– با شنیدن صدای انفجار یا پدافند هوایی کمتر از ۶۰ ثانیه فرصت دارید خود را به محلی امن برسانید.
– از پنجرهها و دیوارهای بیرونی دوری کنید.
– پشت به محل احتمالی انفجار روی زمین دراز بکشید، دهان را کمی باز نگه دارید و دستتان روی سرتان بگذارید.
– اگر میتوانید سرتان را با دست یا بالشت بپوشانید تا ترکش به آن برخورد نکند.
– درصورتیکه در فضای باز هستید، سریع خود را به پناهگاه برسانید و اگر نمیتوانید، فوراً روی زمین دراز بکشید و سرتان را بپوشانید. لازم است از دکلهای برق، خودروهای پارکشده و پنجرهها فاصله بگیرید.
– از تیرهای چراغ برق، مخازن سوخت و پمپ بنزین دور شوید.
– اگر به ساختمانی نزدیک هستید، بهسرعت وارد آن شوید.
– اگر در حال رانندگی هستید، درصورت امکان خودرو را در مکانی امن متوقف کنید، از آن پیاده شوید و بهدنبال پناهگاه بگردید. در شرایطی که خروج از خودرو ممکن نباشد، توصیه میشود داخل خودرو بمانید، بدن خود را تا حد ممکن پایین بیاورید و با دستها از سر خود محافظت کنید.
۲- پس از حمله چه کنیم؟
– چند دقیقه در محل امن بمانید تا از پایانیافتن موج حملات مطمئن شوید.
– محیط اطراف را از نظر خطر ریزش، آتشسوزی و نشت گاز بررسی کنید.
– اگر ساختمان آسیب جدی دیده است، بهسرعت اما با احتیاط تخلیه کنید.
– هنگام ترک ساختمان بههیچوجه از آسانسور استفاده نکنید.
– از کنجکاوی و تجمع بیمورد در محل انفجار خودداری کنید.
– از تماسهای غیرضروری و اشغال خطوط تلفن خودداری کنید.
– راه را برای عبور خودروهای امدادی باز کنید.
– از تماس با اشیای مشکوکی مثل موشک عملنکرده یا مواد منفجره خودداری کنید.
– مصرف سوخت خودرو را مدیریت و تا حد امکان از تردد غیرضروری پرهیز کنید.
۳- چطور آسیبها را مدیریت کنیم؟
– درصورتیکه فردی خونریزی شدید دارد:
سریعاً روی زخم فشار مستقیم وارد کنید و اندام را بالاتر از قلب نگه دارید.
در موارد اضطراری، مانند خونریزی غیرقابل کنترل، از شریانبند استفاده کنید.
– احیای قلبی-ریوی:
اگر فردی بیهوش است و نفس نمیکشد، ماساژ قلبی انجام دهید؛ ۳۰ بار فشار قلبی و ۳ بار تنفس مصنوعی.
– شکستگی و آسیب شدید:
عضو آسیبدیده را حرکت ندهید.
عضو شکسته را با آتل (تخته، روزنامه لولشده یا هر چیز بلند دیگری) ثایت کنید.
– اقدامات لازم برای مدیریت اضطراب
– نفس عمیق بکشید.
– شمارش معکوس انجام دهید.
– دستتان را روی قلبتان بگذارید و مثلاً به خودتان بگویید: «الان در امانم».
– اخبار را از منابع رسمی دنبال کنید.
– اگر کودک دارید، با فعالیتهای ساده مانند بازی یا کتابخواندن او را سرگرم نگه دارید.
– حرکات بدنی آرام مانند قدم زدن و کششهای ساده انجام دهید.
– نوشیدن آب خنک، دوش آب سرد، شنیدن موسیقی آرام میتواند کمککننده باشد.
وقتی اخبار و تصاویر فوری درباره جنگ، مرگ و ویرانی در رسانهها منتشر میشود، میتواند طاقتفرسا و ترسناک باشد. برای برخی، این ممکن است بر سلامت عاطفی تأثیر بگذارد و باعث اضطراب و استرس شود. اضطراب جنگ شامل علائم زیر است:
احساسات جدیدی را برانگیزد: تماشای یک بحران جهانی مانند جنگ میتواند احساسات جدیدی از نبود اطمینان یا استرس را در شما برانگیزد که قبلاً هرگز تجربه نکردهاید. این اخبار ممکن است شما را نگران کند که چگونه میتواند بر اقتصاد، مشاغل، امنیت ملی یا عزیزانتان تأثیر بگذارد. اگر این اتفاق افتاد، با دوستان نزدیک و خانواده خود صحبت کنید تا واقعیت مشخص شود. اگر اخبار بیشازحد سلامت روان شما را آزار میدهد، در مورد آن با یک متخصص صحبت کنید. نیاز به کنترل را افزایش دهد: چسبیدن به تلویزیون برای بهروزرسانی اخبار یا گشتن مداوم در رسانههای اجتماعی برای جستوجوی اطلاعات بیشتر و آگاه ماندن میتواند حس کاذبی از کنترل به شما بدهد. درحالیکه بهروز ماندن میتواند به شما کمک کند در موارد خاص اقدامات احتیاطی را انجام دهید، اما بیشازحد آن، ممکن است روال روزانه شما را مختل کند. بهگزارش «وبامدی»، در عوض، متخصصان توصیه میکنند روی چیزهایی که میتوانید کنترل کنید، مانند سلامت عمومی خود تمرکز کنید. برای مثال سعی کنید غذاهای سالم بخورید، بهاندازه کافی بخوابید، آب زیادی بنوشید تا بدن شما هیدراته بماند و از عزیزان خود مراقبت کنید. سلامت روان را تحتتأثیر قرار میدهد: اگر بیماری روانی مانند اضطراب، اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) یا افسردگی دارید، تماشای بیشازحد اخبار ناخوشایند میتواند آن را بدتر کند. |ایسنا
فراخوان بهزیستی؛ داوطلبان علاقهمند برای کمک با ۱۲۳ و ۱۴۸۰ تماس بگیرند
سید جواد حسینی در پیامی خطاب به مدیران کل و معاونان سازمان بهزیستی در سراسر کشور، ضمن عرض تسلیت به مناسبت شهادت رهبر شهید و سایر شهدای حملات متجاوزانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به کشورمان از مدیران خواست دو نکته کلیدی را در کنار سایر فعالیتهای جاری مد نظر قرار دهند.
وی تأکید کرد: اکنون بهترین زمان برای فعالسازی گروههای محب است تا هم در آرامشسازی مردم و هم در ارائه خدمات حرفهای به ویژه به خانوادهها و مناطق آسیبدیده، اقدامات مؤثری انجام دهند.
وی از مدیران خواست حتماً با گروههای محب در ارتباط باشند و آنان را فعال کنند.
رئیس سازمان بهزیستی افزود: گروههای سیبیآر (CBR) نیز اکنون میتوانند نقش فراجمعیتی خود را به صورت محلهمحور ایفا کنند و در جاهایی که امکان راهاندازی کانونهای سلامت محله وجود دارد، این کانونها فعال شوند.
حسینی خاطرنشان کرد: گروههای همیاران سلامت و مشابه آن به ویژه با محوریت گروه محب باید به طور طبیعی در شرایط کنونی فعال شوند و مدیران ارتباط مستمر با آنان داشته باشند.
نکته دوم مورد تأکید حسینی، مربوط به گروههای داوطلبین بود که در این باره گفت: سازمان بهزیستی دارای گروههای داوطلبی است از جمله حدود ۳۶۰ هزار داوطلبی که در سامانه «سلام محله» ثبتنام کردهاند. داوطلبان قبلی یا افراد جدیدی که مایل به همکاری با بهزیستی هستند میتوانند با تماس با اورژانس اجتماعی ۱۲۳ و صدای مشاور ۱۴۸۰ اقدام کنند.
حسینی توضیح داد: مشاوران و مددکاران این خطوط باید توجیه شوند تا شمارههای گروههای محب را در اختیار داشته باشند، داوطلبان را شناسایی کنند و آنان را به گروههای محب معرفی کنند تا در صورت وجود داوطلب در مناطق، سازماندهی شوند و به کمک آسیبدیدگان و مردم بشتابند.
وی همچنین با اشاره به احتمال تعطیلی دفاتر مشاوره وزارت ورزش و جوانان در این روزها، از مدیران استانی خواست حتماً با ادارات کل ورزش و جوانان استانها در ارتباط باشند. مدیرکل دفتر مشاوره سازمان بهزیستی، هماهنگیهای لازم را انجام داده تا از ظرفیت مشاوران علاقمند و مراکز آن وزارتخانه نیز استفاده شود.
رئیس سازمان بهزیستی ظرفیت دانشگاههای علوم پزشکی و دانشگاههای وزارت علوم را نیز برای ارائه خدمات روانشناختی به مردم مهم دانست و افزود: هماهنگیهای اولیه در سطح ملی انجام شده است.
حسینی تأکید کرد: گروههای محب و سیبیآر باید حتماً در این شرایط فعال شوند و داوطلبانی که در سطح محلات و شهرها علاقمند به کمک هستند از طریق خطوط ۱۲۳ و ۱۴۸۰ به سمت این گروهها هدایت شوند. گروهها نیز باید توجیه شوند تا فعال شده و داوطلبان را به خوبی جذب کنند.
براساس گزارش روابط عمومی و امور بینالملل سازمان بهزیستی کشور، وی به تجربه ایام جنگ ۱۲ روزه اشاره کرد و گفت: در آن دوره ۲۴ هزار داوطلب ثبتنام کردند که عمدتاً روانشناس، مشاور و مددکار بودند و لیست آنان در اختیار کارشناسان ۱۴۸۰ و ۱۲۳ قرار گرفته تا تماس برقرار کنند و داوطلبان را جذب کنند./ ایسنا
آقای پزشکیان ما اینترنت نداریم
خبرگزاریهای داخلی کشور گزارش دادهاند «یوسف پزشکیان»، فرزند رئیسجمهور روز سهشنبه در یادداشتی در کانال تلگرامی خود مطالبی را درباره انتخاب رهبر آینده کشور و شرایط پیش رو منتشر کرده است. اگرچه به نظر میرسد مخاطب نوشته آقای پزشکیان، مردم داخل کشور است، اما نکتهای که گویا فراموش کرده، این است که اینترنت بینالمللی در داخل قطع شده و ما بهعنوان شهروندان این کشور هیچگونه دسترسی به شبکههای مجازی مانند تلگرام و ایکس نداریم.
آقای پزشکیان احتمالاً بهتر از همه میدانند در طول یک سال گذشته، این سومین بار است که دسترسی شهروندان به اینترنت بینالمللی بهطور کامل قطع میشود. پیشتر در زمان جنگ دوازدهروزه و همچنین اعتراضات دیماه نیز این اتفاق افتاد. بارها کارشناسان مختلف عنوان کردهاند این تعطیلی هم امکان دسترسی شهروندان به اخبار و اطلاعات را غیرممکن میکند و هم بسیاری از کسبوکارهای آنلاین را در طول یکسال گذشته با تعطیلی مواجه کرده است.
آقای پزشکیان که دسترسی به اینترنت بینالملل دارند، شاید البته مطلع نباشند که حتی شبکه اینترنت داخلی نیز با مشکلاتی روبهرو است. بهطور مثال، تجربه بسیاری از شهروندان نشان میدهد اپلیکشین «بله» گاهی دچار اختلال میشود و حتی ابزار هوش مصنوعی آن بهدلیل آنچه اختلال در شبکه اینترنت کشور گزارش میشود، امکان استفاده رایگان را برای شهروندان بسته است.
همه اینها درحالیاست که در دوران جنگ و شرایط کنونی کشور، دسترسی شهروندان به اینترنت آزاد بیش از هر زمان دیگری ضرورت دارد. اگر آقای پزشکیان بهعنوان یکی از نزدیکترین افراد به رئیسجمهور و همچنین سایر مسئولان کشور میخواهند اطلاعاتی درباره شرایط کشور در اختیار مردم بگذارند و انتظار دارند روایت درستی از آنچه بر کشور میرود منتشر شود، راه درست این است: امکان استفاده اینترنت آزاد برای همه شهروندان و همه رسانههای داخلی فراهم شود.
همانطورکه انتظار میرفت، با وقوع جنگ آخرین روزنههای اتصال به جهان بسته شد. شهروندان بعد از تجربه ۲۱ روز قطعی کامل و تحمل ادامه اختلالها، اکنون برای سومین بار در سال ۱۴۰۴ قطع سراسری شبکه جهانی را تجربه میکنند. در حال حاضر تعداد بسیار کمی از کاربران با استفاده از پروکسی یا بعضی کانفیگها به اینترنت متصلاند و قیمت کانفیگهایی که شانس اتصالشان بیشتر است، بالا رفته. تماسهای تلفنی از خارج به داخل کشور محدود شده و تماس با بیرون از مرزها با اختلال همراه است. در این حال و اوضاع، تحمل بیخبری از سلامت بستگان و دوستان، جا ماندن از اطلاعرسانیها درباره حملات پیدرپی و تحولات جنگ و سردرگمی درباره سرنوشتی که در انتظار ماست، از همیشه دشوارتر شده. اما هیچیک از اینها باعث نشده تصمیمگیران از قطع شبکه جهانی کوتاه بیایند یا دستکم اجرای آن را کمی عقب بیندازند.
«وحید فرید»، فعال حق اینترنت و کارشناس فناوری اطلاعات، به «پیام ما» میگوید: «تمام دیتاسنترها قطعاند. معدود اتصال موجود مربوط به استارلینک و شماری از خطهای سفید است. بهعلاوه، انتظار میرود برخی کسبوکارها که در قطعی دیماه اینترنت داشتند، همچنان وصل باشند. روز اول جنگ بعضی کانفیگها کار میکرد، اما از روز دوم بخشی از آنها قطع شده. احتمال دارد بعضی کانفیگهای فعلی مربوط به اینترنت استارلینک باشند و برخی مربوط به کسبوکارهایی که تانل گرفته بودند. بنابراین، احتمالاً کانفیگهایی که وصل میشود، جزو ترافیک ایران محسوب نمیشود؛ هرچند سطح این اتصالات هم خیلی محدود است.»
بهگفته او، سطح دسترسی به اینترنت در روز نخست به چهار درصد کاهش یافته و پهنای باند از روز دوم به زیر یک درصد رسیده است. گزارش نتبلاکس که سیتنا منتشر کرده، این را تأیید میکند. در ساعات و روزهای پرالتهابی که مردم برای خبر گرفتن از یکدیگر و مطلع شدن از اخبار، به اینترنت بینالمللی دسترسی ندارند و حتی بعضی اپراتورهای تلفن همراه مختل شدهاند (چه آنکه در نقاطی از تهران آنتن ایرانسل آسیب دیده و ارتباط ممکن نیست)، محدودیتهایی بر پیامرسانهای بومی اعمال شده است. با اینهمه شماری از خبرگزاریهای رسمی به اینترنت دسترسی دارند؛ از جمله فارس، ایسنا، ایرنا و مهر که اخبار بینالمللی را بهطور اختصاصی ترجمه و منتشر میکنند.
پیامرسان بومی برای محدودیت بیشتر
در روز نخست جنگ و قطع اینترنت انتشار مطلبی در خروجی فارس جالب توجه بود: «هنگام جنگ چگونه در رسانههای اجتماعی فعالیت کنیم». این خبرگزاری توصیه کرده است افراد مجموعهای از پروتکلها را رعایت کنند و فیلم یا عکس ارسال نکنند. حال آنکه در روزهای گذشته دریافت یا ارسال تصویر حتی در پیامرسانهای بومی غیرفعال شده بود، چه رسد به پیامرسانها و شبکههای اجتماعی فیلترشده و پرمخاطب خارجی.
از اولین ساعات، بعضی پلتفرمهای بومی اختلالی جزئی نشان دادند و رفتهرفته محدودیتهای جدی ایجاد شد. مثلاً قابلیت ارسال و دریافت عکس و فیلم در پیامرسان «بله» غیرفعال شد و دلیل اعمال این محدودیت «حجم بالای پیامها» و «حفظ پایداری ارتباطات» عنوان شد. این محدودیت فعلاً حل شده، اما در «ایتا» هنوز نمیتوان هیچگونه فایلی ارسال کرد.
فرید میگوید: «با اینکه همیشه در تبلیغاتشان از مردم میخواستند از پیامرسانهای بومی استفاده کنند و میگفتند این ابزار همیشه در دسترس خواهد بود، تجربه قطعی اینترنت در اعتراضات دیماه نشان داد پیامرسان بومی صرفاً برای ایجاد محدودیت بیشتر است؛ چراکه در زمانی که نیاز است مردم در شرایط دشوار با هم در ارتباط باشند، همان پیامرسان بومی هم مختل میشود. در آن زمان دیدیم حتی چتکردن در بعضی اپلیکیشنهای داخلی مثل «باسلام» ممکن نبود، کامنتهای بعضی سایتها و پایگاههای خبری مثل «دیوار» و «زومیت» بسته شد. بنابراین، وقتی قرار است محدودیتی اعمال شود، دیگر فرقی میان پیامرسان بومی یا خارجی نیست. از طرف دیگر، کسانی که اقوامی در خارج از کشور دارند، واقعاً نیاز دارند پیامی از آنها بگیرند و پیغامی به آنها برسانند، اما میبینیم پیامرسان بومی از خارج کشور وصل نمیشود و باز هم آن ارتباط مورد نیاز برقرار نمیشود. تجربه دیماه و جنگ فعلی نشان داد اینطور نیست که بتوان پیامرسان بومی را جایگزین ابزارهای دیگر کرد.»
تعلیق طولانی؛ کی اوضاع عادی میشود؟
قرار بود روز شنبه، نهم اسفند، انجمن تجارت الکترونیک در مراسمی از ششمین گزارش کیفیت اینترنت رونمایی کند. «مهدی دلیلی»، روابطعمومی انجمن تجارت الکترونیک، به «پیام ما» میگوید: «انجمن هر شش ماه گزارشی درباره وضعیت اینترنت منتشر میکند که دیماه نوبت انتشار ششمین گزارش بود، اما با اتفاقاتی که رخ داد و با قطع دوباره اینترنت، انتشار این گزارش دیگر محلی از اعراب نداشت. درنهایت، بخشی مربوط به قطعی و اختلال اینترنت پس از اعتراضات دیماه اضافه شد و بنا شد روز شنبه منتشر شود که باز هم به جنگ و قطع سراسری اینترنت خورد. حالا باز هم باید منتظر بمانیم.»
اعمال قطعی سراسری اینترنت در بزنگاههای تاریخی، تجربه تکراری سالهای گذشته است و در سال دشوار ۱۴۰۴ که روبهپایان است، مردم ایران سومین خاموشی دیجیتال را از سر میگذرانند. بار اول، در نخستین روز جنگ دوزادهروزه (۲۳ خرداد) بهدلیل آنچه «جلوگیری از نفوذ سایبری» اعلام شد، اینترنت بینالملل در کشور قطع شد و این خاموشی دستکم تا یک روز پس از آتشبس ادامه داشت. کارشناسان حوزه فناوری دلیل اعلامشده را بارها به چالش کشیدهاند. از تجربه دوم هم زمان زیادی نمیگذرد؛ اعتراضات خونبار دیماه و قطع سراسری شبکه جهانی برای ۲۱ روز. این طولانیترین قطعی اعمالشده بر کاربران ایرانی است؛ ۱۸ دی تا ۷ بهمن مردم فقط به «شبکه ملی اطلاعات» یا همان اینترنت ملی دسترسی داشتند و پسازآن، اختلالاتی بهطور انتخابی روی پورتها و دیتاسنترهای خاص اعمال شد تا ۹ اسفند.
در این تجربهها و قطعیهای پیشین، مدیران و تصمیمگیران هر بار بازگشت «وضعیت عادی» را وعده میدادند، اما وضعیت عادی هنوز اتفاق نیفتاده است. چه آنکه این بار هم همانطورکه پیشبینی میشد اولین واکنش به جنگ، قطع دسترسی به اینترنت بینالملل بود و هنوز کسی برای توضیح به افکار عمومی احساس وظیفه نکرده است.
از ساعات ابتدایی بامداد چهارشنبه، ۱۳ اسفندماه، حملات هوایی به نقاط مختلف کشور از جمله تهران، بهویژه در شرق و شمالشرق، کرمانشاه و قم و برخی شهرهای دیگر آغاز شد. در پنج روز گذشته در جریان حملات هوایی اسرائیل و آمریکا که بهصورت شبانهروزی در نقاط مختلف کشور و بهطور گسترده در پایتخت ادامه داشته، بسیاری از شهروندان خسارات جانی و مالی فراوانی دیدند. با توجه به تخریب گسترده منازل مسکونی در نقاط مختلف، شهرداری تهران اعلام کرد آسیبدیدگان جنگ برای اسکان در هتل به شهرداری مناطق مراجعه کنند. در جنگ دوازدهروزه نیز اسکان افرادی که در جریان حملات منازلشان تخریب شده بود، توسط شهرداری در چند هتل تهران صورت گرفت.
پنج روز جنگ، ۱۰۴۵ شهید نظامی و غیرنظامی
دیروز «حسین کرمانپور»، سخنگوی وزارت بهداشت، از شهید شدن بالغبر ۸۶۷ هموطن در پنج روز گذشته خبر داد. درعینحال، براساس اعلام بنیاد شهید و امور ایثارگران، آمار شهدای نظامی و مردمی حملات آمریکا و اسرائیل به شهرهای مختلف ایران به ۱۰۴۵ نفر رسیده است.
بهگفته کرمانپور: «تاکنون ۲۷ نفر از کادر درمان به انحای مختلف آسیب دیده و سه نفر به شهادت رسیدهاند. «علی آریا» دستیار سال سوم ارتوپدی دانشگاه علومپزشکی تهران در بیمارستان سینا، آقای «عبدالهی» تکنسین اورژانس و «رباب دهدشتی» از تکنسینهای رادیولوژی در شیراز حین مأموریت به شهادت رسیدند.»
حسین کرمانپور درباره وضعیت مراکز درمانی، بیماران و کادر درمان گفت: «در حال حاضر اکثریت بیمارستانها و مراکز درمانی ما فعال و در حال ارائه خدمت هستند.» او با اشاره به اینکه هیچ استاندارد جهانی درباره اینکه مراکز درمانی و بیمارستانی در کنار مراکز نظامی و انتظامی ساخته نشوند، وجود ندارد، گفت: «از زمان آغاز جنگ تا این لحظه بهدلیل هدف گرفته شدن مراکز نظامی، انتظامی و دولتی، بیمارستان یا مرکز درمانی که در مجاورت آنها قرار داشتهاند، بهصورت مستقیم یا غیرمستقیم مورد حمله قرار گرفتهاند. در مواردی هم موشک در ورودی بیمارستانها به زمین خورده و باعث تعطیلی مرکز درمانی یا آسیب رساندن به شیشهها و ورودیها و بخشها، فروریختن تجهیزات و واهمه بیماران، همراهان آنها و کادر سلامت شده است.»
سخنگوی وزارت بهداشت درباره آمار مجروحان گفت: «همکاران من از اول جنگ [تا ظهر روز چهارشنبه ۱۳ اسفند] بیش از پنج هزار و ۹۴۶ فرد مجروح را پذیرش کردهاند. این افراد یا با انواع آمبولانس یا توسط مردم به مراکز درمانی منتقل شدهاند یا مجروح خود را به مراکز درمانی رسانده است. از این تعداد دو هزار و ۱۸۴ نفر در حال حاضر بستری هستند، سه هزار و ۶۶ نفر ترخیص شدهاند، ۶۹۳ نفر هم در محل درمان گرفتند و ترخیص شدند. همچنین، تاکنون ۴۹۸ عمل جراحی توسط همکاران اتاق عمل و پزشکان متخصص انجام شده که ممکن است این اعمال بارها تکرار شود و خدمترسانی ادامه پیدا کند.»
بر اساس اعلام جمعیت هلالاحمر تا چهارمین روز جنگ: « ۱۵۳ شهرستان کشور درگیر حادثه شدهاند و مجموعاً ۵۰۴ نقطه مورد اصابت قرار گرفته است. شمار دفعات حملات ثبتشده تا این لحظه به هزار و ۳۹ مورد رسیده است.» در عملیاتهای امدادی انجامشده توسط هلالاحمر تا روز چهارم یکهزار و ۹ تیم عملیاتی شامل سه هزار و ۶۵۱ امدادگر و نجاتگر مشارکت داشتهاند. در عملیاتهای انجامشده توسط نیروهای هلالاحمر، سه امدادگر حین انجام عملیات امداد و نجات، در حمله هوایی آسیب دیدند. اورژانس استان تهران هم از شهادت یک پرسنل این سازمان حین خدمترسانی به مردم در پی حملات موشکی امروز خبر داده است.
۱۲ درصد ازجانباختگان جنگ زنان و ۳۰ درصد کودکان هستند
براساس اعلام سخنگوی وزارت بهداشت، بیش از ۱۲ درصد از جانباختگان را زنان تشکیل دادهاند. آمار کودکان جانباخته در میان دو گروه جنسیتی زنان و مردان تقسیم شدهاند، اما اگر تنها حدود ۲۰۰ کودک بهشهادترسیده در میناب را در نظر بگیریم، همین عدد ۳۰ درصد از شهدا را تشکیل میدهد.
سازماندهی داوطلبان آتشنشانی
بر اساس اعلام مدیرعامل سازمان آتشنشانی تهران، آتشنشانان از لحظات ابتدایی حوادث ناشی از حملات در صحنه حضور دارند. «قدرتالله محمدی» به ایسنا گفته است: «در حال حاضر، ۱۳۸ ایستگاه آتشنشانی تهران با بهکارگیری تمامی توان خود و با حضور پنج هزار و ۶۰۰ آتشنشان در سه شیفت کاری، با تجهیزات و خودروهای سنگین آواربرداری در محل اصابتها در حال عملیات امداد و نجات هستند.» بهگفته او، سازماندهی آتشنشانان داوطلب آتشنشانی تهران نیز انجام شده است تا درصورت نیاز، همراه با آتشنشانان خدمترسانی کنند.
خسارات جنگ بیمه میشوند
خسارات ناشی از حملات هوایی و آتشسوزیهای ناشی از آن در دنیا تحت پوشش بیمه قرار نمیگیرد، اما در روزهای اخیر بیمه مرکزی اعلام کرد ارائه پوشش خسارتهای ناشی از جنگ در بیمهنامههای آتشسوزی منازل مسکونی، بیمههای آتشسوزی صنعتی و غیرصنعتی، بیمه بدنه اتومبیل، بیمه درمان تکمیلی، بیمه مسئولیت متصدیان حملونقل داخلی و همچنین بیمههای زندگی بلامانع اعلام شد. بیمه مرکزی در راستای تقویت فضای اطمینان و امنیت در کشور به شرکتهای بیمه اجازه داده نسبت به ارائه بیمهنامههای متنوع و پوششهای ویژه در زمان جنگ اقدام کنند.
بهرهمندی بالغبر چهار هزار نفر از خدمات حمایت روانی هلالاحمر
دیروز «پیرحسین کولیوند»، رئیس جمعیت هلالاحمر، اعلام کرد: «در دو روز گذشته حدود چهار هزار هموطن از خدمات مشاوره و حمایتهای روانی سامانه ۴۰۳۰ هلالاحمر استفاده کردهاند. در جنگ دوازدهروزه ۷۰ هزار متخصص داشتیم و اکنون بیش از ۱۰۰ هزار امدادگر متخصص داریم.» او درباره سرعت امدادرسانی این جمعیت گفت: «در هر نقطهای اتفاقی میافتد نیروهای هلالاحمر ۳ تا ۴ دقیقه بعد خودشان را به محل حادثه میرسانند؛ چراکه در پهنههای شهر، مستقر هستند.»
توصیههای امدادی مهم به شهروندان
با توجه به اینکه حملات بسیار گسترده و در مناطق مختلف انجام میشود، براساس اعلام هلالاحمر سامانه تلفنی حمایتهای روانی ۴۰۳۰ بهصورت شبانهروزی آماده ارائه خدمات مشاوره و حمایت روانی به حادثهدیدگان و خانوادههای آنان است. این جمعیت همچنین توصیههایی به شهروندان در زمان وقوع حادثه دارد، از جمله اینکه: «درصورت وقوع انفجار یا تخریب ساختمان، از تجمع در محل حادثه جداً خودداری کنید و مسیرهای تردد خودروهای امدادی را باز نگهدارید. هنگام شنیدن صدای انفجار یا هشدار، از نزدیک شدن به پنجرهها و اشیای شیشهای پرهیز کنید و در نقاط امن ساختمان (دور از پنجره و دیوارهای بیرونی) پناه بگیرید. یک کیف اضطراری شامل آب، مدارک ضروری، داروهای مورد نیاز، چراغقوه و پاوربانک آماده داشته باشید و درصورت نیاز تنها با وسایل ضروری محل را ترک کنید. درصورت نیاز به خدمات امدادی با شماره ۱۱۲ (ندای امداد هلالاحمر) تماس حاصل کنید.» این سازمان در اطلاعیهای دیگر تأکید کرده است: «بهمحض شنیدن صدای انفجار، وحشت نکنید. ترسِ آنی باعث تصمیمات غلط و دویدنِ بیهدف میشود که خطرناکترین واکنش است. نفس عمیق بکشید، بهجای پنجرهها بهسمت دیوارهای داخلی پناه ببرید. با حفظ آرامش، دیگر اعضای خانواده را به نقطه امن هدایت کنید. خونسردی شما اولین قدم برای نجات است.» در بخشی دیگر نیز به توجه به کودکان در شرایط بحرانی اشاره شده و آورده است: «در لحظات اضطراب، کودکان و سالمندان بیش از هر چیز به آرامشِ کلامی و حضور شما نیاز دارند. آنها را با صدای بلند صدا نزنید و هراسان نکنید. با لحنی قاطع اما آرام، آنها را به پناهگاه یا نقاط امن خانه ببرید. وسایل ضروری سالمندان (عینک، دارو، سمعک) را همیشه در کنارشان قرار دهید تا در زمان جابهجایی معطل نشوید. امنیت ضعیفترها، اولویت ماست.»
ایران این روزها زیر آتش جنگ است. آتشی که هر روز بر آمار خسارات و کشتهشدگان میافزاید. در این میان اما آسیبدیدگان روحی و روانی از شرایط جنگی در بیخبری و ابهام و ضعف ساختاری گسترده در شکل اطلاعرسانی، آماری پنهان دارند. آماری که شاید هرگز اعلام نشود و این آسیب تا سالها همراه افرادی که در این شرایط زندگی کردهاند، باشد. در میان آمارها خبری از ترومایی که افراد در اثر بیخبری از عزیزانشان تجربه میکنند، وجود ندارد. بیخبری از وضعیت شهری که در آن زندگی میکنند و بیخبری از روزهای نیامده. این آتش همه ما را در سراسر ایران بهشکلی درگیر کرده است.
انفجار در «میدان نیلوفر»؛ دو برداشت از دو جنگ
فرناز، تهران، میدان نیلوفر، ۱۴۰۴
من طراح شهری هستم و برای یک شرکت خصوصی کار میکنم. امروز هم از خانه و پشت کامپیوتر پای کار بودم و برای همین نتوانستم زودتر با شما صحبت کنم. دوستانم به من میگویند تو شبیه جوکِ آن پلیسِ کرهشمالی هستی؛ همانی که سرچهاراه ایستاده و هیچ عابری از خیابان رد نمیشود، اما خانمپلیسه به وظیفه خودش عمل میکند و سوتزنان کارش را ادامه میدهد. از یکشنبه، ۱۰ اسفند، که در خیابان ما انفجار رخ داد، هنوز نتوانستیم شیشهها را تعمیر کنیم. پنجرهسازها یا از تهران رفتند و یا کار نمیکنند. برای همین، پنجرهها را که از جا درآمدهاند، با نایلون پوشاندهایم. پشت میز شام نشسته بودیم و اتفاقاً داشتیم درباره ترسیدن و نترسیدن از بمباران صحبت میکردیم که ناگهان صدای انفجار آمد. برقها قطع شدند و در خانه که کنار میز شام بود، از جا درآمد. اولش در تاریکی ندیدم شیشهها خرد شده. اصلاً سوت و صدای هواپیما را نشنیدیم. چند بار آمدم از روی زمین بلند شوم که دوباره چیزی منفجر میشد و موج و غبارش از در داخل خانه میشد. من حتی نمیدانستم چیزی به اسم موشک سهفاز وجود دارد و باید صبر کنم تا انفجارها تمام شود. اگر میدانستم آنقدر برای بلند شدن، که خطرناک هم بود، تلاش نمیکردم. شاید کل ماجرا ۱۰ دقیقه طول کشید. واقعاً چرا اطلاعی از تفاوت این انفجارها و شیوه پناهگیری و… نداشتم؟ احساس میکنم پناه گرفتنم در آن لحظات بحرانی از خاطرات کودکیام و تمرینهای مدرسه میآمد. از همه بیشتر سعی داشتم روی پاهایم بایستم و خودم را به حیوان همراه خانگیام برسانم و نجاتش دهم؛ نه سگ و گربه که یک لاکپشت کوچک داریم.
این را بگویم که همه آن حرفها که سر میز شام زده بودیم، در واقعیت شکل دیگری است. بعد از انفجار هم تجربهام عجیب بود. مسجد محل ما شکلی از قدرت محلی بودن دارد. در دوران کرونا هم آنها کارها را پیش میبردند. اولین نیروهای کمک، لباسشخصیهایی که به نظر من به مسجد نزدیک بودند، رسیدند. درواقع، چندان خبری از نیروهای رسمی مثل پلیس و هلالاحمر نبود. نمیدانستم به چه کسی زنگ بزنم. میشنیدم که آدمهای سیاهپوش در بلندگوهایشان چیزی میگفتند، اما تحتتأثیر انفجار گوشهایم اصلاً نمیشنید. احساس آرامش نمیکردم. خیلی غمناک است. یادم است در محل هم جوانی عکسی گرفت و او را نگه داشتند که «عکس را داری برای کی میفرستی؟»
برای من مسئله این است که کسانی مثل من، احساس دوگانهای داریم. انگار بههرحال میدانستیم این جنگ شکل میگیرد و باز دلمان میخواهد اینجا در شهر یا در این کشتی در حال غرق شدن بمانیم. البته نمیخواهم رمانتیکش کنم. اما بههرحال این انتخاب ما است. اما باید بگویم که من کاملاً احساس عدم اتصال دارم. سالهاست که احساس فاصله میکنم. نه به تلویزیون اعتماد دارم -اصلاً نگاهش نمیکنم- و نه حتی به ماهواره. این روزها وقتی خبرگزاریها را از سر اجبار میخوانم، احساس توریستی بودن دارم. آنقدر به تیترها و بیانهای متنقاض و سوگیرانه میخندیم که شاید وقت نمیکنیم به بخشهای جدی برسیم یا حتی پیدا کنیم که جایی هم کسی از مردم و پناه گرفتن و روشهای در امان بودن چیزی نوشته و آموزشی داده؟ اطلاعرسانی درست و سریعی هست؟ راهنمایی هست که پر از اظهارنظر نباشد؟
آزاده، تهران، میدان نیلوفر، ۱۳۶۶
دلم نمیخواهد به جنگ، نوستالژیک فکر کنم. روایت من خیلی ساده است. یک قصه است مثل قصه همه آدمهای آن روزهای تهران. اصلاً چنین روایتی تعریف کردن دارد؟ من مهندس کامپیوتر بودم، اما در سالهای جنگ که طولانی هم شده بود و دلم میخواست متوقف شود، سه فرزند کوچک داشتم که باید از آنها مراقبت میکردم. بنابراین، کار نمیکردم. یادم است بمباران تهران با موشکباران خیلی تفاوت داشت. زمان بمباران هواپیماها ساعت مشخصی در آسمان تهران پرواز میکردند و بهشکلی غیر هدفمند شهر را بمباران میکردند. تلویزیون به مردم میگفت ساکت باشند و از پنجره دور شوند و حتی سیگار کنار پنجره روشن نکنند. صدای آژیر کاملاً مشخص بود. ما هم همین کار را میکردیم. اما موشکباران متفاوت بود. بچهها را جمع میکردم در هال و باهم میخوابیدیم و بچهها با صدا از خواب پریدند. هیچ نمیتوانستیم برای موشکباران آماده باشیم. اثرات تجربه موشکباران هنوز هم روی روان فرزندانم که بزرگ و بالغ شدهاند، باقی است. شیشهها را چسبهای پهن زده بودیم و الگوهای خاصی داشتیم که به ما آموزش میدادند و همه هم همین کار را میکردیم. امسال هم که میخواستم خانه را امن کنم، از همان الگوها که در ذهنم بود، برای چسب زدن استفاده کردم. اما نمیدانم برای موج انفجار موشکهای این روزها این کار تأثیری هم دارد یا نه؟
فردای انفجار بچهها را برداشتم و رفتیم جای موشک را دیدیم. موج از پایین میآمد و شیشههای زیرزمین ما هم برای همین شکسته بود. یادم است احساس من آن زمان با این روزها خیلی تفاوت داشت. انگار خطها واضحتر بودند، همفکرتر و همنظرتر بودیم؛ هرچند که درباره شرایط سیاسی و عقاید سیاسیمان اصلاً همسو نبودیم. مثلاً یادم است همیشه از نیروهای انتظامی احساس فاصله میکردم، از همان دوران دانشجویی بعد و قبل از انقلاب. اما در سالهای جنگ به نیروهای رسمی اعتماد زیادی داشتم و احساس امنیت میکردم. درواقع، به اطلاعاتی که به ما میرسید، شک نمیکردم. میتوانستیم اطلاعات جنگ را از تبلیغات جنگ جدا کنیم. حتی اگر فقط برنامههای تلویزیونی بودند. جالب است امروز اینهمه رسانه وجود دارد و اینهمه اطلاعات و سویههای مختلف، اما قدرت جدا کردن اطلاعات و تبلیغات را از هم ندارم. کسی هست که به ما راست بگوید؟
صلح را به جهان کودکان بازگردانید
متأسفانه چند روزی است که کشور عزیز ما، ایران، در آتش یک جنگ تمامعیار میسوزد. زیرساختها در معرض تهدید قرار گرفته و هموطنان بیدفاع و بیگناه هرروزه قربانی این جنگ خانمانسوز میشوند. در این میان، واقعه تلخ انفجار مدرسه ابتدایی میناب، که طی آن ۱۶۵ کودک بههمراه کادر آموزشی مدرسه با بمبهای اسرائیلی و آمریکایی جان باختند، متأسفانه تأییدی مجدد بر این اصل است که هر جنگی، جنگ علیه کودکان است و از سوی همه فعالان و دوستداران حقوق کودکان محکوم است.
ما جمعی از تشکلهای فعال در عرصه حمایت از حقوق کودکان ضمن ابراز همدلی و همدردی با خانوادههای این کودکان و معلمان ازدسترفته و نیز عرض تسلیت به مردم رنجدیده و بازماندگان تمامی جانهای عزیز ازدسترفته در وقایع اخیر، بار دیگر بر این اصل مهم تأکید میکنیم که هر گلولهای که شلیک میشود، درنهایت زندگی و سرنوشت کودکان را هدف قرار میدهد.
پیشتر نیز در بیانیههای مختلف، به دفعات بر ضرورت خشونت پرهیزی و اهتمام بر ساختن شرایطی ایمن برای زندگی کودکان و در اولویت قرار گرفتن منافع عالیه کودکان تأکید کرده بودیم. هشدار آن روزهای ما تلاشی بود برای جلوگیری از وقایع خونبار این روزها.
اکنون نیز بر این مهم تأکید میکنیم که تنها راه نجات کودکان از چرخه فقر و نابرابری و خشونت، اولویت قراردادن منافع عالیه کودکان در همه تصمیمگیریها و سیاستگذاریها و احترام به حق بقا و زندگی آنان است.
جنگافروزی و وقایع خونبار این روزها، نهتنها زندگی امروز کودکان را در معرض تهدید قرار داده است، بلکه نگرانی ازدسترفتن تمامیت ارضی و تمامی زیرساختهایی را که قرار است فردای کودکان این کشور برپایه آنها استوار شود، نیز بههمراه دارد. ضمن آنکه احساس ناامنی و آسیبهای روحی ناشی از وقوع جنگ و ترس و وحشت و ترومای حاصل از آن میتواند برای سالهای طولانی در روح و روان کودکان باقی بماند و سلامت و رفتار آینده آنان را نیز تحتتأثیر قرار دهد.
ما ضمن هشدار مجدد نسبت به اقداماتی که منجر به تهدید امنیت و مصالح کودکان میشود، اقدامات جنگطلبانه و خشونتبار تمامی کسانی را که بهخاطر حفاظت از منافع خود مرتکب این جنایات شدهاند، شدیداً محکوم میکنیم و خواستار توقف سریع این اقدامات و استقرار صلح در منطقه هستیم. از سازمان ملل، یونیسف و همه جهانیان صلحطلب درخواست میکنیم به این جنگ بیرحمانه علیه هموطنان عزیز ما، بهویژه کودکان، پایان دهند.
ما تأکید میکنیم هدف قراردادن کودکان و بیماران و زندانیان نقض آشکار حقوق انسانی و همه معاهدات بینالمللی است.
ما بر این باوریم که برخورداری از امنیت، آرامش و شادی، ضرورت و حق مسلم همه کودکان است.
از طرف جمعی از تشکلهای حامی حقوق کودکان
پنج روز از حمله اسرائیل و آمریکا به ایران گذشته است. نگاهی به اخبار خبرگزاریها آمار دقیقی از اینکه کدام خیابان و نقطه از تهران و سایر شهرها مورد حمله قرار گرفته، نمیدهد. گفتن از جنگ در صحبتهای مسئولان خلاصه شده؛ اما آنچه مردم به چشم خود میبینند، بزرگتر از یک فاجعه در کلام است. از میدان انقلاب، میدان فردوسی، میدان نیلوفر و… در شهر تهران تقریباً چیزی باقی نمانده و هر لحظه بر شمار افرادی که خانههای خود را از دست دادهاند، افزوده میشود.
بااینحال، در زمان قطعی اینترنت و نبود دسترسی به فضای مجازی، در گزارشهای تصویری خبرگزاریها بهتر میتوان نشانههای جنگ در زندگی شهروندان را دید. یکی از این مجموعه تصاویر را «داود قهردار»، عکاس، عصر روز سهشنبه (۱۲ اسفند) و در چهارمین روز جنگ ثبت کرده است. عکسی از میدان آزادی که انگار دود و آتش از پشت برج، فواره میزند و بالا میرود.
قهردار در گفتوگو با «پیام ما» روایت خود را از عصر روز سهشنبه اینطور شرح میدهد: «در حیاط خبرگزاری «ایسنا» ایستاده بودیم که دیدیم موشکی بهسمت پایین میآید. فاصلهاش بسیار نزدیک بود. آنقدر نزدیک که گمان میکردم هر لحظه بهسمت ما میآید.
ثانیهای بعدتر صدای انفجار آمد. حوالی میدان انقلاب بود. برای عکسبرداری رفتم، اما حجم فاجعه بهحدی بود که امکان عکسبرداری وجود نداشت.»
او چند ثانیه بعد دود بسیار بزرگی را دید که از غرب تهران بهسوی آسمان بالا میآید: «فکر کردم میدان آزادی یا حوالی آن باید باشد و سعی کردم بهسرعت خودم را به آنجا برسانم. تقریباً نزدیک میدان آزادی بودم که یک موشک دیگر زدند. از محل دقیقش اطلاعی ندارم، اما بهقدری نزدیک بود که در عکس چنان است که انگار پشت میدان آزادی را زدهاند.»
در این روزها با قطعی دوباره اینترنت بینالملل ایران، امکان جستوجو در گوگل وجود ندارد. در سایتهای خبرگزاریهای داخلی هم بهسختی میتوان جستوجو کرد.
میماند کانالهای پیامرسانهای داخلی رسانهها که گاهی از محل انفجارها خبر میدهند. قهردار از شنیدههایش درباره محل اصابت موشک میگوید: «احتمالاً انفجار از میدان آزادی فاصله داشته است. آنطورکه شنیدم یک موشک به فرودگاه برخورد کرده و یک انفجار دیگر هم در نزدیکی آزادی بوده که اطلاعی از نقطه دقیق آن ندارم.»
او درباره مصدومشدن افراد حاضر در محل انفجار توضیح میدهد: «سمتی که من ایستاده بودم، کسی مصدوم نشد. اما سمت دیگر برج که در عکسها هم مشخص است، سنگهایی ریختند و مردم مجروح شدند. در عکسهای دیگری هم که از سایر عکاسان دیدم، مردم و ماشینها آسیب دیده بودند.»
قهردار در آن لحظات دوربین عکاسی بههمراه نداشت و تصاویر را با دوربین گوشی موبایل ثبت کرد. بلافاصه هم خود را به خبرگزاری ایسنا رساند و عکسها را تحویل داد که حالا با عنوان «آزادی پس از حملات امروز غرب تهران» در وبسایت این خبرگزاری موجود است.
او درباره دلیل ثبت این تصاویر میگوید: «برج آزادی تهران، نماد ایران است. فکر کردم ثبت این عکس و جهانی شدن آن میتواند به نشان دادن اتفاقی که در ایران میافتد، کمک کند.»
